|
گروه انديشه: آيتالله موسوی لاری معتقد است آنچه در مورد «نشوز» بيشتر مد نظر فقهاست، عكسالعمل مرد نسبت به قطع نفقه زن است، نه ضرب و تنبيه بدنی.
|
| آيتالله سيدمجتبی موسوی لاری |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، چندی پيش در رابطه با آيه 34 سوره مباركه «نساء» نظراتی از آيتالله «سيدمجتبی موسوی لاری» بيان شد. در آن بخش به اين نكته اشاره شد كه وی معتقد است لفظ «ضرب» در آيه 34 سوره مباركه «نساء» را به معنای اعراض كردن و صرفنظر كردن نيز میتوان در نظر گرفت و اين لفظ صرفا به معنای «زدن» نيست.
ايشان در ادامه اين نوشتار عنوان كرده است كه اگر «ضرب» را در اين آيه به معنی «زدن» بگيريم و چنين برداشت كنيم كه در اينگونه موارد مرد میبايد برای وادار كردن زن به انجام وظايف و مسئوليتهايش متوسل به تنبيه بدنی شود تا زن به خود آيد و تغيير موضع دهد، اين معنا به عللی بعيد نيست مرد را از دستيابی به مقصود خود دور كند و او به نتيجه دلخواه نرسد.
وی در بيان علت نخست مینويسد: در كتب فقهی تصريح شده كه تنبيه بدنی حتی اگر كمی منجر به كبود شدن جسم زن شود موجب ديه خواهد شد و اينگونه تنبيه به هيچوجه برای مرد مجاز نخواهد بود، اين از يك سو و از سوی ديگر تنبيه ملايم و خفيف بدنی معلوم نيست تا چه ميزان كارساز باشد و بتواند همسر متخلف و سركش را از راهی كه در پيش گرفته است، باز دارد، بلكه كاملا جای ترديد است كه چنين روشی تأثيرگذار باشد.
آيتالله موسوی لاری معتقد است آنچه در مورد «نشوز» بيشتر مد نظر فقهای عاليقدر است، عكسالعمل مرد نسبت به قطع نفقه زن و خودداری از تأمين هزينههای او است نه ضرب و تنبيه بدنی و اصولا محققين كمتر متعرض مباحث تفصيلی موضوع ضرب شده و به تشريح جزئيات آن پرداختهاند، از قبيل تعداد ضربهها، دفعات ضرب، موارد احتمالی استثنا از پرداخت دی. همچنين اگر زن هر روز به صورت مكرر حالت سركشی و نشوز به خود بگيرد، چند بار مرد میتواند متوسل به تنبيه بدنی شود و تداوم اين تنبيه تا چه مدت زمانی مجاز خواهد بود؟ اينها پرسشهائی است كه جای بحث فراوان دارد و طرح مطلب كلی و گذرا هم نمیتواند پاسخگوی ابهامات موجود در جزئيات مسأله باشد.
وی علت دوم را اينگونه بيان میكند كه معمولا تنبيه بدنی، زن را به سوی موضعگيری لجاجتآلود میكشاند، به خصوص وقتی كه او به اين نتيجه برسد كه آخرين حربه بازدارندگی و عكسالعمل شوهر تمام شده و بالاخره مرد به آخر خط رسيده است. اينجاست كه زن ديگر عامل بازدارندهای را پيش روی خود نمیبيند.
|
آيتالله موسوی لاری:
|
| وادار ساختن زن به تمكين ناشی از تنبيه بدنی از نظر روانی ارضا كننده زوجين نيست و به آرامش درونی طرفين كمكی نمیكند و ادامه اين وضع به تدريج از علائق قلبی آنها نسبت به يكديگر میكاهد و در نهايت ممكن است به گسيخته شدن پيوند زناشويی منجر شود، در صورتی كه قطع ارتباط و بیاعتنايی كامل كه مرد در آخرين مرحله عكسالعمل از خود بروز میدهد میتواند مبدأ به فكر فرو رفتن و عاقبتانديشی زن شود |
نويسنده بيان میدارد كه هر حركت فيزيكی چه بسا به درگيری متقابل بيانجامد و زن را به ادامه سركشی مصممتر كند، به خصوص در مورد زنانی كه بافت وجودی آنها حاكی از پرخاشگری است و زمينه درگيری در آنان قویتر از بانوانی است كه آرام و متعادلند. پس روش تنبيهی و فشار نسبت به چنين زنانی حالت مقابلهجويی را در آنان تشديد خواهد كرد و در برخی اوقات از هر دو طرف غير قابل كنترل میشود كه عاقبتش نامعلوم است. وانگهی يك اقدام تنبيهی كه با هدف تمكين زن و در نهايت به خاطر برقرار شدن مجدد رابطه مشترك عاطفی دنبال میشود، اين احتمال وجود دارد كه نتيجه مثبت به بار نياورد و حتی شكاف بیرغبتی زوجين نسبت به يكديگر را عميقتر كند و زمينه تفاهم را تضعيف.
در اين جستار میخوانيم كه وادار كردن زن به تمكين ناشی از تنبيه بدنی از نظر روانی ارضاكننده زوجين نيست و به آرامش درونی طرفين كمكی نمیكند و ادامه اين وضع به تدريج از علائق قلبی آنها نسبت به يكديگر میكاهد و در نهايت ممكن است به گسيخته شدن پيوند زناشويی منجر شود، در صورتی كه قطع ارتباط و بیاعتنايی كامل كه مرد در آخرين مرحله عكسالعمل از خود بروز میدهد، میتواند مبدأ به فكر فرو رفتن و عاقبتانديشی زن شود و او را به بازنگری در رفتارش وا دارد، چه اين نوع موضعگيری از ناحيه مرد از لحاظ روحی برای زن ناخوشايند است و تحمل آن در درازمدت برای او ناگوار و شكننده خواهد بود.
ايشان در ادامه آورده است كه هيچكس نمیتواند انكار كند كه آخرين علاج در اين مسير به ظاهر برگشتناپذير كه زن تمام تلاشهای مرد را برای از سرگيری همزيستی با قاطعيت رد كرده، طلاق است، در حقيقت طلاق خط آخر تمام اقداماتی است كه بیسرانجام مانده است.
وی معتقد است هنگامیكه طرح سه مرحلهای برای تمكين زن به نتيجه نرسيد و هيچ منطقی نتوانست رفتار نامناسب او را تعديل كند، مرد برای ترك دائمی همسر و گسستن پيوند زناشويی اقدام به طلاق میكند و چون مرد مطمئن شد كه هيچ عاملی در وضعيت حاضر نمیتواند گرهی از بنبست پيش آمده را بگشايد و ديگر زندگی مشترك برای او به هيچ وجه قابل استمرار نيست. با انجام طلاق خود را از اين زندگی طوفانزده نجات میدهد بیآنكه نيازی به تنبيه بدنی و حركات فيزيكی باشد.
آيتالله لاری مینويسد: اين را میدانيم كه آنچه در اسلام به آن توجه خاص شده روح و معنای زندگی و راههايی است كه بدين آرمان ختم میشود، ايجاد روابط سالم بين اعضای خانواده و استحكام پيوند قلبی بين زوجين مبنای ساختمان يك خانواده سعادتمندی است كه اسلام آن را تعقيب میكند. با عنايت به اينكه در همه زوايای زندگی برای زنان حرمت فراوانی لحاظ كرده است، به مرد اجازه نمیدهد كه نسبت به كارهای روزمره منزل كمترين فشاری را بر زن خود تحميل كند و او را به اموری كه موافق سليقه و نظرش نيست وادارد و حتی به زن اين اختيار را داده كه در زمينه تغذيه كودكش از شير خود بتواند از شوهر مطالبه مزد كند.
|
نگارنده:
|
| با توجه به نگاه كلی اسلام به زن و حقوق و احترامش در كانون خانواده و در عرصه اجتماع، بعيد نيست از نقطه نظر اسلام مرد برای عكسالعمل نشان دادن به سركشی زن نتواند به تنبيه بدنی متوسل شود؛ زيرا اتكای كلی به تنبيه بدنی ظاهراً با طبيعت روح اسلام كه خواهان مودت و مهر بر فضای زندگی مشترك خانواده است چندان همخوانی ندارد |
به زعم نگارنده، با توجه به نگاه كلی اسلام به زن و حقوق و احترامش در كانون خانواده و در عرصه اجتماع، بعيد نيست از نقطه نظر اسلام مرد برای عكسالعمل نشان دادن به سركشی زن نتواند به تنبيه بدنی متوسل شود؛ زيرا اتكای كلی به تنبيه بدنی ظاهراً با طبيعت روح اسلام كه خواهان مودت و مهر بر فضای زندگی مشترك خانواده است چندان همخوانی ندارد.
آيتالله لاری با اشارهای به كلامی از حضرت رسول(ص) مینويسد: رسول اكرم(ص) فرمود: «اتعجب ممن يضرب امراته و هو بالضرب اولی منها لاتضربوا نسائكم بالخشب فان فيه القصاص و لكن اضربوهن بالجوع و العری حتی تربحوا فی الدنيا و الاخره؛ من تعجب میكنم از كسی كه همسرش را میزند در حالیكه خود سزاوارتر به تنبيه شدن است. همسران خود را با چوب نزنيد؛ زيرا منجر به قصاص میشود ولی میتوانيد آنها را با قطع هزينههای زندگی تنبيه كنيد كه در دنيا و آخرت به نفع شما است.»
آيتالله لاری معتقد است، در اينجا رسول اكرم(ص) به مردان خاطر نشان میسازد كه برای جلب نظر زن، اتخاذ اين شيوه تنبيهی؛ يعنی خودداری از تأمين هزينههای او بر خلاف تنبيه بدنی به سود شما است؛ زيرا از يك طرف میتواند همسران شما را از سركشی و طغيان باز دارد و از سوی ديگر موجب مسئوليت شما در پيشگاه الهی نخواهد شد و در جهان آخرت میتوانيد از عملكرد خود دفاع كنيد.
وی در بخش پايانی اين نوشتار میآورد: سخن آخر اينكه اگر بر اين معنی اصرار شود كه منظور از ضرب در آيه همان تنبيه بدنی است كه مستفاد از ظاهر آيه است، بايد گفت اين يك امر وجوبی نيست كه اتخاذ چنين شيوهای در برخورد با نشوز زن بر مردان واجب باشد و مرد شرعاً چنين الزامی ندارد كه پس از روبرو شدن با نشوز زن دست به اقدام تنبيهی بزند، به قرينه ادلهای كه دلالت دارند بر اينكه در صورت نشوز زن مرد میتواند هزينه زندگی او را قطع كند و از اين راه همسر خود را به تغيير موضع سرسختانهاش وادارد، پس امر مذكور يك راهنمايی تربيتی برای اصلاح رفتار زن و بازگرداندن او به مسير وظيفهاش است.
به زعم نگارنده، اگر در عصر و زمانی كه هنوز پايههای انديشه و تفكر مردم تكامل نيافته بود، امكان داشت نشوز زن را با تنبيه بدنی و با شرايط خاص خود مهار كرد، در عصری ديگر كه زمان به سمت هر چه بيشتر بارورشدن انديشهها سير میكند شيوه متفاوتی را در برخورد با نشوز زن میطلبد و به همين سبب تحول و تغيير در كيفيت عملكرد بنا به شرايط موجود و خصوصيات زمانی را نبايد از نظر دور داشت؛ لذا در شرايطی كه زن به مرحله رشد تعقل و تفكر رسيده است اجرای برنامه افتراق و قهر و جدايی مرد برای كنترل سركشی و طغيان زن میتواند ثمربخش باشد و به صورت عاملی تأثيرگذار زن را وادارد كه از استمرار موضع خود دست بكشد و محيطی فارغ از تضاد و كشمكش كه كاملاً قابل دسترسی است پديد آورد و مسير زندگی خود و خاندانش را در مجرايی درست قرار دهد و از كلمه «ضرب» هم استفاده هر يك از دو معنی را كه به شرح و توضيح آن پرداختيم از كلام الله مجيد میتوان داشت.
وی معتقد است بدين سبب كه دامنه تفسيرپذيری قرآن كريم بسيار وسيع و گسترده است و همين استعداد و قدرت تفسيرپذيری، خود گوشهای از واقعيات اعجاز اين كتاب آسمانی است و اين هويت مستقل و زنده با عنايت به تمامی پديدهها در بستر زمان همچنان پايدار خواهد ماند.
|