|
| رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای |
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيستودوم تفسير قرآن خود به تبيين احساس خضوع در مقابل ارزش برتر و اينكه اطاعت مطلق و عبوديت بايد مختص به خدا باشد، پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد ميپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص احساس خضوع در مقابل ارزش برتر و اينكه اطاعت مطلق و عبوديت بايد مختص به خدا باشد، است كه در ادامه جلسه بيستودوم تفسير ايشان بيان شده است.
|
مقام معظم رهبری:
|
| اصل اثبات صانع از اين دو آيه استفاده ميشود. منتها مقصود در اين دو آيه فقط اين نيست كه ثابت كند اين عالم صانعی دارد و شايد بشود گفت، اصلاً در اين مقام نيست، |
اطاعت مطلق و عبوديت بايد مختص خدا است
پس اصل اثبات صانع از اين دو آيه استفاده ميشود. منتها مقصود در اين دو آيه فقط اين نيست كه ثابت كند اين عالم صانعی دارد و شايد بشود گفت، اصلاً در اين مقام نيست، بلكه آنچه كه در اين دو آيه مورد توجه و تأكيد است، بعد از اين كه ما برای عالم و برای انسان صانع و آفرينندهی قائل شديم كه تدبير جهان را منتسب به او ميدانيم: آفرينش زمين، هموار شدن زمين، آمادهی زندگی شدن زمين، برافراشتن آسمانهايی با اين عظمت و با شرحی كه دربارهی آسمان در جلسه قبل دادم: ايجاد حيات، ايجاد آب و وسيلهی زندگی و ارتزاق، وقتی اين را قبول كرديم لازمهاش اين است كه اطاعت ما، آن اطاعتی كه به معنای عبوديت است باشد و اطاعت مطلق در همهی زندگيمان، بايستی منحصر باشد به اين خدا و ديگر شريكی برای او قائل نباشيم.
اين همان چيزی است كه در اين آيات مورد توجه است. حالا چرا بايد در عبادت شريك برای خدا قرار نداد؟ آنچه كه در اين زمينه از آيات استفاده ميشود، اين است كه شما برای عبوديت و بندگيی خدا يك استدلالی داريد و آن استدلال همان چيزی است كه در اين آيات ذكر شد: چون خدای متعال آفرينندهی انسان است، آفرينندهی محيط زندگيی انسان است، پديدآورندهی مايه حيات و وسيلهی ادامهی حيات انسان است و اينكه ميگوئيم آفرينندهی انسان و پديد آورندهی حيات، اين حرف يك باطنی دارد، كه آن، مركز جوشان بينظير دانش و قدرت است، انسانهايی هستند كه راحت از كسی كه يك كلمه بيشتر ميداند اطاعت ميكنند.
|
احساس خضوع
|
| شما وقتی با كسی معاشرت ميكنيد كه در بحث و در سخن ميبينيد علمش از شما بيشتر است، راحت تسليم او ميشويد و هرچه ميگويد از او ميپذيريد و در مقابلش احساس خضوع ميكنيد، اين يك امر قهری و فطری است. |
احساس خضوع در مقابل ارزش برتر
شما وقتی با كسی معاشرت ميكنيد كه در بحث و در سخن ميبينيد علمش از شما بيشتر است، راحت تسليم او ميشويد و هرچه ميگويد از او ميپذيريد و در مقابلش احساس خضوع ميكنيد، اين يك امر قهری و فطری است.
يك استاد مسلطی كه در يكی از دانشها مثلاً: هر سئوالی از او بشود شما ميبينيد جواب حاضر و منطقی و قانع كنندهای دارد، آيا در مقابل او احساس خضوع نميكنيد؟ حالا اگر اين استاد نه در يك علم و در چندين دانش اين خصوصيت را داشته باشد، در مقابل او چگونه احساس خضوع ميكنيد؟ اين تسليم ارزشهای برتر شدن خصيصهی فطری انسان است و يكی از ارزشهای برتر دانش است.
حالا از دانش فراتر برويم: كسی كه يك قدرت فوقالعاده، يا يك توانائی جشمانی، يا يك توانائی و تسلط روحی مثلاً دارد، انسان راحت خود را در دسترس او قرار ميدهد و در مقابل او احساس خضوع ميكند. پس اين گرايش به منبع علم و منبع قدرت يك امر فطری انسان است، و وقتی شما تشخيص ميدهيد ذات مقدس پروردگار منبع لايزال علم است، لازمهاش عبوديت و بندگی پروردگار انسانی را درك بكنند. و آنچه كه تا امروز از وجود انسان كشف شده در زمينههای مختلف: جسمانی و زيستی، و بيولوژيك، و بافتهای مغز، روحيات و جهات گوناگون روانشناختياش يك قطرهای در مقابل درياست و اين دانشمندان بخشهای مختلف انسانشناسی صراحتاً بيان ميكند.
|
هيچكس به علم خدا احاطه پيدا نميكند
|
| هيچكس به علم خدا احاطه پيدا نميكند، مگر بقدری كه خدای متعال اراده كرده و اذن داده باشد و بشر در طول قرون، بخشی از اين دانش را به دست ميآورد، لهذا كسی كه دارای يك چنين دانش عظيمی است، انسان را به طور قهری خاضع و در مقابل خودش وادار به عبوديت و بندگی و فرمانبری ميكند، بدون اينكه اجباری در كارش باشد. |
اگر كسی يك بستهبنديای از دانش عظيم بشری را داشته باشد، شما در مقابلش تعظيم ميكنيد، درحالی كه كل اين دانش، هنوز نتوانسته است حتی آن موجودی را كه خدای متعال با قدرت آفريده است بشناسد، پس چگونه خواهد توانست آن قدرت بيپايان كه اين موجود را با تمام اسرار و پيچيدگيها و جزئياتش پديدآورده، و بعد نسلهای پيدرپی او را، با اشكال گوناگون و با همان ريزهكاريها بوجود آورده است بشناسد؟ اين چه علمی و چه دانشی است؟
«يعلم ما بين ايديهم و ماخلفهم ولايحيطون بشیءٍ من علمه الا بماشاءَ» (255 - بقره) اين جملهای است كه در آيهالكرسی ميفرمايد: هيچكس به علم خدا احاطه پيدا نميكند، مگر بقدری كه خدای متعال اراده كرده و اذن داده باشد و بشر در طول قرون، بخشی از اين دانش را به دست ميآورد، لهذا كسی كه دارای يك چنين دانش عظيمی است، انسان را به طور قهری خاضع و در مقابل خودش وادار به عبوديت و بندگی و فرمانبری ميكند، بدون اينكه اجباری در كارش باشد.
|
معنای آيه انما يخشی الله
|
| :« انما يخشی الله من عباده العلماء» (28 - فاطر): يعنی علما هستند كه در مقابل پروردگار خشيت دارند. |
آنوقت هرچه انسان داناتر باشد، اين عبادت برای او طبيعيتر و دلنشينتر است، همچنانكه آن استاد دانشمندی را كه شما ميشناسيد، اگر بيايد در كوچه و خيابان ممكن است يك آدم جاهل و بيسوادی چون او را نميشناسد، نسبت به او اسائهی ادب كند، شما كه شاگرد او هستيد، به همان قدری كه دانش و معرفتتان بيشتر است، قهراً تواضعتان در مقابل آن دانشمند بيشتر خواهد بود، اما آدمی كه جاهل است و دانشی ندارد به او بياعتنائی ميكند.
قرآن ميفرمايد:« انما يخشی الله من عباده العلماء» (28 - فاطر): يعنی علما هستند كه در مقابل پروردگار خشيت دارند. پس اينكه اين آيه ميگويد، الذی خلقكم: خدايی كه شما را آفريده، يا ميگويد: زمين و آسمان را چنين و باران را چنان قرار داد، در واقع دارد اشاره ميكند به علم بيپايان الهی، كه اين علم، فطرت و دل انسان را وادار به خضوع و عبوديت خدای متعال ميكند. حالا به همين نسبت قدرت الهی را بسنجيم.
|