|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه چهاردهم تفسير قرآن خود، به تبيين فسادانگيزی منافقين زير پوشش اصلاح و خود بزرگ بينی منافقين پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد ميپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص فساد انگيزی منافقين زير پوشش اصلاح و خودبزرگبينی منافقين است كه در ادامه جلسه چهاردهم تفسير ايشان بيان شده است.
فساد انگيزی منافقين زير پوشش اصلاح
يعنی شما آنجا كه يك حركت عمومی مردم را به سمت هدفهای والايی در نظر ميگيريد، مثل همين حركتی كه ملت ما در انقلاب شروع كردند و تا امروز ادامه دارد، اين حركت به سمت اهداف پذيرفته شدهی انسانی است، يعنی اهداف انقلاب ما فقط در چارچوب بينشهای مذهبی محدود نميشود.
|
مقام معظم رهبری:
|
امروز آنچه را كه يك ملتی با اين عظمت، انقلابی را فراهم آورده و دارد در راه آن تلاش ميكند، اين مورد تائيد و تصديق افكار انسانهايی است كه حتی از مذهب يا از اسلام هم اطلاع درستی نداشته باشند، اما دارای بينش سالمی باشند و از روی صفا نظر بدهند، حتی اينها هم اين هدفها را تائيد ميكنند.
|
امروز آنچه را كه يك ملتی با اين عظمت، انقلابی را فراهم آورده و دارد در راه آن تلاش ميكند، اين مورد تائيد و تصديق افكار انسانهايی است كه حتی از مذهب يا از اسلام هم اطلاع درستی نداشته باشند، اما دارای بينش سالمی باشند و از روی صفا نظر بدهند، حتی اينها هم اين هدفها را تائيد ميكنند.
برای يك ملت: هدف استقلال، هدف رها شدن از سلطهی قدرتهای بيگانه، هدف رسيدن به ارزشهای اخلاقی و هدف آلوده نبودن به كالاهای فاسد و پس ماندهی فرهنگ فاسد غربی (كه امروز در اروپا و امريكا خودشان به ستوه آمدهاند) و سرباز زدن از اينها و سرتافتن از اينها، هدفهای والايی است، كه اگر كسی بتواند با يك بينش منصفانه حركت و جهاد و مقاومت اين مردم را مشاهده بكند تائيد ميكند كه اگر سنگی جلو پايشان انداخته شد، اين فساد انگيزی است و عيناً صحنهای است از آنچه در صدر اسلام وجود داشت، و مطابق با همان نسخهی اصل است، در آنجا هم همينطور بود.
مسلمانها يك حركتی را با راهنمايی وحی به سمت ارزشهای انسانی با تلاش مخلصانه شروع كرده بودند، كه البته (بدون راهنمايی وحی همهی اين خطوط برای انسان روشن بشود و هدفها را بشناسد و حركت كند، امكان ندارد) با سختيها هم ساخته بودند و برابری را بين خودشان برقرار كردند، نسبت به آنچه كه كجی بود سرسخت بودند و با تمام وجود با زشتی و بدی و ظلم مبارزه ميكردند و به زخارف دنيا، يعنی آن چيزی كه شهوت انسان و هواهای انسانی، او را ميطلبد به چشم يك اصل نگاه نميكردند.
|
تأمين هوس در زندگی
|
| بسياری از هوسها صحيح است و برای تأمين آنها راههای مشروعی هم قرار داده شده است، اما تأمين هوس در زندگی نبايد اصل باشد، چون اشباع غرايز انسانی ابزارهايی است برای زندگی كردن برای رسيدن به تعالی اخلاقی، |
البته بسياری از هوسها صحيح است و برای تأمين آنها راههای مشروعی هم قرار داده شده است، اما تأمين هوس در زندگی نبايد اصل باشد، چون اشباع غرايز انسانی ابزارهايی است برای زندگی كردن برای رسيدن به تعالی اخلاقی، يعنی جامعهای كه بتواند انسانی بسازد كه اين انسان از خصلتهای نكوهيده و زشت و مضر بری باشد، انسانهايی با صفا، انسانهايی شجاع، انسانهايی با گذشت، انسانهايی با روح همكاری و برادری، انسانهايی خلاّق و آفريننده و مبتكر، انسانهايی روگردان از ظلم و طرفدار عدل، انسانهايی خوشبين و نيكخواه نسبت به بشريت، يك چنين موجوداتی را ميخواهيم بسازيم، كه امروز در دنيا هيچ جامعهای وجود ندارد كه توانسته باشد چنين انسانهايی را بسازد، كما اينكه ميبينيد در دنيا چه خبر است؟!
اسلام ميخواهد يك چنين جامعهای را ايجاد كند و برای ايجاد چنين جامعهای و يك چنين انسانهايی احتياج به مجاهدت و تلاش و گذشت و تن دادن به سختيها و تحمل بسياری از مشقّتها هست و اين مشقّتها البته از طرف كسانی تحميل ميشود كه با آنچنان دنيای نورانی مخالفند، يعنی طرفداران تبعيض و طرفداران ظلم و قدرت طلبان بيآذرم و بيشرم كه نمونههايش را در دنيای امروز و ديروز و هميشه ديدهايم.
و لذا وقتی يك حركت، با اين هدف صحيح وجود دارد، آن كسی كه دارد در راه اين حركت سنگ مياندازد، يعنی آن منافق كه با يهوديان و با كفار مكه يا با كشور امپراطوری روم آن روز ارتباط داشت، اين فساد به بار ميآورد و كارش يك كار فسادانگيزی بود. بنابراين: قرآن قاطع ميگويد: اينها مفسدند، اما خودشان نميفهمند و ملتفت نيستند، لذا به خيال خودشان دارند كار خوب ميكنند و شما نمونههايی از اين دست ميتوانيد كسانی را در جامعهی كنونی خودمان مشاهده كنيد كه چيزی ميگويند چيزی مينويسند يا كاری ميكنند، كه در جهت مقابله با اين هدف و با اين حركت است و خيال ميكنند اين يك اصلاح است و يك حركت به نفع مردم يا به نفع كشور است، در حالی كه وقتی با بينش درست نگاه كنيد، ميبينيد درست در جهت مصالح دشمنان و جهت عكس مصالح ملت است. اين هم يك خصوصيت ديگر و آيه بعدی را كه آنروز خوانديم و ترجمه كرديم اين است:
خود بزرگ بينی منافقين
«واذا قيل لهم امنوا كما امنالناس قالوا انؤمن كما آمنالسفهاء » (13 - بقره) و چون به آنان گفته شود ايمان آوريد، چنانكه مردم ايمان آوردهاند ميگويند: آيا ايمان بياوريم چنانكه نابخردان ايمان آوردهاند؟
«الا انهم هم السفهاء ولكن لايعلمون: . (13 - بقره): آگاه باشيد آنان خود نابخردند. ولی نميفهمند يا نميدانند.
|
خود بزرگ بينی منافقين
|
خودبزرگ بينی و تودهی مردم را نابخرد بحساب آوردن و تحقير قشرهای مردم كه اين، هم آنروز، و هم در همهی اعصار تطبيق ميكند با كسانی كه از اندكی دانش و معرفت برخوردارند چه روشنفكر دينی چه روشنفكر غير دينی، به مردم با نظر تحقير نگاه ميكند و ما در جامعهی خودمان از اين قبيل داشتيم و همچنان متأسفانه هنوز هم داريم.
|
اين هم باز يك خصوصيت ديگر است، يعنی خودبزرگ بينی و تودهی مردم را نابخرد بهحساب آوردن و تحقير قشرهای مردم كه اين، همآنروز، و هم در همهی اعصار تطبيق ميكند با كسانی كه از اندكی دانش و معرفت برخوردارند چه روشنفكر دينی چه روشنفكر غير دينی، به مردم با نظر تحقير نگاه ميكند و ما در جامعهی خودمان از اين قبيل داشتيم و همچنان متأسفانه هنوز هم داريم.
وقتی به اين تودههای مردم كه با عشق و اخلاص برای دفاع به جبهههای جنگ ميشتابند نگاه ميكند اينها را تحقير ميكند، به مراسم مردم و به باورهای مردم با نظر تحقير نگاه ميكند، اگر به او گفته بشود: چرا شما در جمع مردم وارد نميشويد و چرا با آنها هم آوا و هماهنگ و همگام نميشويد؟ ميگويد: آيا من با اينها همآوا بشوم؟! ملت را و تودههای مردم را نابخرد ميداند! در حالی كه ممكن است تودههای مردم بيسواد، يا احساساتی باشند، اما نابخرد نيستند و در همهی ادوار همهی كارهای بزرگ كه حاكی از عزم و ارادهی ملی بوده، بدست تودههای مردم انجام گرفته، همانطور كه ما در انقلاب خودمان ديديم مردم جلوتر از روشنفكران و صاحبان داعيه حركت ميكنند.
البته اينجا منظورم از روشنفكر فقط روشنفكر فكلی نيست، بلكه همهی كسانی كه نوعی با كتاب و با فكر و با فرهنگ ارتباط و سروكار دارند كه در بينشان هم عمامهای، هم روشنفكر فكلی و هم آدمهای اهل كتاب و اهل معرفت، استاد، دانشجو و غير و ذالك، هم آنروز بوده و هم امروز هست.
|
منظور از روشنفكر
|
منظورم از روشنفكر فقط روشنفكر فكلی نيست، بلكه همهی كسانی كه نوعی با كتاب و با فكر و با فرهنگ ارتباط و سروكار دارند كه در بينشان هم عمامهای، هم روشنفكر فكلی و هم آدمهای اهل كتاب و اهل معرفت، استاد، دانشجو و غير و ذالك، هم آنروز بوده و هم امروز هست.
|
شما ببينيد هم اكنون در داخل سرزمينهای اشغالی فلسطين، آن كسانی كه دارند مقاومت ميكنند چه كسانی هستند؟ آحاد تودههای مردم كه البته در بينشان افراد با فرهنگ و با فكر و عالم دينی و عالم غير دينی هم وجود دارد، اما همان چيزی را كه روشنفكر ميخواهد بفهمد، آن زن بيسواد خانهدار كه هيچ درسی هم نخوانده آنرا احساس كرد و از خانه آمد بيرون، جوانش هم داد، كه اگر اينرا عميقاً درك نميكرد جوانش را نميفرستاد.
شما مشاهده كرديد در همين مقاومت عمومی مردممان در جنگ كه از اقصی نقاط روستاهای كشور، يك عدهای حركت كردند، آمدند، ممكن است وقتی با او روبرو ميشود، ببيند كه او سواد و معلوماتی هم ندارد، اما يك نكتهای را به روشنی و وضوح درك كرده است و آن اينكه امروز روزی است كه هركس بايد با تن و جان خود در راه اين آرمان عمومی به دفاع برخيزد.
اين را او درك كرده، يعنی اين از جمله مصداقهای حكمت است، حكمتی كه متأسفانه درس خواندهها آنرا كمتر ميفهمند و در عمل وارد نميشوند. من در اين زمينه بعضی از روشنفكرها را ديدهام كه در تصورات هنری خودشان مطلب را درك كردهاند و حتی گنجاندهاند، لكن نتوانستند با مردم حركت كنند. قبل از انقلاب من يك نمايشنامهای مال يكی از اين نمايشنامهنويسهای ايرانی ديدم كه نميخواهم نامش را ذكر بكنم.
اين نمايشنامه نقش روشنفكر را نشان داده بود كه در عمل پشت سر مردم قرار ميگيرد (يعنی همان مردمی كه بينش او را ندارند) اين شخص مذهبی نبود، غير مذهبی و اتفاقاً ضد انقلاب هم بود. لكن اين حقيقت را درك كرده بود. بهرحال همين آدم منافق كه الان سينهاش را سپر كرده در مقابل جريان حق ايستاده، همانطور كه گفتيم: آن وقتی كه با دل خودش خلوت كند حقيقت را پيدا ميكند، حتی آن وقتی كه پای منافع شخصياش در ميان نباشد ممكن است حقيقت را بر زبان هم بياورد. و اين شخص درست تصوير كرده بود.
|
خودشان نابخردند، اما نميدانند
|
قرآن ميگويد:الا انهم هم السفهاء ولكن لايعلمون: اينها خودشان نابخردند، اما نميدانند و حقيقت هم همين است. اين هم يك بخش ديگری از ترسيم چهرهی منافق بود كه در اين آيات خوانديم و لازم است اين مطالبی را كه گفته ميشود فكر كنيد و كاری كنيد كه در ذهنتان عمق پيدا كند.
|
در يك وقتی كه حالا پای منافعی هم در ميان نبود و مسئلهای نبود، روشنفكر چيزی را عامهی مردم نميبينند ميبيند، چون بالاخره روشنفكر است و اطلاعات و معلوماتی دارد، بينشی دارد كه عامه مردم ممكن است از آن محروم باشند، اما آنچه را كه ميبيند، براساس آن و به اقتضای او گام بر نميدارد و عامهی مردم ممكن است اين حرف را كه از او بشنوند وقتی در دلشان جايگزين شد، براساس او احساس ميكنند كه بايد حركت كنند و ميفهمند اينجا جای حركت كردن است، كه اين درك صحيح و هوشمندی واقعی است. لهذا نابخردی از آنِ آن كسی است كه اين نكته را درك نميكند و بنابراين: او مردم را تحقير ميكند.
قالوا انؤمن كما امن السفهاء: او كه مردم را تحقير ميكند بر اثر دلبستگی نفسانی و تعصبها نتوانسته آن حقيقتی را كه مردم درك كردند، درك بكند. خود را از آنها برتر فرض ميكند و در رتبهی بالاتری ميگذارد، اما در حقيقت اشتباه ميكند. قرآن ميگويد:
الا انهم هم السفهاء ولكن لايعلمون: اينها خودشان نابخردند، اما نميدانند و حقيقت هم همين است. اين هم يك بخش ديگری از ترسيم چهرهی منافق بود كه در اين آيات خوانديم و لازم است اين مطالبی را كه گفته ميشود فكر كنيد و كاری كنيد كه در ذهنتان عمق پيدا كند.
بسياری از مطالب هست كه الفاظ توانايی بيان آنها را ندارند، ولذا در قالب الفاظی بيان ميشود كه بعد شما بايد در آن الفاظ تعمق و تأمل كنيد و به عمق مطلب برسيد، بخصوص آيات مربوط به نفاق در اين بخش از قرآن، يعنی اول سوره بقره، همانطور كه عرض كردم، اشاره است به يك جريانی كه آنروز مسلمانها با آن جريان مواجه بودند و امروز هم، ما در داخل كشور با آن مواجهيم و در كشورهای اسلامی هم عيناً همين جريان امروز هست، يعنی هر جايی كه حركت اسلامی كم و بيش بوجود آمده، مثلاً در كشورهای اسلامی شمال افريقا همين جريان و خصوصيات را عيناً در آنجا مشاهده ميكنيد.
حالا شايد مطبوعات و مطالب و نوشتههايشان را كه دست شما به آنها نميرسد يا خيلی كم ميرسد ما بيشتر اينها را ميبينيم كه عيناً وجود دارد، يعنی برای صفبندی و مقابله كردن با جريان حق، صدها شيوه برگزيده ميشود، و همهی اين شيوهها همان فسادی است كه در اينجا آمده: لا تفسدوا فی الارض: و يكی از اين شيوهها همين تحقير مردم و تحقير مؤمنين است و آنها را در سطح پائينتری از معرفت انگاشتن و آنها را رد كردن.
والسلام عليكم و رحمهالله و بركاته
|