|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در جلسه بيستودوم تفسير قرآن خود به تبيين امر به بندگی و استدلال عبوديت در قرآن پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد ميپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص امر به بندگی و استدلال عبوديت در قرآن است كه در جلسه بيستودوم تفسير ايشان بيان شده است
بسمالله الرحمن الرحيم
يا ايها الناس اعبدو ربكم الذی خلقكم والذين من قبلكم لعلكم تتقون (21 - بقره).
|
مقام معظم رهبری:
|
| ما خواهی نخواهی يك چيزی را عبوديت ميكنيم: يا خود را، يا يك قدرت برتر از خود را، يا يك چيز معنوی را، يا يك چيز مادی را، با آن معنايی كه عبوديت دارد |
ضمن دو، سه جلسه دربارهی دو آيه بحث شد، البته بحث درباب اين دو آيه همچنان ناتمام ماند، امروز بحث را تمام ميكنيم. آيه: ياايهاالناس اعبدوا ربكم الذی خلقكم والذين من قبلكم لعلكم تتقون (21 - بقره) را اين طور ترجمه كرديم كه: هان ای انسانها پروردگار خود را عبادت كنيد كه شما را آفريد و كسانی را كه پيش از شما بودهاند. شايد تقوا يابيد. اين آيه اول بود كه در اين آيه دو مطلب بطور اساسی هست و يك مطلب هم به صورت تبعی.
اما آن دو مطلب اساسی يكی اين است كه: انسانها را امر ميكند به بندگی كردن خدا، يعنی توجه دادن بندگی به سمت حضرت باريتعالی كه در شرح اين آيه مفصلاً سخن گفته شد و عرض كرديم كه ما خواهی نخواهی يك چيزی را عبوديت ميكنيم: يا خود را، يا يك قدرت برتر از خود را، يا يك چيز معنوی را، يا يك چيز مادی را، با آن معنايی كه عبوديت دارد.
البته خدای متعال ميخواهد اين عبوديت متوجه به ذات مقدس الهی بشود. اين مطلب اول بود كه دعوت مردم به عبوديت، ذات مقدس پروردگار است. و مطلب دوم اين است كه: برای اينكه عبوديت بايد متوجه خدا باشد استدلالی ذكر ميشود: الذی خلقكم يعنی علت اينكه ما بايد خدا را عبادت و بندگی كنيم اين است كه او ما را و گذشتگان ما را آفريده و بشر را پديد آورده است.
|
حضرت آيتالله خامنهای :
|
| الذی خلقكم يعنی علت اينكه ما بايد خدا را عبادت و بندگی كنيم اين است كه او ما را و گذشتگان ما را آفريده و بشر را پديد آورده است. |
پس شايسته است كه بشر از او اطاعت كند! اطاعتی كه به معنای عبوديت است و اين هم مطلب دوم. لكن آن مطلبی كه بطور تبعی ذكر شده آن جمله آخر، لعلكم تتقون است يعنی با اين عبوديت و بندگی كردن خدا و حركت در محوری كه خدا معين ميكند انسان به رتبهی تقوا كه شامل خصوصيت برجستهای است خواهد رسيد و در تقسيمبندی اول سوره به آن اشاره شد، هدی للمتقين كه انسانها را خدای متعال تقسيم كرده به كسانی كه: متقين هستند، و كسانی كه كافرين هستند، و كسانی كه منافقين هستند.
البته در حاشيه اين سه مطلب نكتهها و اشارات بسياری هست، و اين از خصوصيات قرآن است، كه وقتی يك مطلبی را بيان ميكند، چگونگی بيان و تعبيراتی كه به كاربرده ميشود، دهها نكته ريز و درشت از معارف الهی و درسهای زندگی و چيزهايی كه بايد بدانيم بما ميآموزد و بعضی از اين نكات را ما ميفهميم بسياری را هم نميفهميم، البته نه اينكه بشر نفهمد، يعنی ممكن است من كه مطالعه ميكنم نفهمم، لكن شما كه مطالعه كنيد بفهميد، و ديگری مثلاً وقتی تأمّل كند بفهمد.
|
رهبر معظم انقلاب
|
هر كس وقتی قرآن مطالعه كند نكتهای از اين نكات را بدست ميآورد و اين از خصوصيت قرآن است، يعنی چگونگی سخن گفتن قرآن، مملو از نكات گوناگون آموزشی و معرفتی و درس است و از جملهی اين نكات يكی اين است كه ميفرمايد: اعبدوا ربكم نميگويد: اعبدوالله و ميگويد: پروردگارتان، يعنی، ان كسی كه تدبير كنندهی وجود شما و گردانندگي نظام هستی در اختيار اوست.
|
هر كس وقتی قرآن مطالعه كند نكتهای از اين نكات را بدست ميآورد و اين از خصوصيت قرآن است، يعنی چگونگی سخن گفتن قرآن، مملو از نكات گوناگون آموزشی و معرفتی و درس است و از جملهی اين نكات يكی اين است كه ميفرمايد: اعبدوا ربكم نميگويد: اعبدوالله و ميگويد: پروردگارتان، يعنی، ان كسی كه تدبير كنندهی وجود شما و گردانندگي نظام هستی در اختيار اوست.
او را بايد عبادت كنيد! عبادت يك چنين موجودی، امر منطقی است. معلوم است انسان وقتی بخواهد از كسی اطاعت بكند بايد آن قدرت والای برتری را عبادت كند كه سرنوشت همهی بشر و امور بشر و زندگی بشر بوسيلهی او اداره ميشود. اين يك نكته است، و از اين قبيل نكات در اين آيه شريفه زياد است، يا يكی از اين نكات كه قبلاً هم گفتم در ياايها الناس، مخاطب آيه ناس است، يعنی اشاره است به يك چيز مشتركی بين همهی انسانها كه آن فطرت مشترك انسانی است.
دراينجا: قشرها و نژادها و مليتها و خونها نيستند كه مخاطب قرار ميگيرند، بلكه اين انسانيت است كه به طور عام مخاطب قرار ميگيرد. يعنی آن مشترك بين همهی انسانها كه فطرت درونی انسان و سرشت انسانيت است، او مخاطب اين سخن است كه پيداست كه آن سرشت انسانيی انسان، اين امر را، و اين مطلب را از خدای متعال درك ميكند و ميپذيرد. از اين قبيل نكات در آيه هست كه حالا در اين فصلی كه من دارم به گذشته بر ميگردم در حقيقت بحث را تكرار ميكنم برای اينكه برسم به بحث امروز.
|