کد خبر: 2607269
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۵
گروه حوزه‌های علميه: غديرستيزی جريانی بوده كه در طول تاريخ از طرف افرادی چون ابن تيميه جريان داشته ولی اكثر علمای عامه اقرار به عظمت غدير و امام علی(ع) دارند؛ از 200 سال پيش فرقه ضاله وهابيت تمام تلاش خود را كردند كه در بحث غدير شبهه به وجود بياورند.
حجت‎الاسلام والمسلمين حجت‌الله سروری، پژوهشگر و نويسنده حوزوی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) گفت: حادثه غدير خم به نوعی بزرگترين عيد اسلامی است كه در اين روز جهان به عظمت امام علی(ع) و حقانيت شيعه معترف می‏‎شود؛ در كتب معتبر ما مطرح شده است كه چهارده نفر در همان روز قصد ترور پيامبر(ص) را داشتند، آنها مطمئن بودند كه پيامبر(ص)قصد معرفی امام علی(ع) را در چنين روزی دارد كه در اين بين به افرادی چون ابوبكر و عمر و عاص عمر بن عوص و طلحه و سالم بن مولای و... بر می‏خوريم كه پشت كوهی به نام عرشی كمين كردند و از آنسوی می‎خواستند كه سنگ‎هايی را به طرف شترهای حاجيان پرتاب كنند تا چنين جمعی شكل نگيرد.
وی افزود: پيامبر اكرم(ص) در خطبه غدير به پنجاه آيه در بحث غدير اشاره می‎كنند كه از اين آيات غديری 25 آيه برای اهل بيت(ع) و 15 آيه دشمنان اهل بيت(ع) و 10 آيه نيز به همين واقعه غدير می‎پردازد.
اين پژوهشگر حوزه علميه اظهار كرد: ادعای اهل سنت در خصوص خلافت ابوبكر و عمر پس از رحلت پيامبر(ص)، تكيه بر بحث اجماع مردم دارد و پس از پيامبر(ع) بايد ابوبكر به عنوان خليفه جانشين باشد در حالی كه ادله‎ای از اهل سنت داريم كه اصلا اجماع نبوده است و كسانی بودند كه به اين مسئله در همان زمان هم اعتراض داشتند.
وی افزود: اينكه چرا همه افرادی كه در غدير بودند اين مسئله را فراموش كرده و يا اعتراضی به ابوبكر برای خلافت نكردند از نظر تاريخ و علم تاريخ و عقلای علما مسئله‎ای خنده‌دار است؛ زيرا در همان زمان ادله بسياری وجود دارد كه حداقل 23 سه نفر از شخصيت‎ها و صحابه پيامبر(ص) با پيش كشيدن مسئله غدير پس از انتخاب ابوبكر به اين مسئله معترض شدند كه مطابق اسناد اهل سنت(ع) اين 23 صحابی مقابل ابوبكر ايستادند از جمله بلال حبشی، سعدبن عباده، سلمان فارسی، فضل بن عباس، عتبه ابن ابی لهب، زبيربن عوام، مالك بن نبيره، مالك اشتر نخعی، سعدبن ابی وقاص، ابوذر غفاری و.... در مقابل جريان سقيفه با برهان غدير ايستادند.
سروری اظهار كرد: اين مطلب در شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحديد در جلد 1 ص131، تاريخ طبری، تاريخ يعقوبی و... عنوان شده است در همين كتب به صراحت آمده است كه خلافت ابوبكر بر اساس اجماع صورت نگرفته و اين افراد به علاوه امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) معترض اين مسئله بودند.
وی ادامه داد: عمرابن خطاب در بحث اجماع جمله مشهوری دارد كه مطمئنا با اين جمله بسياری از اين ادله وهابيت را نقش بر آب می‎كند، او بيان می‏‎كند كه ما در بيعت گرفتن برای ابوبكر شتابزده عمل كرديم و خداوند شر اين كار را از مسلمين دور بدارد؛ اين مطلب عمر كه نشان دهنده نوعی شتابزدگی برای معرفی ابوبكر پس از رحلت پيامبر(ص) است در مسند ابن حنبل، صحيح بخاری، تاريخ طبری، سيره نبويه ابن هشام، شرح نهج البلاغه ، تاريخ خلفا از سيوطی و... ذكر شده است كه نشان دهنده جو سياسی و كودتايی آن حادثه بوده است تا امری شورايی و مبتنی بر امر رسول الله.
نويسنده كتاب «بی بصيرتانی از حادثه كربلا»، يادآور شد: سوال اينجاست كه اگر ملاك تعيين در انتخاب خليفه اجماع مردم بوده است پس چرا اين اجماع در مورد عمر عملی نشد؟ و اگر ملاك وصيت است چرا در مورد عثمان عملی نشد؟ پس با ادله اهل سنت خلافت اين سه نفر باطل است؛ نكته بعدی آنكه سوال ما از منكران غدير اين است كه آنان عنوان می‎كنند كه پيامبر(ص) در بحث امامت وصيتی نداشتند و همه امور را به مردم واگذار كردند ولی اين سوال را از وجدان خود نمی‎پرسند كه چگونه می‎شود ابوبكر بيش از پيامبر(ص) دلش برای امت سوخته است كه بعد از خود جانشينش را مشخص كرده است؟ و اينكه اگر قرار است كه كسی منصوب شود چرا عمر اين كار را نكرد؟
وی افزود: سوال ديگر آن است كه اگر تعيين كردن خليفه موجب ايجاد دو دستگی ميان مردم است چرا پيامبر(ص) به اين اصل حياتی اشاره نكرد؟ پس می‏توانيم بگوييم كه بحث جانشينی امام علی(ع) حتمی است و آيه 67 سوره مائده هم كه پيامبر(ص) در روز عيد غدير در 18ذی الحجه مطرح كردند دليل همين مسئله است.
سروری يادآور شد: بسياری از علما و مفسران اهل سنت بيان و اقرار كردند كه در اين آيه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دينا» روز غدير مطرح شده است؛ آنچه مهم است اين است كه روايات مهمی از ابوبكر داريم كه حديث «من كنت مولا» را ابوبكر تاييد كرد كه در مورد عيد غدير است كه منابع اهل سنت هم اين مسئله را اعلام كردند؛ مهمترين مسئله‎ای كه داريم اين است كه اين آيه ولايت به اقرار اهل سنت در مدح امام علی(ع) و جريان غدير است؛ آنها اصلا اين آيه را به آيه غدير معروف می‏دانستند؛ اين مطلب در تاريخ مدينه و دمشق از ابن اساكر، حديث 586، روح المعانی آلوسی، سيوطی در تفسير درالمنثورو ... اشاره شده است.
وی گفت: يكی ديگر از شبهات آنان، مسئله كلمه مولی است كه جديدا آنها اين مطلب را به دوستی تعبير كرده‎اند كه به جز بحث سندی و ادبی آن، از نظر عقلی نيز اين ادعا خنده‌دار است؛ زيرا از نظر عقلی چه كسی می‏‎تواند بيان كند كه پيامبر(ص) در آن روز گرم اين همه انسان را از پيش و پس جمع كردند و بر جهازی رفتنند و خطبه خواندند و با اين همه تشريفات می‎خواستند بگويند كه علی(ع) دوست من است؟ آيا مردم نمی‏دانستند كه امام علی(ع) هميشه همراه پيامبر(ص) است؟ آنها می‎گويند ولی معنانی مختلف دارد كه ما هم اسناد معتبر زيادی داريم مبنی بر اينكه پيامبر(ص) در ابتدای اين خطبه از مردم اقرار گرفتند كه آيا من بر شما اولی نيستم و آيا من حق رسالت بر گردن شما ندارم كه مردم هم همه تاييد كردند و پس از اين زمينه چينی مسئله ولايت و جانشين بعد از خود را مشخص كردند كه مشخصا اين بحث با يك هدف خاص بيان شده است؛ اين بحث در مستدرك علی الصحيحين هم مطرح شده است كه ايشان به اين بحث من كنت مولاه اشاره كرده‎‏اند.
سروری يادآور شد: آنها قبلا می‎گفتند كه مولا به معنای دوست است كه چگونه قبول می‎كنند كه پيامبر(ص) 120هزار نفر را در همچنان روز داغی جمع كنند و اعلام كنند كه علی دوست من است؛ نكته ديگر بر طبق متون خود اهل سنت، اولين كسانی كه به امام علی(ع) تبريك گفتند و بخ بخ يا علی گفتند، عمر و ابوبكر بودند و هم ايشان، حضرت را مولا خواندند؛ اين مطلب در تاريخ مدينه و دمشق حديث 575، 577، 588، مناقب علی(ع) خوارزمی و ابن مقابلی شافعی، تاريخ بغداد جلد هشتم و.. به صراحت آمده است كه همين دو نفر امام را ولی ناميدند و به ايشان تبريك گفتند.
اين پژوهشگر حوزوی اظهاركرد: غدير انكاری از زمان وهابيت اوج گرفته اگر چه در گذشته هم بود كه بسياری از اهل سنت در مقابل اين حقيقت محض سر تعظيم فرود آورند از جمله شرح ابن ابی الحديد معتزلی كه در جلد يك آورده است مورد احترام همه اهل سنت هم هست كه ايشان نيز می‎آورد كه همه فضايل به علی(ع) منصوب می‌شود كه حتی دشمنانش نتوانستند فضايلش را منكر شوند كه او رئيس همه فضيلت‏ها است و همين تعبيرات است كه نشان می‎دهد جانشين رسول خدا از نظر اين علمای اهل سنت چه جايگاهی داشته و چه تفاوتی با ديگران داشته است.
وی گفت: بسياری از منابع معتبر از اهل سنت منكر غدير نشدند؛ حديث خطبه غدير از بزرگان اهل سنت نقل شده است و ضياالدين مقبلی از بزرگان عامه می‎گويد كه اگر حديث غدير را معلوم ندانيم هيچ واقعه‏ای در اسلام قابل اثبات نيست؛ او اين مطلب را در هدايت العقول در جلد 2 عنوان می‎كند.
وی افزود: ابن مقابلی از قول استادش ابوالقاسم محمد می‎گويد كه حديث صحيح غدير را يك صدنفر از صحابه روايت كردند و من هيچ ضعفی در اين روايت نمی‎بينيم؛، حافظ ابوعبدالله گنجی شافعی می‌‎گويد كه بعد از ذكر حديث از احمد در مسند خود نيز اين مبحث را آورده است؛ ابوالمعالی جوينی می‎گويد كه من در بغداد يك جلد كتاب ديدم كه جلد 28 از اسناد «من كنت مولافهذاعلی مولا» بود؛ حافظ عمادالدين ابن كثير شافعی نيز می‌گويد چنين نقلی درباره اين حديث دارد ولی متاسفانه در 200 سال اخير فرقه وهابيت اين همه شبهه و دروغ را در اين بين وارد كرد.
سروری عنوان كرد: حافظ شافعی گفت روزی ديدم كه طبری دو جلد احاديث غدير را جمع آوری كرده بود؛ جلال الدين سيوطی می‎گويد كه حديث غدير، متواتری است كه نمی‎شود منكرش شد و ابن حجر ايتمی می‏گويد كه در حديث غدير كه حديث صحيحی است هيچ شكی در آن كارگر نيست و گروهی مانند احمدبن حنبل آن را اخراج كرده‏اند.
اين پژوهشگر حوزوی يادآور شد: شيخ محمد صبا می‎‏گويد كه پس از واقعه غدير سی نفر از اصحاب اين حديث را روايت كردند؛ ابومحمد عاصمی می‎گويد كه پيامبر گفت كه من كنت مولاه فهذا علی مولا و همه اين مطلب را پذيرفته‎اند؛ مولوی ولی الله حبيب كه در مرات المومنين می‏گويد كه پس از ذكر حديث بايد دانست كه اين حديث صحيحی است و كسی كه در صحت آن شك دارد قطعا در اشتباه و خطا گرفتار شده است.
وی گفت: حادثه عظيم غدير عظيم‌ترين حادثه بشريت است كه سند هويت شيعه است؛ خطبه غدير بزرگترين سند حقانيت شيعه است و اين را بايد گفت كه حضرت زهرا(س) وقتی می‎خواهند كه نسبت به ظلمی كه بر ايشان رواداشته شده است احتجاج كنند به خطبه غدير استناد كردند كه غدير حجت را بر همه تمام كرد و احدی نمی‎تواند منكر بحث غدير شود؛ خود غدير خنثی كننده يك بمب بزرگ عليه جامعه اسلامی است كه منافقان آن را برای انفجار جامعه اسلامی توليد كردند؛ بحث غدير عصاره خلقت است و چكيده تمام اديان الهی است.
اين استاد حوزه، يادآورشد: امام صادق(ع) می‎فرمايند كه تمام انبيای الهی به عظمت غدير معترف بوده‎اند و به عنوان يك روز بزرگ از آن ياد می‌كردند؛ در تهذيب شيخ طوسی آمده است كه امام صادق(ع) فرمودند كه خداوند بزرگ هيچ پيامبری را بر نيانگيخت كه مگر اينكه اين روز را عيد گرفت؛ حديث معتبری داريم كه در اين روز توبه حضرت آدم پذيرفته شد؛ در اين روز كشتی نوح بر كوه جودی قرار گرفت؛؛ ابراهيم(ع) از آتش نجات يافت و موسی(ع) هارون را جانشين خود كرد و حضرت عيسی(ع) شمعون را وصی خود انتخاب كرد؛ پس غدير ثمره نبوت و خط مشی بشر تا آخرين روز دنيا است؛ علامه امينی از صد صحابه اين مطلب را نقل كرده است كه همه آنها را هم از منابع اهل سنت ذكر می‏كند؛ سی صد و شصت نفر از راويان اهل سنت به غدير اشاره كرده‎اند.
وی گفت: غديرستيزی جريانی بوده كه در طول تاريخ از طرف افرادی چون ابن تيميه جريان داشته ولی اكثر علمای عامه اقرار به عظمت غدير و امام علی(ع) دارند؛ ولی با اين وجود از 200 سال پيش فرقه ضاله وهابيت تمام تلاش خود را كردند كه در بحث غدير شبهه به وجود بياورند؛ به عنوان مثال در محل غدير روستايی ايجاد شد كه نگذاشتند در آن مسجدی به وجود بيايد و راه آن را مسدود كردند و هر كاری كردند كه اين حقيقت را كتمان كنند ولی غافل از اينكه دست خداوند هميشه حق را نمايان خواهد كرد؛ همين امسال 5 ميليون كتاب به نام دشمنت را بشناس در مراسم حج عليه شيعه به زائران حج هديه شد.
اين پژوهشگر حوزوی يادآور شد: يكی از دلايل ترور شخصيتی امام هادی(ع) در سالهای اخير به دليل خطبه غديريه ايشان است كه از بهترين اسناد در استناد شيعه به غدير است ؛ايشان در زيارت روز غدير به روشنی به زوايای پيدا و پنهان غدير اشاره می‎كند.
سروری عنوان كرد: حوزه علميه ما وظيفه دارد با حضور جدی در عرصه رسانه، جايی كه بيشترين حمله را به معارف ما از آنجا برنامه‎ريزی می‏كنند راهی برای مقابله با اين تفكرات غلط پيدا كند؛ امروزه شبكه‎هايی چون ولايت را داريم كه كارهای مثبتی كرده‏اند ولی اين حضور بايد همه جانبه باشد؛ زيرا اگر به منطق و نظر و اسناد است هيچ منطقی به پای شيعه نمی‏رسد و مشكل ما رسانه است؛ امروز 300 كانال وهابی تا بن دندان مسلح تيشه به ريشه شيعه می‏‎زنند در قطر كتابی به نام «خليفه مظلوم يزيد بن معاويه» منتشر می‏شود و از سال 1381 به اين سوی شيعه ستيزی با چاپ 10 ميليون نسخه كتاب عليه شيعه وارد فاز جديدی شد كه حوزه بايد در اين مسير بيش از پيش فعال شود و متاسفانه موج شيعه كشی كه در عصر حاضر باب شده است نشانی از مظلوميت ماست.
وی گفت: حوزه ما بايد نسبت به كارهای تبليغی به ويژه غدير حساسيت بيشتری داشته باشيد؛ 150 سال پيش خطبه غدير يكی از لوازم حياتی در جهيزيه دختران بود كه با خود به خانه بخث می‏بردند زيرا اين خطبه نشانی از شيعه بودن آنها بود كه اين رسوم زيبا الان محو شده است كه بايد اين سنن زيبا را از طريق رسانه و منابر احيا كنيم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: