|
گروه ادب: با اطمينان میتوان گفت حافظ از معتقدان به ساحت مقدس پيامبر گرامی اسلام(ص) است؛ چراكه به قول بسياری از حافظشناسان غزل «ستارهای بدرخشيد و ماه مجلس شد» در وصف پيامبر اسلام(ص) سروده شده است.
«حبيباله نبوی» پژوهشگر ادبی و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) دربارهی سيمای پيامبر خاتم(ص) در غزليات حافظ با بيان اين مطلب گفت: از فضای اين غزل و از نكتههای موجود در اين ابيات برمیآيد كه اين بيتها در وصف رسول اكرم(ص) سروده شده است؛ چرا كه پيامبر اسلام امی بود و به مكتب نرفته بود و خط ننوشته بود؛ اما به غمزه معلم همهی معلمان شد.
اين غزل حافظ را اينجا بخوانيد
اين حافظشناس با اشاره به واژهی غمزه در اين غزل حافظ گفت: كلمهی غمزه به معنای كرشمه است، يعنی افراد از طريق روش «كاريزماتيك» تحت تعليم قرار بگيرند، در اين روش هوش و عقل نقشی ندارند، حضور پيامبر(ص) به تنهايی آموزش است.
وی در تعريف «كاريزماتيك» اضافه كرد: بعضی از شخصيتها با حضور در پيرامون خود معنائی را منعكس میكنند و چنان اعتباری از خود بروز میدهند كه به يكباره اطرافيان تحت تأثير قرار میگيرند و اين «كاريزماتيك» است. معجزات پيامبر انسان را قانع نمی كند بلكه اگر چشم دل گشوده باشد، انگشت حيرانی به دهان میبرد؛ بنابراين چيزی بالاتر از شعور بايد وارد عرصهی شود تا حقيقت وجودی وحی و معجزه را درك كند؛ يعنی حضور شخص به مراتب بالاتر از تعليمات كلاسيك است كه از طريق واژگان وارد فكر افراد میشود.
او درباره تعليم گرفتن از رسول اكرم(ص) گفت: حضور در محضر پيامبر اسلام(ص) بدون اينكه افراد تحت تعليم اين سرور كائنات قرار بگيرند، تماماً درس است و اين نوع تعليمپذيری با تعليمات كلاسيك كه از طريق واژهها منتقل میشود، متفاوت است. زمانیكه شخصی بخواهد به ديگران از طريق كلمه آموزش دهد، فرد مقابل میتواند تعليم او را بپذيرد يا به نقد برخيزد، حتی میتواند منكر اين تعليمات شود، اما از آنجا كه رسول گرامی(ص) به روح افراد نفوذ دارد، هر كس كه ندای او را شنيده باشد محو بزرگی حقيقت موجود در روح ايشان میشود و به ساحت ايشان ايمان میآورد.
نبوی دربارهی واژهی كرشمه در اين غزل گفت: جمالی كه نهايت زيبايی باشد، انكار آن فرد را متهم به جهل می كند، مانند اينكه فردی منكر زيبايی گل شود، گلی كه در ذات در نهايت جمال و زيبائی است.
نبوی با بيان اينكه «تعليمات پيامبر از جنس واژهها نيست، زيرا كسی كه متصل به مبداء هستی است، به روح انسان نفوذ می كند» افزود: حافظ از واژه شراب در اين وصف سود جسته است؛ زيرا شراب نوشيدن، سكر و مستی به همراه دارد و باعث شكستن عرف و هنجار میشود و در اين بين عقل بیحس است، زمانیكه معارف به انسان عرضه می شود، اگر فرد در حالت هوشياری مجازی باشد يعنی از ديد عرف آگاه باشد، شايد اگر معارف با اميال او سازگار نباشد به مخالفت بپردازد و حقيقت همراه معارف را درك نمی كند.
نبوی دربارهی اين بيت «لب از ترشح می پاك كن برای خدا/ كه خاطرم به هزاران گنه موسوس شد» اظهار كرد: حافظ با اين توصيف، پيامبر خاتم(ص) را پير طريقت بشريت معرفی میكند؛ چراكه معجزات پيامبر انسان را قانع نمیكند بلكه اگر چشم دل گشوده باشد انگشت حيرانی به دهان میبرد، بنابراين چيزی بالاتر از شعور بايد وارد عرصهی درك شود تا حقيقت وجودی وحی و معجزه را درك كند و در اين مسير انسان نيازی به جزميت در راه ندارد، زيرا جزميت برای فرد محدوديت میآورد و در اين عرصه بايد روح و جان بشنود و مقاومت نكند.
نبوی دربارهی ايهام در اشعار حافظ گفت: ديوان حافظ سراسر ايهام، كنايه و مجاز است و نمیتوان از اثری كه پايهی آن ايهام باشد، موضوعی خاص را به طور مستقيم برداشت كرد.
وی در ادامه افزود: در ابيات حافظ نام افرادی آمده است اما در طرح ايهامی شعر او، نام اشخاص به ايهام میرود، نه اينكه ايهام به نفع اشخاص تفسير شود.
او همچنين اضافه كرد: حافظ نام افرادی را در اشعار خود به كار برده افرادی مانند شاه شجاع يا خواجه قوام؛ نام اين اشخاص در ايهام فرو میرود و اگر نام آشكاری هم در شعر حافظ ديده شود، اين آشكاری در زير سايهی ايهام در ابهام فرو میرود و آشكاری خود را از دست میدهد.
وی در ادامه افزود: شرايط مختلفی باعث شده است كه حافظ برای بيان عقايد خود از صنعت ايهام در شعر استفاده كند؛ شايد بتوان گفت كه نام افرادی را كه حافظ به صورت ايهام به كار برده است، از چهرههای مستبد در تاريخ آن دوره بودهاند به اين معنی حافظ برای بيان عقايد خود از شعر به عنوان سلاح استفاده میكند و به وسيلهی صنعت ايهام آشكاری را از ابيات میگيرد و در حقيقت با دو پهلو سخن گفتن منظور ظلمستيزی خود را بيان میكند.
|