|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه چهاردهم تفسير قرآن خود، به تبيين تعارض و اختلاف در درون جريان نفاق پرداختند.
|
| رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد ميپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص تعارض و اختلاف در درون جريان نفاق است كه در ادامه جلسه چهاردهم تفسير ايشان بيان شده است.
|
در يك نگاه اجمالی يك جبههاند
|
| نگاه كنيد به كسانی كه در جبههی مقابل نظام اسلامی دارند انواع كارها را اعم از سياسی و فرهنگی و هنری و غيره، در داخل كشورمان ميكنند كه در يك نگاه اجمالی يك جبههاند، لكن وقتی درون خودشان برويد، ميبينيد انواع تعارضها و اختلاف نظرها را با همديگر دارند |
آنها را شما يكپارچه ميپنداريد
قرآن در يك جای ديگر شما ميبينيد دربارهی منافقين ميگويد: تحسبهم جميعاً و قلوبهم شتی (14 - حشر) آنها را شما يكپارچه ميپنداريد، اما در درون خودشان اختلاف زيادی هست. همين الان شما نگاه كنيد به كسانی كه در جبههی مقابل نظام اسلامی دارند انواع كارها را اعم از سياسی و فرهنگی و هنری و غيره، در داخل كشورمان ميكنند كه در يك نگاه اجمالی يك جبههاند، لكن وقتی درون خودشان برويد، ميبينيد انواع تعارضها و اختلاف نظرها را با همديگر دارند.
كسی از درون خود آنها اعتراض كند
پس ممكن است اينكه قرآن گفته: اذا قيل لهم: معنايش اين باشد كه كسی از درون خود آنها اعتراض كند كه آقا اين چه كاری است داری ميكنی؟ چرا با دشمن تماس ميگيری؟ چرا فلان جا را تخريب ميكنی؟ چرا بمبگذاری ميكنی؟ يا اينكه ميتواند اينجور فرض بشود كه بعضی از مؤمنين كه با اين منافقين معاشر هستند و از نفاق درونی آنها مطلع بشوند، به آنها بگويند: چرا اين كار را ميكنيد؟ چرا فساد ميكنيد؟ زيرا اين جريان منافق قادر نيست به طور كامل خودش را مستور و پوشيده نگاه دارد و اين هم نكتهای است كه جريان منافق بالاخره خودش را لو ميدهد و ادعای او تنها چيزی است كه او را عوض نميكند، يعنی هميشه ادعا ميكند كه من دشمن نيستم و درصدد اصلاح هستم، اما آنچه كه عوض ميشود و قادر بر كنترل او نيست حركات خود اوست و حرفها و اظهاراتی است كه ميكند.
لذا شما ميتوانيد در معاشرت با يك چنين انسانی كه وابسته به جبهه نفاق و كفر مستور و پوشيده هست، پس از اندكی، از حركات و از نگاههايی كه ميكند و از موضعگيريهايش و از حرفهايی كه از زبان او بدون اراده و قصد و از برخی كارهای او تشخيص بدهيد كه اين منافق است و مؤمن واقعی نيست. بنابراين: ممكن است مؤمنين هم در مواردی اين سئوال را از منافق بكنند كه: لاتفسدوا فی الارض؛ چرا اينقدر فساد ميكنيد و چرا مردم را راحت نميگذاريد؟ ميتواند اين: اذا قيل لهم. منظور گفتن مؤمنين به آن منافقين باشد.
|
مؤمن واقعی نيست
|
| شما ميتوانيد در معاشرت با يك چنين انسانی كه وابسته به جبهه نفاق و كفر مستور و پوشيده هست، پس از اندكی، از حركات و از نگاههايی كه ميكند و از موضعگيريهايش و از حرفهايی كه از زبان او بدون اراده و قصد و از برخی كارهای او تشخيص بدهيد كه اين منافق است و مؤمن واقعی نيست |
ممكن هم هست همان نكتهای باشد كه هفتهی گذشته به آن اشاره كردم، يعنی در واقع گفتگوئی صورتنگرفته، و چنين نيست كه كسی چيزی گفته و آن منافق جواب داده، بلكه ميخواهد بگويد اگر فرضاً كسی به او بگويد: فساد نكن، او اينجور جواب خواهد داد. يعنی اين نقل يك گفتگو نيست، بلكه بيان مطلبی است و به صورت يك گفتگو، مثل اينكه در كتابهای علمی طلبگی ما وقتی ميخواهند يك اشكالی را مطرح كنند آنطور ميگويند: ان قلت يا اذا قلت اگر بگويی تو اينجور يعنی اشكال را مطرح ميكنند، بعد ميگويند «قلت» من ميگويم. يعنی جوابش اين است، پس بيان گفتگو است و بيان مطلبی است به صورت گفتگو، وقتی كه به آنها گفته بشود فساد نكنيد او در جواب چه موضعی ميگيرد؟ قالوا انما نحن مصلحون (11 - بقره) او ميگويد: ما قصد اصلاح داريم قصد فساد نداريم.
اين حرف با دو انگيزه گفته ميشود
اين حرف با دو انگيزه گفته ميشود. اگر فرض كرديم آن كسی كه به او ميگويد تو چرا فساد ميكنی، يك مؤمن است؟ جواب او كه ميگويد ما فقط مصلح هستيم، اين به انگيزه پنهانكاری است و كار خودش را توجيه ميكند، ميگويد نه من مقصودم اين نبود. وقتی به او بگوييد شما چرا اين حرف را كه يك شايعهپراكنی و يك نسبت دروغ بود در فلان مجمع زديد، يا در فلان مقاله يا در فلان كتاب نوشتيد؟ ميگويد مقصود من اين نبود كه شما خيال كرديد، (ممكن است با انگيزه باشد).
و انگيزهی دوم اين است كه، او در درون خودش يك تصور باطلی كه اين كار، كار درستی است و اين در صورتی است كه آن كسی كه به او ميگويد تو چرا فساد ميكنی، جزو افراد خودی باشد، يعنی يك منافق ديگری به اين منافق ميگويد: چرا شما شايعهپراكنی ميكنی؟ چرا نسبت دروغ ميدهی؟ چرا با دشمن تماس ميگيريد؟ چرا روحيه را تضعيف ميكنيد؟ چرا مؤمنين را تحقير ميكنيد؟ وقتی گفته بشود چرا اين كارها را انجام ميدهيد، و اين فسادها را چرا ميكنيد؟ تو نميفهمی مصلحت مردم در اين است كه من اين كار را بكنم، ما داريم اصلاح ميكنيم، يعنی يك معيار واژگونهای را بر ذهن خودش حاكم ميكند و بر اساس آن قضاوت و حكم ميكند، چون او حقيقت ايمان مردم و هدفهای والای حركت مسلمين را درك نميكند!
|
رهبر معظم انقلاب :
|
| او فكر ميكند اين كاری كه دارد انجام ميدهد كاری است براساس صلاح، البته اگر خود او هم دقت و تعمق بكند (كه اين حالا در فقرات بعدی بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد) و منصفانه به حوادث و مسايل نگاه كند، تصديق خواهد كرد كه كار او چيزی جز فساد انگيزی نيست، |
فكر ميكند اين كار اصلاح است
او فكر ميكند اين كاری كه دارد انجام ميدهد كاری است براساس صلاح، البته اگر خود او هم دقت و تعمق بكند (كه اين حالا در فقرات بعدی بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد) و منصفانه به حوادث و مسايل نگاه كند، تصديق خواهد كرد كه كار او چيزی جز فساد انگيزی نيست، اما چون تعمق نميكند و چون نگرش او به كارها از روی انصاف نيست و چون محصور احساسات غلط و تعصبهای نادرست و انديشههای كج خودش هست، فكر ميكند اين كار اصلاح است. ولذا قرآن با اين روش برخورد ميكند و ميفرمايد: الا انهم هم المفسدون ( 11- بقره) بدانيد كه اينها به معنا و در حق مفسد هستند و فساد برانگيزند.
پس اين كسی كه فكر ميكند دارد به نفع جامعه، يا به نفع كشور و يا به ادعای خودش بر فلان ارزش كه از نظر او معتب است تلاش ميكند، در حقيقت او دارد فساد ميكند و بر خلاف مصالح مردم حركت ميكند، او دارد زير پای ملت را سست ميكند و زمينه تسلط دشمن را فراهم مينمايد، او حتی عليه خودش دارد حركت ميكند. ولكن لايشعرون (12 - بقره) اما حقيقت قضيه اينست كه نميفهمد.
|