
در آستانه طلوع فجر مصلح جهانی، در افقی که هر سپیدهاش نویدبخش قامت راستین عدالت است، پرسشی دیرپا و ژرف، دلهای مشتاق را به سمت خود جلب و جذب میکند و آن اینکه «انتظار»؛ این واژه آسمانی، در کرانه خاکی زیستبوم ما، چه صورتی باید به خود گیرد؟
انتظار موعود، تنها گذر ایام نیست؛ فلسفهای است زنده و تنفسکننده، معنابخش به تاریخ و جهتدهنده به فردا. انتظار، عصاره امید یک امت است به آیندهای که در آن؛ قسط، عدل و صلح؛ نه شعار، که بافت واقعی زندگی انسان میشود. این انتظار، قلبی است که برای ظهور منجی میتپد، اما با دستانی که برای فراهم کردن بستر آن، در کار و تلاش است.
اما آیا به حقیقت، «انتظار» در معنا، به تماشا نشستن و به ذکر و دعا بسنده کردن است؟ آیا منتظر واقعی، ناظری منفعل است که تاریخ را به قضا و قدر میسپارد؟ هرگز! انتظار حقیقی، خود نوعی قیام است؛ جنبشی درونی که باید در عرصه عمل، عینیت یابد. منتظر، نه نظارهگر، که کنشگر است. نه منتظر معجزه، که آفریننده زمینه است. فلسفه انتظار، ما را به صحنه میخواند؛ صحنهای که در آن، باید همه شبههها را با نور معرفت زدود، در برابر تمام خدعههای دشمنان عدل و حقیقت، سدی ستبر شد و با شجاعت، در میدان عملگرایی ایستاد.
«انسان منتظر» با رفتار و منش خویش، عدالت را در دایره زندگی شخصی و اجتماعی تمرین میکند، با ظلم و تبعیض میستیزد، امنیت و صلح را برای همسایه خویش میخواهد و برای تحقق «قسط» در گستره جهان، خود را مسئول میداند.
از این رو، ترویج فرهنگ ناب «مهدویت»، به معنای محدود کردن آن به مراسم و آیینها نیست؛ بلکه فرهنگسازی جریانساز و اثرگذار است. نوعی فرهنگسازی که بتواند روحیه مسئولیتپذیری، مطالبهگری عدالت، علماندوزی برای شناخت زمانه و عزم راسخ برای اصلاحگری را در تار و پود جامعه ایران و جهان اسلام بدمد.

هدف غایی حضور منجی، برقراری عدالت، مساوات، قسط، عدل، صلح و امنیتی فراگیر است و این آرمان، نیازمند بشریتِ آمادهای است که با وجود زیستن در این جهان اثیری، تاموتمام مشتاق دنیا نیست؛ بلکه ظرفیت و بستر «اینجهانی» را برای رسیدن به «آنجهانی» مملو از نور عدالت و سایه امنِ امنیت در خود پرورش داده باشد.
ایکنا در آستانه نیمه شعبانالمعظم و سالروز میلاد حضرت مهدی موعود(عج)، در راستای رسالت آگاهیبخشی و ژرفاندیشی در این باور حیاتی، به گفتگویی تأملبرانگیز با حجتالاسلام محمدرضا نصوری، معاون فرهنگ، تبلیغ و ارتباطات مرکز تخصصی مهدویت، نشسته است. مصاحبهای صریح، بیپرده و جذاب که در پی آن است تا زوایای پنهان و مغفولمانده «انتظار فعال» را بکاود، بجوید تا بیابد و از اقدامات عملی و لازم برای زمینهسازی بگوید و مخاطبان خود را از حصار تماشاگر بودن به عرصه کنشگری بکشاند. حاصل این گفتوگو با حجتالاسلام محمدرضا نصوری، معاون فرهنگ، تبلیغ و ارتباطات مرکز تخصصی مهدویت، در ادامه مهمان دیدههای مخاطبان میشود.
ایکنا ـ بدون هیچ مقدمهای به سراغ مؤلفهای برویم که حداقل برای جامعه مسلمانان و به ویژه ما شیعیان، از همان ابتدای شناخت محیط پیرامون، درباره حضرت موعود(عج) سخن گفته شده و میشود. میراث ایشان برای تمام جهان، نه فقط مسلمانان، «عدالت» و «صلح» است. شاید حضرت حجت(عج) حاضر باشند و به قول عرفا و اندیشمندان علوم فقهی، ما غایبیم یا معرفتِ درک حضرت را نداریم. درباره این معرفت، بلندای معنی آن و حصول آن در عصری که برای ما زمان ظهور ایشان با وجود هستیشان از دیدگان غبار گرفته و مِهبسته ما ناپیداست، بفرمایید.
نکاتی که اشاره داشتید؛ بسیار زیبا و در عین حال مهم و قابل اندیشه است. واقعیت این است که ظهور، قطعی است. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»؛ این وعده خداست. خوشا به سعادت آن انسانهایی که در ظهور نقش داشته؛ نقشآفرینی کنند و شرمنده حضرت نباشند.
انسان در زمان غیبت، براساس همان معیارهای قرآنی که خداوند میفرماید: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»، باید رفتار کند. اینکه دریابیم «مردم روز قیامت با امام دوران خود محشور میشوند». یعنی ما آن عشق به «امام شهید» را داریم که خوب است، ولی من پاسخگو به امام شهید نیستم، بلکه به امام حَیِ خود پاسخگو هستم.
پس با توجه به این تعبیر قرآنی و درک عمق معنای آن به وضوح درمییابیم، همه ما منتظران حضرت قائم(عج)، باید براساس دستورات و انتظارات امام زمان خود، مهندسی رفتار خود را ترسیم و عملیاتی کنم. باید ببینم امام زمان من از من چقدر راضی است؟ چون پیامبر میفرماید: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه». (زمانی که من بمیرم و امام زمان خود را نشناسم، درست مانند جاهلی از دنیا رفتهام)؛ لذا به این نکته باید توجه کنیم.

نکتهای که شما در طرح پرسش خود به آن اشاره کردید، آن است که ما نباید فکر کنیم در دوران غیبت، چون امام را نمیبینیم، پس ارتباطی نداریم و تکلیفی نداریم. خیر! باید از این نگاه نظارهگری خارج شویم و به سمت نگرشی فعال و پویا حرکت کنیم تا بتوانیم انتظارات امام زمان(عج) را به نحو احسن انجام دهیم.
به واقع باید ببینیم امام زمان و عصر ما از ما چه انتظاری دارد. برای مثال؛ در دعای عهد که تمام انتظارات امام زمان از ما در آن آمده، میفرماید: «وَ الْمُصَلِّينَ لِدِينِكَ... الْخَاضِعِينَ لِأَمْرِكَ... الْقَانِتِينَ لِطَاعَتِكَ...». باید ببینم چقدر اطاعت از امام را تمرین کردهام. و «النَّاصِرِينَ لِي» میفرماید: از من حمایت کنید. و «الذَّابِّينَ عَنِّي» میفرماید: از من دفاع کنید. پس با توجه به این تعابیر بر منِ منتظر واقعی فرض واجب است که این موارد را در رفتارها و اندیشه خودم ببینم و نسبت به آنها درک داشته باشم. این که بینش من چقدر توانسته در جامعه اثرگذار باشد.
باز در مثالی دیگر باید بگویم که دفاع از امام این است که منِ انسانِ منتظر؛ از نظر دانشی، از نظر رفتاری و حتی از نظر عاطفی تا چه میزان، آمادگی و دانش پاسخ به شبهات را دارم، یعنی آنکه آیا اشتیاق به درک، دیدار و همرکابی با امامِ غایب از نظرها و حاضر در تمام فراز و فرود زندگی را در خودم ایجاد کردهام؟! برای تحققِ درکِ معنایِ حقیقی «انتظار» و رسیدن به آن چیستی و فهوای «منتظر بودن»؛ انسان منتظر امروز، باید همه این موارد را در برنامهای جامع در زندگی خود طراحی و اجرا کرده باشد.
اینگونه نباشد که نام امام زمان(عج) فقط در تولد امام زمان(عج) باشد، یا فقط در این باشد که ما به جمکران آمدهایم، یا در روزهای جمعه باشد که بگوییم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ». باید طوری باشد که امام را سرچشمه همه زندگی خود ببینیم، نه بخشی از زندگی! لذا باید آن شیوه و الگوی معرفتیمان را ارتقا دهیم و محبتمان را به حقیقت، در مرحله عشق و عاشقی واقعی و الهی قرار دهیم. گام نخست آن است که باید عاشق و طالب امام شویم تا او را بخواهیم.
نکته مهم دیگر برای منِ منتظر؛ مسئله «اطاعت» و «حمایت» از امام زمان(عج) است. باید برای اطاعت و حمایت از امام، تلاش و کوشش خود را ارتقا دهم. اگر این رویکرد باشد، انسان بدل به انسانِ منتظر، انسانِ اثرگذار، انسانی که تمام هم و غمش آن است که در ظهور و فرج حضرت اثرگذار باشد، میشویم.
ایکنا ـ اگر نگاهی به آن بلندای معرفتبخش و انسانساز که امانتی بر سینه حضرت محمد مصطفی(ص) بود، که همان، کلام وحی و قرآن است؛ خداوند مسیر عبودیت را بسیار بسیار ساده گرفته است، شرح و بسط روایت در طی مسیر عبودیت و بندگی را همسنگ میزان معرفت هر انسان تبیین فرموده است. «عاشقی»، به ویژه «عشق الهی»، آن حس پیدایِ ناپیدایی است که ما به واسطه آن به شکل غیرمستقیم، از «ناسوت» و «لاهوت» سخن میگوییم. رویهای متفاوت از آنچه که در زمین و عشق اثیری است. خط تمیز این جنس عاشقی چیست؟
خداوند سبحان در آیه شریفه 56 از سوره مبارکه «ذاریات»، انتظاراتش را فرموده: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». اینجا تحقق و رسیدن به مقام عبودیت و بندگی، فقط عبادت نیست! یعنی من باید تمام هم و غم خود را بیاورم که به قلهای به نام عبودیت و بندگی برسم.
افراد و نمونههای فراوانی در تاریخ داریم که این نگاه و منش را تعبیر کرده و انجام دادهاند. تمام آن بزرگان، الگوهای ما بر همین جهان اثیری هستند که در آن زندگی میکنیم. مگر جناب «سلمان فارسی» این کار را نکرده است؟ مگر خیلی از شخصیتها، عرفا و بزرگان؛ حتی علمای ما، اندیشمندان ما و در زمانه معاصر، مگر شهدای ما چنین نبوده و این کار را انجام ندادهاند؟ همان آنها ثابت کردهاند که سیما، تصویر و سپس مسیر رسیدن به این قله عبودیت و بندگی را باید به شکل عینی و عملی، نه در شعار و حرف بسازیم.
رسیدن به آن قله عبودیت و بندگی، به آن معنای حقیقی انسان منتظر امام زمان(عج)، یک نقشه راه و یک بَلَدِ راه میخواهد. این را پیامبر(ص) برای ما فرموده: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي». کتاب خدا میشود نقشه ما، و عترت رسول اکرم(ص) نیز بَلَدِ راه را میشوند. این دیگر هنری است که دست ما قرار دارد که چگونه با بند بند معنای عمیق، ژرف، ناب و معرفتبخش ذاتِ موجود در «قرآن کریم»، خود را عجین و رفیق کنیم. چگونه با تمسک به این عترت، که امروز، حجت خدا، ولی خدا، امام دوازدهم، آقا امام زمان(عج) است، خودمان را از سر عشق به خدا و نه از روی نیازها و امیال زمینیمان به قله عبودیت و بندگی ناب نزدیک کنیم.

اگر منِ «انسانِ منتظر» به واقع این نگاه را داشته باشم، باید ببینم امام زمان خود را تا چه میزان امام خودم قرار دادهام. برای روشن شدن منظورم، اجازه میخواهم مثال بزنم. همه ما شیوه بافت قالی و فرش را دیدهایم؛ اینکه آن افراد بافنده، نقشهای جلوی روی خود میگذارند، براساس آن نقشه، گرههای قالی را میبافند. یعنی من باید این نگاه را در خود به وجود آورده و تقویت کرده باشم که آن زمانی که امام عصر(عج) من را میبیند، لذت ببرد و بفرماید، آفرین، این انسان منتظر من چقدر زحمت میکشد. تمام هم و غم خودش را گذاشته که وقتی ظهور شد، به حضرت بگوید: «حضرت، این تمام توان من بود، اما هر چه بود برای شما انجام میدادم.»
اینکه در دعاها میخوانیم: «دَعِي وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ مَالِي لَكَ»؛ یعنی «خودم، پدرم، مادرم، جانم، همه فدای تو». این نباید در حالت تعارفی باشد، باید در مرحله عمل باشد. چون انتظار فرج، عمل است. روایت است که فرموده: «اَفضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَجِ». حتی در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده و زمانی که آن را دیدم به عنوان یک مسلمان بسیار خجالت کشیدم که رسول اکرم(ص) میفرماید: «اِنتِظارُ الفَرَجِ مِنَ العِبادَةِ» یا در جای دیگر «انتظار الفرج من افضل الجهاد». هیچ انسانی در «جهاد»، نمینشیند و فقط به ذکر و دعا بسنده نمیکند. «جهاد» میدان اندیشه در کنار عمل است. در «جهاد»، خود را آماده و مهیا میکنم که برای آرمان و غایت آرزویم، خود را فدا کنم. مثل «زُهِیر» و «بُرِیر» که خود را در کربلا برای امام حسین(ع) فدا کردند.
ایکنا - وقتی درباره جایگاه حضرت حجت(عج) در هستی و تأثیر ایشان بر زندگی فردی و اجتماعی صحبت میکنیم، نیازمند درک و اشراف متفاوتی هستیم. امروز جهانی که در آن زندگی میکنیم، غایتش حرکت به سوی ضلالت است. از همین تاریخ معاصرمان وام میگیرم. دو سال کشتار، تجاوز و ددمنشی برای دوام و بقای رژیمی جعلی اسرائیل در نوار غزه! آنچه که ما در لبنان شاهد هستیم. اصلاً چرا اینقدر دور، خود سرزمین عزیزمان، دفاع مقدس هشت ساله یا دفاع مقدس 12 روزه و باز هم شهدایی که در مسیر امنیت، صلابت و حریت کشورمان آسمانی شدند. همه و همه به سبب عنادی است که حاسدان این سرزمین، آن بلایا را بر این خاک اسلامی و مردمان پیرو ظهور حضرت منجی روا داشتهاند. مردمان چگونه میتوانند با محوریت امام زمانشان، حضرت حجت(عج)، هم حضور حضرتشان را در زندگی دریابند و هم تأثیر ایشان را در زندگی ببینند؟ سخن شما درست است که نباید فقط به ذکر و دعا بسنده کرد و باید پای به میدان عمل گذاشت، بله! اما سهم و نقش مردمان منتظر برای رسیدن به جهانی آرام و به دور از عداوت، کشتار و وحشیگری برای فردایی روشنتر تا زمان ظهور حضرت چیست و بر چه معیارهایی استوار است؟
به نکته کلیدی خوبی اشاره کردید. واقعیت آن است که یکی از دغدغههایی که بشر امروز از ما مسلمانان و حتی فراتر از امت اسلامی دارند آن است که همه مردمان آزادیخواه و حقیقتطلب تشنه امنیت، تشنه صلح و تشنه عدالت هستند.
این نکته بسیار پرمعنا و در نوع خود جالبی است که یکی از باورهای مشترکی که همه انسانها برای آینده دارند، آمدن «منجی» است تا با حضور و ظهورش، همه را نجات دهد. مسیحیت میگوید حضرت مسیح(ع) بار دیگر ظهور میکند؛ یهودیها میگویند حضرت موسی(ع) منجی ماست. حتی عزیزان زرتشتی میگویند «سوشیانت» خواهد آمد. در این میان حضرت مهدی(عج)؛ تنها نام مشترک بین همه مسلمانان، با هر گرایشی است. حتی پیروان ادیان غیرالهی مثل «بودایی»، «تائویی»، «هندو» هم به ظهور منجی اعتقاد دارند. یعنی همه نسبت به ظهور «منجی» اتفاق نظر داشته و میان تمام انسانها، «دکترین وحدت» وجود دارد.
همه میخواهند «منجی» بیاید تا چه کاری انجام دهد؟ میگویند امنیت اجرا کند؛ عدالت اجرا کند؛ مردم، کرامتمحور، فضیلتمحور، اخلاقمحور و توحیدمحور شوند. این همان فرصت بزرگی است که همه ما میتوانیم از آن به بهترین شکل و شیوه استفاده کنیم.
اما نباید فراموش کنیم که در این میان؛ تهدیدی نیز وجود دارد. آن تهدید این است که اگر این قرائت درست اجرا نشود، به جای جاری شدن «نگاه توحیدی» ممکن است که نگاه «خداناباوری» ایجاد شود! نگاهی که با «دین» مقابله میکند. این، همان فضای «جنگ شناختی» است که امروزه در دنیا وجود دارد. مؤلفه و دکترینی که میگوید «ذهنها را فتح کنید تا قلمروها را فتح کنید». از همین روی تأکید دارم که این فرصت برای من و شما وجود دارد تا از این فضا و موقعیتی که امروز، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای ما ایجاد کرده و در اختیار ما قرار داده است، به بهترین نحو ممکن بهره ببریم. در سرزمین ما فرد یا نگرشی را نمیتوانید پیدا کنید که با مطرح کردن بحث منجیگرایی و موعودباوری، مخالفت کند؟ به قطع و حتم چنین چیزی وجود ندارد. پس میتوانیم نتیجه بگیریم که سهمی از این کاهلی و سستی از سوی ما است. با کنار گذاشتن آن سستی است که میتوانیم ابتدا خود و بعد دیگران را درباره «منجی» و «مهدویت» به باور و یقین برسانیم.

ایکنا - بیان این مسیر تا طی کردن و تحقق آن بسیار متفاوت است. از کلام خودتان وام میگیرم؛ در کنار «قرآن» و «عترت» که به آن اشاره و تأکید کردید، طراحی آن نقشه و مسیر راه تحقق «جامعه مهدوی» و نضج «فرهنگ مهدویت» از زاویه دید شما چیست؟
همه ما در بحث امام زمان(عج)، لازم است و باید چهار «یقین» را باید دنبال کنیم.
نخست؛ یقین به اینکه امام وجود دارد. یعنی حضور امام را باید در ایمان و باور خود داشته باشیم.
دوم؛ یقین به غیبت امام. غیبت نه به این معنا که ایشان نیستند و حضور ندارند؛ یقین به آنکه امام زمان(عج)، تلاشگر پنهان است. کار و رسالتشان را در حال انجام هستند.
در اثبات این مهم در روایات مختلف و متعدد داریم که «حضرت در زمان غیبت، از شیعیان و اهل خود، از دوستداران خود، دفع بلا میکند، به شرطی که به او توجه کنند.» ایشان؛ دلسوز ما است. نهایت تلاش منِ انسانِ منتظر آن است که حضرت را از این «تیغ غیبت» خارج کنیم. از همین روی تاکید میکنم که «یقین به غیبت» مألفه بسیار مهمی است.
سوم؛ «یقین به ظهور» داشته باشیم. یعنی یقین داشته باشد که ظهور اتفاق میافتد. آن هم چیست؟ ظهور، دست من و شما نیست، اراده مطلق و انجام و تحقق تام و تمام در دست خداست.
امروزه یکی از اشتباهات راهبردی که در جامعه وجود دارد آن است که عدهای فکر میکنند با مصداقسازی علائم ظهور، میتوانند ظهور را انجام دهند! بله، شرایط ظهور دست انسان است، ولی علائم ظهور دست خداست.
چهارم یقین؛ بعد از «یقین به امام»، «یقین به غیبت»، «یقین به ظهور»، «یقین به نقشآفرینی» است. یعنی هر فردی حس کند میتواند انسانی اثرگذار باشد. حال آنکه هر انسان به اندازه وسعش میتواند اثرگذار باشد.
برای مثال چرا فیلمسازان ما برای امام زمان(عج) فیلم نمیسازند؟ آن هم در شرایطی که هالیوود فیلم میسازد و امام ما را وارونه معرفی میکند؟ نویسندگان ما چرا مقاله نمینویسند که دیگران بیایند، نعوذ بالله، امام ما را امامی خونریز معرفی کنند؟ یا خطبای ما چرا در منبرها، امام را درست معرفی نمیکنند که دیگران بیایند امام را منکر شوند؟ سخن من آن است که هر انسانی در هر عرصه، تعلیم و تربیت گرفته؛ فضای علمی و غیرعلمی، ترویجی، تبلیغی، رسانهای، همه باید امام را درست معرفی کنیم. که این درست معرفی کردن، تضمین آن میشود که انسانها تشنه حضور امام و وجود امام شوند. اگر تشنگی اتفاق بیفتد، آن موقع به سراغ رفع آن میرویم. همانگونه که در قرآن میخوانیم؛ «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاءٍ مَّعِينٍ». امام ما معین (آب گوارا) است. ابتدا باید این تشنگی را در خودمان ایجاد کنیم. وقتی تشنه بشویم، سراغش میرویم.
اینگونه اگر یک روز هم به دوران غیبت اضافه شود، انسان منتظر خطاب به خود میگوید: باید کاری میکردم حضرت بیاید یا نه؟ اینگونه است که الگوی انسان «تکلیفمدار» و «مسئولیتمحور» در دوران غیبت در کل جامعه، امت اسلام و تمام جهان شکل میگیرد.
ایکنا - حال که بحث ما اینچنین عمیق و ژرف به مؤلفه ترویج «فرهنگ مهدویت» ورود کرد، از مسئله شبهاتی که در همین گفتوگو به آن اشاره کردید هم سخن بگویید. در این فراز از گفتوگو از زاویه دید شما ورودی پیدا کنیم به برخی از تلاشهایی که برای خدشه وارد کردن به ساحت تفکر «مهدویت» از سوی دشمنان معنای اتحاد و شکست خورده در برابر توانمندیهای «انسان منتظر» احساس کرده و برای ضربه زدن به آن از هیچ کوششی فروگذار نبوده و نیست! از تفکر «ماتریالیستی» (سرمایهداری) بگیریم تا آنچه که تفکر «اومانیستی» (انسانمحوری) را شامل میشود. آنچه که نگاه استعماری و استكباری در پی ضربه زدن به این باور عمیق و ایمانبخش بر تحقق پیروزی حق بر باطل است. باور به «منجی» و حضرت مهدی(عج) که دشمنان برای ضربهزدن به آن از هیچ کوششی فروگذار نبودهاند. آشکارسازی و روشنگری از زبان شما به ویژه در حوزه ایجاد شبههها به حتم و قطع میتواند برای عموم مخاطبان به ویژه نسل نوجوان و جوان، که به هدف اصلی دشمنان بدل شدهاند مفید و ثمربخش باشد.
توجه به این نکته مهم نیازمند آسیبشناسی دقیق و عمقی است. آسیبشناسی که ساحت آن هم در درون دین خود ما ورود داشته باشد و هم نگاه بروندینی را شامل شود.
چرا اهل بیت(ع) به ما هشدار دادند؟ چرا قرآن کلی هشدار به بشر داده است؟ آیا کافی نبود که قرآن و اهلبیت(ع) تنها به مباحث «معروف» ورود کنند و به «منکرات» اشاره نکنند؟ پاسخ این سوال بسیار ساده و برای همه آشناست. تردیدی نیست که باید ورود به هر دو موضوع «معروف» و «منکر» وجود داشته باشد چرا که «هر سخن، جائی و هر نکته، مقامی دارد.»
سال 1380 با برخی از اساتید مرکز تخصصی مهدویت، خدمت زندهنام آیتالله العظمی فاضل لنکرانی(ره) رسیدیم. عرض کردیم که برای امام زمان(عج) کار میکردیم. وقتی گزارش ما تمام شد، ایشان فرمود: «تلاش شما این است که ظهور شود، امام زمان بیاید. دشمن تلاش میکند، یا شیطان تلاش میکند، که ظهور نشود». معنای سخن آیتالله لنکرانی آن بود من در مسیر مقابله با منکرات اگر توان و انرژی کم آوردم باید از نیروی «معروف»ها برای غلبه بر «منکرات» بهره ببرم.
پس امروز تلاش همه باید این باشد که اگر میخواهیم آسیب نبینیم، هجمه به ما نشود، امام زمانمان، حضرت حجت(عج) را به درستی معرفی کنیم. در همین اواخر یکی از اساتید دانشگاه جورجیای آمریکا، کتابی را با عنوان «10 سال اسارت در اردوگاه مهدی» منتشر کرده است. در این کتاب میگوید که من 10 سال درباره حضرت مهدی(عج) مطالعه کردم و این تجربه برای من مانند اسارت بود! بعد در مقالهای مینویسد: «دجال آخرالزمان که میآید و در مقابل ما میایستد؛ امام مهدی شیعیان است».

این خود به وضوح نشان میدهد و اثبات میکند که اگر من امام را درست معرفی نکنم، دشمن میآید و با ساخت فضایی بد، چهره حضرت مهدی(عج) را به جهان معرفی میکند. دشمنان آزادیخواهی و استقلال در سراسر جهان، تمامی استعمارگران و پیروان تفکر استبدادی، طی دهههای اخیر به اسم ایجاد صلح و امنیت، اینچنین در جهان دست به کشتار، خونریزی و وحشیگری زدهاند. حال شما امروز بروید و به یک جوان بگویید «امام زمان(عج) برای ایجاد صلح و امنیت ظهور پیدا میکنند»؛ حال این تعبیر را کنار ادعای استعمارگران و مستکبران جهانی بگذارید. جوان امروز به شما میگوید تصویری که جهان برای ایجاد صلح و امنیت به من نشان میدهد از طریق کشتار و خونریزی است. میبینید؟ این یعنی غلبه فضای «عَبَسَ»، به جای رحمت، زیباییها و خوبیها که همه از برکات ظهور حضرت قائم(عج) است و ما اینها را به جوان و نوجوان امروز یا نگفتیم و یا بسیار کم گفتیم.
پس اگر توان تقابل با آن اندیشههایی که امام را تخریب میکنند در خود داشته باشم، بسیار عالی است؛ ولی از آن مهمتر آن است که باید حضرت مهدی(عج) را به بقیه درست معرفی کنم. بگویم که ایشان امام رحمت است، امام خوبیهاست، امام زیباییهاست. «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ». حضرت؛ ایجاد کننده دولت کریمه است. امنیت ایجاد میکند. رفاه و عدالت در جامعه ایجاد میکند؛ اینها همه از برکات وجود امام زمان(عج) است.
برای این مهم باید بتوانم حداقلهای آن جامعه را ابتدا در خود و سپس در کل جامعه برای حرکت به سمت «فرهنگ مهدوی» و نضج اندیشههای «مهدویت» ایجاد کنم. برای تحقق آن نیازمند یک الگو و شمایل بیرونی برای نشان دادن و عرضه آن به مخاطبان خود در کشور و جهان هستیم. احساس من آن است که این الگو همان «حاکمیت ولایت فقیه» است که تلألو امامت است. یعنی اگر ما اطاعت از ولیفقیه را در دوران غیبت پررنگتر ببینیم، اطاعت از امام را میتوانیم جدی بگیریم.
دشمن وقتی که قصد هجمه علیه ما و اعتقادهای ما به امامت و ولایتپذیری دارد، بحث ولایت فقیه را به میان میآورد، آن را میزند تا امامت را خدشهدار کند. در این حوزه (دشمنشناسی) باید دارای راهبردهایی بسیار پِررنگتر باشیم تا آسیب دشمنان به ما به حداقل برسد.

ایکنا - در پایان اگر کلام، حرف و اشارتی ناگفته باقی مانده بیان بفرمایید.
در حوزه ترویج هر چه بیشتر و جریانسازی «فرهنگ مهدوی» و گسترش بُنمایههای مؤلفه «مهدویت» در جامعه؛ لازم است دو کار انجام دهیم؛ ابتدا کار علمی و دو دیگر؛ کار عملی!
در کار علمی، باید سطح معرفتی خود را از نظر دانشی به مباحث عقلانیت برسانیم. فضای جهل و نادانی در جامعه باعث میشود که فرد خطاکار و ناآشنا به مبانی انسانساز «مهدویت» چون نسبت به کاری که انجام میدهد اطلاعاتی ندارد؛ پس برای تحقق خواستههایش دست به هر کاری میزند. پس گام نخست آن است تا این فضای عقلانیت را در جامعه رشد دهیم. باید فضای فلسفه، عرفان، معنویت وجود امام زمان(عج) را در جامعه رشد دهیم. اینکه انسان معاصر احساس کند که امام زمانی وجود دارد که همیشه پناهگاهی برای او به شمار میرود.
دیدگاه دوم، کار عملی است. بخشی از کار عملی من آن است از جامعه جهلزدایی کنم. نکته مهم بعدی آنکه ابتدا و پیش از هر فرد دیگر، به شکل عینی و عملیاتی نسبت به امام زمان(عج) بیتفاوت نباشم. انسان اثرگذاری باشم که بتوانم به عنوان یک منتظر واقعی؛ زمانی که امامم مرا میبیند، لذت ببرد و بفرماید آفرین بر این انسان منتظر. همانطور که امیرالمؤمنین(ع)، وقتی «مالک اشتر» را به انجام کاری مامور میکند؛ از اقدام و عمل «مالک»، لذت میبرد.
ما و شما، همه باید مالکوار زندگی کنیم که امام ما را ببیند و از ما راضی باشد. خدا را با تمام وجودمان درک کنیم. اگر چنین باشد که عالی است و اگر توفیقمان در این درک کمال بالا نبود؛ حداقل تکلیفمان را درست انجام دهیم.
انتهای پیام