|
| رهبر معظم انقلاب اسلامی |
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيستوسوم تفسير قرآن خود به تبيين ظهور اسلام و اوج سخنوری عرب و جايگاه شعر در بين مردم فارسی زبان و عرب زبان پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد میپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص ظهور اسلام و اوج سخنوری عرب و جايگاه شعر در بين مردم فارسی زبان و عرب زبان است كه در ادامه جلسه بيستوسوم تفسير ايشان بيان شده است؛
ظهور اسلام و اوج سخنوری عرب
اما اينكه گفتم: در آن روز توانائیها بيشتر بود. به خاطر اين است كه دوران ظهور اسلام، دوران اوج سخنوری عرب است، يعنی بعد از دوره جاهليت، دورههای ديگری هم در سخن عربی اعم از شعر و نثر داريم و عمدتاً در شعر. دوران مخضرمين است، بعدر دوران عوائل است، بعد دوران محدثين است.
|
معلّقات سبع
|
| امروز هم كه شما يك اديب عرب را پيدا كنيد از معلّقات سبع، همان هفت قصيدهای كه هر سال بر ديوار كعبه آويختند برای شما سخن میگويد |
بهرحال شعرای زيادی از برجستگان عالم ادب هستند كه همهی اينها به عظمت سخنوران زمان پيغمبر اعتراف دارند، يعنی امرء القيس و عنطره و كسانی بودند كه قصائد آن روز دنيای عرب بوسيلهی آنها سروده میشد، از لحاظ استحكام و قوت شاعری و چيرهدستی سطح بالا در سخنوران عرب در طول قرون متمادی بودند، يعنی امروز هم كه شما يك اديب عرب را پيدا كنيد از معلّقات سبع، همان هفت قصيدهای كه هر سال بر ديوار كعبه آويختند برای شما سخن میگويد.
عرب آن زمان شعرشناس و شعرفهم بود، حتی روستائيان و باديه نشينها هم شعرشناس بودند و اين در عرب رايج بود. البته الان من نمیدانم در بين اعراب چنين چيزهايی وجود دارد و چقدر با شعر آشنا هستند؟ ولی در گذشتههای دور شعر و شاعری همگانی بوده و من در احوالات شعرای دورههای مختلف عرب اين را خواندم كه مثلاً يك شاعری مثل: فرزدق يا جرير كه هر دو هم عصر بودند. اينها در شعر خودشان وقتی شعر میگفتند میآمدند و در يك نقطهای كه محل اجتماع مردم بود و به آن میگفتند نادی كه همان معنای باشگاه امروز را داشت شعرشان را میخواندند، مردم جمع میشدند با دقت گوش میكرند و لذت میبردند، يعنی چيزی كه امروز در زبان فارسی و در زمانهای گذشته هم من در محيطهای فارسی زبان چنين چيزی را نشنيدم و سراغ ندارم.
|
مقام معظم رهبری
|
| قرآن در يك چنين محيطی دارد اين حرف را میزند كه شعرای درجهی يك بودند، مثل اينكه فرض كنيد امثال سعدی و حافظ و فردوسی و صائب همه جمع باشند، آنوقت يك نفر بيايد يك سخنی را بگويد و بعد ادعا كند كه اگر میتوانيد مثل اين سخن بگوئيد |
جايگاه شعر در بين مردم فارسی زبان و عرب زبان
شعر در جمع فارسی زبانها كالای برگزيده است، يعنی دربارها و آدمهای برجسته و ادبا و هوشمندان جامعه از شعر استفاده میكردند و لذت میبردند، اما در بين عرب اينطور نبود و عامهی مردم از شعر لذت میبردند، يك نفر میآمد شعرش را میخواند، مردم كوچه و خيابان از هر طبقهای همه جمع میشدند، مخصوصاً اهل قبايل كه شعر را گوش میدادند، بهتر میفهميدند و لذت بيشتری هم میبردند و ترجيح میدادند. يكی میگفت شعر اين خوب است، ديگری میگفت شعر او خوب است يعنی اهل شعر و ادب بودند، شعر را میشناختند.
قبل از ظهور دعوت اسلام، هر سال يكبار در همين موسم حج و به اصطلاح حج جاهلی آنروز میآمدند جمع میشدند، اشعار را میخواندند و با نظر صاحبنظران هفت قصيده را مثلاً انتخاب میكردند و به ديوار كعبه میآويختند كه به آنها می گفتند معلقات سبع، يعنی آويختههای هفتگانه كه يك سال اين قصيدهها به ديوار كعبه آويزان میماند. آن زمان اين معلقات اوج بيان عرب بود و امروز هم همهی ادبا قبول دارند.
قرآن در يك چنين محيطی دارد اين حرف را میزند كه شعرای درجهی يك بودند، مثل اينكه فرض كنيد امثال سعدی و حافظ و فردوسی و صائب همه جمع باشند، آنوقت يك نفر بيايد يك سخنی را بگويد و بعد ادعا كند كه اگر میتوانيد مثل اين سخن بگوئيد: مردم مراجعه میكنند به اين آقای مثلاً سعدی يا حافظ، اگر اينها اقرار كردند كه ما نمیتوانيم، معلوم است كه سطح عالیی سخنوری بشر عاجز از بيان اين معناست، پس قبول كنيد كه از طرف خداست و میبينيد كه اين يك راه روشنی است.
|