|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيستودوم تفسير قرآن خود به تبيين اندادالله (شريك قائل شدن برای خداوند) ساختهی تفكر بشر پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد میپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص اندادالله (شريك قائل شدن برای خداوند) ساختهی تفكر بشر كه در ادامه جلسه بيستودوم تفسير ايشان بيان شده است؛
اندادالله ساختهی تفكر بشر
در اين آيه و آيات ديگر يكنوع اندادالله از چيزهايی كه بشر آنها را عبادت میكند هست، لذا اينها در طول تاريخ تقريباً وجود داشته، در دوران زندگی مدرن هم وجود دارد و آن عبوديت نظامهای ساخته و پرداختهی دست بشر است. يعنی قوانينی كه بشر آنها را ساخته و دستوراتی كه افراد بشر آنها را صادر كرده، عمل كردن به اينها عبادت غير خداست و عبادت همان كسانی است كه اينها را بوجود آوردهاند.
|
ماركسيسم
|
| متفكرينی پيدا میشوند يك مكتبی را پايهگذاری میكنند، بعد اين مكتب برای زندگی بشر سرمشق مینويسد و دستور میدهد كه اقتصاد اين چنين باشد، حكومت آنچنان باشد، روابط اجتماعی و روابط اخلاقی اينگونه باشد، مثل اينكه نمونهی برجسته و بارزش همين ماركسيسم بود |
فرضاً متفكرينی پيدا میشوند يك مكتبی را پايهگذاری میكنند، بعد اين مكتب برای زندگی بشر سرمشق مینويسد و دستور میدهد كه اقتصاد اين چنين باشد، حكومت آنچنان باشد، روابط اجتماعی و روابط اخلاقی اينگونه باشد، مثل اينكه نمونهی برجسته و بارزش همين ماركسيسم بود كه هفتاد سال در دنيا عمر كرد و بعد هم بهخودی خود خاموش شد و افول كرد.
هر چيز ديگر را بصورت صد در صد دگم همرا با تحجّر رد كردند
هفتاد سال هم انسانهايی با تعصب اين مكتب را پذيرفتند و هر چيز ديگر را بصورت صد در صد دگم همرا با تحجّر رد كردند، اكنون شما جوانها خوشبختانه در يك دورانی وارد ميدان زندگی و فكر و عمل شديد كه از اين حرفها خبری نيست، لكن يك روزی بود كه در همين دانشگاه تهران و دانشگاههای كشور و محيط دانشگاهی و دانشجويی كسی جرأت نداشت در مقابل اين جوجه ماركسيستها راجع به يك معرفتی يا مثلاً اقتصاد يك كلمه حرف بزند، اگر كسی يك كلمه میگفت مسخره میكردند كه اين حرفها چيست میگوئيد؟ بعد يك جملهای از ماركسيسم بيان میكردند، كانه يك آيه غير قابل تشكيك بود كه مثل وحی منزل همه بايد قبول كنند، حتی با ما هم كه روحانی و آخوند بوديم و در اين كار حرف داشتيم وقتی روبرو میشدند همينطور بود.
افرادی از همين جوانها در مشهد خانهی ما میآمدند. وقتی يك چيزی میگفتيم میگفتند: نه، اينطور است! اصلاً خودشان را بطور قاطع محتاج استدلال كردن نمیدانستند، گويا آيه نازل میكردند كه اينطور است. چقدر آدمهای خوشفكر و با استعداد، چقدر انسانهای سادهی معمولی و چقدر نيرو و تلاش انسانی و جسمی و فكری همه رقم در جهت بنای دنيا به آن شكلی كه ماركسيسم نسخه داده بود و آيه نازل كرده بود، صرف شد و همهی آنها هدر رفت؟! اين نوع عبوديت بشر و بندهی سردمداران نظام ماركسيسمی شدن است در حالی كه سردمداران اصلیاش مرده بودند، اما سردمداران زنده و آنهايی كه كارگردانها و متوليان نظام در هر زمانی بودند، يا سردمداران نظامهای غربی و همين دمكراسی و حقوق بشر جعلی كه اسمش را گذاشتند، آزادی و در باطن بههيچوجه آزادی نيست، بلكه اسارت است.
|
بندگی كردن غير از خدا
|
چون آن كسی كه اين حرفها را آورده و اين فكر را برای بشر به عنوان سرمشق و دستورالعمل مطرح میكند او غير از خداست، پس اطاعت از آن سخن، عبوديت كردن و بندگی كردن غير از خدا و پذيرفتن يك بندی است بر دست و پا و بر ذهن انسان.
|
پذيرفتن يك بندی است بر دست و پا و بر ذهن انسان.
آن كسانی كه چشم بسته تسليم اين تفكر میشوند. در حقيقت دارند عبوديت میكنند و كسانی كه گردانندگان و سردمداران اين تفكرند. اين هم عبوديت غير خداست، چون آن كسی كه اين حرفها را آورده و اين فكر را برای بشر به عنوان سرمشق و دستورالعمل مطرح میكند او غير از خداست، پس اطاعت از آن سخن، عبوديت كردن و بندگی كردن غير از خدا و پذيرفتن يك بندی است بر دست و پا و بر ذهن انسان.
من هميشه نظامهای اجتماعی را به تورهای ماهیگيری مثال میزدم كه گاهی در ميان خود هزاران ماهی را میكشانند به يك سمت خاصی و آن ماهيان خودشان متوجه نيستند كه با همان حركت تور، دارند به يك طرفی كشيده میشوند و نمیفهمند كه يك كسی دارد آنها را هدايت میكند در داخل تور، آنها خيال میكنند آزادند و دارند راه میروند، هيچ احساس اسارت هم نمیكنند.
نظامهای اجتماعی هم اين چنيناند، حتی نظام صحيح هم به يك معنا همينطور است، اگر چه او ديگر اسارت نيست، چون در او آگاهی و بينايی هست، وانگهی نظام مستند به خدا و بندگی بالاخره بندگی خداست، اما هر نظام اجتماعی اين خصوصيت را دارد، انسانها در نظام اجتماعی داخل يك تور نامرئی هستند و دارند كشانده میشوند به يك طرفی، اگر چنانچه آنها را به طرف بهشت ببرند، انسانها را به طرف بهشت میروند، و اگر به طرف جهنم ببرند، انسانها دارند به طرف جهنم كشانده میشوند.
|
سردمداران نظامهای باطل
|
سردمداران نظامهای باطل و طاغوتی و كفرآميز، انسانهايی را كه در سايه اين نظامها دارند زندگی میكنند میكشانند به سمت جهنم و اگر اين نظام يك نظام غير خدايی است كشانندگان اين نظام همان كسانی هستند كه اطراف تور را گرفتند و دارند میبرند به يك طرفی.
|
الم ترالی الذين بدلوا نعمت الله كفروا واحلوا قومهم دارا لبورا جهنم يصلونها و بئس اقرار (28و29 - ابراهيم)
قرآن میفرمايد: الم ترالی الذين بدلوا نعمت الله كفروا واحلوا قومهم دارا لبورا جهنم يصلونها و بئس اقرار (28و29 - ابراهيم). سردمداران نظامهای باطل و طاغوتی و كفرآميز، انسانهايی را كه در سايه اين نظامها دارند زندگی میكنند میكشانند به سمت جهنم و اگر اين نظام يك نظام غير خدايی است كشانندگان اين نظام همان كسانی هستند كه اطراف تور را گرفتند و دارند میبرند به يك طرفی.
پس اطاعت از هر نظام اجتماعی باطل و غلط و غيرالهی عبادت غيرخداست ولو اسمش هم مسلمان باشد و نمازش را هم بخواند. الان زير اين آسمان كبود در سراسر عالم انسانهايی هستند، اسمشان هم مسلمان است، قرآن را هم قبول دارند، خدا را هم قبول دارند، اما دارند عبادت غير خدا میكنند، زيرا آن كسانی كه بر كار اينها حاكميت دارند، كسانی هستند كه با معيارهای الهی زندگی نمیكنند، با معيارهای الهی جامعه را اداره نمیكنند، سخن حق نمیزنند، كارحق نمیكنند، اين هم نوعی از انواع عبادت غيرخداست.
اين شريك و رقيب فقط آن بتی نيست كه در كعبه بود،
پس اينكه قرآن میگويد: فلا تجعلو الله انداداً: برای خدا رقيب و شريك و انباز قرار ندهيد، اين شريك و رقيب فقط آن بتی نيست كه در كعبه بود، يا امروز در بتخانههای هندوستان هست. اين هم كه در محيط اجتماعی انسان و در محيط زندگیاش از يك قانونی، از يك نظامی و از يك جهتگيری اطاعت كند آن جهتگيری به خدای متعال و به امر الهی وابسته نيست، اين هم يك نوع بت است و اطاعت و عبادت اين را هم نبايد كرد.
|
شريك و رقيب
|
اين شريك و رقيب فقط آن بتی نيست كه در كعبه بود، يا امروز در بتخانههای هندوستان هست. اين هم كه در محيط اجتماعی انسان و در محيط زندگیاش از يك قانونی، از يك نظامی و از يك جهتگيری اطاعت كند آن جهتگيری به خدای متعال و به امر الهی وابسته نيست، اين هم يك نوع بت است و اطاعت و عبادت اين را هم نبايد كرد.
|
يك نوع ديگر رقيب كه از همه عمومیتر است آن نفس آمر و ناهی رقيب خدا در درون ماست، اطاعت بت نفس شما كه بدترين و خطرناكترين بتهاست، عبادت غير از خداست، يعنی حتی در نظام الهی و در زير سايهی حكومت پيغمبر (ص) كسانی كه در جهت و در راه پيغمبر حالا دارند حركت میكنند، ممكن است اسير شهوات نفسانی خودشان بشوند و اين هم اطاعت غيرخدا و نوعی شرك است، منتها شرك رقيقتر، يعنی شرك خيلی غليظ آن چنانی نيست و اين آيه كه میگويد: فلا تجعلو الله انداداً اين را هم میگويد: كه انسان نبايد از خودش و از شهوات خودش اطاعت كند! شما چه منطق عقلانی داريد برای اينكه از شهوات خودتان اطاعت میكنيد؟ در مورد عبادت خدا منطق عقلانی وجود دارد و فطرت انسانی آن را قبول میكند، اما انسان در مورد اطاعت از شهوات نفسانی، و بتپرستیها، و كبرها، و تعیّنها و هرزهگردی خود چه منطقی دارد تا آنها را اطاعت كند؟
برای خدا هماورد و انباز مگيريد
پس وقتی آيه میگويد: فلا تجعلو الله انداداً اين را هم شامل میشود و در ذيل اين مطلب در پايان آيه میگويد: وانتم تعلمون كه من اينگونه ترجمه كردم: پس برای خدا هماورد و انباز مگيريد. البته اين و انتم تعلمون خطاب به آن كسانی هم كه در زمان پيغمبر بودند و چيزی در اينباره میدانستند هست. يعنی شما كه قبول داريد عالم را خدا خلق كرده. زيرا آن كفار قريش خدا را به عنوان خالق قبول داشتند، منتها میگفتند: خدا ادارهی عالم را به لات و منات و عزی كه اطراف كعبه بودند، واگذار كرده، مثل مثلاً يك استادی كه دكانی را روبهراه كرده و ديگر كنار نشسته و به شاگردها میگويد، حالا شما اينجا را اداره كنيد، به تصور عاميانه و ابلهانه اين بتها را بچه شاگردها و خانه شاگردهای خدا میدانستند.
|
شما آفريننده توهمات و خيالات خود هستيد
|
| شما آفريننده توهمات و خيالات خود هستيد و تصوری را در ذهنتان مجسم میكنيد، اما همين كه يك لحظه غفلت كرديد، ديگر آن تصور وجود ندارد، چون حياه و قيوميت آن در ذهن شما بستگی به اين دارد كه شما متوجه او باشيد، اگر بخواهيم بطور تشبيه ناقص بگوييم: همهی آفرينش نسبت به خدای متعال يك چنين حالتی دارد |
15 قضيه خلقت عالم اينطور نيست كه يك چيزی بيافريند و برود يك گوشهای بنشيند
قضيه خلقت عالم اينطور نيست كه يك چيزی بيافريند و برود يك گوشهای بنشيند (وحال اينكه حيات عالم بستگی به ارادهی الهی دارد) مثل اينكه شما آفريننده توهمات و خيالات خود هستيد و تصوری را در ذهنتان مجسم میكنيد، اما همين كه يك لحظه غفلت كرديد، ديگر آن تصور وجود ندارد، چون حياه و قيوميت آن در ذهن شما بستگی به اين دارد كه شما متوجه او باشيد، اگر بخواهيم بطور تشبيه ناقص بگوييم: همهی آفرينش نسبت به خدای متعال يك چنين حالتی دارد و اينطور نيست كه حالا بسازد و بپردازد، بعد مثل ساعتی كه كوك میكنند میگذارند بالای طاقچه و میروند پیكارشان، خدا هم عالم را با قوانين آفريد و گذاشت اينجا و رفت.
به هيچ وجه قضيه اينطور نيست اما مشركين اينطور تطور كردند. پس وانتم تعلمون مشتمل بر همهی تاريخ است، مخاطب آن، همهی انسانهايی هستند كه از معرفت و دانش برخوردار هستند كانه حالا بعد از چهارده قرن اين آيه به ما میگويد: اگر كسانی قبل از شما نمیفهميدند يا دچار توهمات باطل بودند يا فطرت آنها گم شده بود و نمیتوانستند حقيقت را درك كنند، شما اينطور نيستيد و میدانيد پيشرفتها و تحولات عالم و دگرگونیهای مكتبها و معرفتها و راه درست در مقابل شما قرار دارد، ولذا چرا غير خدا را عبادت میكنيد. به هرحال اين آيه برای انسانهای آشنا با معرفت الهی بايد هشدار دهنده باشد. يعنی شما كه میدانيد، چرا بايد غيرخدا را اطاعت كنيد و غيرخدا با همان عرض عريضی است كه بحث شد.
والسلام عليكم و رحمهالله و بركاته
|