کد خبر: 2885827
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۵
گروه فعالیت‌های قرآنی: احمد مهرمشهدی معروف به افخمی به درخواست و تشویق پدر که از او می‌خواست ظهرها و شب‌‌ها بالای پشت ‌بام اذان بگوید، در سن ۱۳ سالگی به صورت کاملا اتفاقی و البته با عنایت خداوند متعال و نظر امام رضا(ع) مؤذن مسجد گوهرشاد مضجع شریف امام رضا(ع) شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، احمد مهرمشهدی معروف به افخمی، مؤذن و پیشکسوت قرآنی روز گذشته، سوم اسفندماه در دیدار جمعی از مسئولان و فعالان قرآنی با وی، ضمن تشکر از مسئولان و خبرگزاری ایکنا، گفت: مدتی مسئولیت امور مساجد را در بخش صحت قرائت امامان جماعت بر عهده داشتم و این نشان از علاقه من به روحانیت بود چرا که عقیده دارم اولین کسانی که وارد بهشت می‌شوند، روحانیان معزز هستند.

وی ادامه داد: اوایل نوجوانی خودم نیز طلبه بودم که درس جامع‌المقدمات را نزد استاد آستانه پرست تلمذ می‌کردم و حجت‌الاسلام محمدهادی عبدخدایی، استاد حوزه و دانشگاه از همکلاسی‌های بنده در دوران ابتدایی و حوزه علمیه بود که بنده به دلیل مشغله‌هایی توفیق نداشتم، دروس دینی را ادامه دهم.

این مؤذن پیشکسوت از چگونه مؤذن شدنش سخن گفت و بیان کرد: مرحوم پدرم نیز خیلی خوش صدا بود و همیشه من را تشویق می‌کرد که ظهرها و شب‌ها بالای پشت ‌بام اذان بگویم، در یکی از روزهای 13 سالگی‌ام به قصد عبور وارد مسجد گوهرشاد شدم و به دلیل همزمانی با نماز ظهر تصمیم گرفتم که وسط مسجد اذان بگویم، آن زمان رسم بر این بود که هر کس با هر صدایی که داشت در هنگام اذان می‌ایستاد و یک گوشه مسجد اذان می‌گفت.

مهرمشهدی ادامه داد: با آغاز اذان گفتن، متوجه جذب 25 الی 30 نفر از افراد حاضر در مسجد به سمت خودم شدم به طوری که چراغچی (پدربزرگ شهید چراغچی) به عنوان مسئول امورات روشنایی مسجد گوهرشاد نیز در محل حاضر بود از صدایم خوشش آمده و از من دعوت کرد تا فردای همان روز هم به مسجد گوهرشاد حرم رضوی آمده و اذان بگویم.

وی اضافه کرد: فردای آن روز هم حاج آقای طاهری، متولی مسجد گوهرشاد و نماینده مجلس در آن زمان که به صورت سرزده برای سرکشی به امورات مسجد در محل مسجد حضور یافته بود با شنیدن صوت بنده از من خواست تا مؤذن رسمی مسجد جامع گوهرشاد شوم.

این مؤذن پیشکسوت مسجدگوهرشاد همچنین به بیان خاطراتی از ابتدای شروع کار اذان گفتنش در مسجد گوهرشاد پرداخت و گفت: هر شب که قرار بود، اذان صبح به حرم بروم از زمانی که می‌خوابیدم تا وقتی که بیدار می‌شدم ۱۰ بار از خواب می‌پریدم، یک شب ناگهان از خواب بیدار شدم ساعت را دیدم و به نظرم آمد که دقیقا وقت اذان است کمی با خود فکر کردم و بعد گفتم چاره‌ای نیست دیگر خوابیدم.

استاد افخمی ادامه داد: در همین حال یک لحظه به ذهنم رسید که از خانه ما تا حرم با دوچرخه 10 دقیقه راه است و بهتر از اذان نگفتن است، بروم اذان را با 10 دقیقه تأخیر بگویم و اگر هم کسی انتقاد کرد می‌گویم که خواب مانده‌ام. دوچرخه را برداشتم و با سرعت رفتم در شبستان نهاوندی را باز کرده و بعد در اتاق صوت شروع به گفتن اذان کردم و سپس بیرون آمدم.

وی افزود: در شبستان را که باز کردم دیدم تعدادی از خادمانی که شب‌ها کشیک هستند همراه با آقای طاهریان که مسئول آن ها بود آنجا ایستاده اند، با خودم گفتم این 10 دقیقه تأخیر باعث ناراحتی این ها شده است، بعد به آقای طاهریان گفتم «حاج آقا انسان است خواب می‌ماند.» ولی گفت: «تو حالت خوب است؟ هنوز دو ساعت و 10 دقیقه به اذان صبح باقی مانده است!»

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: