|
گروه انديشه: رد فرضيههای علم دينی به معنای ابطال آموزههای دينی از پيشفرضشده نيست. سخنان متافيزيكی از پيشفرضشده در علم، ابطالپذير تجربی نيستند. ابطالپذيری آموزههای دينی، امری منطقی و عقلانی است و در سطح پيشاعلمی قرار دارد.
|
| دكتر «خسرو باقری» نويسنده كتاب «هويت علم دينی» |
دكتر «خسرو باقری» نويسنده كتاب «هويت علم دينی» در گفتوگو با خبرنگار سرويس انديشه و علم خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در ارائه خلاصهای از مفاهيم و محتوا و ويژگیهای كتاب «هويت علم دينی» با بيان مطلب فوق، سخنان خود را در سه محور چرا سخن گفتن از علم دينی، موجه است؟، علم دينی چه نيست؟ و علم دينی چه میتواند باشد؟ ارائه داد.
وی در بيان محور اول سخنان خود گفت: تفكيك اثباتگرايانه ارزش/ واقعيت (موازی با دين / علم) پذيرفتنی نيست و چنين نيست كه دنيای ارزش، رنگين (هيجانات) و دنيای واقعيت، سياه و سفيد (غلط / درست) باشد. دنيای واقعيت و علم نيز در چند سطح، به رنگ دنيای ارزشی آغشته است.
نويسنده كتاب «هويت علم دينی» در ادامه سخنانش گفت: نخست اين كه علم، خود به سبب ارزشمند بودن برای آدمی، تحقق يافته است و دوم اينكه ارزشها در پيكر علم نيز نفوذ دارند (مانند ارزش زيباشناختی سادگی در نظريههای علم) و دلايلی پيشينی وجود ندارد كه دنيای واقعيت، سياه و سفيد و فارغ از ارزش باشد. اين تصوير از واقعيت، چون ديدگاهی فلسفی نيز، موجهترين ديدگاه نيست و ديدگاه ديگر و موجهتری، ريشههای حقيقت، زيبايی، خير را در واقعيت جهان میجويد. هر چند جنبههای ذهنی زيبايی و ارزش، قابل انكار نيست؛ اما محصور كردن آنها در ذهن، خطای بزرگ اثباتگرايی است.
وی افزود: عالم واقعيت اثباتگرايانه، يك ماشين است؛ بیروح، عاری از زيبايی و نيكويی و تفكيك «رايشنباخ» (كشف/ داوری) نيز مبتنی بر تفكيك ارزش/ واقعيت است. قلمرو كشف، رنگين (ارزشی) و قلمرو داوری، سياه و سفيد (واقعی) است. محدود كردن تأثير دين به قلمرو كشف، غيرمدلل است. قلمرو داوری، بر فرض سياه و سفيد بودن، عهدهدار اثبات نظريه نيست و نظريهای كه در قلمرو داوری، پايدار میماند، ضرورتا درست نيست، بلكه تنها ابطال نشده است.
|
دكتر خسرو باقری:
|
| هر نظريهای نمیتواند در هر چارچوب متافيزيكی قرار گيرد. قرار گرفتن نظريههای مختلف در يك چارچوب، حاكی از پذيرفتن قدر مشتركی از آن است، بنابراين پيش فرضهای دينی، نقشی سازنده و نه فقط انگيزشی و روانشناختی دارند |
وی در بيان نتايجی از بحث خود گفت: پس نمیتوان گفت كه چنين نظريهای، رنگ قلمرو كشف را وانهاده و واقعی شده است. نظريههای مقاوم موجود در عرصه علم، رنگيناند و تعلقهای قلمرو كشف را به همراه دارند؛ اگر بپذيريم كه نظريهها هرگز اثبات نمیشوند، به اين معناست كه هميشه اين رنگ را بر خود دارند. بهعلاوه، داوری موجب استحاله يافتن تعلقات نظريه نيست؛ اگر روزی، نظريهای اثبات شود (استقرای تام)، معلوم میشود كه واقعيت، به رنگ آن بوده است، نه اينكه نظريه، رنگ خود را باخته تا واقعی شود. نتيجه اينكه اگر تأثير دين در قلمرو كشف، پذيرفتنی باشد، در قلمرو داوری نيز بايد پذيرفته شود.
وی در تشريح محور دوم كتاب خود يعنی علم دينی چه نيست؟، اظهار كرد: علم دينی، علمی موجود در متون دينی نيست. هيچ پيامبری، آكادمی علوم افتتاح نكرد. برخی گزارههای علمی اشاری در متون دينی آمده است؛ اما نه برای علمآموزی، بلكه در جهت كار اصلی دين كه دلالت آدمی به سوی خداست. با جمع اين گزارههای اشاری و معدود، نمیتوان ساختمان علوم را بنا كرد. علم دينی، دين علمی نيست. تطبيق پس از وقوع (post-facto) ميان آيات با يافتههای علمی، كوشش برای فراهم كردن دين علمی است.
دكتر باقری در ادامه سخنانش افزود: اگر تركيب بیمعنايی از علم و دين بتوان ساخت، همانا دين علمی است. علم دينی، تبديل كردن آيات به فرضيه و آزمون تجربی آنها نيست. اين درخصوص دين، نقض غرض است. علم دينی، نشانه حقانيت دين نيست. اديان، حقانيت و توفيق خود را با علم دينی فراهم نياوردهاند. علم دينی، در صورت تحقق، اثر جانبی (side-effect) دين خواهد بود.
اين محقق علوم تعليم و تربيت در بيان محور سوم سخنان خود يعنی علم دينی چه میتواند باشد؟، اذعان كرد: علم دينی، در صورت عدم تحقق، اثر اصلی دين را نقض نخواهد كرد. علم دينی، در صورت تحقق، تنگناهای متافيزيكی علوم موجود را فراخ خواهد كرد و علم دينی تا جايی كه علم است بايد راه تكوين علوم تجربی را بپيمايد و بايد بتواند بر پيشفرضهايی از آموزههای دينی تكيه كند. نفوذ عناصر بروندينی نيز در علم دينی ممكن است؛ اما آموزههای دينی، صورت بخشند. به نحو پيشينی نمیتوان هر علم دينی را قابل تحقق دانست.
وی افزود: تحقق هر علم دينی، در گرو وجود پيشفرضهای مناسب با آن در ميان آموزههای دينی است. آموزههای دينی پيشفرضشده، نقشی بيش از تحريك انگيزه علمجويی ايفا میكنند. پيشفرضهای دينی، همچون ساير انواع پيشفرضها، سنخ حدسها و فرضيههای عالم را رقم میزنند.
|
دكتر خسرو باقری:
|
| علم دينی، در صورت عدم تحقق، اثر اصلی دين را نقض نخواهد كرد و علم دينی، در صورت تحقق، تنگناهای متافيزيكی علوم موجود را فراخ خواهد كرد. علم دينی تا جايی كه علم است بايد راه تكوين علوم تجربی را بپيمايد |
وی افزود: هر نظريهای نمیتواند در هر چارچوب متافيزيكی قرار گيرد. قرار گرفتن نظريههای مختلف در يك چارچوب، حاكی از پذيرفتن قدر مشتركی از آن است، بنابراين پيشفرضهای دينی، نقشی سازنده (constructive) و نه فقط انگيزشی و روانشناختی دارند. فرضيههای علم دينی دورگهاند؛ رگه نخست، ناشی از پيش فرضهای دينی است كه سنخ حدسها را رقم میزند. رگه دوم، ناشی از خلاقيت عالم است كه جزئيات تجربی فرضيه را مشخص میكند.
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران در ادامه سخنانش در بررسی علم دينی چه میتواند باشد؟، اظهار كرد: رد فرضيههای علم دينی، به معنای ابطال آموزههای دينی پيشفرضشده نيست. سخنان متافيزيكی پيشفرضشده در علم، ابطالپذير تجربی نيستند و ابطالپذيری آموزههای دينی، امری منطقی و عقلانی است و در سطح پيشاعلمی قرار دارد.
وی در پايان سخنانش گفت: رد فرضيههای علم دينی، حداقل حاكی از خامی آنها به سبب خلاقيت اندك عالم است. رد اين فرضيهها، حداكثر حاكی از آن است كه آموزههای دينی مورد نظر، اثر جانبی ظهور علم دينی را ندارند بنابراين، علم دينی، يكی از استعدادهای جانبی احتمالی دين است كه در صورت عدم بروز، آسيبی به استعداد اصلی قطعی دين كه در تاريخ بشر تحقق يافته، نخواهد زد.
|