کد خبر: 3741740
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۳
مجتهده مریم محمودزاده با اشاره به لزوم یادگیری شیوه‌های نوین تبلیغ از سوی بانوان مبلغ گفت: در اعزام طلاب برادر حمایت حداقلی مالی وجود دارد، ولی در اعزام خواهران پشتیبانی مالی انجام نمی‌شود.
به گزارش ایکنا؛ فارس نوشت: دارای مدرک دکترای مطالعات زنان با گرایش حقوق زن و خانواده است. به مدت 14 سال در سطح خارج در محضر مقام معظم رهبری تلمذ کرده و به درجه اجتهاد رسیده است. وی اعتقاد دارد با توجه به سابقه حضورش در حوزه علمیه، به محتوای دروس و فعالیت‌های موجود در حوزه علمیه خواهران اشراف کامل دارد. مریم محمودزاده در دانشگاه هم تدریس می‌کند، اولویت اولش را خانواده‌اش می‌داند. البته عمده فعالیت اجرایی‌اش را بعد از بزرگ شدن سه فرزندش انجام داده است. وی اکنون یکی از مشاوران فعال در عرصه زنان و خانواده است و دارای تألیفاتی نظیر ازدواج موفق، زیباترین تجلی محبوب و آیینه حق‌نما است.

با خانم مریم محمودزاده درباره وضعیت حوزه‌های علمیه خواهران به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن در ادامه می‌آید:

در این گفت‌وگو می‌خوانیم:

-عمده فعالیت حوزه علمیه نسبت به امکاناتش بسیار خوب بوده است

-چرا با وجود این همه سازمان در حوزه زنان، حوزه خواهران باید پای کار باشد؟

-امکان تحصیل دروس حوزه برای مادران در خانه‌

-حوزه خواهران در رشته روانشناسی و مشاوره به سمت خودکفایی می‌رود

-بانوان طلبه پشتیبانی مالی برای اعزام ندارند

-آموزش، پژوهش و تبلیغ؛ سه هدف عمده مهارتی در سطح دو است

-لزوم یادگیری شیوه‌های نوین تبلیغ برای مواجهه با نوگلان دختر

-طلاب سطح 2 حوزه­‌ در علوم انسانی توانمندتر از دانشجویان هستند

-نمی­‌توانیم حوزه را از جامعه جدا کنیم

 

 

نمی­‌توانیم حوزه را از جامعه جدا کنیم

*فعالیت حوزه علمیه را در بیش از سی سال چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با توجه به اینکه مدرک‌گرایی هم در آن لحاظ می‌شود؟ آیا توانسته است خواسته جامعه اسلامی به خصوص حوزه زنان را پاسخ دهد؟

-از چند منظر باید این را بررسی کنیم، یکی زمانی شما می­‌خواهید ببینید در بحث جذب یا در بعد تربیت چقدر موفق بوده است؟ هر کدام از اینها لازم است جزء به جزء بررسی شود یا در بحث اینکه چقدر توانسته است طلاب خواهر را توانمند کند تا در جنبه­‌های تبلیغی و ارشادی کودکان و دخترخانم‌­ها وارد شوند، هر کدام از اینها باید جدا بحث شود. البته بحث مدرک‌گرایی خودش هم تبعاتی دارد. اینکه ترکیبِ کلمه مدرک‌گرایی، گرایش به مدرک ایجاد شده یا نشده است و به چه صورتی است؟ هم مقوله جدایی است.

باید توجه داشت نمی­‌توانیم حوزه را از جامعه جدا کنیم؛ یعنی شما باید بستر کل جامعه را نگاه کنید. الان وقتی می­‌خواهید در جایی مشغول کار شوید، به شما می­‌گویند مدرکتان چیست؟ رزومه کار­ی‌تان چیست؟ بنابراین بستر حوزه­‌های علمیه هم از جاهای دیگر جامعه جدا نیست. در جامعه هر جایی که بخواهید مشغول شوید به چه واسطه­‌ای صدق گفتار شما اثبات شود و آن‌ها بفهمند! قاعدتاً شما از محل تحصیل خودتان برای آن‌ها یک گواهی می­‌برید یا مثلاً از دانشگاه خودتان یک گواهی می­‌برید یا از جایی که دوره­‌ای را گذراندید باید یک گواهی ببرید که این دوره را گذراندید و ادعای شما ثابت شود.

بنابراین حوزه­‌های علمیه قاعدتاً به همین سمت‌وسو کشیده می­‌شوند. مگر اینکه بخواهیم آسیب­‌شناسی کنیم که مدرک خوب است یا بد؟! بحث این است که آیا مدرک تمام­‌کننده کار است؟ می­‌گوییم نه! مدرک کافی نیست. بلکه آدم‌­ها باید مهارت­‌های دیگری مانند مهارت­‌های تدریسی، تبلیغی، ارتباط مؤثر و موفق با مخاطب داشته باشد. ممکن است گاهی مدرک داشته باشیم، ولی این مهارت­‌ها را نداشته باشم. کما اینکه در همه شغل­‌ها همین طوری است. منتها تفاوتش این است که معمولاً افرادی که وارد حوزه می­‌شوند، افرادی هستند که در این حوزه­‌ها موفق­‌تر هستند. چون خودم هم حوزه را تجربه کردم و هم دانشگاه را، از بیرون صحبت نمی­‌کنم که بگویم من یک چیزی شنیدم یا مطالعه کردم. گاهی ممکن است مدرک گرفته شود، ولی مهارت­‌های لازم وجود نداشته باشد.

طلاب سطح 2 حوزه­‌ در علوم انسانی توانمندتر از دانشجویان هستند

*بگذارید این گونه بپرسم که دانشگاه این مهارت­‌ها را بیشتر آموزش می­‌دهد یا حوزه؟

-بعضی مهارت­‌ها در پاره‌­ای از رشته­‌ها، مثلاً دانشگاه، رشته­‌های فنی حرفه­‌ای هم دارد ولی حوزه ندارد. بنابراین وقتی می­‌خواهیم مقایسه کنیم باید جنبه­‌های مختلف را بررسی کنیم؛ یعنی حوزه رشته­‌های علوم انسانی دارد. دانشگاه در حوزه صنعت موفق بوده، حوزه داعیه صنعت را نداشته است که ما بگوییم چقدر وارد بحث صنعت شده یا نشده؟ چقدر با کارخانه­‌ها همکاری داشته؟ اصلاً چنین چیزی نیست ما باید در رشته علوم انسانی بررسی کنیم و مقایسه کنیم.

البته در سال­‌های قبل اصلاً بحث مدرک مطرح نبود. بعد از یک سالی بیشتر بحث مدرک مطرح شد که سه مقطع؛ سطح2، سطح 3 و سطح 4 تدوین شد. تفاوت سطح 2 با دوره کارشناسی دانشگاه این است که آنجا دو سال دروس عمومی می­‌خوانند، دو سال دروس تخصصی گرایش­‌ها را می­‌خوانند، اما در حوزه اینگونه نیست، پنج سال دروس عمومی و طولانی­‌تر است و بعد وارد سطح بعدی می­‌شوند، از لحاظ مهارت­‌ها در همان رشته علوم انسانی، معارف اسلامی و الهیات؛ افرادی که وارد حوزه­‌های علمیه می­‌شوند نسبت به دانشجویان کارشناسی از نظر مهارت‌هایی مانند تدریس، آموزشی، تبلیغی و سخنرانی توانمندتر هستند.

 

 

این جو را در بین دانشجویان کارشناسی نمی­‌بینیم یا نداریم. مثلاً کسی که سال سوم کارشناسی الهیات، فقه یا عرفان است. اینکه ورود به بحث­‌های تبلیغی در جامعه داشته دارد، خیلی نادر هست. معمولاً این موارد را نداریم. ولی در میان طلاب این توانایی دیده می‌شود. الان مدارسی که داریم که طلاب سال سوم یا چهارم در سطح 2 به عنوان امام جماعت در مدارس دخترانه فعالیت می­‌کنند. فعالیت­‌های تبلیغی دارند یا بعضاً در بعضی مؤسسات فعالیت­‌های پژوهشی دارند. حال این سطح را با سطح کارشناسی دانشگاه مقایسه کنیم، در دانشگاه چنین فعالیت و بروندادی را در سال سوم یا دوم کارشناسی نداریم. چنین چیزی ندیدم اینکه کسی بگوید من دانشجوی سال سوم هستم و الان دارم اینجا کار تبلیغی یا پژوهشی می­‌کنم یا در فلان مدرسه مشغول هستم. البته شاید چنین فضایی برای آن‌ها باز نبوده است. نمی­‌خواهم بگویم لزوماً آ‌ن‌ها توانمند نیستند.

*منظور شما این است که حوزه در بخش آموزش کاربردی­‌تر عمل کرده است؟

-بله! یعنی از مدارس و آموزش و پرورش تقاضا داریم، نامه می‌­دهند و درخواست می­‌کنند. در طرح «مدارس امین» کلاً حوزه­‌ها همکاری می‌کنند.

لزوم یادگیری شیوه‌های نوین تبلیغی برای مواجهه با نوگلان دختر

* حضور طلاب خواهر در مدارس چقدر تأثیرگذار بوده است؟

-این فعالیت‌ها مثمرثمر بوده، ولی باید قوی‌­تر باشد. به نظرم ما همیشه باید حُسن­‌ها را بگوییم، معایب را هم بگوییم مثلاً این تلاش­‌ها بوده، ولی صددرصد باید بهتر باشد و به روز باشند. طلاب خواهر باید دانش­‌ها و مهارت­‌های بهتری را فرا بگیرند. توجه داشته باشیم که در برخورد با نسل جدید دیگر شیوه­‌های قدیم جواب نمی‌دهد، باید شیوه­‌های نوین را یاد بگیریم. به همین خاطر در حوزه­‌های علمیه دائماً بحث به روز شدن را داریم، مثلاً دوره مهارت­‌های نوین آموزشی و مهارت­‌های نوین تدریس ارائه می‌شود. حالا ممکن است بعضی­‌ها شرکت نکنند، ولی دوره‌ها وجود دارد.

آموزش، پژوهش و تبلیغ؛ سه هدف عمده مهارتی در سطح دو است

*چه نیازی است که طلاب خواهر پنج سال دروس عمومی بخوانند؟ چرا از همان ابتدا مباحث را تخصصی نمی‌­کنند؟

- در سطح 2 سعی می­‌شود که با نظرسنجی­‌ای که از پژوهشگران و اساتید و افراد مختلف می‌شود تغییراتی در متن دروس داده شود. این تغییرات کم و بیش اعمال می­‌شود، نمی­‌توانیم قضاوت ناعادلانه کنیم، بگوییم اصلاً اعمال نمی­‌شود. ولی باز جای حرف دارد. در متون دروس حوزه کتاب­‌هایی داریم که مهارت­‌های زندگی زناشویی، همسرداری و فرزندداری تدریس می‌شود، کتاب­‌های خوبی است و من آن‌ها را تدریس می­‌کنم. همچنین بحث­‌های روانشناسی با توجه به سیره ائمه معصومین(ص) بحث دوران رشد، روانشناسی رشد، دوران نوجوانی، دوران کودکی، دوران تولد نوزاد همه این‌ها در سطح 2 تعلیم داده می­‌شود.

پنج سال اول در سطح عمومی بیشتر برای فقه است، منتها این فقه جدا از بحث خانواده نیست، در دانشگاه این بحث به عنوان فقه خانواده، فقه مقارن، طلاق و نکاح جدا می­‌شود. ولی در این حوزه این گونه نیست، بلکه در قالب فقه یک تا چهار این موارد تدریس می‌شود. در سطح عمومی حوزه علمیه خواهران، هدف این است که در سه عرصه طلاب تربیت شوند، یکی عرصه آموزشی است؛ یعنی وقتی طلاب پنج سال را خواندند، خوب مهارت­‌های تدریس را یاد بگیرند. یک بُعد آموزشی است که مهارت­‌های تدریس و آموزشی به اندازه­‌ای که یک معلم و یک استاد توانمندی شود، تقریباً در سطح 2 فرا می­‌گیرد. البته بستگی به علاقه فرد هم دارد. یک بُعد دیگر عرصه پژوهشی است، مثلاً طلاب درس روش تحقیق، مراحل برنامه­‌نویسی و پایان‌نامه‌نویسی دارند، به گونه­‌ای که وقتی این پنج سال تمام شد، این طلبه بتواند مطلبی را تألیف یا تدوین کند. یکی هم بحث تبلیغی است؛ یعنی پنج سال عمومی را که گذراند، بتواند سخنرانی کند، بتواند تبلیغ کند.

 

 

بانوان طلبه پشتیبانی مالی برای اعزام ندارند

*آیا طلاب خواهر بعد از این پنج سال توسط نهاد یا سازمانی مانند آموزش و پرورش و مهدکودک‌ها جذب می‌شوند؟

-اینکه فعالیت تبلیغی آن‌ها از سوی نهادی تأمین شود، این گونه نیست. هر جا که دعوت کنند، حوزه به آن‌ها نیرو معرفی می­‌کند. اما دیگر مخارج و هزینه­‌ها با همان مرکز است، مثلاً اگر یک مهدکودک نیرو یا مربی می­‌گیرد، هزینه مربی به عهده مهدکودک است یا مثلاً مدرسه­‌ای از طرف آموزش و پرورش برای سخنرانی، تدریس یا فوق­‌برنامه دعوت می‌کند. هزینه را مدیر مدرسه می‌دهد. البته شاید هزینه­‌های خوبی ندهند. اما اینکه حوزه خودش یک نهاد خاصی داشته باشد و بیاید طلاب را هدایت و اعزام کند. به این صورت ندارد. بلکه نیروهای مستعد و علاقه‌مند خودش را جاهای مختلف که متقاضی باشند،‌ معرفی می‌کند.

* در بخش اعزام برادران حمایت حداقلی مالی وجود دارد، ولی در اعزام خواهران چنین چیزی نیست و این باعث دل‌زدگی طلبه­‌های خواهران می­‌شود؟

-بله! متاسفانه اینگونه نیستند، فقط تربیت می‌کنند، شناسایی می­‌کنند و در نهایت برای اعزام معرفی می­‌کنند. ولی پشتیبانی مالی برای اعزام ندارند.

*این در حالی است که آقایان شهریه دارند، ولی خانم­‌ها شهریه ندارند؟

-بله! خانم­‌ها شهریه ندارند. معمولاً چون دید این است که خانم­ تأمین­‌کننده هزینه خانواده نیست. در فقه اسلامی هم اینطور است که خانم­‌ها مسئولیت تأمین کردن هزینه­‌های خودشان یا فرزندشان یا خانواده را ندارند، زیرا تحت کفالت پدرشان یا همسرشان هستند، حتی اگر زنان بدسرپرست یا بی­‌سرپرست هم باشند یک سازوکار دیگری در فقه اسلامی دارد. بنابراین این دیدگاه در حوزه وجود ندارد. مگر افراد خاصی باشند و موردهایی باشد که حوزه به طور خاص مثلاً در تهیه کتاب­‌های طلاب کمک­ هزینه­‌هایی کرده باشد، ولی اینکه به صورت دائمی و یک روند عمومی داشته باشد، وجود ندارد.

حوزه خواهران در رشته روانشناسی به سمت خودکفایی می‌رود

*حوزه علمیه خواهران را جدا از سه عرصه آموزشی، پژوهشی و تبلیغی بخواهیم نگاه کنیم، بازخورد آن در جامعه چگونه بوده است؟

- باید بررسی کنیم این نهاد برای چه شکل گرفته و هدفش چه بوده است؟ اگر ما نگاه کنیم در راستای آن سیاست‌گذاری‌­ها و اهدافش دارد پیش می­‌رود، می‌توان گفت آن نهاد موفقی است، البته ناگفته نماند که بایستی کارهایی هم صورت بگیرد که بهتر بشود، اصولاً کارکرد حوزه­‌های علمیه اینکه برای کسی شغل پیدا کند یا مثلاً متکلف کارهای دیگر شود، نبوده است. بلکه متکلف بوده که بانوان را در حوزه­‌های آموزشی، تربیتی ـ تبلیغی و پژوهشی تربیت کند که الان مثلاً حوزه­‌های مشاوره­‌ای هم به آن اضافه شده و در حوزه­‌های مشاوره خانم از خودشان استفاده می­‌کنند؛ یعنی ما در حوزه­‌های علمیه، خانم مشاور روانشناسی از بیرون و دانشگاه نداریم. بلکه حوزه از میان کسانی که علاقه و استعداد دارند، انتخاب می‌کند و کلاس­‌های ارتقابخشی هم برای آن‌ها برگزار می­‌کند و دارد به سمت خودکفایی در این رابطه پیش می‌رود.

امکان تحصیل دروس حوزه برای مادران در خانه‌

مگر اینکه شخص علاقه نداشته باشد، یا توانمندی­‌اش کم باشد یا ترجیح دهد در منزل باشد و آن فعالیت­‌ها را نداشته باشد. طلابی که می­‌خواهند، معمولاً موفق هستند. حتی ممکن است در مسجد محل خودشان 4 تا کلاس یا کارگاه تشکیل بدهند یا حتی در نهاد رهبری به عنوان مبلغ به خوابگاه­‌ها اعزام شود. بنابراین اگر بخواهیم بررسی کنیم چقدر دانشجوی کارشناسی در حال حاضر چنین فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند، آماری وجود ندارد. در مقابل درصد زیادی از طلاب سطح دو به طرق مختلف در حال فعالیت هستند. پس موفقیت حوزه در راستای آن اهداف و سیاست‌گزاری‌اش بد نبوده است، منتها همیشه انسان توقع دارد از امکانات بیشتر استفاده شود.

در سطح دو حوزه سیستم­‌های مختلف آموزشی مانند تمام­‌وقت، پاره­‌وقت، حضوری، غیرحضوری و مجازی داریم. مثلاً جامعة­الزهرا سال‌ها است سیستمی دارد که نیاز نیست طلبه سر کلاس بنشیند. بانوانی هستند که در سراسر کشور خانه­‌داری و بچه­‌داری­شان را انجام می‌دهند. اما درس می­‌خوانند. از آن طرف در بحث خانواده قاعدتاً یک مادری که در عرصه­‌های مختلف مثلاً احکام، تعلیم و تربیت، الهیات، تفسیر قرآن توانمندی پیدا کند و اطلاعاتش بالا برود مسلماً اثر مستقیم در زندگی خودش دارد یا مثلاً در اجتماع یک خانمی که نسبت به معارف اسلامی اطلاعاتی پیدا می­‌کند قاعدتاً رفتارش متفاوت می­‌شود. بنابراین در جامعه، خانواده و جنبه فردی خودش تأثیر دارد. ولی ما همیشه توقع داریم که بیشتر و بهتر باشد.

 

 

چرا با وجود این همه سازمان در حوزه زنان، حوزه خواهران باید پای کار باشد؟

*آیا حوزه علمیه می‌­تواند به بحث بانوانی که مثلاً در بهزیستی یا زندان هستند ورود پیدا کند و مبلغ باشد؟

- استادم در سال ۷۷ چنین مسأله­‌ای را مطرح کرد و گفت در زندان­‌ها خیلی نیاز به مبلغان خانم است. آنجا زنانی هستند که مشکلات روحی و روانی دارند. من خودم نرفتم، به خاطر اینکه فضای آنجا را نمی­‌پسندیدم و احساس می­‌کردم نباید بروم. با اینکه خیلی جاها تبلیغ می­‌کردم، قبول نکردم اینجا بروم. شما وقتی در یک فضایی کار می­‌کنید باید از آن فضا خوشتان بیاید.

* در این وضعیت، مبلغ نباید ورود کند؟

-خب! افراد دیگری بروند. من اینطوری کار نمی­‌کنم، اگر می­‌خواستم اینطوری کار کنم می­‌رفتم جایی که بیشتر حقوق می­‌گرفتم. بنابراین علاقه­ در کار مهم است. مثلاً کار من تبلیغ است و برای خودم این حق را قائل هستم که انتخاب کنم. به هر حال در جامعه ما این مسأله وجود دارد و نیاز هم است و افرادی باید باشند که در اینجا تبلیغ کنند. ولی حتماً بایستی جلسات مقدماتی تشکیل و سازوکاری طراحی شود و افرادی باشند که روحیه این کار را داشته باشند. البته توجه داشته باشیم که نهادهای متولی مسائل زنان داریم که بسیار هم هزینه می­‌کنند و از دولت بودجه می­‌گیرند؟ چرا با وجود این همه سازمان در حوزه زنان، حوزه باید پای کار باشد؟ ما می­‌گوییم سیاست­‌گذاری­‌های حوزه چیست؟ درست است که در عرصه تبلیغ، پیشرفت جامعه، کمک به جامعه زنان همه اینها وجود دارد. اما نهادهایی در اجتماع وجود دارند که بودجه­‌های کلان برای مباحث زنان می­‌گیرند، چرا وارد این مسائل نمی­‌شوند! الان خیلی معضلات در حوزه زنان داریم، مثلاً خانم­‌های مطلقه یا خانم­‌هایی که در جامعه رها هستند، خانم­­‌های شاغلی که شغلشان با شأن زنان و جامعه مناسب نیست. ما بگوییم حوزه علمیه برای اینها چه کرده است؟ مگر حوزه علمیه متکلف همه اینها است؟ این اصلاً نمی­‌شود این یک درخواست و مطالبه غیرمنطقی است.

*چرا؟! عرضه تبلیغ که زمان و مکان نمی‌‌شناسد؟

-«تبلیغ» یعنی شما مبلغ تربیت کنید، محتوا تهیه کنید و زمینه‌های عرصه­‌های تبلیغی فراهم کنید.

عمده فعالیت حوزه علمیه نسبت به امکاناتش بسیار خوب بوده است

*در پایان چه نمره‌ای به عملکرد حوزه علمیه خواهران در اجتماع می‌دهید؟

- نسبت به عملکردش خوب بوده ولی نمره عالی نمی­‌دهم، همیشه هر نهادی باید سعی کند رو به رشد باشد. وقتی بگوییم عالی است دیگر تلاش نمی­‌کند و متوقف می­‌شود. ما باید تلاش کنیم و خودمان را به‌روز کنیم و از این امکاناتی که داریم بیشتر استفاده کنیم، حوزه علمیه نسبت به امکاناتش، نه آن بودجه‌ای که بسته شده و داده نشده و در فضای مجازی بوق کردند، عمده فعالیتش بسیار خوب بوده است. بیشتر درآمد حوزه یا سهم خمس است یا خیرین کمک کردند و یا کمک­‌های مردمی بوده و این ربطی به به بودجه دولتی ندارد. پایین‌ترین عیدی امسال نزدیک 2 میلیون تومان بود. در حالی که عیدی اساتید ما که اکثراً یا سطح ۳ یا ۴ یا دکتری دارند، 100 هزار تومان بوده است! این اصلاً قابل قبول است؟ ما این  موارد را کجا داریم؟! بعضی­‌ها فکر می­‌کنند ما دروغ می­‌گوییم، حق تدریس یک ساعت در سطح 2، 3 و 4  با همه سخت­گیری­‌هایی که می­‌شود و مجوزهای خاصی که استادها باید داشته باشند، خیلی کم است و این کار جنبه فرهنگی و عقیدتی و ارزشی دارد. ساعتی 10 تا نهایت 15 تومان است. بعضی حوزه­‌ها که هیأت امنای آن‌ها ضعیف‌­تر هستند.حق تدریس یک ساعتشان از این رقم هم پایین­‌تر است. در برخی حوزه‌ها فقط هزینه ایاب و ذهاب استاد را می‌دهند. این شرایط را هم لحاظ کنید.

انتهای پیام/

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: