|
گروه ادب: سيال ذهن در روايت، شكست زمان و استمرار روايت ـ كه نويسندگان امروز به آن میپردازند ـ بارها در قرآن اتفاق افتاده است. مكانها در اين كتاب آسمانی به وفور میشكند و در موقعيتهای مختلف تكرار میشود. روايت نيز به صورت دوری و مقطعی در طی قصههای قرآن تكرار میشود.
|
| حسن فرهنگی(نويسنده) |
«حسن فرهنگی» نويسنده در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: «ساختار» داستانهای قرآنی، زوايای بكر و دستنخوردهای برای نويسنده مكشوف میكند و هيچ نويسندهای تجربه پرداختن در چنين ساختاری را نداشته است. ظرفيت ساختاری داستانهای قرآنی اين امكان را به نويسنده مدرن میدهد كه با دست پُر، ساختارهايی برای داستانش انتخاب كند. البته بعضی از اين ظرفيتها توسط نويسندگان شناسايی شده و در آثارشان نمود پيدا كرده است.
نويسنده رمان «نويسنده نمیميرد، ادا در میآورد» افزود: ظرفيت زبانی و تكنيكی اين متون آنقدر بالاست كه بايد بيشتر غور كرد و بيشتر تاثير پذيرفت تا داستانهايی بیتفاوت خلق نكرد.
فرهنگی كه چندينبار موفق به دريافت جوايز ادبی شده است، اظهار كرد: به فرض، قصه حضرت «يونس» در سورهای مطرح میشود و ادامه آن در چند سوره آنطرفتر اتفاق میافتد. يا هنگامی كه داستانی روايت میشود راوی پا به ميان گذاشته و مباحث معرفتی را مطرح میكند كه امروزه نويسندگانی چون «ميلان كوندرا» از آن به عنوان تكنيك استفاده میكنند. آگاهی نسبت به اين ظرفيتها میتواند نويسنده را با دست پُر وارد ميدان هنر كند.
معنای متون دينی؛ ابزاری در دست نويسندگان
وی پس از ساختار، به معنا در قرآن اشاره كرد و گفت: اما از نظر معنا، متون دينی باز هم میتواند ابزاری در دست نويسندگان باشد؛ بهويژه قرآن كه خصيصه معناسازی و امكان تاويل معنا را در آيه آيه خود محفوظ نگه داشته است. محكم و متشابه بودن آيات، امكان تأويل در معنا را در قرآن محقق كرده است. نويسنده با استفاده از همين روش معناسازی میتواند ساختار داستان را با معانی متعدد بپوشاند تا تاويل آن مختص «در زمانی» نباشد.
فرهنگی با اشاره به نويسندگان ايرانی گفت: هر چند برخی از نويسندگان ايرانی تلاش كردهاند با تاثيرپذيری از قرآن، داستانهايی دينی خلق كنند، اما به دليل آشنانبودن با ظرايف ساختار و معنا در قرآن و ديگر متون مقدس در اين مسير موفق نشدهاند.
|
تأويل در قرآن
|
| قرآن، خصيصه معناسازی و امكان تاويل معنا را در آيه آيه خود محفوظ نگه داشته است. محكم و متشابه بودن آيات، امكان تأويل در معنا را در قرآن محقق كرده است |
او اين موفق نبودن را تنها مختص نويسندگان ايرانی ندانست و افزود: اين موفق نبودن نه تنها در آثار ايرانی، بلكه در آثار غربی هم ديده میشود. بيشترين داستانهای دينی را میتوان در «عهد عتيق» جستوجو كرد و يافت اما نويسندگان يهودی نيز در استفاده از متون دينیشان چندان موفق نشدهاند.
نويسنده داستان بلند «خاطرات عاشقانه يك گدا» با انتقاد از برخورد ايدئولوژيكی نويسندگان با متون مقدس گفت: برخی پيش از اينكه بتوانند متون دينی را كالبدشكافی كنند و در اثر خود از ظرايف آن فايده ببرند به تمجيد و تحسين يا نقد محتوايی آن پرداخته و از تكنيك متون بازماندهاند.
فرهنگی اظهار كرد: البته كسانی كه به صورت مستقيم دين را بنمايه داستان خود قرار داده يا از شخصيت اسطورهای دينی در اثر خود استفاده كردهاند، اثر خود را تاثيرگرفته از متون مقدس دانستهاند! اما دقت در آثار اين افراد نشان میدهد كه متون دينی چندان تاثيری در آثار آنها نداشته است.
رمان «برادران كارامازوف» متاثر ازانجيل نيست
وی به رمان «برادران كارامازوف» اشاره كرد و ادامه داد: در رمان «برادران كارامازوف» نويسنده، انديشه دينی خود را از زبان يكی از برادران ـ كه شخصيتی مذهبی دارد ـ بيان میكند و امروزه اكثر منتقدان، برادران كارامازوف را متاثر از انجيل تفسير میكنند كه تفسيری غلط به نظر میآيد. اينكه شخصيتی، باورهای مذهبی داشته باشد و آنها را به گونهای شعاری در اثر مطرح كند دليل بر تاثيرپذيری نويسنده از متون مقدس نيست. تاثيرپذيری از متون مقدس فراتر و عميقتر از اين حرفهاست. در نتيجه اگر نويسندهای بخواهد در اثر خود به متون دينی استناد كند، اين استناد در حد يك موتيف يا رويكرد معنايی و زيباشناختی باقی میماند و فراتر نمیرود.
فرهنگی معتقد است: اگر نويسنده بخواهد هنر خود را با غالب از پيش تعيينشده در ظرفی ريخته و اثری خلق كند شكست خورده است.
|
داستان و مستقيمگويی از دين
|
| كسانی كه به صورت مستقيم دين را بنمايه داستان خود قرار داده يا از شخصيت اسطورهای دينی در اثر خود استفاده كردهاند، اثر خود را تاثيرگرفته از متون مقدس دانستهاند! اما دقت در آثار اين افراد نشان میدهد كه متون دينی چندان تاثيری در آثار آنها نداشته است |
او با اشاره به نويسندگان ايرانی تصريح كرد: در ميان نويسندگان ايرانی كسانی هستند كه سعی كردهاند اثر خود را به كتابی دينی يا اثری تاثيرگرفته از متون دينی پيوند بزنند؛ اما مطالعه در اين آثار نشان میدهد نويسنده از خلق اثری هنرمندانه و بكر عاجز مانده و تنها به معرفی شخصيت دينی يا روايتی دينی بسنده كرده و كاری دست چندم خلق كرده است.
اين نويسنده در پايان نتيجه سخنان خود را اينگونه تقسيمبندی كرد:1. نويسندگان با بهرهگيری از ساختار قصههای قرآنی و با كمك خلاقيت خويش، به خلق آثاری اهتمام ورزند كه در وادی هنر حرف نويی داشته باشد.
2. نويسندگان با استفاده از معانی قرآنی داستانهای خود را خلق كنند و از مستقيمگويی بپرهيزند.
|