|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيست و ششم تفسير قرآن خود، به تبيين وظيفهی انبياء در بيان قرآن پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد میپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا بصورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان پيرامون وظيفهی انبياء در بيان قرآن است كه در ادامه جلسه بيست و ششم تفسير ايشان بيان شده است؛
در آيات زيادی از قرآن وظيفهی پيغمبران اينگونه بيان شده است كه بيايند به انسانها بشارت بدهند و انذار كنند. مبشراً و نذيراً: يا در بعضی از آيات آمده است نذيراً للعالمين تو را فرستاديم برای ترساندن و اين تعبير در قرآن، هم در مورد پيغمبر ما و هم در مورد پيغمبران گذشته زياد تكرار شده، (بشارت دادن و ترساندن كه البته انذار و تبشير بكار رفته)حالا به چه چيزی بشارت و از چه چيزی ترساندن است؟ كه از عنوان بشارت دادن و انذار در يك جمله میتوان گفت: بشارت يعنی نيك روزی، انذار يعنی ترساندن از تيره روزی و اين حرفی است درست.
پس پيغمبران آمدهاند تا انسانها را بشارت بدهند به نيكروزيهايی كه در صورت تبعيت از آئين الهی در انتظار آنهاست و اين نيكروزی، هم شامل نيكروزی دنيوی و هم شامل نيكروزی بعد از مرگ است.
|
مقام معظم رهبری
|
پيغمبران آمدهاند تا انسانها را بشارت بدهند به نيكروزيهايی كه در صورت تبعيت از آئين الهی در انتظار آنهاست و اين نيكروزی، هم شامل نيكروزی دنيوی و هم شامل نيكروزی بعد از مرگ است.
|
يعنی كسانی كه از راه انبياء تبعيت بكنند، دنيای خوبی هم خواهند داشت و كسانی كه از راه انبياء تبعيت نكنند دنيایشان هم دنيای بدی خواهد بود: و من اعرض عن ذكری فانّ له معيشتاً ضنكاً (طه - 124) زندگی هم برای آنها زندگیی سخت و تنگی خواهد شد.
البته اولين چيزی كه به ذهن يك كسی كه تدبر در اطراف اين آيات و مفهوم قرآنی نكرده باشد، مطرح میشود، اين است كه: پس چگونه است كه ما میبينيم برخی دين خدا را مورد توجه قرار ندادهاند و آئين خدا را رد كردهاند، اما در عين حال زندگیهای خوبی دارند؟ فرضاً مترفين تاريخ كه با خوشگذرانی و عيش و نوش زندگی كردند و بعد مردند، خدا را هم نمیشناختند، بنابراين كجای معيشت اينها ضنك است؟ يا امروز مثلاً شما در ميان ملتها و دولتها میبينيد انسانهايی هستند كه از زندگی راحتی برخوردارند، معيشت ضنك اينها كجاست؟ و متقابلاً مسلمانهايی را میبينيد كه زندگیی بدی دارند؟
اولاً آن معيشت ضنك و سختی و تنگیی زندگی فقط اين نيست كه انسان غذا برای خوردن پيدا نكند، يا فقط اين نيست كه انسان اگر خواست پول خرج بكند، پول در جيب خودش نداشته باشد تا خرج كند، يا اينكه اگر كسی پول در جيب داشته باشد و زندگیی آسودهای، بگوئيم اين ديگر معيشت ضنك ندارد.
انسان علاوه بر اين نيازها يك نياز فطری ديگری هم دارد كه آن نياز فطری با اين چيزها برآورده نمیشود. يعنی ممكن است در حال غفلت به سر ببرد، اما آن نياز به حال خودش باقی باشد و آن نياز آرامش قلب و طمأنينه است كه جز با توجه بخدا و جز با كار برای خدا تأمين نخواهد شد.
|
اطمينان و آرامش
|
| آن كسی كه از نعمت و عيش دنيوی برخوردار است. اين، آن اطمينان و آرامش و سكينهی روحی را ندارد، لذا هر لحظه برای او از دست دادن اين نعمت يك دلهره است و هر لحظهای از عمر خود را كه از دست میدهد. يك خسارت و يك حسرت است، |
آن كسی كه از نعمت و عيش دنيوی برخوردار است. اين، آن اطمينان و آرامش و سكينهی روحی را ندارد، لذا هر لحظه برای او از دست دادن اين نعمت يك دلهره است و هر لحظهای از عمر خود را كه از دست میدهد. يك خسارت و يك حسرت است، چون اين چيزی را كه دارد از دست میدهد به جای آن هيچ چيزی در دست او نخواهد بود. اين انسانی كه از زندگی خوش و عيش و نوش و راحتی برخوردار است بطور دائم يك حزنی گريبانگير اوست. ممكن است غافل و مست باشد، اما لحظات زيادی در زندگی او هست كه متوجه میشود يك چيز قيمتی را كه همهی هستی اوست دارد بسرعت از دست میدهد و آن لحظات خوش زندگی است كه هيچ چيز جای آنها را پر نخواهد كرد.
دغدغه هر آسايشی را برای انسان تلخ میكند. هر همورای را تبديل به ناهمواری میكند، ولذا اين چه زندگی كردنی است؟! حالا فرض كنيد: همين آدم ولو اين معيشت راحت را هم نداشته باشد، اما حركت او و كار او بر اساس عقيدهی او و مطابق رضای خدا باشد، ايمان دارد، ولو ايمانش ايمان كاملی هم نباشد، اعتقاد دارد كه طبق ايمان خودش و در راه خدا دارد، حركت میكند.
لهذا اين ساعاتی را كه از دست داده مايهی غم و غصه و دغدغهی او نيست و میداند كه در مقابل از دست دادن هر لحظهای يك دستآوردی دارد، مثل كسی كه دارد يك پولی را خرج میكند، اما جنسی را میخرد كه سرمايهی اوست.
يعنی اگر چه سرمايهی پولیی خودش را از دست میدهد، اما در عوض دارد سرمايهی جنسی تأمين میكند و با از دست دادن پول احساس خسارت نمیكند، چون در مقابل آن پول چيزی را ذخيره میكند و لذا اگر اين را مقايسه كنيد با كسی كه وارد بازاری شده، پول را دارد خرج میكند و چيزهايی میخرد و میخورد و تمام میشود، يا با كسی كه پولش را در بازار دزد میبرد و يا گم میكند، هر دوی آنها پول را از دست دادهاند، اما حال آن اولی كه در مقابل هر ريال از پولهايش خريده و در جايی گذاشته، با حال اين دومی كه پولش را گم كرده يا دزد برده و يا چيزی خريده و همانجا نابود شده يكسان نيست.
|
نيت خدايی
|
اين آدم اگر اشتباه هم كرده باشد، خدای متعال به او اجر میدهد، چون نيتش، نيت خدايی است و هر حركتش حركت در راه خداست.
|
زيرا اين دومی احساس میكند چيزی ندارد، اما او احساس میكند چيزی دارد و اين حالت همان كسی است كه لحظات ذیقيمت حياه او را دارد خرج میكند در راهی كه آن راه را، راه خدا میداند و برای خدا كار میكند.
اين آدم اگر اشتباه هم كرده باشد، خدای متعال به او اجر میدهد، چون نيتش، نيت خدايی است و هر حركتش حركت در راه خداست.
اما دغدغهی از دست دادن اصلیترين سرمايه يك انسان، يعنی سرمايه حياه و سرمايه عمر و سرمايهی اين لحظات و آنات نمیگذارد انسان خوش بگذراند و خوش گذراندن يك آدم مست و يك آدمی است كه مشروبات الكلی مصرف میكند، البته در آن برههی مستی يك حالت غفلتی به او دست میدهد كه نمیگذارد آن غم را بطور عميق احساس بكند و بعد از آنكه آن لحظه گذشت و اين مستی، از سر او پريد، باز همان دردها به سراغش میآيد.
انسانی كه از خوشی و مستیی زندگیی راحت برخوردار است، ناراحتی وجدان و ناراحتی از گذشت عمر دارد، ولذا آرامش و طمأنينه متعلق به انسان مؤمن است و لاغير.
پس بنابراين: اگر كسی تصور كند آن كسانی كه دين و ايمان ندارند، ممكن است زندگی خوش و راحتی داشته باشند، اينطور نخواهد بود و اين زندگی ولو به صورت ظاهر خوب باشد، اما از لحاظ باطن دچار مشكل است.
|
رهبر معظم انقلاب
|
اگر كسی تصور كند آن كسانی كه دين و ايمان ندارند، ممكن است زندگی خوش و راحتی داشته باشند، اينطور نخواهد بود و اين زندگی ولو به صورت ظاهر خوب باشد، اما از لحاظ باطن دچار مشكل است.
|
نكتهی ديگر اينكه: ملتهايی را كه شما میبينيد، در دنيا پيشرفت كردند و به زندگی خوب رسيدند كه ثروت دارند، قدرت دارند، وسايل آسايش زندگی دارند، همهی اينها را دين به انسان میدهد، منتها با تعليمات درست، يعنی اگر جوامع بشری به كار و تلاش صحيح و برنامهريزی شده و به پا گذاشتن روی شهوات زودگذر و به هدفگيری بنای عالم توجه كرد و مقداری از خودگذشتگی نشان داد، زندگی اينها بطور نسبی خوب خواهد شد و همهی اينها تعاليم دين است.
|