|
گروه انديشه: پازوكی معتقد است تنها راه تقريب مذاهب اسلامی (اگر مباحث سياسی آن را كنار بگذاريم)، تصوف و عرفان اسلامی است و در طول تاريخ، گفتوگوی (به معنای واقعی كلمه) اسلام با ديگر اديان، هيچگاه جز از طريق عرفان صورت نگرفته است.
|
| دكتر شهرام پازوكی - عضو هيئت علمی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، دكتر «شهرام پازوكی»، عضو هيئت علمی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران، عصر روز گذشته 30 بهمنماه سالجاری در سخنرانی خود با عنوان «عرفان و گفتوگوی اديان» ضمن بيان مطلب فوق گفت: در چند سال گذشته به طرق مختلف به اقتضای زمان وارد اين بحث شدهام. دوست داشتم اسم اين نشست را «عرفان و مذاهب اسلامی» میگذاشتم، به جهت وضعيت فكریای كه بهخصوص در درون اسلام پيش آمده و آن تعارضی كه گمان میرفت كه تفكر سلفی و قشری گذشته غلبه و اقتدار پيدا كند و مظاهر و مشخصاتش در حال ظهور است.
وی افزود: اين تفكر سلفی بيش از همه متوجه عالم شيعه و هر نوع تفكر حكمی و عرفانی خواهد شد. جا داشت كه به جای عرفان و گفتوگوی اديان، گفتوگوی اديان و مذاهب اسلامی را مطرح میكردم.
اين محقق عرفان اسلامی تنها راه تقريب مذاهب اسلامی را «عرفان اسلامی» دانست و اذعان كرد: ترديدی ندارم كه تنها راه تقريب مذهب اسلامی ـ اگر مباحث سياسیاش را كنار بگذاريم ـ تصوف و عرفان اسلامی است و يكی از دلايل اصلیام اين است كه اساسا بيش از 90 درصد مسلمانان (اصلشان، نه مسلمانان بعدی) به واسط تصوف مسلمان شدند و به همين دليل هم میبينيم كه مسلمانان در كشورهای غير حوزه عربستان مثل آفريقا، اروپایشرقی و خاور دور و ... اسلامشان، اسلام عرفانی است.
عضو هيئت علمی مؤسسه گفتوگوی اديان در ادامه سخنانش اظهار كرد: اكنون برای ما ايرانیها دو مسأله مهم و حايز اهميت وجود دارد؛ نخست موضوع اسلام در جهان و دومی تشيع در ميان مذاهب ديگر است. بيم آن میرود كه تشيع به معنايی كه الان عليه آن صحبت میشود، تخريبهايی عليه آن صورت گيرد و مسأله اساسی و ضرر اساسی اين خواهد بود كه با آغاز اين تخريب، بعد معنوی اسلام و بعد حكمی و عقلانيت آنرا هم مخدوش سازد.
پازوكی ادامه داد: در مورد بحث اسلام و اديان ديگر كه بعد از حادثه 11 سپتامبر حادتر شده است، جا دارد كه وضعيت اسلام را در بيان اديان ديگر؛ (اگر میخواهد در مقام گفتوگو برآيد) روشن شود؛ يعنی بايد بدانيم كه موضع اسلام چيست؟ از نظر بنده نوع ديگری از گفتوگو وجود ندارد.
وی تأكيد كرد: مباحث مختلف مانند تطبيق و بررسی عقايد فقه اسلام با فقه يهود و يا كلام اسلام با كلام مسيحيت و ... اگرچه درست و لازم است؛ اما اينها گفتوگو نيست. گفتوگو معنای دقيقی دارد كه ما از آن غافل هستيم. گفتوگو مبانی متافيزيكی و عرفانی دارد و فقط با اين مبانی میتوان به معنای حقيقی لفظ گفتوگو كرد، يعنی گفتوگوی فقهی يا كلامی اسلام با اديان ديگر اساسا ميسر نيست، تطبيق و مقايسهاش ميسر است.
وی درك واقعی معنای گفتوگو را شرط لازمه گفتوگو دانست و اظهار كرد: در طول تاريخ گفتوگوی اسلام با ديگر اديان به معنای دقيق كلمه هيچگاه جز از طريق عرفانی صورت نگرفته است.
وی در بيان سير تاريخی واژه «ديالوگ» خاطر نشان كرد: «ديالوگ»، اساسا يك واژه يونانی است و ريشه در انديشههای افلاطون دارد. در يونان باستان، افلاطون معلم واقعی گفتوگوست. اگر بگويم كه گفتوگو مقام فلسفه و فيلسوفانی بوده است، پس همدلی مقام عرفا بوده و آنها هستند كه صحبت همدلی میكنند (البته همدلی واژه مختص اسلام نيست و در عرفانهای ديگر نيز وجود دارد)
|
دكتر شهرام پازوكی
|
| مولانا در شاهكار عرفانی خود شرح میدهد كه در ورای همزبانی، آنچه وی همدلی مینامد وجود دارد. همدلی، يعنی اتحاد قلوب كه به نظر او دل نيز زبانی دارد، غير از زبان دهان |
وی افزود: در كتاب «مثنوی» دو واژه همدلی و همزبانی داريم كه همزبانی میتواند واژه مناسبی برای ديالوگ باشد. همدلی مولانا، تفكر يونانی نبوده و بنابراين معادلی در ادبيات عرفانی غرب ندارد و من در عرفانی مسيحی نتوانستم معادلی برای آن بيابم.
دكتر پازوكی در ادامه سخنانش شرط اصلی گفتوگوی حقيقی در اديان را توجه به حقيقت اديان دانست و اظهار كرد: گفتوگوی حقيقی در اديان وقتی ميسر میشود كه در ابتدا دريابيم كه اديان هريك در ماهيت حقيقت خود راجع به چه چيزی سخن میگويند و اگر ما نتوانيم مثل پديدارشناسان اهل فلسفه سرآغاز اديان را بيابيم، واقعا نمیتوانيم در مسير گفتوگو قدم بگذاريم.
وی يكی از حالتهای گفتوگو را گفتوگو با خود دانست و اذعان كرد: گفتوگو به معنای دقيق لفظ نبايد به معنای طرف ديگر در خارج باشد و گفتوگو در خود آدم نيز رخ میدهد و اساسا گفتوگو در ابتدا در خود آدم رخ میدهد. افلاطون به اين معنا از گفتوگو در رساله خود اشاره میكند. از نظر افلاطون گفتوگو با خويشتن، ذات تفكر است، يكی از اصول گفتوگوی اصيل اين است كه كسی میتواند گفتوگوی اصيل داشته باشد كه خود او در مسير يافتن و پيدا كردن خويش راهی را طی كرده باشد، البته همه اديان معتقدند كه يكی از مقاصد عاليهشان اين است.
وی خودشناسی در عرفان را نهايت سلوك الیالله دانست و گفت: خودشناسی كار سادهای نيست و چون امروزه معنای اين اصطلاحات عوض شده است، تصور میشود كه معنای ساده و همهفهمی دارد. تفكر درباره هدف خلقت، هدف آفريش، به كجا میروم؟، به كجا آمدهام؟ و .. از لزومات خودشناسی است. با اين مقدمات اگر به تاريخ اسلام نگاه كنيم، میبينيم كه تنها عرفا بودند كه بحث گفتوگوی اديان را طرح كردند؛ زيرا آنها خودشناسی را شرط اصلی دينشناسی میدانند.
وی يكی از اجزای مهم گفتوگو را گوشدادن دانست و اذعان كرد: يكی از اجزای اصلی گفتوگو، گوشكردن است، پس بايد گوشكردن و مخاطبشدن را آموخت. در اين گوشكردن دانايی حقيقی در فهم دين پيدا میشود. «هراكليتوس» فيلسوف يونانی در اين باره میگويد: «دانايی گوش دادن نه به من كه به «لوگوس» است و همنوا شدن به او كه همه چيز يكی است.» (لوگوس در انجيل يوحنا، به «كلمه» تعبير شده است).
اين محقق و استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: هراكليتوس در بيان ديگری میگويد: كسی میتواند زبان داشته باشد كه به لوگوس گوش دهد و كسانی كه اين كار را نكنند، نه گوش دادن بلد هستند و نه سخن گفتن. در عالم اسلام، پرسش از زبان فقط در عرفان مطرح شده است، البته بحث دلالت الفاظ در منطق و علم اصول را داريم و اينكه حقيقت زبان چيست؟، فقط در قلمرو عرفان مطرح شده است. در قرآن كريم هم از انسانهايی سخن به ميان آمده است كه با وجود اينكه گوش و زبان ظاهری دارند، گوش و زبان واقعی ندارند و روی به حقيقت نمیآورند.
وی تأكيد كرد: اگر ما نفهميم كه گفتوگو حقيقتا چيست؟، نمیتوانيم بفهميم كه گفتوگوی اديان در اسلام و عرفان چگونه رخ داه است. بحث ما تاكنون يك بحث مبنايی و مقدمهای برای گفتوگوی اديان است.
عضو هيئت علمی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران گفت: اصل در عرفان سخن گفتن نيست، بلكه سكوت است. ولی كسیكه در عرفان گوشش باز میشود گاهی اوقات زبانش هم باز میشود. پی بردن به ناگفتهها و درك تعاليم فراموششده يك دين در گفتوگو با يك دين بسيار مهم است و از فوائد اين امر آن است كه بر غنای ادراك معنوی ما از دين و ابعاد مختلف آن میافزايد.
وی لازمه اين كار را اجتناب از نوع نگاهی كه بر حسب الهيات جديد پروتستان مسيحی كه به اصطلاح آنرا نگاه «ابژهساز» میگويند دانست و گفت: نگاه ابژهساز، موضوع را بدون تعلق به شخص میبيند و اين بسيار مخرب است. با اين نگاه نمیتوان به ديالوگ رسيد و فقط میتوان مطالعات تطبيقی داشت. معنای و مفاهيم دينی مانند مفاهيم علمی نيستند كه به حقيقت وجودی ما بیارتباط باشند. آنها با روح و جان مؤمنان ارتباط دارند.
|
دكتر شهرام پازوكی
|
| مباحث مختلف مانند تطبيق و بررسی عقايد فقه اسلام با فقه يهود و يا كلام اسلام با كلام مسيحيت و ... اگرچه درست و لازم است؛ اما اينها گفتوگو نيست. گفتوگو معنای دقيقی دارد كه ما از آن غافل هستيم |
وی تحقيقات تاريخی را ناكافی برای رسيدن به حقيقت دين دانست و اظهار كرد: تحقيقات تاريخی، نمیتواند ما را به حقيقت دينی راه بيرد؛ اما از نظر عارفان در گفتوگو، زمان و مكان بندها و محدوديتهايی هستند كه بايد به ورای آنها رفت. در اين شرايط فراتاريخی «ابن عربی»، با يك عارف چينی مثل «لائوتسه»، در بعد زمانی با اختلاف 1800 سال و اختلاف مكانی گفتوگو داشته باشند، ايزوتسو اين كتاب را ترجمه كرد و دقيقا اين گفتوگو را نشان و انجام داده و آدمی را به حيرت وامیدارد.
وی افزود: كتاب «فصوصالحكم» اثر ابن عربی نمونه كامل يك گفتوگوی دينی است ولی شما به هيچوجه صحبتهايی را كه الآن با عنوان گفتوگو و مطابقه میبينيد، در آن نمیبينيد. ابن عربی براساس حقيقت معنوی نبی آن دين اين گفتوگو را انجام داده و نگاه او به اين انبيا نگاهی كاملا او را تاريخی و با همنوايی بوده است. نگاه او به مسيحيت از منظر حقيقت معنوی مسيح بود، نه از منظر مبانی فقهی، كلامی و ... مسيحيت.
وی در پايان سخنانش «دارالشكوه» (انديشمند مسلمان قرن 11 هندوستان) و مولانا را از ادامهدهندگان راه ابن عربی و مناديان گفتوگوی اديان دانست و اظهار كرد: مولانا در شاهكار عرفانی خود شرح میدهد كه در ورای همزبانی، آنچه وی همدلی مینامد وجود دارد. همدلی، يعنی اتحاد قلوب كه به نظر او دل نيز زبانی دارد، غير از زبان دهان.
نشست «عرفان و گفتوگوی اديان» روز گذشته 30 بهمنماه سال جاری از ساعت 30: 16 تا 18 با سخنرانی دكتر «شهرام پازوكی» و با حضور جمعی از اساتيد، محققان، دانشجويان و علاقهمندان در مؤسسه گفتوگوی اديان برگزار شد.
|