|
| رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای |
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيستودوم تفسير قرآن خود به تبيين هماهنگی و همكاری قوانين طبيعت ميان زمين و آسمان و همچنين عبوديت انحصاری خدا، يا توحيد عملی پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد ميپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص هماهنگی و همكاری قوانين طبيعت ميان زمين و آسمان و همچنين عبوديت انحصاری خدا، يا توحيد عملی است كه در ادامه جلسه بيستودوم تفسير ايشان بيان شده است.
|
مقام معظم رهبری
|
آنكه زمين را برای شما بستری قرار داد و اين الذی، عطف به الذی خلقكم آيه قبل است، يعنی بندگی و عبوديت كنيد خدايی را كه شما و گذشتگان شما را آفريد و زمين را برای شما بستری قرار داد، والسماءَ بناءً و آسمان را بنايی استوار قرار داد. كه شرح تفضيلی آن را جلسهی قبل برای شما دادم.
|
همكاری قوانين طبيعت ميان زمين و آسمان
اما آيه دوم كه دنبالهی اين آيه است و مقدار زيادی دربارهی آن صحبت كرديم، كه امروز انشاءالله سخن را به پايان ميبريم اين است: الذی جعل لكم الارض فراشاً (بقره - 22): آنكه زمين را برای شما بستری قرار داد و اين الذی، عطف به الذی خلقكم آيه قبل است، يعنی بندگی و عبوديت كنيد خدايی را كه شما و گذشتگان شما را آفريد و زمين را برای شما بستری قرار داد، والسماءَ بناءً و آسمان را بنايی استوار قرار داد. كه شرح تفضيلی آن را جلسهی قبل برای شما دادم.
وانزل من السماء ماءً و از آسمان آبی بر زمين فرو باريد. اين همكاری و هماهنگی قوانين طبيعت ميان زمين و آسمان معلول همكاری و تجارب چندين عامل زمينی و آسمانی است: تابش خورشيد بر درياها، تبخير آب درياها، بعد تشكيل ابرها، بعد جابجا كردن بادها و اين عوامل گوناگونی كه در ايجاد فشار و ايجاد باران مؤثرند، و بالاخره باريدن آب پاكيزه از آسمان، يعنی همان باران آبی كه مايه حياه انسان است، اعم از آنچه كه از آسمان ميآيد، يا آنكه در سدها ذخيره ميشوند و آنچه در زير زمين انبار ميشود و آنچه بر روی زمين جاری ميشود و مستقيماً بر روی كشتها و درهها و جنگها و زمينهای شما ميبارد و زمين را برای شما زنده ميكند، اين هم يكی از نشانههای قدرت الهی و يكی از آن سرچشمههای اصليی نشان دهندهی تدبير خلقت آفرينش است.
فاخرج به من الثمرات رزقاً لكم (32 - ابراهيم) پس بوسيلهی اين آب، از ميوهها برای شما مايه ارتزاقی پديد آورد، و اين تعبير ثمرات، يعنی هر نوع محصولی كه از زمين بدست ميآيد؛ اعم از محصولاتی كه شما بدون واسطه از آن استفاده ميكنيد مثل: گندم، يا سبزيجات و ميوه و غيره، بطور بيواسطه از آن ارتزاق ميكنيد، يا آن چيزهايی كه با واسطه مايه ارتزاق شماست، مثل اينكه حيوانات از آنها ارتزاق ميكنند، بعد حيوانات وسيلهی ارتزاق شما ميشوند، يا مواردی كه در طبيعت بوجود ميآيد و از آن مواد، مواد غذايی لازم ديگر مثل قند و از اين قبيل برای شما بوجود ميآيد، يا چربی مثلاً كه مايه ارتزاق شماست پديد ميآيد، اينها با واسطه به دست شما ميرسد، فرضاً از چربی دانهها، يا از چربی حيوانات استفاده ميكنيد، همهی آنچه را كه شما برای ارتزاق و بقای حيات جسمانی خودتان نياز داريد، در حقيقت از زمين و به بركت همان آبی است كه خدای متعال از آسمان بر شما فرو ميريزد، پس خدايی را كه دارای اين خصوصيات هست عبادت كنيد.
|
اثبات صانع
|
انسان بطور منحصر بندهی خدا باشد و عبوديت انحصاری خدا كه عبارت ديگری از توحيد عملی است مورد توجه اين دو آيه قرار گرفته: پس فقط مسألهی اثبات صانع در اين دو آيه مطرح نيست، يعنی اينطور نيست كه خداوند با بيانی كه در اين دو آيه شده است، فقط ميخواهد اثبات كند اين جهان آفريننده و مدبر و ربّی دارد، گرچه اين مسأله را هم در بر ميگيرد.
|
عبوديت انحصاري خدا، يا توحيد عملي
/دنبالهی آيه ميفرمايد: «فلا تجعلو لله انداداً»: پس برای خدا رقيبان و شريكان مگيريد. برای خدا در عبوديت همسان و انباز و همانندی اتخاذ نكنيد، جوانان را اسير غير عبوديت خدا نكنيد، خودتان را اسير غير عبوديت خدا نكنيد و انتم تعلمون: در حالی كه شما ميدانيد. اين جملات آخر، همان چيزهايی است، كه من اندكی بايد امروز انها را شرح بدهم. در اين دو آيهای كه تلاوت شد، و امروز و قبلاً مقدار زيادی شرح داديم.
بههر حال مقصود اين است كه: انسان بطور منحصر بندهی خدا باشد و عبوديت انحصاری خدا كه عبارت ديگری از توحيد عملی است مورد توجه اين دو آيه قرار گرفته: پس فقط مسألهی اثبات صانع در اين دو آيه مطرح نيست، يعنی اينطور نيست كه خداوند با بيانی كه در اين دو آيه شده است، فقط ميخواهد اثبات كند اين جهان آفريننده و مدبر و ربّی دارد، گرچه اين مسأله را هم در بر ميگيرد.
در جلسهی قبل توضيح دادم كه وقتی انسان اين پديدههای آفرينش را ميبيند، فطرت انسانی متنبّه ميشود به وجود صانع؛ يعنی شما وقتی با فطرت پاك و بيغلوغش با پيشداوريهای گوناگون عالم خلقت مواجه بشود، از درون فطرت يك ندايی به شما ميگويد: يك دست قوی و يك طرح از پيش ساخته و يك قدرت كاملهای وجود دارد كه بر همهی اين پديدهها حكمفرماست و هيچكس قادر نيست اين را انكار بكند.
|
فطرت انسانی متنبّه ميشود به وجود صانع؛
|
فطرت انسانی متنبّه ميشود به وجود صانع؛ يعنی شما وقتی با فطرت پاك و بيغلوغش با پيشداوريهای گوناگون عالم خلقت مواجه بشود، از درون فطرت يك ندايی به شما ميگويد: يك دست قوی و يك طرح از پيش ساخته و يك قدرت كاملهای وجود دارد كه بر همهی اين پديدهها حكمفرماست و هيچكس قادر نيست اين را انكار بكند.
|
يعنی فطرت بشر به انسان اجازه نميدهد كه يكچنين چيز واضحی را نفی كند. همانطور كه در بيان عرفا و فلاسفه تشبيه به نور آفتاب شده و گفتهاند كسی كه آفتاب را ميبيند و ميگويد اين آفتاب است، در حقيقت دارد به سلامت خودش شهادت ميدهد كه دو چشمم روشن است. وقتی ميگويد آفتاب هست، در واقع دارد ميگويد من دارم ميبينم، والاّ وجود آفتاب نياز به شهادت ما ندارد، چون ما اگر سالم باشيم، آفتاب را ميبينيم و همينطور اگر فطرت انسان سالم باشد (كه اكثر قريب به اتفاق انسانها سالمند و افراد خيلی استثنائی پيدا ميشوند كه فطرتشان ناسالم باشد) شهادت ميدهند كه اين نظم در عالم وجود اين پديدههای گوناگون در عالم خلقت حكايت از وجود يك علم و قدرتی دارد كه پديد آورندهی اين نظم است و مثال آن را هم زدم كه تكرار نميكنم.
|