صفحه اصلی | تماس با ايکنا | در باره ايکنا
جستجو: شنبه 09 مرداد 1389 00:56:58     GMT 21:26

 
نظرسنجی
نام:

پست الکترونيک:

نظر شما در باره اين خبر:


 
 
امتياز به خبر
امتياز شما به اين خبر:
١  ٢  ۳  ٤  ٥
ارسال به دوستان نسخه چاپی خبر
يكشنبه 09 فروردين 1388 13:56:06             شماره‌ خبر :380652
بررسی نقش علمای دين يهود در انحراف اديان

گروه خبرنگاران افتخاري / حسین قاسم‌نژاد : علمای يهود در برخورد با آئين نوظهور اسلام در شبه‌جزيره عرب ابتدا با هم‌پيمان شدن با قريش سعی در نابودی اين دين داشتند، سپس تلاششان را در دورويی و نفاق خلاصه كردند.

براساس تواريخ مستند، ناگهان مردی به نام شمعون يهودی در دين مسيح وارد شد كه خود اقرار می‌كرد كه ناگهان در بيابانی قدم می‌زد و مسيح بر او ظاهر شد و گفت: «چرا مرا اين‌قدر می‌آزاری» آن‌گاه شمعون به شريعت مسيح گرويد و و كارش به جايی رسيد كه سرآمد همه حواريون مسيح شد و امروزه چيزی جز تعاليم او در دسترس نيست.

نقش يهود در انحراف مسيحيت

كتاب‌های باقی‌مانده چون انجيل پترس و انجيل برنابا و ... مورد قبول مسيحيان و به‌خصوص واتيكان نيست. اين شخص بعدها به پولس يا پل مقدس تغيير نام پيدا كرد. برنابا در ابتدای كتاب انجيل خود می‌نويسد: «آن‌ها كه مسيح را پسر خدا می‌دانند* و آن‌ها كه ختنه را ترك كردند در صورتی‌كه خداوند به آن امر كرده است*و آن‌ها كه هر گوشت ناپاكی را تجويز می‌كنند* آنان كه گمراه شده در شماره آن‌ها نيز پولس كه سخن نمی‌گويم از او مگر به افسوس* او باعث شد تا به سبب او می‌نگارم آن حقی را كه ديده‌ام و شنيده‌ام در اثناء معاشرت خودم با يسوع تا اين‌كه خلاص شويد و گمراه نكند شما را شيطان كه هلاك شويد در جزای خدا ....»

حقيقت آن است كه اهل تورات در پيامبر‌كُشی يد طولايی داشتند. آن‌ها در برابر برخی پيامبران قوم خود چون عيسی(ع) نتوانتسند از مكانيزم ترور استفاده كنند، لذا به ياری روميان شتافتند تا آن‌ها همانطور كه يحيای نبی(ع) را به شهادت رسانده بودند، مسيح(ع) را نيز به شهادت برسانند كه به امر خداوند كريم امر مشتبه شد و آن‌ها همان حواری خائن مسيح را كه به امر خدا در صورت و سيما شبيه مسيح(ع) شده بود را گرفته و به صليب كشيدند.

پس آن‌ها در امر ترور جسمی عيسی(ع) موفق نشدند، اما شرايط را برای تحريف دين و شريعت عيسی(ع) هموار ديدند، چون زندگی روحانی و نحوه تولد و عروج آسمانی ايشان سبب شده بود تا عده‌ای گمراه در همان ساعات اوليه به ادعای خدايی مسيح اعتقاد و ايمان آورند. اين‌گونه بود كه شورای روحانيت و سری يهود با افكار و ايده‌های شمعون يهودی يا همان پل قديس مخالفتی نمی‌كردند، چون او از خودشان بود. وضع به گونه‌ای شد كه آرا و افكار تثليث بر حكومت روم هم غلبه كرد و علنا امپراطوری روم جزو قلمرو مسيحيان شده بود، البته در مورد پيامبركشی يهود قرآن كريم می‌فرمايد: « ... بگو اگر ايمان داريد پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين به قتل می‌رسانديد.»

همچنين ثابت می‌كند كه يهود به ميل خود كلمات خدا را جابجا می‌كرد تا از كتاب خدا آن‌گونه كه ميل خود است استفاده كند: « پس وای بر آن‌ها كه نوشته‌ای به دست خود می‌نويسند می‌گويند: اين از طرف خداست تا آن‌را به بهای كمی بفروشند، پس وای بر آن‌ها از آن‌چه از اين راه به دست می‌آوردند.»

 يهوديان و اسباب‌النزول دروغين
علمای يهود اسباب نزولی برای آيات قرآن نوشتند كه هر عاقلی را به تفكر و تعجب وا می‌دارد و متأسفانه يكی از بزرگ‌ترين مشكلات علمی، فقهی و دينی در معارف دين اسلام بين دو مذهب بزرگ شيعه و سنت همين اسباب نزول‌های دروغين است

از اين دست آيات بسيار است، اما مولوی به زيبايی اين دخل و تصرف يهود در دين مسيح را بيان می‌كند كه مطالعه آن خالی از لطف نيست:

قوم عيسی را بد اندر دار و گير/ حاكمانشان ده امير و دو امير* هر فريقی مر اميريی را تبع/ بنده گشته مير خود را از طمع*اين ده و اين دو امير و قومشان/ گشته بنده آن وزير بد نشان* اعتماد جمله بر گفتار او/ اقتدای جمله بر رفتار او* پيش او در وقت و ساعت هر امير/ جان بدادی گر بدو گفتی بمير* ساخت طوماری به نام هر يكی/ نقش هر طومار ديگر مسلكی* حكم‌های هر يكی نوعی دگر/ اين خلاف آن، ز پايان تا بسر* در يكی راه رياضت را و جوع/ ركن توبه كرده و شرط رجوع* در يكی گفته: رياضت سود نيست/ اندرين ره مخلصی جز جود نيست*در يكی گفته: كه جوع و جود تو/ شرك باشد از تو، با معبود تو*جز توكل، جز كه تسليم تمام/ در غم و راحت همه مكرست و دام ... .

در ادامه در خلق وخوی آن مرد شيادی كه دين عيسی(ع) را تخريب كرد می‌سرايد: او ز يكرنگی عيسی بو نداشت/ وز مزاج خم عيسی خو نداشت. 8 بنابراين پولس در دين مسيحيت تلاش‌های فراوانی كرد تا اين دين از رنگ و بوی الهی دور شود كه بعدها چنان شد كه بالغ بر 60 فرقه و مذهب در دين مسيح به‌وجود آمد و ده‌ها انجيل به نگارش درآمد كه شورای انطاكيه تنها چهار انجيل متی، لوقا، مرقس و يوحنا را به رسميت شناخت.

متأسفانه در تمامی اين انحرافات هم دست يهود به چشم می‌خورد، البته علما و زاهدان يهودی عيسی(ع) را می‌شناختند و بر‌اساس وعده‌های تورات با او آشنا بودند و در دل مؤمن به او بودند، ولی از ترس تقيه می‌كردند‌. چنان‌كه تاريخ هم گواه اين مطلب است، ولی با تغييرات گسترده و انحرافات دين مسيح علمای يهود از انجيل فاصله گرفته و آن‌را كتابی صد‌درصد شرك‌آميز دانسته و می‌دانند.

لازم به ذكر است كه علمای اوليه قوم يهود كه قلبا به مسيح معتقد بودند جرأت ابراز عقيده نداشتند، چون توسط قشری گراهای تندروی مذهبی قوم به شدت توبيخ و رانده می‌شدند. اين‌گونه بود كه عيسا مسيح(ع) به مظلوميت تمام حتی از طرف دوستداران و معتقدانش مورد حمايت قرار نگرفت و از طرفی ديگر بسياری از حواريون مسيح يا كشته شدند و يا با طرز تفكر آئين پولسی دچار تغيير شدند و بر عيسی(ع) ظلم كردند، چون فكر می‌كردند الوهيت مسيح(ع) به واقعيت نزديك‌تر است. تاريخ از چهره خفته يهود در پس تغييرات گسترده دين و آئين مسيحيت پرده بر می‌دارد و اين امری مسلم و قابل قبول است چنان‌كه قرآن هم به صراحت، دخل و تصرف يهود در كتاب خدا را در آيات مختلف بيان می‌كند.

برخورد يهود با ظهور دين اسلام

علمای يهود در برخورد با آئين نوظهور اسلام در شبه‌جزيره عرب ابتدا با هم‌پيمان شدن با قريش سعی در نابودی اين دين داشتند، سپس تلاششان را در دورويی و نفاق خلاصه كردند، يعنی در ظاهر می‌گفتند ما اهل ايمانيم، ولی در خفا مسلمانان را مورد تمسخر قرار می‌دادند: «و هنگامی‌كه (يهوديان و منافقين) افراد با ايمان را ملاقات می‌كنند، می‌گويند: ايمان آورديم و هنگامی كه با شيطان‌های خود خلوت می‌كنند، می‌گويند: ما با شمائيم؛ ما فقط مسخره می‌كنيم.»

 علمای يهود و پيامبركشی
حقيقت آن است كه اهل تورات در پيامبر‌كُشی يد طولايی داشتند. آن‌ها در برابر برخی پيامبران قوم خود چون عيسی(ع) نتوانتسند از مكانيزم ترور استفاده كنند، لذا به ياری روميان شتافتند تا آن‌ها همانطور كه يحيای نبی(ع) را به شهادت رسانده بودند مسيح(ع) را نيز به شهادت برسانند

بعد كه خورشيد اسلام گسترش يافت به ظاهر سكوت كردند تا نفقه پرداخت كنند و دين خود را محفوظ نگهدارند و جان خود را از مهلكه نجات دهند، اما طولی نكشيد كه توسط درباريان اموی و عباسی افراد زيادی به تحريف احاديث رسول‌الله(ص) پرداختند. افرادی مثل كعب‌الاحبار كه يك يهودی بود به تناسب حال و رفتار امويان حديث جعل می‌كرد تا آن‌ها را از شر يك مسأله دينی نجات دهد. اين شخص و اشخاصی نظير او البته تلاش زيادی برای تحريف قرآن كردند، ولی نتوانستند، پس در تحريف احاديث و داستان‌پردازی‌های تخيلی و گاه زشت‌انگارانه تلاش وافری كردند.

علمای يهود اسباب نزولی برای آيات قرآن نوشتند كه هر عاقلی را به تفكر و تعجب وا می‌دارد و متأسفانه يكی از بزرگ‌ترين مشكلات علمی، فقهی و دينی در معارف دين اسلام بين دو مذهب بزرگ شيعه و سنت همين اسباب نزول‌های دروغين است كه بعدها متأسفانه گاه از سر بی‌دقتی در تواريخ مهمی چون تاريخ طبری، يعقوبی و ... وارد شده و امروزه به‌عنوان مشكلی بزرگ گريبان‌گير عقلا و علمای شيعه و سنی است.

در واقع دين اسلام از يهود كم بلا نكشيد و حتی براساس تحقيق برخی از پژوهشگران آن قوم ستمگر به خداوند و آئين او نقش به‌سزايی در مسموميت و شهادت پيامبر اكرم حضرت ختمی مرتبت(ص) و همچنين ماجراهای سقيفه بنی‌ساعده و ساير امور داشتند كه از حوصله اين بحث خارج است.

به موازات آن در طول تاريخ هزار و چهارصد ساله دين مبين اسلام، علمای يهود به‌عنوان خاورشناس و در كل خاورشناسان يهودی بيشترين كينه‌توزی‌ها را نسبت به دين اسلام بيان می‌دارند و گاه از دايره و حوزه انصاف خارج می‌شوند و علنا بدون هيچ مدرك و دليلی تهمت‌های ناروا می‌زنند كه به دور از شأن علم و تحقيق است و عمق كينه‌توزی‌شان را می‌توان در بيانات‌شان متوجه شد.*

*نويسنده: حسين قاسم‌نژاد

  
 
   استفاده از این خبر ، با ذکر منبع بلامانع است.
عنوان‌های خبری
دسترسی موضوعی به اخبار
شعب داخلی
خوزستان
سیستان و بلو‌چستان
خراسان رضوی
مرکزی
قم
لرستان
خراسان جنوبی
اصفهان
آذربایجان غربی
زنجان
اردبیل
کردستان
فارس
یزد
سمنان
همدان
کرمانشاه
کرمان
مازندران
هرمزگان
آذربایجان شرقی
شعب خارجی
منطقه بالکان
جمهوری آذربایجان
ترکیه
افغانستان
لبنان
سوریه
قرقیزستان
اردن
جنوب شرق آسیا
تانزانیا
شعب سازمانی
موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث
کانون های تخصصی قرآنی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
موسسات قرآنی مردم‌نهاد
خدمات
جستجوی پيشرفته
پيوندها
پيشنهاد سوژه
ارسال خبر
ارسال خبر خبرنگاران افتخاری
تفسیرقرآن مقام معظم رهبری
سيری در حقایق وحی
ثبت نام خبرنگاران افتخاري
متن کامل قرآن کریم
نوای قرآن
FLASH احادیث روز
E-Mail: info@iqna.ir
2003 - 2008 Iranian Quran News Agency.