
انقلاب اسلامی ایران، علاوه بر تغییرات عمیق در ساختارهای سیاسی و اجتماعی، تحولی بنیادین در نگرش جهانی نسبت به مسئله مهدویت ایجاد کرد. امروز پیام مکتب امامت و فرهنگ انتظار به نقاط مختلف جهان رسیده و همین امر باعث شده دشمنان شیعه و انقلاب، با ابزارهای مختلف از جمله شبکههای ماهوارهای و تولیدات رسانهای، تلاش کنند تفکر مهدوی را تضعیف کنند. انقلاب اسلامی، به ویژه از نگاه صهیونیستها، دو بال مهم دارد: فرهنگ شهادت و فرهنگ انتظار مهدوی که هر دو محور مقاومت و هویت اسلامی هستند.
از دیدگاه امام خمینی(ره)، انقلاب ایران نه تنها نقطه آغاز تحول داخلی، بلکه مقدمهای برای انقلاب جهانی مهدوی است «انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت(عج) است» (صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۳۲۷). ایشان بر ضرورت زمینهسازی و آمادگی سیاسی، اجتماعی و معنوی منتظران برای تحقق جامعه موعود الهی تأکید داشتند و انقلاب اسلامی را طلیعهای برای شکلگیری حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) میدانستند. بر اساس این نگاه، انتظار واقعی، تنها صبر و دعا نیست، بلکه تلاش فعالانه برای گسترش قدرت اسلام و فراهم آوردن مقدمات ظهور منجی موعود است.
در این راستا ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین سید یدالله شیرمردی، پژوهشگر نهجالبلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه گفتوگو کرده که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ با توجه به فرارسیدن ایام دهه فجر و تقارن این ایام با نیمه شعبان، چه نسبتی بین انقلاب اسلامی و مسئله ظهور حضرت مهدی(عج) وجود دارد؟
ارتباط میان انقلاب اسلامی و مهدویت بسیار تنگاتنگ است. همانطور که در روایت آمده است «العُلماءُ وَرَثةُ الأنبِیاء» بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره)، همواره تأکید داشتند که انقلاب ما نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام است؛ یعنی همان بحث مهدویت و ظهور منجی عالم به پرچمداری حضرت حجتبنالحسن(عج) که امیدواریم خداوند بر تمام جهانیان منت نهد و ظهورشان را در عصر حاضر قرار دهد. امام (ره) میفرمودند: انقلاب اسلامی ایران، آغازگر این حرکت بزرگ است، نه ادامه انقلابهای دیگر مانند مشروطیت.
برای روشنتر شدن این موضوع، روایتی از پیامبر اکرم(ص) وجود دارد که در کتابی چون «کمالالدین و تمامالنعمه» شیخ صدوق و منابع دیگر آمده است؛ روزی پیامبر(ص) مشغول کار بودند و برخی از اصحاب در خانه پیامبر (ص) بودند. نعلین ایشان پاره شد و به حضرت علی (ع) اشاره کردند که این را اصلاح کنید بعد ایشان در همین حال فرمودند که گروهی از ما در سمت راست عرش خدا بر منبرهایی از نور قرار دارند؛ نور صورت و لباسشان بیننده را خیره میکند. این گروه کسانی هستند که به واسطه روحالله متحد شدهاند و بدون انگیزههای مادی و اغراض مادی و خویشاوندی، در مسیر حق حرکت میکنند. بعد میگویند یا علی(ع) آنها شیعیان تو هستند و تو امام آنها هستی و آنها مأمون تو هستند.
لذا در نقلی است که شهید صدوقی خدمت امام راحل میرسد و از امام (ره) میپرسند در این حدیث منظور از روحالله شما هستید؟ شهید صدوقی میگوید امام راحل با حالت خنده رد شدند اما در روایتی از پیامبر (ص) داریم که مردم از مشرق قیام میکنند و زمینه را برای ظهور انقلاب مهدی (عج) فراهم میکنند.
روایتی از امام کاظم (ع) است که مردی از اهل قم، مردم را به حق فرامیخواند. گروهی به استواری پارههای آهن، گرد او را میگیرند. توفانهای شدید، آنها را نمیلرزاند و از نبرد خسته نمیشوند و هراسان نمیگردند و بر خدا توکل میکنند و فرجام از آن پرهیزگاران است.
در نقل دیگر است که «خداوند اهل قم و پیروان آنها را برای رساندن پیام اسلام آماده کرده است.» این زمینهسازی، مسیر ظهور حضرت حجت(عج) را فراهم میکند و دانش و پیام اسلام از این مرکز به شرق و غرب عالم منتشر میشود. بنابراین، انقلاب اسلامی ایران، همانند قیام مشرقیان در روایات، نقش مهمی در آماده کردن زمینه ظهور امام زمان(عج) دارد.
ایکنا ـ برخی روایات از قیام مردمی از مشرقزمین سخن میگویند که زمینهساز ظهور حضرت مهدی(عج) هستند. این روایات چه نسبتی با انقلاب اسلامی ایران دارند؟
در روایتی از امام باقر(ع) در بحارالانوار، آمده است که گروهی از مشرقزمین قیام میکنند و طالب حق میشوند اما خواسته آنها پذیرفته نمیشود. آنها بر مطالبات حق خود پافشاری میکنند، ولی وقتی نتیجهای نمیگیرند، شمشیر بر دوش میگیرند و قیام میکنند. در این مرحله است که پاسخ مثبت دریافت میکنند اما آنچه به دست میآورند را به هیچکس جز صاحب اصلی آن، یعنی حضرت مهدی(عج)، نمیسپارند. امام(ع) در ادامه میفرمایند کشتههای این قیام، شهید محسوب میشوند و اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای خدمت به صاحب این امر نگه میداشتم.
این روایت، تصویری روشن از یک قیام الهی و زمینهساز ظهور ارائه میدهد. انقلاب اسلامی ایران نیز انقلابی دینی، فقهی، شرعی و در امتداد مسیر اهلبیت(ع) است. هرچند هنوز همه احکام اسلام بهطور کامل در جامعه پیاده نشده اما قلهای که انقلاب برای خود ترسیم کرده، همان اسلام ناب محمدی(ص) است؛ اسلامی که پیامبر از ما مطالبه میکنند. از این رو، ما خود را در زمره زمینهسازان ظهور میدانیم.
یکی از نشانههای این زمینهسازی، احیای مفاهیمی همچون مقاومت و بازگشت به هویت اسلامی در جهان است. مسئله فلسطین که به فراموشی سپرده شده بود، پس از انقلاب اسلامی دوباره به یک مسئله زنده و جهانی تبدیل شد. در بسیاری از کشورهای اسلامی، هویت دینی کمرنگ شده بود اما انقلاب اسلامی، موج جدیدی از بازگشت به اسلام را در منطقه و جهان ایجاد کرد.
امروز، اسلام یکی از جذابترین ادیان در جهان است و در اروپا به دومین دین تبدیل شده و پیشبینی میشود در دهههای آینده جایگاه نخست را پیدا کند، همینطور در قاره آمریکا و آفریقا. این بیداری، تنها محدود به کشورهای اسلامی نیست، بلکه مستضعفان جهان را در بر گرفته است. مخالفت جدی قدرتهای شرق و غرب با انقلاب اسلامی نیز نشانهای از ماهیت توحیدی و الهی آن است؛ همانگونه که قرآن کریم میفرماید «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» ای پیامبر! هرگز یهود و نصارا از تو راضی نمیشوند مگر اینکه تو به تبعیت از آنها دربیایی. چه انقلابی جز انقلاب اسلامی در دنیا وجود دارد که یهود و نصارا از آن راضی نمیشوند؟ انقلاب اسلامی آمده است تا شعار اهلبیت (ع) را پیاده کند. انقلاب اسلامی با نفی طاغوت و بیدارسازی مستضعفان، در مسیر تحقق آرمان انبیا و ائمه(ع) حرکت میکند و میتواند مقدمهای برای ظهور حضرت حجت(عج) باشد.
ایکنا ـ مراحل پنجگانه تمدنساز انقلاب اسلامی، تا چه حد لازمه حرکت انقلاب به سمت ظهور است؟
مراحل پنجگانه انقلاب اسلامی مهم است اما عملکرد ما مهمتر است. این مراحل شامل انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی است. این مراحل را میتوان در یک برنامه صد ساله یا حتی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تعریف کرد. باید بزرگان نظام، مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری و دیگر دستگاهها برای این مراحل برنامهریزی دقیق داشته باشند و صرفاً به بیان شعار یا انتظار نمانیم.
اکنون ما در مرحله نظام اسلامی هستیم. در تشیع و نظام اسلام؛ امامت و امت دو عنصر حیاتی و راهبردی است. متأسفانه برخی تشکیلات موجود با این نظام هماهنگی کامل ندارند. به عنوان مثال، سبک قوانین و ساختارهایی که در کشور گنجانده شده، گاهی با اصول اسلامی همراستا نیستند. اگر اصل چهارم قانون اساسی که همه قوانین کشور باید مطابق شرع و براساس موازین اسلامی باشد، به طور کامل اجرا شود، میتوانیم جامعه اسلامی و دولت اسلامی را محقق کنیم. در سیره پیامبر (ص) بقای اسلام به امامت و امت بوده است. برای اینکه کار امت را درست کنیم و مشکلات اقتصادی چون تورم، گرانی، بیکاری، احتکار و تحریم و امثالهم را حل کنیم نیازمند نظام امام و امت به صورت راهبردی هستیم؛ در این نظام بحث رفاقتبازی و ادارهبازی و تشکیلات مفصل دولت و امثالهم برداشته میشود و مردم کار را بدست میگیرند.
پس تحقق جامعه اسلامی به معنای اسلامی کردن همه ابعاد زندگی است؛ از سینما و هنر گرفته تا اقتصاد، علوم انسانی، سبک زندگی، نظام اجتماعی و دانشگاهها. خداوند در قرآن، سبک زندگی کامل بشر را ارائه کرده و اگر جایی کمبود داشتیم، میتوانیم از سیره پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) بهره ببریم. دانشمندان و استادان ما باید توجه داشته باشند که عقل کامل در اسلام، متعلق به انسان کامل است؛ همان امام معصوم (ع) و علمای راستین وارسته مانند علامه طباطبایی، شیخ انصاری و ملاصدرای شیرازی. امروز بزرگترین دانشمندان فلسفه جهان علیالخصوص ایالات متحده آمریکا در مقابل ملاصدار زانو میزنند و کتاب اسفار اربعه ایشان در آمریکا تدریس میشود.
همین دانش و فلسفه اسلامی، امروز در دانشگاههای آمریکا، مالزی و کشورهای دیگر تدریس میشود و این نشان میدهد که دانش اصیل اسلامی قابلیت رقابت و پیشروی جهانی دارد. ما باید از این ظرفیت برای تحقق تمدن اسلامی و مراحل تمدنساز انقلاب بهره ببریم.
اسلام دینی جامع و کامل است و در همه ابعاد زندگی، از سیاسی و اقتصادی گرفته تا اجتماعی و فرهنگی، دستورالعمل دارد. عقل در اسلام هم ملاک و معیاری مهم است و یکی از اصول اساسی ما، بهرهگیری از عقل همراه با قرآن، سنت و اجماع است. برای اینکه اصل چهارم قانون اساسی، یعنی «تمام قوانین کشور باید مطابق با شرع باشد»، محقق شود، مسئولان، مجلس، شورای نگهبان، خبرگان رهبری و دانشگاهیان باید اهتمام ویژهای داشته باشند. این اصل، میتواند مسیر قانونی، شرعی، وجدانی و اخلاقی برای زمینهسازی ظهور را روشن و مشخص کند. به جرئت میگویم اگر این اصل قانون اساسی را بر تمام مقررات حاکم کنیم میتوان دولت و جامعه اسلامی را تشکیل داد. اصل چهارم قانون اساسی چرا معطل گذاشته شده است؟ به این اصل مهم و راهبردی که میگوید سایر اصول باید با این اصل منطبق باشند اما به آن متعرض نمیشوند؛ هنگامی که این اصل را داریم باید سینما، هنر، اقتصاد، نظام جامعهشناسی، سبک زندگی و اجتماعی و دانشگاههای ما اسلامی شود.
خالق کل هستی، دین و کتاب قرآن را برای ما گذاشته است و میگوید تمام سبک زندگی شما در امور اقتصادی، اجتماعی و نظامی و سایر ابعاد در این کتاب و سیره پیامبر (ص) است. اگر نداشتید بعد به سراغ دیگران و غرب و شرق بروید. غرب و شرق از عقل استفاده میکنند؛ روشنفکران و اساتیدی که از ملاک بودن عقل صحبت میکنند، باید بدانند بالاترین مدار عقل در اسلام است.
ایکنا ـ با توجه به تجربه ۴۷ سال گذشته انقلاب، مهمترین موانع حرکت نظام به سمت ظهور چه مواردی هستند؟
موانع کم نیست اما مهمترین آن عدم خودسازی شیعیان، است. کسانی میتوانند زمینهساز ظهور باشند که خودسازی واقعی کرده و اهل تقوا باشند «قد أفلح من تزکّى»، چراکه اگر اهل تقوا نباشیم خدا با ما نخواهد بود. تقوا شامل ابعاد گوناگون چون نهی از منکرات و محرمات، انجام واجبات و پرورش فضائل مختلف است؛ فضائلی که امامان و بزرگان دینی در علوم، فقه، فلسفه و مدیریت ارائه کردهاند.
مانع دیگر، غفلت از بهرهگیری از علم و عقل است. ائمه(ع) تأکید داشتند که مؤمن باید عالم به زمان باشد؛ یعنی همواره علم و عقل خود را در مسیر حق به کار گیرد و از کسب علم و عقل غافل نشود. همچنین قرآن کریم در سوره عصر به صبر و عمل صالح همراه با دعوت به حق تأکید کرده است «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر». ما باید هم خود اهل حق باشیم و هم دیگران را به حق، صبر و عدالت دعوت کنیم. تنها در این صورت، نور تقوا در جامعه و جهان گسترده میشود و مسیر زمینهسازی ظهور فراهم میشود.
قرآن میفرماید هنگامی شما رستگار هستید و در خسران و زیان نیستید که ایمان خالص داشته باشید، عمل خالص انجام دهید و تواصی به حق و صبر داشته باشید، یعنی خانواده، جامعه، دوستان و اهالی کره زمین را به حق و صبر دعوت کنید. اگر این در کنار خودسازی و تقوا باشد، آن هنگام شامل «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» و «انّ اکرمکم عنداللَّه اتقاکم» میشوید. ما باید عطر وجودی و نور تقوا را در کل عالم بگسترانیم که این نیازمند برنامه است که مهمترین آن تواصی بالحق و صبر است.
انتهای پیام