|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيستوسوم تفسير قرآن خود به تبيين تفاوت بين وسوسه و شك و راهنمائی قرآن برای زدودن شك پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد میپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص تفاوت بين وسوسه و شك و راهنمائی قرآن برای زدودن شك است كه در ادامه جلسه بيستوسوم تفسير ايشان بيان شده است؛
|
مقام معظم رهبری
|
در وسوسه باور هست و در مسائل روزمره و حوادث عصبی انسان، گاهی غبار وسوسه باورهای راستين را میپوشاند، كه وقتی انسان متكی به يك استدلال مستحكمی در آن باورها باشد، خيلی راحت اين غبارها را میزدايد و نگرانی ندارد.
|
تفاوت بين وسوسه و شك
وسوسه غير از ترديد و شك واقعی است كه انسان يك چيزی را باور ندارد، در وسوسه باور هست و در مسائل روزمره و حوادث عصبی انسان، گاهی غبار وسوسه باورهای راستين را میپوشاند، كه وقتی انسان متكی به يك استدلال مستحكمی در آن باورها باشد، خيلی راحت اين غبارها را میزدايد و نگرانی ندارد.
حالا اگر مخاطب قرآن در اينكه واقعاً اين كتاب از سوی خداست شك دارد، چنانچه اين راهی را كه قرآن در مقابل او میگذارد بپيمايد، بعد از اينكه اين راه را پيمود، شك و ترديدش به طور قهری بر طرف خواهد شد، گرچه ممكن است مختصر وسوسهای باقی ماند، لكن اين وسوسه چيز مهمی نيست و با آن استدلال اين وسوسه هم زدوده میشود و اصلاً قابل اعتنا نيست.
اما اين مربوط به اين آدم شاك صادق و حقيقتجو است كه واقعاً میخواهد حقيقت امر برايش آشكار بشود، و لذا اگر كسی باشد كه مسألهاش لجاجت و بهانهگيری باشد، معلوم است كه به آسانی و با هيچ استدلالی لجاجت او بر طرف نمیشود و نمیتواند حقيقت را ببيند.
يعنی حب مقام و حب خويشاوندان و دوستان و حب آن باورهای پوسيدهی به ارث رسيدهی قديمی، نمیگذارد شك خودش را با اين چيزها زايل كند و در حقيقت شك او ناشی از ندانستن نيست كه وقتی در مقابلش يك وسيلهای برای دانستن گذاشته شد، برطرف شود.
شك او ناشی از احساسات نفسانی و خودخواهیها و دنياطلبیهاست كه با اين چيزها برطرف نمیشود، و بنابراين در آخر آيه میگويد: ان كنتم صادقين، اگر راست میگوئيد. يعنی اگر در اين شكی كه داريد، دنبال پيدا كردن حقيقت هستيد، راهش اين است كه حالا میگوييم
|
رهبر معظم انقلاب
|
بعضی كه اهل بيان و سخنوری نيستند، اگر بگويند اين چه حرفی است؟ ما كه اهل بيا نيستيم و نمیتوانيم بياوريم، لكن ممكن است يا آدم فصيح و چيرهدستی در سخنوری كه بتواند بياورد.
|
راهنمائی قرآن برای زدودن شك
راهنمائی قرآن برای زدودن شك//آيه به طور خيلی روشنی دارد، راه را در مقابل پای طرف میگذارد، اگر شما داريد كه اين آيات و اين چيزی كه ما داريم به شما عرض میكنيم، از سوی خداست، پس يك سوره مثل سورههای قرآن، خودتان ايجاد كنيد و بياوريد.
البته بعضی كه اهل بيان و سخنوری نيستند، اگر بگويند اين چه حرفی است؟ ما كه اهل بيا نيستيم و نمیتوانيم بياوريم، لكن ممكن است يا آدم فصيح و چيرهدستی در سخنوری كه بتواند بياورد.
اين آيه هم نمیگويد حتماً شخص خودت بياور، ولذا برو چيرهدستان سخنور را پيدا كن و از آنها بخواه تا يك سوره مثل اين سوره درست كنند بياورند. كيفيت نظم و نسق بيان قرآنی يك كيفيت ابتكاری است، نه شعر است و نه نثر است.
گاهی يك وزن گونهای در آن وجود دارد، اما وزنش مثل وزن شعر نيست كه با آن اوزان خاص و با آن شكل و ترتيب خاص باشد. يك چيزی شبيه قافيه در آخرش هست، اما نه مثل قافيه شعر، بلكه با همان نظم و نسق ان كنتم تعلمون؛ يا مثلاً فرض كنيد ان كنتم تعلمون ـ و از اين قبيل: قرآن میگويد: شما كه مخاطب اين سخن هستيد، همين كلمات را كه بصورت ابتكاری قرآن مشاهده میكنيد، از چيره دستان سخنورانتان بخواهيد يك سورهی كوچك، يا در جای ديگر میگويد: ده سوره، و يك جايی هم گفته میشود بخشی از يك سوره را اگر توانستند درست كنند بياورند.
|
حضرت آيتالله خامنهای
|
در آيهی بعد میگويد: ولن تفعلوا: يعنی هرگز نخواهيد توانست. اين سخن قرآن واقعاً يك واقعيت تاريخی و يك معجزه عجيبی است كه اگر توانستيد، ما ادعای خودمان را پس میگيريم و شما ايمان نياوريد.
|
اين سخن قرآن واقعاً يك واقعيت تاريخی و يك معجزه عجيبی است
البته در آيهی بعد میگويد: ولن تفعلوا: يعنی هرگز نخواهيد توانست. اين سخن قرآن واقعاً يك واقعيت تاريخی و يك معجزه عجيبی است كه اگر توانستيد، ما ادعای خودمان را پس میگيريم و شما ايمان نياوريد.
اما اگر نتوانستند و به هركس كه مراجعه كرديد، ديديد جواب نمیدهد و نمیتوانند چنين چيزی را بياورند، پس قبول كنيد كه اين سخن با اين نظم و نسق ويژه و با اين لفظ و معنا سخن خداست و برسيد به اينكه كاری است مافوق توانائیهای بشر، حالا اگر رفتيد و يك سورهای هم درست كرديد و آورديد، چون يكی بايد قضاوت كند، گواه را هم خودتان بياوريد تا قضاوت كند كه آيا سوره، مثل سورهی قرآن هست يا نيست.
|