کد خبر: 3507026
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۶
گروه اندیشه: تجارت در دين اسلام بر پايه معنويت و فضيلت و در كتب فقهي كراراً به تاجر تاكيد شده است كه از روي عدل و انصاف رفتار نمايد.
 به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، تجارت در فارسي به‌معناي بازرگاني و در لغت به‌معناي خريد و فروش، دادوستد و معامله كردن است. تجارت يكي از ضرورت‌هاي اجتناب‌ناپذير زندگي اجتماعي است که اسلام آن را به‌عنوان يكي از منابع  درآمدهاي مشروع و مباح قرار داده است. «وَأَحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ؛ خداوند داد و ستد (تجارت) را حلال‌ كرده قرار داده است.» (بقره:275).
در زمینه اهمیت تجارت از دیدگاه اسلام همان بس که خداوند متعال در قرآن كريم بر انسان منت مي‌نهد كه راه تجارت داخلي و خارجي را براي او مهيا ساخته و ارتباطات دريايي را كه اكنون نيز بزرگترين تجارت‌هاي بين‌المللي از طريق آن انجام مي‌گيرد، در اختيار انسان قرار داده است؛ چنان‌كه مي‌فرمايد: «وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ كشتي را در آن، دريا  شكاف مي‌بيني تا در طلب روزي مقرر از جانب او برانيد و باشد كه سپاس بگزاريد.» (فاطر:12).
امیرالمومنین(ع)می‏فرماید: تجارت کنید، چون تجارت باعث می‏شود از آنچه در دست مردم است، بی‏نیاز گردید.
امیرمومنان علی‏ابن ابی‏طالب(ع) در فرمان خود به مالک اشتر می‏فرماید «درباره بازرگانان و صاحبان صنایع توصیه می‏کنم که ‏با آنان به خوبی رفتار کنید، چه گروهی که در شهر و دیار خود و چه آنها که در خارج از محل زندگی‌شان به تجارت و رفت ‏و آمد می‏پردازند، زیرا آن‌ها آنچه مردم نیازمندند، از نقاط دوردست فراهم می‏آورند».
امام صادق(ع) چنان به تجارت اهمیت می‏دادند که ترک آن را موجب ‏نقصان عقل می‏دانسته و می‏فرموند« خرید و فروش را ترک نگویید، زیرا ترک آن از بین برنده عقل است». آن حضرت همچنین می¬فرمایند«تجارت موجب رشد و شکوفایی عقل می‏گردد».
از این احادیث در می‏یابیم، تجارت فقط برای افزایش ثروت نیست بلکه وسیله‏ای برای تأمین نیازهای مردم و جامعه است، در سایه این کار عقل اجتماعی مردم شکوفا می‏شود و افکار واهی و آسایش طلبی از آن‌ها دور می‏شود.
البته برخی از مبادلات، هدفی سود جویانه دارد، برای مثال در تجارت سرمایه‏داری گاه انتقال مالکیت ‏به دفعات در خصوص یک کالا انجام می‏شود، بدون این که واسطه‏ها کار تولیدی و یا خدماتی‏درباره کالا انجام دهند. اسلام این نوع سودجویی‏ها را محکوم ‏می‏کند، زیرا با شرایط تجارت در اسلام منافات دارد. 
تجارت اسلامي :
تجارت در دين اسلام بر پايه معنويت و فضيلت و در كتب فقهي كراراً به تاجر تاكيد شده است كه از روي عدل و انصاف رفتار نمايد. زيرا هدف از تجارت فراهم ساختن وسائل رفاه عمومي در جامعه بشري است و براي رسيدن به اين منظور آشنايي به دانش فقهي ضروري خواهد بود .
در اين مورد امام صادق (ع) مي‌فرمايد«كسي كه اراده تجارت كند، بايد در دين خود تفته بنمايد، تا به واسطه آن حلال و حرام را كه برايش مقرر شده از هم تميز دهد» .
در جامعه ي اسلامي كليه روابط اجتماعي بايد بر مبناي فضائل اخلاقي و در نظر گرفتن اعتقادات مذهبي استوار باشد بدين ترتيب امور تجارتي و اقتصادي هم در چارچوب اصول مذكور و مفاهيم عدالت‌خواهي مورد بحث قرار گيرد.
از جمله اصول مهم حقوق تجارت در عصر حاضر، گردش ثروت و توزيع عادلانه آن مي‌باشد و در كتاب آسماني به شرح زير پيش بيني شده است.« اي اهل ايمان بسياري از علما و راهبان اموال مردم را به باطل طعمه خود كرده‌اند و از راه خدا باز مي‌دارند و كساني كه طلا و نقره را گنجينه و انباشته مي‌كنند و آن‌ها را در راه خدا انفاق نمي‌كنند آنان را به عذاب دردناك بشارت بده.» ( سوره توبه آيه 34).
ضمناً به منظور توزيع عادلانه ثروت و كمك به اشخاصي كه هيچ گونه قدرت كار در جامعه ندارند خداوند زكات را واجب دانسته كه يكي از فوايد آن توزيع عادلانه ثروت خواهد بود .
ربا و احتكار كه موجبات استثمار طبقه‌اي را بر طبقه ديگر فراهم مي‌سازد در اسلام منع گرديده است. علت تحريم ربا در قرآن مجيد بيان نشده است شايد به سبب وضوح آيات مربوط به آن بوده است، ولي با توجه به معنا و مفهوم آن می‌توان از مضرات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن پي‌برد. 
سفارش‌هاي اسلام درباره تجارت
براي اينکه دادو ستد روندي اسلامي و شايسته داشته باشد، بايدبه دستورها و احکام دين به خوبي عمل شود و از سيره و روش‏پيامبرگرامي اسلام(ص) و ائمه‏معصومين پيروي(ص)گردد. سفارش‌هاي اسلام درباره تجارت چنين است:
اول آگاهي، سپس تجارت
فراگیری احکام بازرگانی و شناخت حرام و حلال از آدابی است که در روایات تأکید شده است. چنانچه امیرالمومنان می¬فرمایند«ای گروه بازرگانان، آگاهی و فراگیری احکام، آنگاه تجارت» (حضرت اين جمله را سه مرتبه تکرار مي¬فرمود) «يامعشرالتجار، الفقه ثم المتجر؛ به خدا سوگند، رسوخ ربا در اين امت از حرکت ‏مورچه‏اي برسنگ صاف بي‏صداتر است».(کلینی،1365؛ص 150). 
در دیدگاه اسلام، تجارت از 2 جهت نیازمند آگاهی است، اول دانش دینی و دوم مهارت و تخصص کاری(حسینی وهمکاران، 1390؛ص136).
1. دانش دینی
تجارت در اسلام پایبندی¬ها و ممنوعیت¬هایی دارد که آگاهی از آن¬ها نیاز به آموزش و فراگیری دارد. اصول فقهی اسلام که به صورت محدودیت¬ها بیان می¬شود عبارتند از منع تولید و مصرف کالاهای حرام، ممنوعیت فعالیت‌های مبتنی بر ربا و رشوه، قاعده لاضرر، منع اسراف و تبذیر، نهی از فساد و تبذیر، ممنوعیت اکل مال به باطل و ممنوعیت غرر(حسینی و همکاران، 1390؛ ص137)
 2. مهارت و تخصص
روشن است که تجارت موفق از آن کسانی است که تخصص و دانش کافی دارند و قوانین و مقررات تجاری و ویژگی¬های بازار کشورهای گوناگون را بشناسند. از این رو قرآن کریم از قرار دادن اموال در دست افراد سفیه باز می¬دارد (سوره نساء، آیه 5). از آیه-های دیگری که به این موضوع اشاره می¬کند، آیه 55 سوره یوسف است «یوسف گفت: مرا به خزانه¬های این سرزمین بگمار که من نگهدارنده و آگاهم».
 امام صادق (ع) نیز می¬فرمایند «حضرت علی (ع) پیوسته می¬فرمود: نباید در بازار بنشینید جز آنکه خرید و فروش را به خوبی دریابید». بنابراین می¬توان نتیجه گرفت که بهره¬مندی از دانش و تخصص در تولید بسیاری از کالاها نیازمند آگاهی از یافته¬های نوین هر زمان و کشف ناشناخته¬ها است؛ بنابراین افزایش توانمندی¬های علمی و دستیابی به فناوری¬های جدید، وظیفه دینی کارشناسان و تولید کنندگان است(حسینی و همکاران، 1390؛ ص 137).
آداب تجارت اسلامی
پيامبر گرامي اسلام(ص) دنيا را «حلوة خضرة» ناميده‌اند؛ يعني دنيا در دل انسان شيرين و در مقابل چشمان او سبز و خرم مي‌نمايد. علاقة شديد به آن و غرق شدن در وادي آن بر ديده و انديشة انسان حجاب مي‌افكند و عقل را از دقت باز مي‌دارد؛ بي‌غمي، رفاه‌زدگي و عافيت‌طلبي، او را نسبت به دردهاي اجتماع بي‌احساس مي‌كند؛ لذا بر تاجر مسلمان لازم است به‌خاطر غرق نشدن در دنياطلبي و فريفته نشدن در مقابل زرق‌وبرق آن به آداب زير آراسته گردد:
1.  نيت خوب
دارو مدار اعمال به نيت بستگي دارد. داوود طايي گفته است: انواع خوبي‌ها را ديده‌ام، اما نيتِ خوب همه خوبي‌ها را در خود جمع كرده است. از اهداف و نيت‌هاي خوبي كه تاجر مسلمان مي‌تواند در تجارتش داشته باشد عبارتند از نيازمند و محتاج ديگران نشود؛ نفقه و امكانات رفاهي خانواده‌اش را تهيه كند؛ مديون ديگران نشود؛ در تجارت خود نيت دعوت الي‌الله را داشته باشد و از هر فرصتي براي امر به معروف و نهي از منكر استفاده كند.
2.  راستگويي و امانت‌داري
 امانت‌داري و راستگويي در واقع سرماية اصلي تاجر مسلمان است. تاجر مسلمان كاملاً مي‌داند كه خداوند عليم است، بر كارهايش علم و آگاهي دارد و مراقب اوست؛ با اين باور و ذهنيت از او در آشكار و پنهان مي‌ترسد.
پيامبرگرامي اسلام تاجران امانت‌دار و راستگو را چنين وصف كرده است «التاجر الأمين الصدوق المسلم مع النبيين و الشهداء يوم القيامة؛ تاجر مسلمان امانت‌دار و راستگو در روز قيامت با پيامبران و صديقين و شهدا محشور مي‌شود».
از انس رضي‌الله‌عنه روايت شده كه پيامبر صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم فرموده است «لا إيمان لمن لا أمانة له و لا دين لمن لا عهد له؛ كسي كه امانت‌دار نيست ايمان ندارد و كسي كه عهد و پيمان ندارد دين ندارد».
گفته شده كه امانت‌داري و اداي امانت پشتوانة بقاي انسان‌ها، پايه و اساس حكومت‌ها، گسترش دهندة ساية آرامش و آسايش، بالا برندة عزّت و اقتدار و روح و جسم عدالت است.
3. كثرت ذكر و ياد الله تعالي
در روزگار كنوني كه ارزش‌هاي مادي محور و معيار اهداف و اغراض قرار گرفته و آرزوهاي دست‌نيافتني و تلاش‌هاي خسته‌كننده براي تحصيل جاه و مال بر اضطراب دل‌ها افزوده است، آرامش و اطمينان دل‌ها كيميايي ناياب است كه فقط با ياد خدا ميسر مي‌شود «أَلَا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باش كه دل‌ها با ياد خدا آرامش مي‌يابد (سوره رعد:28).
4. انتخاب تجارت به انگيزة تعاون اجتماعي
اسلام با اين‌كه مالكيت فردي را محترم مي‌شمارد، اما براي آن حدود و قيودي وضع كرده است تا انسان به يك موجود اقتصادي فاقد رحم و عاطفه تبديل نگردد و عليه ديگران بر زور و نيروي غالب خويش اتكا نكند. بدين جهت اسلام مي‌خواهد امور اقتصادي و تجاري همانند ساير شئونات اجتماعي، بر اساس تعاون و احساس مسئوليت نسبت به ديگران انجام پذيرد.
5. پرهيز از تبليغات دروغين
تاجر مسلمان بايد از تعريف و تمجيد ‌ اغراق‌آميز كالاهاي تجاري‌اش خودداري ورزد و اوصافي را كه كالاهايش فاقد آن‌هاست، تبليغ نكند و اين امر خود صداقت و راستي تاجر مسلمان را مي‌رساند.
6. رفتار خوب با بدهكاران
اخلاق در معامله بسيار مهم است. پيامبر اسلام در حديثي مي‌فرمايد: «أحبّ الله عبداً سمحاً إن باع، سمحاً إن ابتاع، سمحاً إن قضي، سمحاً إن إقتضي؛ خداوند بندة آسان‌گير، جوانمرد و با گذشت را دوست دارد كه اگر بفروشد جوانمرد و با گذشت باشد و اگر خريداري نمايد جوانمرد و با گذشت باشد و اگر به كسي وام دهد جوانمرد و با گذشت باشد و اگر مطالباتش را بخواهد نيز جوانمرد و با گذشت باشد».
برخي از آداب كه مناسب است شخص طلب‌كار آن‌ها را رعايت كند عبارتند از با نرمي و مدارا حق و مطالبات خود را بخواهد؛ وقت و زمان مناسبي را براي گرفتن طلب خود انتخاب كند و لحظه‌هاي بيماري و مشكلات دشوار بدهكار مراعات حال او را بکند؛ در مقابل مردم، بدهكار خود را تحت فشار قرار ندهد؛ اگر تشخیص داد كه بدهكار وضعيت مالي مناسبي براي پرداخت وام ندارد آن را به تأخير بيندازد. بدليل فرمودة خداوند كه در سورة بقره آمده است «وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ؛ اگر بدهكار تنگدست بود، پس مهلتي داده شود تا توانگر گردد(بقره:280).
7.  قبول فسخ معامله
پيامبر اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم فرموده است «من أقال مسلماً بيعته، أقاله الله عثرته يوم القيامة؛ كسي كه فسخ  معاملة برادر مسلمانش را بپذيرد، خداوند در روز قيامت از گناهان و لغزشات او مي‌گذرد.»(بلوغ‌المرام:825(
هنگامی‌كه خريدار عذر موجهي جهت مسترد كردن كالاها داشته باشد و بخواهد كالاي خريداري شده را برگرداند، شايسته است كه تاجر مسلمان بپذيرد و سزاوار نيست به چيزي رضايت دهد كه موجب زيان و خسارت برادر مسلمانش باشد.
8. پرهيز از احتكار
تاجر مسلمان نبايد به طمع بالا رفتن و گران شدن قيمت‌ها، كالاها و اجناس خويش را انباشته و ذخيره كند درحالي‌كه مردم شديداً به آن‌ها نياز دارند. در حديثي پيامبر اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم مي‌فرمايد«بئس العبد المحتكر، إن أرخص الله الأسعار حزن، وإن غلاها فرح؛ چه بسيار بد است انسان محتكر؛ كسي كه اگر خداوند قيمت‌ها را ارزان كند غمگين مي‌شود و اگر قيمت‌ها را گران نمايد شادمان مي‌گردد».
9. خودداري از سوگند
تاجر مسلمان بايد از سوگند خوردن زیاد پرهيز كند. خداوند از زیاد سوگند ياد كردن نهي فرموده است هر چند سوگند او راست باشد. «وَلَا تَجْعَلُوا اللهَ عُرْضَةً لِأَيْمَانِكُمْ؛ خدا را دست‌ماية سوگندهاي خويش قرار ندهيد. (بقره:224)
پيامبر اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم از سوگند خوردن زياد در دادوستد منع فرموده و آن را نابودكنندة بركت معاملات خوانده است «إيّاكم وكثرة الحلف في البيع فإنّه يُنفِّقُ ثُم يَمحقُ؛ از سوگند زياد در دادوستد بپرهيزيد؛ زيرا سوگند در فروش كالا رونق مي‌بخشد، اما سرانجام آن نابودي است».
10.  قانع بودن و دوري از حرص
حرص و آزمندي، انسان را گرفتار جمع‌آوري مال و بهره‌جويي‌هاي مادي مي‌نمايد و او را از فضايل اخلاقي و ارزش‌هاي عاطفي و همياري به همنوعانش باز مي‌دارد و زمينه‌هاي تكبر، غرور و بهره‌كشي را در او فزوني مي‌بخشد. اين بيماري خطرناك تجار را بر آن مي‌دارد كه به دنبال به‌دست آوردن سود زيادي باشند، ولو از راه‌هاي غير مشروع كسب گردد.
رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم دربارة اين بيماري سيري‌ناپذير فرموده است «لوكان لإبن آدم واديان من ذهب لابتغي ثالثاً؛ اگر براي بني‌آدم دو وادي از طلا باشد (نه تنها سير نمي‌شود بلكه) وادي سومي را نيز طلب مي‌كند».بر تاجر مسلمان لازم است قناعت پيشه كند و حرص جمع‌آوري مال او را از انصاف ‌دور نكند.
11. امر به معروف و نهي از منكر
تاجر مسلمان در خلال موقعيت اجتماعي و كثرت معاملات و برخوردهايي كه با مردم دارد، اين فرصت را بيش از ديگران در اختيار دارد تا به امر معروف و نهي از منكر بپردازد، و همانا اين تجارت معنوي به‌مراتب براي تاجر مسلمان سودمندتر مي‌باشد.
12. نوشتن وصيت‌نامه
بر تاجر مسلمان لازم است مطالبات و بدهكاري‌هاي خود را بنويسد تا اگر به‌طور ناگهاني مرگ او فرا رسيد، حقوق او و فرزندانش در نزد ديگران ضايع نشود و همچنان حقوق ديگران نزد او از بين نرود.
پيامبر گرامي اسلام فرموده است «ما حق أمرءٍ مسلم، له شيءٌ يوصي فيه يبيت ليلتين إلا وصيّته مكتوبةٌ عنده؛ براي شخص مسلمان سزاوار نيست چيزي قابل وصيت كردن داشته باشد و شب را بخوابد بدون اين‌كه وصيتش را نزد خود نوشته نداشته باشد».
13.  توكل نيكو بر خداوند
توكل بر الله تعالي برترين مقام اهل توحيد است. خداوند فرموده است: «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ هر كس بر خدا توكل و اعتماد نمايد خداوند او را كافي و بسنده است» (طلاق: 3).
توكل آن است كه انسان با عزم و ارادة قوي به فراهم آوردن اسباب و لوازم موفقيت در كارها بپردازد و آن‌گاه براي رسيدن به نتايج بر الله توكل نمايد و امور خويش را به او بسپارد و ايمان داشته باشد كه هرگاه حكمت و مشيت الله اقتضا كند اسباب را نتيجه‌بخش مي‌گرداند.
14. نپوشيدن عيب كالا
تاجر مسلمان بايد عيب و نقصي را كه در كالاي او موجود است آشكار كند و عيب كالايش را پنهان ننمايد. روزي پيامبر اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم از كنار فروشنده‌اي كه جو يا گندم مي‌فروخت گذشت و كالاي وي آن‌حضرت را به شگفت‌ انداخت، لذا توقف كرد و دست مباركش را در آن فرو برد و در آن رطوبت و تري ديد، فرمود «ما هذا؟؛ اين رطوبت چيست؟» آن مرد گفت رطوبت باران به آن‌ها رسيده است. رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم فرمود «فهلا جعلته فوق الطعام حتي يراه الناس؟ من غش فليس مني؛ چرا غلة مرطوب را بالا قرار ندادي تا مردم آن را ببينند؟ هر كس خيانت نمايد از پيروان من نيست».
منابع:
mame-mahdi.blogfa.com 
http://anvarweb.net
-تجارت از دیدگاه اسلام نوشته مهین کوشک آباد، سایت اینترنتی    http://www.modiryar.com
-حسینی، میرزاحسن و فروزنده دهکردی، لطف¬الله و عیدی، فاطمه (1390). "ارائه چارچوب مفهومی در بازاریابی بر اساس مبانی اسلامی". فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد اسلامی. سال یازدهم. شماره 42. ص ص 117-148.
-کلینی، محمدبن بعقوب (1365). "الکافی". جلد 5. چاپ 4. تهران. دارالکتب الاسلامیه.

یادداشت از فرزانه ضرابخانه/ دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی 
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: