کد خبر: 3598689
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۸
یادداشت/
گروه اندیشه: از رفتارهای روزانه و برنامه‌ریزی‌هایی که برای طول زندگی خود داریم، این پیام به روشنی قابل درک است که ما بر این باوریم که مهدویت چاره مشکلاتمان نیست؛ بیایید به اندازه‌ای که برای شعارها و هیاهوهای انتخاباتی ارزش قائلیم و به تحقق‌اش امیدوار، ذره‌ای هم وعده پروردگار را جدی بگیریم.

شعبان از نیمه گذاشت. در شهر ما محافلی به این مناسب برپاشد. محافلی که نام و نشان امام زمان(عج) را یدک می‌کشید اما خبری از عطر و بوی امام در آنها استشمام نمی‌شد. نمی‌دانم چرا وقتی مرثیه‌خوان لابلای اشعار و مرثیه‌هایش از انتظار سخت و جانکاه (!) امام عصر(عج) گلایه می‌کند ناخودآگاه نیشخندی معنادار بر لبانم می‌نشیند و همواره این سوال را از خود می‌پرسم که آیا واقعا ما منتظریم؟! هزار و صد سال از غیبت امام می‌گذرد و ما انگار نه انگار که امت و مأموم این امامیم. هنوز دغدغه اصلی زندگی ما، گذران معاش و توسعه رفاه خویش است. در این راه همه کار می‌کنیم، خون دل می‌خوریم، دست به دعا برمی‌داریم، نذر و نیاز می‌کنیم و .... اما سهم امام عصر(عج) در این میان همان یک استکان شربت زعفرانی است که عصر نیمه شعبان پسرکی در خیابان به من تعارف کرد. چقدر بی‌رنگ و بی‌طعم است این شربت و این انتظار ریاکارانه.

من بیش از همه از خودم گلایه دارم که حتی در این صبح جمعه، در این صبح نیمه شعبان آنقدر توفیق نداشتم که برای یکبار در سال دعای ندبه را زمزمه کنم و در فراق منجی و محبوبم یک آه عمیق بکشیم. روایاتی که در وصف حال و هوای عصر غیبت به دست ما رسیده است بسیار تکان دهنده و دشوار است. شاید بشود تمام آنها را در این عبارت دعای شریف عهد خلاصه کرد که: «ارحم استکانتنا بعده» یعنی به شکستگی ما پس از غیبت اماممان رحم کن. آری شکسته‌ایم. بدجور هم شکسته‌ایم. روایتی دیدم در کتاب غیبت کفعمی(ره) که به غایت تکان دهنده بود و البته نظیر این روایت را سابقا در کتاب ارزشمند نهج‌البلاغه دیده‌ بودم. مضمون روایت این بود که پس از شهادت حسین(ع) اسلام را از حقیقت خود منسلخ می‌کنند. به تعبیری آشنا، اسلام را سلّاخی می‌کنند. در کتاب شریف نهج‌البلاغه از وضعیت اسلام در آخرالزمان‌ تعبیر به پوستین وارونه می‌شود. گمان نمی‌رود فردی دغدغه دینداری داشته باشد، دلسوز اسلام ناب باشد، شیعه علی(ع) باشد و با شنیدن این وعده‌های راستین گرد اندوه بر پیشانی‌اش جا خوش نکند و اشک حسرت و ندامت نریزد.