|
گروه وبلاگ: وبلاگنويس «مهر دل» كه در سرويسدهنده بلاگفا بهروز میشود، در پست جديد خود به اهميت شخصيت حضرت نوح(ع) در قرآن پرداخته و در ادامه مطلب خود آن را به نگرش تازه به كاروان حسينی پيوند زدهاست.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، بلاگر «مهر دل» با اشاره به اينكه در در ۳۲ فراز از قرآن در مورد نوح صحبت شده، مینويسد: «پس او آدم مهمی است. اين اهميت نوح(ع) برای چيست؟»
بلاگر در ادامه با اشاره به اولوالعزم بودن ايشان و روايت حديثی از امام صادق(ع) مینويسد: «اولوالعزم را برای اين میگويند كه ايشان صاحب عزيمتها و شريعتها بودهاند، زيرا كه نوح(ع) مبعوث شد با كتاب و شريعتی غير شريعت آدم(ع)، پس هر پيامبری كه بعد از حضرت نوح بود بر شريعت و طريقه او و تابع كتاب اوبود.»
«تا آنكه ابراهيم(ع) با صحف و عزيمت ترك كتاب حضرت نوح آمد، نه آنكه او را انكار كند، بلكه بيان اينكه اين شريعت او منسوخ شده و بعد از اين به آن نبايد عمل كرد.»
وی ادامه میدهد: «در اينجا اين سؤال مطرح میشود كه چرا خداوند نوح(ع) اين فرد قيمتی درگاه خود را به دنيا فرستاد كه مردم بخواهند او را خفه كنند. نقل میشود آنقدر مردم او را میزدند و گلوی مباركش را تا حد خفگی میفشردند كه ايشان بیحال ميشد و سپس او را روی زمين میانداختند. دوباره فردا صبح نوح(ع) بلند میشد و مشغول انجام وظيفه میشد.»
«اگر معنای شريعت را نفهميم، اين مسائل با عقل جور در نمیآيد. مثل ماجرای كربلا و كشته شدن هفتاد و دو نفر از بهترين خلق خدا به طوری كه قطعه قطعه شدند و زير سم اسبان گوشت و استخوانشان با خاك يكی شد.»
«اگر ماجرای كربلا را آنطور كه زينب(س) فهميد، نفهميم، حال و روز ما به مثابه حال و روز كسانی میشود كه انگار در كارناوالی جمع میشوند و با ريتم خاصی به نمايش خود میپردازند و حتی فهميدههای ما! نهايت دردشان تشنگی كاروان حسينی و گوشواره طفل و آتش گرفتن دامن نازنينی است، در حالی كه میتوان چون زينب ديد. هيچ فكر كردهايد كه مگر او چه ديد كه گفت: هيچ نديدم الا زيبايی.»
متن كامل اين مطلب را اينجا بخوانيد!
|