|
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيستوسوم تفسير قرآن خود به تبيين رابطهی مستقيم عبوديت خدا با سخنان پيغمبر پرداختند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيتالله خامنهای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژههای بنيانی و آيات كلامالله مجيد میپردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسلهوار نظرات معظمله را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.
متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص رابطهی مستقيم عبوديت خدا با سخنان پيغمبر است كه در ادامه جلسه بيستوسوم تفسير ايشان بيان شده است؛
فقط خودشان گفتند و آن گواهان و داوران هرگز پيدا نشدند
حالا من عرض میكنم: 1400 سال است اين سخن به قوت خودش باقی است و تاكنون هيچكس نيامده است سخنی را بگويد كه پاسخ اين آيه قرآن باشد: بله كسانی از قبيل ابن ابیالعوجاء و ديگران پيدا شدند و چيزهايی از خودشان ساختند، فرضاً يك سوره، دو سوره، يك آيه، دو آيه كمتر يا بيشتر درست كردند و گفتند اين در مقابل قرآن! اما فقط خودشان گفتند و آن گواهان و داوران هرگز پيدا نشدند كه بگويند بله اين سخن هم وزن سخن قرآنی است. و لذا وقتی يك نفر اهل فن بگويد چنين چيزی در طول اين چهارده قرن پيدا نشده، خيلی مهم است! و اين آيه چنين چيزی را میگويد.
|
مقام معظم رهبری
|
عبوديت خدا يك رابطهی مستقيمی با سخنان وحی كه اين پيغمبر ما بر شما عرضه میكند دارد و بايد بر طبق اين سخنان عمل كنيد تا بتوانيد عبوديت واقعی خدا را انجام دهيد.
|
پس بنابراين: مضمون دو آيه قبل اينست كه ما كه از شما خواستيم عبوديت خدا را بكنيد، عبوديت خدا يك رابطهی مستقيمی با سخنان وحی كه اين پيغمبر ما بر شما عرضه میكند دارد و بايد بر طبق اين سخنان عمل كنيد تا بتوانيد عبوديت واقعی خدا را انجام دهيد.
اگر خودتان نيستيد برويد به سراغ كسانی كه اهل اين كارند
حالا اگر شما در پاسخ به اين دعوت ما بگوئيد، ما اين حرفهايی را كه اين آقا آورده مطمئن نيستيم از طرف خدا باشد، اگر خودتان اهل كار هستيد، خودتان و اگر خودتان نيستيد برويد به سراغ كسانی كه اهل اين كارند يك سوره ولو سورهی كوچكی مثل اين سورهها را كه ما آورديم، بياوريد و اگر نتوانستيد بياوريد بايد قبول كنيد.
يعنی اگر انسان حقيقتاً دچار شك و ترديد است و غرض و مرض ندارد. وقتی ديد نمیتواند، میفهمد كه اين حرف، حرف درستی است و اين سخن، سخن خداست. اما اگر كسی بر سر آن نباشد كه بفهمد و دنبال لجاجت باشد، حق را قبول نخواهد كرد.
هر درونی كو خيال انديش شد چون دليل آری خيالش بيش شد
به هرحال وسوسهها و ترديدهايی كه ناشی از خودخواهی و جاهطلبی و حب دنيا و دلبستگیهای شخصی و قومی و از اين قبيل است، اينها البته جلوی چشم انسان را میگيرد و انسان میتواند حقيقت را آنچنان كه هست درك بكند، چنين كسی معذور هم نيست، يعنی بايد از خودخواهیها بيايد بيرون و هجرت بكند تا بتواند بفهمد.
اين مضمون آيهی اول است و اكنون با توجه به كلمات آيه، يك بار ديگر مطلب را بيان میكنم:«وان كنتم فی ريب مما نزلنا علی عبدنا»: اگر شما در شك و ترديد هستيد، از آنچه كه ما بر بندهی خود نازل كرديم: اينجا در عبارت عبدنا يك لطفی هست و آن اينكه در دو آيه قبل، رابطهی دعوت با عبوديت است.
عبوديت چگونه چيزی است؟
يا ايها الناس اعبدوا ربكم. (21 - بقره) عبوديت كنيد پروردگارتان را، گويی اين سئوال پيش میآيد كه عبوديت چگونه چيزی است؟ و عبد خدا چه انسانی است؟ آنوقت نمونهی عينی نشان داده میشود: نزلنا علی عبدنا. عبد يعنی همين كسی كه اكنون در مقابل چشم شماست، تجسد و تجسم عبوديت همين كسی است كه دارد اين آيات را از سوی ما برای شما فرو میخواند. (وجود مقدس پيغمبر). عبدنا در حقيقت اشاره به اين است كه دعوت ما را كه قبلاً گفتيم، اعبدوا ربكم عبوديت كنيد خدای خود را، يعنی حركت كنيد به سمت آن جايگاهی كه اين انسان والا و برجسته و شجاع به امانت و به صداقت و پاكی و زيبائیهای معنوی در آن قرار دارد كه در دو آيه قبل گفتم:
|
حضرت آيتالله خامنهای
|
| اگر شما در شك هستيد از آنچه كه ما بر اين بندهی خودمان كه در مقابل شماست نازل كرديم، راه برطرف شدن شك اين است كه میگوئيم: «فأتوا بسورهٍ من مثله»، يك سوره از قبيل همين كه ما بر او فرو فرستاديم شما بياوريد |
اعبدوا ربكم مصداق عينی عبد را دارد، يعنی اين چنين بشويد. البته اينكه میگويد: عبدنا و بنده را به خودش نسبت میدهد، نوعی لطف الهی را به پيغمبر نشان میدهد و اين عبارت عبدنا در تعبير قرآن باز هم در مورد داوود و در مورد ايوب و شايد در مورد زكريا هم هست، مثل عبدنا ايوب و عبدنا داوود كه آنجا اسمشان آورده شده، اما اينجا كه اسم نياورده ممكن است مراد همين پيغمبری باشد كه در منظر و پيش روی شماست كه يك خصوصيت و يك التفات، و رحمت، و حجت الهی را به بندهی برگزيدهاش نشان میدهد.
راه برطرف شدن شك
پس اگر شما در شك هستيد از آنچه كه ما بر اين بندهی خودمان كه در مقابل شماست نازل كرديم، راه برطرف شدن شك اين است كه میگوئيم: «فأتوا بسورهٍ من مثله»، يك سوره از قبيل همين كه ما بر او فرو فرستاديم شما بياوريد، كه عرض كرديم: معنايش اين نيت كه اگر يك آدم عامی باشد كه هيچ سخنوری نمیداند او هم برود خودش را بياورد تا اگر نتوانست، بيايد تسليم شود.
بلكه به آن معناست كه آن آدم عامی غير سخنور مراجعه كند به آن كسی كه میتواند، كما اينكه آن روز بزرگترين فصحای عرب وجود داشتند و منكر قرآن بودند، وقتی در مقابل اين آيات قرار گرفتند عاجز ماندند، كه اگر واقعاً توانايی داشتند چند آيه و چند سوره میآوردند بهمين شكل ارائه میكردند و میگفتند شما داريد با همين چيزها مردم را دعوت میكنيد.
اما نه فقط نتوانستند اين كار را بكنند، بلكه مقابل اين درخشش و دعوت نو كه دلها را، مخصوصاً دلهای جوانهای پاكدل و پاك طينت را كه تعصبات در آنها كمتر بود بسوی خود جذب میكرد، آنچنان درماندند كه مجبور شدند در مقابل نفوذ دعوت پيغمبر (ص) به زور متوسل بشوند و در ايام حج، مسافرينی كه میآمدند مكه بای مراسم حج جاهلی و نه توحيدی، برای اينكه آنها به سخن پيغمبر گوشش نكنند، میرفتند بيخ گوششان میگفتند اين آدم خطرناك و چنين و چنان است به حرفش گوش نكنيد، كه اينكه نشانهی درماندگی آنها بود.
|