صفحه اصلی | تماس با ايکنا | در باره ايکنا
جستجو: سه شنبه 20 بهمن 1388 23:16:02     GMT 19:46

 
نظرسنجی
نام:

پست الکترونيک:

نظر شما در باره اين خبر:


 
 
امتياز به خبر
امتياز شما به اين خبر:
١  ٢  ۳  ٤  ٥
ارسال به دوستان نسخه چاپی خبر
سه شنبه 14 اسفند 1386 17:37:41             شماره‌ خبر :230061
واكنش مجيدی به توهين‌های اخير به ساحت قرآن و پيامبر اسلام
مجيد مجيدی: چرا سكوت پيشه‌كرد‌ه‌ايم

گروه هنر: مجيد مجيدی در يادداشتی با محكوم كردن توهين به پيامبر اسلام و قرآن، آورده است:«امروز كه ناپسندترين نسبت‌ها به آن بزرگ و كتاب هدايتش قرآن داده می‌شود سكوت همه جا را فرامی‌گيرد و جز يك‌ دو صدايی كم‌جان هيچ‌كس فرياد نمی‌زند كه چرا دوباره پس از قرن‌ها به پيامبر نسبت شاعری می‌دهند و قرآنش را احساسات شاعرانه و خطاپذير می‌خوانند!»

مجيد مجيدی

مجيدی در يادداشت خود آورده است: خدای را شاكرم كه در هياهوی نغمه‌های ناساز، «آواز گنجشك‌ها» بر گوش‌های بسياری شنيدنی آمد و بر چشم‌های فراوانی ديدنی.

از انعكاس مثبت فيلم در اين مدت كوتاه در ميان گروه‌‌های مختلف و مخاطبان گوناگون سخن نمی‌گويم اما در مقابل آنان كه از تكرار و پيام تكراری فيلم سخن گفته‌اند می‌گويم كه هيچ ابايی ندارم كه اعلام كنم اين فيلم مانند آثار قبلی من «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بيد مجنون» باز هم بر فطرت و نهاد پاك انسانی تاكيد می‌كند. بازهم سخن از نياز دنيای امروز يعنی معنويت است.

بدون تكيه بر معنويت؛ آن‌چنان كه در جای جای جهان می‌بينيم، انسان‌ها گرگ‌های درنده‌ای خواهند شد كه درندگان وحشی نيز شرمنده ددمنشی‌های آنانند.

در شرايطی كه جای خالی خدا بيش از هر زمان و عصری احساس می‌شود و تاريخ گواه آن‌كه بدون خدا هر عملی مباح و آزاد است بايد آزادگان نگران باشند و از آن ميان؛ هنرمندان آزاده نيز.

در اين صورت چه باك از برچسب تكرار كه اگر تكرار مذموم بود و ناپسند؛ بايد اولين اعتراض و بزرگترين اعتراض را به پيامبران كرد كه در طول اعصار و قرون، همه سخن تكراری بر زبان رانده‌اند و پيام تكرار «بازگشت به معنويت» را سر داده‌اند.

وقتی «آواز گنجشك‌ها» در برلين به نمايش درمی‌آيد و استقبال تماشاگران گوناگون و منتقدان ريز و درشت اين چنين بهت‌انگيز و حيرت‌آور می‌شود، من بر اين باور استوارتر می‌گردم كه اخلاق و معنويت گمشده عصر ما است و اين مهم جغرافيا و مكان نمی‌شناسند.

اعتراف می‌كنم كه نگاه اين‌چنينی و موفقيت و اقبال آنچنانی را وامدار مكتبی هستم كه در آستانه رحلت بزرگ پيامدارش رسول اكرم(ص) هستيم، وامدار پيامبری كه پس از قرن‌ها ندايش را می‌شنونم كه فرمود: «من مبعوث شدم تا برتری‌ها و مكارم اخلاقی را به اتمام رسانم» ؛ وامدار رسول رحمتی كه بر نهاد و فطرت پاك انسانی تكيه می‌كرد و می‌فرمود هر انسانی بر فطرت پاك زاده می‌شود حتی اگر پدران و مادرانی كافر و مشرك داشته باشد. وامدار پيامبری كه نه تنها در عصر خود بلكه امروز نيز مظلوم و جفا ديده است.

اگر روزگاری كودكان و ديوانگان سنگش می‌زدند و دندان و پيشانی مباركش را می‌شكستند و در برابر انديشمندان دور از خدا شاعر و نادانش می‌‌خواندند، در جهالت نوين نيز مانند جاهليت اولی داستان تكرار می‌شود، نابخردان و كودكان‌صفتان با هجو و كاريكاتور با او به ستيز برمی‌خيزند و انديشه‌ورزان دنيا‌طلب، شاعر و نادانش می‌خوانند و چون جهالت پيشين قرآن را «اساطير الاولين» می‌دانند.

آن روز كه جشنواره فيلم دانمارك به خاطر بی‌حرمتی به پيامبر مهربانی كنار نهادم بسياری آن اقدام را سياسی و حكومتی خواندند.

در دنيای آلوده امروز كار به جايی رسيده است كه ارزش‌ها ضدارزش شمرده می‌شود و ضد ارزش‌ها، ارزش. هر عملی چون به مزاج ما خوش نيايد در توهم خويش به جايی منسوبش می‌كنيم. اگر كسی از اعتقاد و باورش دفاع كند، وابسته خوانده می‌شود، و اگر آسوده بنشيند تا به مقدساتش بدترين توهين‌ها و ناروايی‌ها صورت گيرد آزاده است. اينجا می‌گويم كه من نه از موضع دفاع از حاكميت و دولت كه می‌دانيد مرا با سياست و سياست‌پيشگی كاری نيست؛ كه از موضع يك مسلمان، يك هنرمند پيرو مكتب اهل‌بيت انزجار خود را از آنچه يك به اصطلاح روشنفكر گفته است اعلام می‌كنم و از همه آنان كه در مقابل اين جفای بی‌نظير، سكوت پيشه كرده‌اند گله‌مندم.

حالا بايد پرسيد اگر سياست‌پيشه نيستيم چرا وقتی چند كودك‌صفت و ديوانه رفتار با كاريكاتور به پيامبر ما توهين می‌كنند آن موج به راه می‌افتد اما امروز كه از زبان خودی ناپسندترين نسبت‌ها به آن بزرگ و كتاب هدايتش قرآن داده می‌شود سكوت همه جا را در بر می‌گيرد و جز يك دو صدايی كم جان هيچ‌كس فرياد نمی‌زند كه چرا دوباره پس از قرن‌ها به پيامبر نسبت شاعری می‌دهند و قرآنش را احساسات شاعرانه و خطاپذير می‌خوانند!

اگر آن روز كه روشنفكران مذهبی عصمت و علم غيب ائمه را زير سوال بردند و نفی كردند يا مسلمات تاريخی چون غدير و شهادت حضرت زهرا(س) را افسانه خواندند يا مانند همين قلم منحرف زيارت جامعه كبيره را «مرامنامه شيعه غالی» برشمردند سكوت نمی‌كرديم امروز جسارت را به مرحله پيامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پيامبر را فردی عامی و ناآگاه و هم‌سنگ افراد جاهلی بخوانند و قرآن كلام الهی را محصول بشری بخوانند.

كسی كه ادعای مولوی‌شناسی می‌كند و برای او بيش از معصومان ارج و اعتبار قائل است بداند كه به حكم مرادش مولوی، كافر است.

«گرچه قرآن از لب پيغمبر است / هركه گويد حق نگفت آن كافر است

اين همه آوازها از شه بود / گرچه از حلقوم عبداله بود»

والسلام مجيد مجيدی


 نظرات کاربران:

• ما را همين سكوت خواهد كشت! چرا سكوت كرده ايم ؟
 
عنوان‌های خبری
دسترسی موضوعی به اخبار
شعب داخلی
خوزستان
سیستان و بلو‌چستان
مرکزی
آذربایجان غربی
لرستان
خراسان رضوی
قم
آذربایجان شرقی
زنجان
کردستان
فارس
همدان
مازندران
کرمانشاه
اردبیل
خراسان جنوبی
کرمان
اصفهان
هرمزگان
سمنان
شعب خارجی
منطقه بالکان
جمهوری آذربایجان
ترکیه
افغانستان
لبنان
سوریه
قرقیزستان
اردن
جنوب شرق آسیا
تانزانیا
شعب سازمانی
موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث
کانون های تخصصی قرآنی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
موسسات قرآنی مردم‌نهاد
خدمات
جستجوی پيشرفته
پيوندها
پيشنهاد سوژه
ارسال خبر
ارسال خبر خبرنگاران افتخاری
تفسیرقرآن مقام معظم رهبری
سيری در حقایق وحی
ثبت نام خبرنگاران افتخاري
متن کامل قرآن کریم
نوای قرآن
FLASH احادیث روز
E-Mail: info@iqna.ir
2003 - 2008 Iranian Quran News Agency.