کد خبر: 3499283
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۸
گروه اجتماعی: آیت‎‌الله ‎العظمی وحید خراسانی گفت: ما که علی(ع) را یدالله می‌دانیم، به این روایت متفق علیه مستند می‎کنیم؛ نتیجه آن می‎شود که یدالله الواسطه، حضرت علی(ع) است؛ مستند تمام این القاب متنسب به امام علی(ع) از جمله یدالله و عین الله و اسدالله و... از منابع عامه قابل بیان است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قم، آیت‌الله ‎العظمی وحید خراسانی، صبح امروز 29 اردیبهشت‌ماه در درس تفسیر خود در مسجد اعظم گفت: ادله و براهین مذهب شیعه به حدی است که احاطه بر آن ها، حقایقی را روشن می‎کند.
وی افزود: معاویه، از سعدبن ابی وقاص سوال کرد که سب علی بن ابیطالب(ع) را در همه جا رواج داده‎ام ولی تو چرا این سب را انجام نمی‎دهی؛ سعد در پاسخ گفت، سه مطلب مرا از اینکه متصدی سب علی(ع) بشوم ممانعت می‌کند.

این مرجع تقلید بیان کرد: سعد در پاسخ گفت، نخستین چیزی که باعث این مسئله شده است، نزول آیه رجس است؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) علی(ع) و حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) را به زیر کسا بردند و ایشان را اهل بیت(ع) خود معرفی کردند.

وی گفت: حقیقت این آیه (رجس) محیرالعقول است؛ نخست اینکه آیه با کلمه انما آغاز می‌شود که از نظر لغت و عرف، مفید اصل است و سپس بیان می‎‌شود که مراد و اراده خدا بر دوری مطلق از رجس شامل ارجاس اخلاقیه و جسمیه و اعتقادیه و... است.

وی افزود: پس از دوری مطلق از رجس، خداوند از لفط یطهرکم استفاده می‎‌کند؛ یعنی پس از اینکه از همه پلیدی‎ها اعم از ارجاس عملی، خلقی، فکری و... دور شده‌اند نوبت به تطهیر می‌رسد؛ آنچه در اینجا محیرالعقول است و همه مفسران در تفسیر خود از بیان این کلمه طفره رفته‎‌اند، همان بحث مفعول مطلق یعنی یطهرکم تطهیرا است.

وی یادآورشد: سوال بزرگ این است که این تطهیر، چه تطهیری است؛ این تعطهیر گوهری است که نصیب هیچ کدام از ملایک مقربین و انبیا مرسلین نشده است بلکه صرفا به اهل بیت(ع) پاک پیامبر(ص) شده است.

وی گفت: مانع دومی که سعد بیان کرد، قضیه تبوک بود که در آن بحث هارون و موسی پیش آمد و پیامبر(ص) امام علی(ع) را هارون و وزیر خود خطاب کردند.

آیت‎الله وحید خراسانی اظهارکرد: خلافتی که هارون به نسبه به حضرت موسی(ع)داشت، امام علی(ع) به نسبه، به حضرت خاتم دارد؛ از عجایب امر این است که این روایت را همه ائمه عامه نیز نقل کرده اند، ولی درک نکردند.

وی افزود:: مانع سوم این بود که پیامبر علم را به دست اولی داد و با شکست برگشت و روز دوم این علم را به دست دومی داد و او نیز از جنگ خیبر فرار کرد؛ سپس همه اصحاب حیران و سرگردان شدند ولی پیامبر اکرم(ص) فرمودند که این پرچم را به کسی ادا می‌کنم که هم او محب خدا و رسول است و همه خدا و رسول نیز محب او هستند؛ آن شب صحابه، تا صبح بیدار ماندند و به این فکر بودند که روز بعد، قرعه به نام چه کسی خواهد افتاد؛ روز بعد، پیامبر تشریف آوردند و سراغ امام علی(ع) را گرفتند که چون امام علی(ع) از چشم درد رنج می‎‌بردند در صحنه حضور نداشتند؛ پس از اینکه ایشان را خطاب کردند، دست مبارک را به حسب شفا به چشمان حضرت کشید و سپس رایت را به دست ایشان داد.

وی اظهارکرد: حضرت در این صحنه بیان کردند که خداوند به دست او خیبر را فتح می‌کند؛ حال سوال اینجاست که بخاری و مسلم که به این نقل حاکم ، صحه گذاشته‎‌اند و آن را در کتب خود آورده‎‌اند، این حدیث را فهمیدند یا خیر؟ درایت حدیث مهمتر از روایت حدیث است چون به آنها درک می‎دهد که از این حدیث چه استفاده‎ای کنند.

وی بیان کرد: معنی این مساله آن است که حضرت علی(ع) ید الله است؛ آنچه در مذهب است ،دارای برهانی است که تمام علمای عامه در مقابل آن عاجر هستند؛ ما که علی(ع) را یدالله می‌دانیم، به این روایت متفق علیه مستند می‎کنیم؛ نتیجه آن می‎شود که یدالله الواسطه، حضرت علی(ع) است؛ مستند تمام این القاب متنسب به امام علی(ع) از جمله یدالله و عین الله و اسدالله و... از منابع عامه قابل بیان است.

این مرجع تقلید اظهارکرد: آنچه محیر العقول است، آن است که حاکم نیشابوری صریحا بیان می‌کند که بخاری و مسلم، هر دوم بر صحت حدیث رایت و اخوت متفق شدند ولی بر دو مطلب هم بخاری و هم مسلم اتفاق کردند که اولین آن، مساله اخوت بود؛پیامبر(ص) اصحاب را احضار کردند و همه را با هم برادر کردند؛ از عجایب آن است که عثمان را با عبدالرحمن بن عوف، برادر کردند؛ متاسفانه کسی متوجه نشد که این برادری چرا انجام شد و ریشه این مطلب چیست، تا زمانی که دومی وصیت کرد که امر خلافت خلافت در شش نفر باشد و اگر اختلاف کردند، آنچه عبدالرحمن عوف حکم می‎کند حکم است؛ عبدالرحمن در مورد اختلاف سته، با خلافت عثمان موافقت کرد.

ایشان افزود: پیامبر(ص) اکرم، اولی و دومی برادر کردند؛ سپس سلمان را با ابوذر برادر کردند و پس از همه سراغ علی(ع) را گرفتند و پس از همه بیان کردند که تو برادر منی؛ این قضیه مورد اتفاق کل علمای عامه است؛ سپس در خیبر نیز علم را به آن دو داد که هر دو با شکست برگشتند و سپس فرمودند که فردا به کسی علم را خواهم داد که هم حبیت خداست و هم خدا حبیب اوست و در نهایت حضرت امام علی(ع) را معرفی کردند و رایت را به دست ایشان دادند و ایشان نیز خیبر را فتح کردند؛ فخر رازی تصریح می‌کند که فتح خیبر کار علی(ع) نبود بلکه کار خدا بود که به دست علی(ع) اجرا شد.

این مرجع تقلید در پایان خطاب به طلاب تاکید کرد که که طلاب و علما مردم را به قرائت دعای فرج در شب نیمه شعبان ترغیبت کنند زیرا در این شب کسی بدنیا می آیند که خودشان در موقع تولد فرمودند که صدق و عدل خدا در این وجود است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: