کد خبر: 3477459
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۲
گروه اجتماعی: اهمیت و تقدس فلسطین به خاطر این است که محل ظهور پیامبران بزرگی چون عیسی(ع)، موسی (ع) و محل عبور و زندگانی حضرت ابراهیم(ع) بوده است. این سرزمین از نظر موقعیت سوق الجیشی بسیار حساس و پراهمیت است و به مثابه پلی است که کشورهای عربی- اسلامی آسیا را به آفریقا متصل می‌کند.
به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) از ایلام، فلسطین سرزمین مقدسی که در قدیم "کنعان" نام داشت، حدود 27024 کیلومتر مربع مساحت دارد و دریای مدیترانه در غرب، لبنان در شمال، سوریه و رود اردن در شرق و دریای سرخ و شبه جزیره سینا در جنوب و جنوب غربی آن قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این موقعیت ویژه جغرافیایی فلسطین را در طول تاریخ به گذرگاه و نقطه تمرکز بسیاری از کشورها و تمدنهای پیاپی تبدیل کرده است.
تاریخ فلسطین با نام انبیا آغاز می‌شود. بنی اسرائیل فرزندان یعقوب بودند و حدود سیزده قرن قبل از میلاد با اقتدار زندگی می‌کردند. در هنگام حکومت فرعون بر مصر و پیش از ظهور موسی (ع) جمعیت اسرائیلیان زیاد شد. 430 سال پس از ورود یعقوب به مصر، حضرت موسی (ع) قوم بنی اسرائیل را از سرزمین مصر به مقصد سرزمین موعود، به حرکت درآورد. پیمودن این مسافت چهل سال طول کشید. حضرت موسی در این دوران طولانی از هدایت قوم فروگذار نکرد اما بنی اسرائیل بارها دست به طغیان و تجاوز زدند. پس از حضرت موسی (ع)، یوشع جانشین وی شد و بنی اسرائیل را از رود اردن عبور داد تا اینکه این قوم به شهرهای جدید رسیدند و دست به غارت و کشتار اهالی زدند. اما قوم فلسطین در مقابل آنان مقاومت کرد و سرانجام بنی اسرائیل را مغلوب ساخت. ولی پس از جنگهای فراوان، مجدداً بنی اسرائیل قدرت گرفتند و بر شهرها مسلط شدند. در حدود 1000 قبل از میلاد، حضرت داوود توانست اورشلیم را از دست فلسطینیان خارج کند و بیت‌المقدس را در آنجا بنا کند. این بنا توسط حضرت سلیمان تکمیل شد. سلیمان، چهل سال سلطنت کرد و آرامش را به قدس بازگرداند اما پس از او، دوباره ظلم و غارت بنی اسرائیل آغاز شد.
حدود سال 730 قبل از میلاد شالمانصر (شلمنصر) به اسرائیل تاخت و عده‌ای از آنان را اسیر کرد و به جای آنها بابلیان را اسکان داد. در سال 586 قبل از میلاد در زمان بخت‌النصر، کشور یهود مورد حمله آشوریان قرار گرفت که منجر به انحطاط و اسارت بنی اسرائیل شد. سرانجام کوروش پادشاه ایران، بابل را تسخیر کرد و یهودیان را آزاد ساخت و به فلسطین و اورشلیم بازگرداند. آسایش اورشلیم تا پایان سلطنت داریوش سوم ادامه داشت تا اینکه اسکندر مقدونی، در حدود سال 323 قبل از میلاد به ایران، مصر، سوریه، فنیقیه و فلسطین حمله کرد و ویرانی و قتل و غارت فراوانی به بار آورد. پس از اسکندر، جانشینان او بر فلسطین مسلط شدند. از سال 63 قبل از میلاد دوره تسلط رومیان آغاز شد که پس از جنگ‌های فراوان، به ارمنستان و قسمتی از آسیا و آفریقا، سپس سوریه و فلسطین حمله بردند و دوازده هزار یهودی را کشتند.
در چنان شرایطی، ظهور مسیح(ع) امید و آرزوی یهودیان بود تا آنان را نجات بخشد. اما روحانیون یهود به او حسادت ورزیدند و سرانجام به فتوای شورای یهود و جوسازی‌های آنان، حضرت عیسی (ع) توسط حکمران رومی سرزمین یهودا به اعدام محکوم و به زعم خودشان مصلوب شد.
با ظهور پیامبر خاتم (ص) و برگزیدن بیت‌المقدس به عنوان قبله اول، این شهر تقدس ویژه‌ای نزد مسلمانان یافت. در زمان خلیفه اول مسلمین (ابوبکر) وی سپاهی روانه سوریه و فلسطین کرد که با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم، عمر، سوریه و بیت‌المقدس به دست مسلمین افتاد.
از سال 1095 میلادی با تهاجم اروپائیان علیه مسلمانان جنگهای صلیبی آغاز شد که حدود دو قرن ادامه یافت. اگر چه این جنگ علتهای گوناگونی داشت اما مورخان یکی از علل آن را، مساله فلسطین و شهر بیت‌المقدس و خراج‌گذار بودن مسیحیان این شهر برای مسلمانان ذکر می‌کنند. صلیبیون پس از نبردی سخت و محاصره طولانی بیت‌المقدس، وارد شهر شده و دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت، غارت کردند.
و بدین سان 90 سال بر فلسطین حکومت کردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149-1147م) مطابق با 544-542 ه.ق صلاح‌الدین ایوبی، صلیبیون را تار و مار کرد و بیت‌المقدس را باز پس گرفت.
در زمان سلطان محمد فاتح در سال 1453 میلادی شهر قسطنطنیه که مهمترین مرکز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح شد و به مدت 500 سال به پایتخت امپراطوری عثمانی تبدیل گردید.
اواخر قرن نوزدهم شورشهایی در فلسطین به وجود آمد. انگلستان که در این سالها مدافع عثمانی بود، ناگهان تغییر روش داد و در برابر عثمانی قرار گرفت و از شورشیان حمایت کرد. از جمله « حسین، امیر مکه» را که نماینده عثمانی در حجاز و مردی جاه طلب بود در قبال وعده‌های دروغین تحریک کرد تا با حمایت انگلیس از عثمانی جدا شود. در چنین شرایطی عده‌ای از یهودیان، اندیشه ملت واحد یهود را مطرح کردند که مورد حمایت دولت انگلیس قرار گرفت. این عده با گرفتن کمکهای مالی از یهودیان ثروتمند، حزب "صهیون" را تشکیل دادند.
صهیونیستها در اوایل قرن بیستم با استفاده از سلطه انگلیس بر فلسطین، که با زیر پا گذاشتن قرارداد « سایکس پیکو» بر آن مسلط شده بود، راه حل تشکیل یک کشور یهودی را در برابر ضدیت با یهودیان جهان و آزار آنان مطرح کردند. انگلستان در این زمان برای تداوم سلطه خود به پایگاهی در این منطقه نیاز داشت. در جریان جنگ جهانی اول صهیونیستها از انگلیس و آمریکا خواستند در صورتی که دولت عثمانی متحد آلمان، شکست بخورد، پس از خاتمه جنگ، فلسطین تبدیل به مملکت یهود گردد. کوشش صهیونیستها نتیجه بخشید و توانستند نظر « لرد بالفور»، وزیر خارجه انگلیس را جلب کنند. سرانجام در آوریل 1920 متفقین و جامعه ملل، قیمومیت فلسطین را رسماً به دولت انگلستان واگذار کردند و آن را موظف کردند، با تاسیس کانون ملی یهود، برای اجرای اعلامیه بالفور کمک کند.
با واگذاری حکومت از سوی انگلیس به یک یهودی، مهاجرت و انتقال یهودیان به فلسطین شروع شد. این امر با مخالفت اعراب مواجه شد. در این هنگام سایر اعراب که دچار تفرقه بودند جز در شعار کمک دیگری به فلسطینیها نمی‌کردند. اعراب فلسطینی و مسیحیان اختلافات خویش را کنار گذاشتند و در برابر یهودیان صهیونیست متحد شدند. در سال 1929 نخستین برخورد خونین میان فلسطینیها و صهیونیستهای مهاجر درگرفت. از آن تاریخ تا سال 1944 میلادی جنگهای متعددی بین اعراب مسلمان و نیروی صهیونیستی و انگلیسی به رهبری افرادی همچون شیخ عزالدین قسام و عبدالقادر حسینی و حسن سلامه رخ داد که این افراد به همراه عده زیادی به شهادت رسیدند.
از دهه 40 هجری قمری، مسأله فلسطین به یک مسأله عربی تبدیل شد. در طول جنگ جهانی دوم آرامش نسبی بر فلسطین حکمفرما بود. انگلیس در 14 می 1948 به قیمومیت خود خاتمه داد و نیروهایش را از فلسطین خارج کرد. در همان روز شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل شد و در ساعت چهار بعد از ظهر روز جمعه 14/5/1948 موجودیت اسرائیل توسط « دیوید بن گورین» اعلام گردید.
چند دقیقه پس از اعلام تشکیل "اسرائیل"، « ترومن» رئیس جمهور وقت آمریکا دولت جدید اسرائیل را به رسمیت شناخت. انگلیسی‌ها نیز هنگام خروج از فلسطین، تجهیزات خویش را در اختیار صهیونیستها قرار دادند.
پس از اعلام تشکیل رژیم صهیونیستی، یهودیان غاصب شروع به تصرف شهرها و روستاها و بیرون راندن فلسطینیها از خانه و کاشانه شان کردند. آنها هنگامی که با مقاومت مردم فلسطین روبه رو شدند جنایاتی مانند کشتار روستای « دیر یاسین» و « کفر قاسم» را در آوریل 1948 به راه انداختند. این کشتار وحشیانه موجب گسترش وحشت و فرار فلسطینیها از خانه و کاشانه شان شد.
پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس توسط بن گوریون، اولین جنگ این رژیم علیه فلسطین و کشورهای عربی به وقوع پیوست. در طی این جنگ صهیونیستها 78 درصد کل خاک فلسطین را به اشغال خود در آوردند. طی آن حدود یک میلیون فلسطینی از مجموع یک میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آنزمان آواره شدند.
در 1964، کنگره فلسطین در شهر قدس تشکیل شد و تاسیس «سازمان آزادی بخش فلسطین» را اعلام کرد. در پی آن نیز ارتش آزادی بخش فلسطین تشکیل شد و مبارزات فلسطینیان شکل جدیدی به خود گرفت.
در سال 1967 با اتحاد مصر و سوریه اعراب آماده نبرد نهایی با اسراییل می‌شدند رادیوهای عربی همه مارش نظامی پخش می‌کردند و جوانان شهر بیت‌المقدس تحقق رویای تصرف خاک آبا و اجدادی خود را قریب‌الوقوع می‌پنداشتند. اما قبل از اینکه اعراب هرگونه اقدامی انجام دهند با حمله غافلگیرانه تانک‌های رژیم صهیونیستی روبرو شدند و بیت‌المقدس نیز به اشغال نیروهای صهیونیستی درآمد.
این جنگ که از زمین و هوا آغازشده بود، مدت 6 روز طول کشید و به جنگ شش روزه مشهور شد. اسرائیل در طی این جنگ، کرانه غربی رود اردن و نوار غزه و بلندیهای جولان در سوریه و صحرای سینا در مصر را اشغال کرد. سازمان ملل متحد طی قطعنامه‌ای اسرائیل را به عقب‌نشینی از سرزمینهای اشغالی دعوت کرد اما اسرائیل خودداری کرد. پس از آن رژیم صهیونیستی شهر بیت‌المقدس را که تحت حاکمیت اردن بود و شهر بیت لحم و 27 روستای عربی دیگر را طبق مصوبه‌ای که صادر کرد ضمیمه خاک خود کرد و شرط عقب نشینی ار آنها را به رسمیت شناختن "کشور اسرائیل" توسط اعراب اعلام کرد.
در اکتبر 1973 جمال عبدالناصر به طور ناگهانی و با شعار "الله اکبر" فرمان حمله به اسرائیل را صادر کرد و با شکستن خط دفاعی « بارلو» به خاک اسرائیل هجوم برد و سوریه نیز همان کار را انجام داد. در روزهای اول جنگ ده‌ها هواپیمای اسرائیلی نابود شد و هزاران اسرائیلی کشته و یا اسیر شدند. اما با حمایت سریع نظامی آمریکا و غرب دیری نپایید که وضعیت به نفع اسرائیل تغییر کرد و این بار اعراب با شکست مواجه شدند.
آنها در پی شکست‌های پی در پی، در مراحل مختلف فکر مذاکره با دشمن و خط سازش با آمریکا و اسرائیل را در پیش گرفتند و در نهایت پذیرش موجودیت آن را جایگزین اندیشه به دریا ریختن صهیونیستها کردند. سردمدار این جریان و طرز تفکر، انور سادات، رئیس جمهور مصر بود. و بالاخره در سال 1978 در محل کمپ دیوید، میان سادات و مناخیم بگین، نخست وزیر اسرائیل درحضور جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا پیمان صلحی امضا شد که به پیمان « کمپ دیوید» معروف گردید.
و رژیم مصر موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت. این واقعه که در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران روی داد، موجب ایجاد شکاف بین جهان عرب شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و به خصوص با اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس در 25 مرداد 1358 توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران وارد صحنه مبارزاتی مردم فلسطین شد.
و به دنبال تاثیرپذیری فلسطینی‌های مستقر در لبنان، از انقلاب اسلامی ایران و تشدید فعالیت نظامی خود علیه نیروهای اسرائیلی در مناطق اشغالی، رژیم صهیونیستی در ششم ژوئن 1982 به قصد نابودی مقاومت فلسطین حمله گسترده‌ای را از طریق زمین، هوا، دریا به لبنان آغاز کرد. این تهاجم منجر به بیرون رفتن نیروهای مقاومت فلسطین از جنوب لبنان و بیروت شد.
اما با شکل‌گیری مقاومت اسلامی در لبنان، صهیونیست‌ها مجبور به ترک خاک لبنان شدند و مردم فلسطین ضمن تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی در منطقه و مقاومت اسلامی در لبنان درصدد برآمدند تا حرکت جدیدی در سرزمین اشغالی آغاز کنند.
انتفاضه روزنه امیدی برای فلسطینیان آواره به وجود آورد و به همین خاطر رژیم صهیونیستی حاضر به مذاکره با اعراب شد و با انجام گفت‌وگوهای بسیار در فرآیند صلح خاورمیانه، سرانجام سازش رهبران فلسطین و تسلیم آنها در برابر خواسته اسرائیل با طرح غزه-اریحا (توافقنامه ساف-اسرائیل ) وارد مرحله نوینی شد.
یاسر عرفات با عنوان رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین طی نامه‌ای به اسحاق رابین، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و طی مذاکراتی پیش نویس هفده ماده‌ای توافقی را امضا کردند که در آن یک حکومت خودمختار فلسطینی در کرانه غربی و نوار غزه پیش بینی شد.
اما این فقط یک پیش بینی بوده است و بس. از آن پس بود که دوره مذاکره بین طرفداران خط سازش با اسرائییل بنا به دلایلی با شکست مواجه شده است. رژیم صهیونیستی پس از مرگ مغزی شارون به منظور نشان دادن عدم تغییر سیاستهای ضد انسانی خود اقدامات تروریستی خویش را بر ضد ملت فلسطین شدت بخشیده است. این امر به ویژه پس از شکست‌های ارتش اسرائیل در جنوب لبنان وارد مرحله تازه‌ای شد و تقریبا به طور مستمر خانه و کاشانه فلسطینی‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد.
آنچه امروز کاملا روشن است اینکه نوک پیکان اتهام در ایجاد و سازماندهی گروه‌های تکفیری جهت سرگرم نمودن کشورهای اسلامی و نیز انحراف افکار عمومی دنیا برای دستیابی به اهداف خود در منطقه به ویژه ظلم و ستم مضاعف در حق مردم مظلوم فلسطین متوجه رژیم جعلی صهیونیستی است. اما در کنار این مسئله باید به نواقص نظم جهانی لیبرال حاکم بر جهان اشاره نمود. این نظم بسیار خوش‌بینانه معتقد است که با امنیت دسته جمعی برآمده از شرایط مربوط به پایان جنگ جهانی دوم که در منشور سازمان ملل متحد تبلور یافته است می‌توان جلوی متجاوز را گرفت و صلح و امنیت را برای بشریت به ارمغان آورد اما هم اکنون می‌توان فریاد برآورد که کجایند رژیم‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشری که نظم لیبرال به آن می‌نازد؟!
کجایند سازمان‌های بین‌المللی که باید متجاوز را سرجایش بنشانند؟! به راستی باریکه غزه بار دیگر این نظر که رژیم‌های بین‌المللی در خدمت ابرقدرت‌ها و تامین کننده منافع آنها هستند را تقویت می‌کند. پس از ناکارآمدی‌های گذشته در جریان تجاوز رژیم بعث عراق به ایران و قتل عام رواندا و کشتار در سارایوو و با بن بست مربوط به حمایت سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای غربی از تکفیری‌ها و داعش در سوریه و عراق تنها زمانی می‌توان به این سازمان‌های بین‌المللی دل بست که پای منافع و قدرت‌های بزرگ از جمله ایالات متحده در میان باشد. همانند آنچه در تجاوز صدام به کویت اتفاق افتاد؛ به راستی که هنوز در کشاکش بین حقوق بین‌الملل و سیاست بین‌الملل علی‌رغم پیشرفت‌هایی که نسبت به گذشته وجود دارد همچنان برتری و تفوق از آن سیاست‌ بین‌الملل و منافع ابرقدرت‌ها است.
اینک که ضعف عملکرد سازمان‌ها و رژیم‌های بین‌المللی را شاهدیم و خبری از کلیه کنوانسون‌های مربوط به اصل عدم تجاوز، اصل حاکمیت ملت‌ها، رژیم‌های حقوق بشری، اصل مبارزه با تروریسم، اصول حقوق بشردوستانه، اصل حل مسالمت‌آمیز اختلافات مانند مذاکره، میانجیگری، داوری، دادگستری حقوقی، اصل منع کشتار دسته‌جمعی و ... نیست که جلوی وحشیگری رژیم صهیونیستی را بگیرد، اکنون که رژیم‌های محافظه‌کار مرتجع عرب خود را به خواب زده‌اند و نه تنها کمکی به مردم مظلوم غزه نمی‌کنند بلکه مانع رسیدن غذا و دارو به آنها نیز می‌شوند، هم اینک که تمام روزنه‌های امید به روی مردم غزه بسته شده است، آیا راهی جز مقاومت مسلحانه و اجرای اصل دفاع مشروع از خود باقی مانده است؟
آری، وقتی عملکرد سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای در قضیه فلسطین مورد بررسی قرار می‌گیرد، وقتی به رفتار دولت‌های عربی اسلامی در این خصوص توجه می‌شود، آن گاه به درایت رهبر کبیر انقلاب اسلامی در تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز قدس پی‌ برده می‌شود و اینکه قضیه فلسطین را نه دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی بلکه ملت‌های آزاده و وجدان‌های بیدار پیش خواهند برد و اجازه نخواهند داد مسئله فلسطین به فراموشی سپرده شود.

تاج‌الدین صالحیان – دکتری روابط بین‌الملل
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: