کد خبر: 4332215
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۱۳
در گفت‌وگوی ایکنا بررسی شد

بازخوانی رسالت منتظران در جهان بحران‌زده

یک پژوهشگر دینی گفت: اگر انتظار به معنای تعلیق مسئولیت تا زمان ظهور نیست، پس دقیقا چه تکلیفی بر دوش فرد و جامعه منتظر است؟ روایات شیعی پاسخ می‌دهند که منتظر واقعی هم‌سنگ مجاهد در رکاب پیامبر(ص) است. این تعبیر هسته اصلی دیدگاهی است که انتظار را نه یک انتظار درونی بی‌اثر بلکه عملی اجتماعی، پرهزینه و مسئولیت‌آور می‌داند.

حجت الاسلام سیدمهدی رفیعی راددر عصری که جهان در گرداب پیچیده‌ای از بحران‌های مادی و معنوی گرفتار آمده است، از جنگ و بی‌عدالتی ساختاری تا فروپاشی اخلاق و ناامیدی از آینده، پرسش از راه برون‌رفت به اصلی‌ترین دغدغه اندیشه بشری بدل شده است. در این میان آموزه «انتظار» در اندیشه اسلامی و به ویژه در گفتمان اصیل مهدویت نه به عنوان مفهومی انفعالی یا آرمانی دور از دسترس بلکه به مثابه «راهبرد اجتماعی فعالی» سر برمی‌آورد که پاسخی ژرف و کارآمد به این آشوب جهانی ارائه می‌دهد.

این آموزه با نفی قطعیت وضع موجود و باورمندی به آینده‌ای عدالت‌بنیاد، انسان و جامعه را از دام یأس می‌رهاند و او را به کنشی مسئولانه و امیدی عقلانی فرامی‌خواند. بر پایه منظومه فکری مهدویت و روایات شیعی، منتظر واقعی سازنده آینده است؛ او که بی‌تفاوتی را به مسئولیت، انفعال را به مجاهدت و بحران را به فرصت تبدیل می‌کند و سبک زندگی خود را بر محور «آمادگی دائم» برای ظهور استوار می‌سازد. آنچه در ادامه می‌آید، واکاوی ابعاد اجتماعی، سیاسی و تمدنی این «انتظار فعال» است که از صیانت اخلاق در بحران تا ارائه زبانی مشترک برای گفت‌وگوی جهانی در طلب عدالت را در بر می‌گیرد و نقشه‌ای راهبردی برای فردایی روشن تر ترسیم می‌کند.

ایکنا برای واکاوی مفهوم انتظار در تفکر شیعی و بررسی آموزه‌های مهدویت برای بشر امروزی به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سیدمهدی رفیعی‌راد، دانش‌آموخته دکترای مطالعات استراتژیک و پژوهشگر دین و حکمرانی کشور پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید. 

ایکنا ـ از نگاه اسلامی، مفهوم «انتظار» صرفاً یک باور اعتقادی است یا یک راهبرد اجتماعی فعال؟ این نگاه چه پیامی برای جهان امروز دارد؟

در علوم اسلامی امامیه و فقه شیعه و به‌طور دقیق‌تر در منظومه معرفتی اسلام، ایمان همراه با کنش معنا می‌یابد و به معنای نشستن و صبری منفعلانه نیست، بلکه حالت آمادگی دائمی معرفی شده است. در دوره غیبت ثابت‌قدم ماندن بر دین و بی‌تفاوت نبودن در برابر فساد، ظلم و تحریف ضروری است. سبک زندگی نیز باید با معیارهای حکومت حق تنظیم شود و این ویژگی‌ها منتظر حقیقی را شکل می‌دهد. 

در روایات مشهور منتظر واقعی هم‌سنگ مجاهد در رکاب پیامبر اکرم(ص) معرفی شده که این تعبیر به روشنی نشان می‌دهد انتظار عملی اجتماعی و پرهزینه است، نه باوری درونی و بی‌اثر. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز انتظار فرج را به معنای پذیرش وضع موجود ظالمانه نمی‌دانند، بلکه آن را تلاشی مستمر برای اصلاح شرایط می‌خوانند. از منظر ایشان انتظار به‌ مثابه اعتراضی دائمی به نظم ناعادلانه جهانی است. منتظر کسی است که با ظلم سازش نمی‌کند و جامعه منتظر جامعه‌ای است که خود را برای عدالت نهایی آماده می‌سازد. بنابراین، می‌توان گفت انتظار مخالف انزوا، مخالف توجیه ناکارآمدی و مخالف تعلیق مسئولیت‌ها تا زمان ظهور است. 

انتظار باوری صرفا اعتقادی نیست، بلکه راهبردی اجتماعی، فعال، مسئولیت‌زا و تمدنی است که انسان و جامعه را به اصلاح مستمر، مقاومت آگاهانه و امید فعال فرامی‌خواند

برخی می‌پندارند که تا زمان ظهور نباید اقدامی انجام داد، اما این رویکرد خلاف مفهوم انتظار است. انتظار به معنای مسئولیتی مضاعف در عصر غیبت و دقیقا یک راهبرد اجتماعی فعال است.  برای انتظار می‌توان سه کارکرد اجتماعی برشمرد؛ نخست، هویت‌سازی؛ دوم، تولید امید عقلانی و سوم، جهت‌دهی به کنش سیاسی که جامعه را از حل ‌شدن در نظم ظالمانه جهانی حفظ می‌کند. عدالت‌خواهی، مبارزه با فساد، حمایت از مستضعفان و مقاومت در برابر سلطه، رفتارهای طبیعی جامعه منتظر است. امید ناشی از انتظار نیز خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست، بلکه امیدی مشروط به عمل، صرف هزینه و ایستادگی است. 

در عرصه جهانی لیبرالیسم دچار بحران مشروعیت شده و نظم بین‌المللی بر زور، تحریم و تبعیض استوار گشته است. معنویت یا به ابزار قدرت تبدیل شده و یا به حاشیه رانده شده است. پیام روشن انتظار در این عرصه آن است که تاریخ بسته نشده، عدالت رویا نیست و وضع موجود تقدیر بشر نمی‌باشد. از این حیث، انتظار بدیلی برای نظم جهانی حاضر و نقدی بنیادین بر نظریه پایان تاریخ است و اعلام می‌کند که آینده به نفع مستکبران تضمین نشده است. 

بنابراین، انتظار باوری صرفا اعتقادی نیست، بلکه راهبردی اجتماعی، فعال، مسئولیت‌زا و تمدنی است که انسان و جامعه را به اصلاح مستمر، مقاومت آگاهانه و امید فعال فرامی‌خواند. منتظر واقعی نه تماشاگر تاریخ است، نه توجیه‌گر وضع موجود، بلکه سازنده مسیر آینده به شمار می‌رود.

ایکنا ـ آموزه انتظار چگونه می‌تواند به تقویت امید، مسئولیت‌پذیری و کنش اخلاقی در جوامعی که با بحران‌های گسترده مانند جنگ، بی‌عدالتی و فروپاشی اخلاقی مواجه‌اند، کمک کند؟

در جوامع انسانی که با پدیده‌های ویرانگری همچون جنگ‌های گسترده، بی‌عدالتی نهادینه‌شده در ساختارهای حاکمیتی و اجتماعی و نیز فروپاشی آشکار و پنهان اصول و ارزش‌های اخلاقی مواجه هستند، بحران حاکم صرفا به مشکلات و تنگناهای مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود. این بحران به‌واقع و در تحلیل نهایی نوعی بحران عمیق‌تر و بنیادین در حوزه «معنا» و نیز نابودی و تاریکی «افق روشن» برای آینده است. در دل چنین شرایط تاریک، پیچیده و طاقت‌فرسایی آموزه و مفهوم والای «انتظار» نقشی حیاتی و سازنده به عنوان تولیدکننده و زایش‌گر امیدی اصیل، پایدار و معنادار را ایفا می‌کند. آموزش صحیح، نظام‌مند و ترویج گسترده فرهنگ ناب انتظار این قابلیت و ظرفیت را دارد که آن افق از دست رفته و محو شده را بار دیگر بازسازی کرده و چشم‌اندازی نو، روشن و امیدبخش در برابر دیدگان فرد و جامعه بگشاید. 

بر مبنای منطق مستحکم، غنی و امیدآفرین روایی مکتب تشیع که به صراحت نافی و رد کننده ابدی بودن، تثبیت و غلبه نهایی ظلم و ستم است، این مفهوم مترقی مانع از درونی شدن احساس شکست مطلق، یأس بنیادین و روحیه تسلیم و انفعال در برابر شرایط می‌شود. انتظار در بیانات عمیق، راهبردی و امیدآفرین رهبر معظم انقلاب به مثابه و در جایگاه امیدی به آینده‌ای قطعی، حتمی و روشن اما مشروط به مجاهدت، تلاش خستگی‌ناپذیر، پیکار مستمر و مسئولیت‌پذیری همگانی تعریف و تبیین شده است. این امید ناب ماهیتی وهم‌آلود، خیالی، موهوم یا صرفاً تسکین‌دهنده و آرام‌بخش مقطعی ندارد. 

یکی از ژرف‌ترین و مهمترین کارکردهای اجتماعی و روانی انتظار صیانت و حراست از اخلاق در شرایط دشوار، بحرانی و ناهنجار است. در جوامع بحران‌زده ارزش‌های اخلاقی معمولا نخستین قربانیان ضرورت‌های ظاهری و فشارهای کوتاه‌مدت هستند، اما انتظار با ارائه افقی فراتر، منطقه‌ای دیگر و معیاری والا ارائه می‌دهد

بنابراین، می‌توان با قاطعیت گفت که انتظار نوعی امید فعال، پویا، آگاهانه، عقلانی، مسئولیت‌ساز و اقدام‌محور است که جامعه را از دام هولناک یأس مطلق، ناامیدی ریشه‌دار و فلج‌کننده رها می‌سازد و همچون سدی محکم، استوار و نفوذناپذیر، مانع از فروپاشی کامل، انحطاط نهایی و اضمحلال در شرایط بحرانی، دشوار و مزمن می‌شود و پایداری، مقاومت و حرکت رو به جلو را امکان‌پذیر می‌سازد.

در اندیشه اسلامی و به ویژه در گفتمان انتظار، این آموزه به مثابه یک پروژه جهانی نگریسته می‌شود. به این عبارت دقیق و روشن منتظر واقعی کسی است که خود را جزئی از آن پروژه الهی، گسترده و تاریخی اصلاح جهان بداند. این نگرش عمیقا مسئولیت‌آور است و مسئولیتی فردی، آگاهانه و مستمر به شخص می‌دهد. این چشم‌انداز بی‌تفاوتی را از میان برمی‌دارد و آن را به گونه‌ای به ایمانی عملی و متعهدانه تلقی می‌کند. این انتظار فعالانه کنشگری اجتماعی و سیاسی را از دایره واکنش‌های صرفاً احساسی و مقطعی خارج ساخته و آن را به تعهدی پایدار، استوار و اخلاقی تبدیل می‌کند. 

به عبارت دقیق‌تر و عمیق‌تر یکی از ژرف‌ترین و مهمترین کارکردهای اجتماعی و روانی انتظار صیانت و حراست از اخلاق در شرایط دشوار، بحرانی و ناهنجار است. در جوامع بحران‌زده ارزش‌های اخلاقی معمولا نخستین قربانیان ضرورت‌های ظاهری و فشارهای کوتاه‌مدت هستند، اما انتظار با ارائه افقی فراتر، منطقه‌ای دیگر و معیاری والا ارائه می‌دهد. از منظر انتظار هدف نهایی و غایی حرکت تاریخ، تحقق عدالت و کرامت انسانی است و بنابراین، وسیله و روش نیز باید با همان هدف غایی سازگار و همسو باشد.

از این حیث بنیادین هیچ‌گونه خشونت افسار گسیخته و خارج از ضوابط شرعی و اخلاقی توجیه نمی‌شود و فساد حتی در شرایط سخت فشار و بحران هرگز مشروعیت و جواز اخلاقی پیدا نمی‌کند. در این منظومه فکری اخلاق فردی و اجتماعی به مثابه سرمایه‌ای گران‌قدر و زیرساختی برای تحقق ظهور تلقی می‌شوند.  به تعبیر روشن و راهبردی رهبر معظم انقلاب جامعه منتظر جامعه‌ای است که از هم‌اکنون می‌کوشد شبیه جامعه موعود و آرمانی زندگی کند. پیامد اجتماعی و امنیتی مترتب بر فرهنگ انتظار در جهان پیچیده امروز را نیز می‌توان این‌گونه دقیق‌تر و مفصل‌تر برشمرد؛ افزایش تاب‌آوری اجتماعی، مهار دوگانه رادیکالیسم و انفعال و تولید یک نظم اخلاقی بدیل. 

افزایش تاب‌آوری اجتماعی بدان معنا و نتیجه است که جامعه در برابر شوک‌های بلندمدت و گسترده‌ای مانند تحریم، جنگ، ناامنی و ناامنی هویتی مقاوم و پایدار می‌شود؛ چراکه این جامعه آینده را بسته و قطعی نمی‌بیند. در مهار توأمان رادیکالیسم و انفعال، انتظار فعال و آگاهانه به‌طور همزمان مانع انفعال سیاسی، اجتماعی و بی‌عملی می‌شود و از سوی دیگر، جلوی رادیکالیسم اخلاق‌ستیز و خشونت‌طلب را می‌گیرد. 

تولید نظم اخلاقی بدیل نیز از این حیث قابل بیان و تحلیل است که انتظار با ارائه معیاری مستقل، فراتر از وضع موجود و آرمانی برای عدالت، مشروعیت ذاتی و ادعایی نظام‌های ظالمانه حاکم بر جهان را به چالش می‌کشد.  در قرائت ناب شیعی و از منظر مقام معظم رهبری که مبتنی بر پشتوانه غنی روایات است، باید آموزه انتظار را چنان فهمید که امید را از سطح یک احساس گذرا و انفعالی به سطح یک راهبرد عملیاتی، فعال و مؤثر ارتقا می‌دهد. این آموزه، مسئولیت‌پذیری شخصی و جمعی را به وظیفه‌ای تاریخی، خطیر و مقدس تبدیل می‌کند و نهایتا کنش اخلاقی و ارزش‌مدار را حتی در سخت‌ترین شرایط بحران و فشار، ممکن، ضروری و معنادار می‌کند.

ایکنا ـ در شرایطی که ناامیدی و بی‌اعتمادی به آینده در سطح جهانی رو به افزایش است، آموزه انتظار چه الگوی متفاوتی از مواجهه با بحران‌ها ارائه می‌دهد؟

در شرایطی که پدیده‌های ناامیدی، بی‌اعتمادی به آینده و احساس بن‌بست تاریخی در سطح جهانی رو به افزایش است، آموزه انتظار در اندیشه اسلامی به ویژه در قرائت شیعی و تبیین رهبر معظم انقلاب (با اتکا به منابع روایی معتبری مانند کتاب «الغیبة» اثر نعمانی) الگویی متفاوت، عمیق و راهبردی برای مواجهه با بحران‌ها ارائه می‌کند. این الگو نه بر انکار واقعیت‌های موجود استوار است و نه بر تسلیم در برابر آن‌ها. جهان امروز بحران‌های متعددی را تجربه می‌کند یعنی بحران اقتصادی دارد، بحران امنیتی دارد، اما در اصل بحران اصلی جهان امروز بحران معنا و افق آینده است. بسیاری از انسان‌ها و جوامع به این باور رسیده‌اند که نظم موجود تغییرناپذیر است، ظلم دائمی است و آینده یا تکرار امروز است یا بدتر از آن. 

آموزه انتظار دقیقا در برابر این انسداد و بسته‌شدن افق ایستاده و اعلام می‌کند که وضع موجود پایان تاریخ نیست و ظلم هرچند فراگیر و پیچیده، سرنوشت نهایی بشر نیست.  تفاوت اساسی انتظار اسلامی با امیدهای رایج یا وعده‌های ایدئولوژیک شکست‌ خورده این است که انتظار امیدی منفعل و صرفا تسکین‌دهنده نیست. در روایت نعمانی نیز به این امر اشاره شده است.

انتظار به بازسازی اعتماد اجتماعی کمک می‌کند؛ البته نه از طریق شعار و وعده بلکه از مسیر تعهد، صبر فعال و مسئولیت‌پذیری تاریخی. انسان منتظر می‌داند که آینده روشن اگرچه وعده الهی است، بدون آمادگی، اصلاح و هزینه دادن محقق نمی‌شود

این‌گونه روایات ما تأکید می‌کنند که بر حق ثابت‌قدم ماندن، در برابر انحراف و بی‌عدالتی سکوت نکردن و سبک زندگی و کنش اجتماعی را بر معیار عدالت تنظیم کردن تکرار می‌شود. این مفاهیم متناسب با پرسش مطرح‌ شده است. در این زمینه باید عرض کنم که انتظار فرج به معنای نپذیرفتن وضع موجود ناعادلانه و تلاش مستمر برای اصلاح آن است. لذا بحران‌ها را مطلق و نهایی نمی‌بینیم؛ این‌ها را گذران می‌بینیم. در فارسی نیز می‌گوییم «این نیز بگذرد» که برآمده از همین تفکر است. بر اساس این اندیشه، مسئولیت آینده به دیگران یا تحولات بیرونی واگذار نمی‌شود. 

در تفکر انتظار ما در سخت‌ترین شرایط قربانی نمی‌شویم. این نگاه در نقطه مقابل دیدگاه ماکیاولی قرار دارد که می‌گوید: «هدف وسیله را توجیه می‌کند». از این منظر، انتظار به بازسازی اعتماد اجتماعی کمک می‌کند؛ البته نه از طریق شعار و وعده بلکه از مسیر تعهد، صبر فعال و مسئولیت‌پذیری تاریخی. انسان منتظر می‌داند که آینده روشن اگرچه وعده الهی است، بدون آمادگی، اصلاح و هزینه دادن محقق نمی‌شود. در نهایت آموزه انتظار در جهانی که آینده را تیره، بسته و بی‌معنا تصویر می‌کند، تاریخ را باز می‌دارد، عدالت را رویا نمی‌داند و انسان را در دل بحران‌ها با حفظ اخلاق، امید فعال و کنش مسئولانه در ساختن آینده صاحب نقش می‌داند. 

ایکنا ـ آیا می‌توان آموزه انتظار را به‌عنوان یک زبان مشترک برای گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌ها درباره عدالت، صلح و آینده بشریت مطرح کرد؟ چگونه؟

آموزه انتظار را می‌توان به عنوان یک زبان مشترک برای گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌ها درباره عدالت، صلح و آینده بشریت مطرح کرد؛ البته نه به صورت تحمیل یک باور خاص، بلکه در قالب یک چارچوب اخلاقی و تمدنی مشترک که ریشه در دغدغه‌های همگانی انسان دارد. در هسته مرکزی آموزه انتظار این باور نهفته است که تاریخ معنادار است و جهان به سوی وضعی عادلانه‌تر حرکت می‌کند، اما این آینده بهتر نه خود به خود و نه بدون مسئولیت آگاهانه و فعال انسانی محقق نمی‌شود.  نقطه اتصال مهم ادیان و فرهنگ‌ها دقیقا همین اصل است. تقریبا همه سنت‌های دینی بزرگ و حتی بسیاری از مکاتب فلسفی غیر دینی بر این اصل مشترک تأکید دارند که ظلم و بی‌عدالتی وضع نهایی و نهائی جهان نیست و انسان در قبال سرنوشت و آینده بشر مسئول است. 

انتظار در قرائت شیعی با تکیه بر منابع غنی خود آینده را وعده‌ای قطعی اما مشروط به کنش اخلاقی، آگاهانه و مسئولانه انسان‌ها می‌داند. همین مشروط بودن است که این آموزه را به زبانی قابل گفت‌وگو و تعامل تبدیل می‌کند. انتظار نه انفعال است و نه آرمان‌پردازی صرف، بلکه دعوتی اصیل به زیستن مسئولانه در دل بحران‌هاست.  این برداشت از انتظار با مفاهیمی چون «امید فعال» در الهیات مسیحی، «انتظار ماشیح» در سنت یهودیت یا حتی ایده‌های سکولار عدالت جهانی و مسئولیت بین ‌نسلی می‌تواند وارد گفت‌وگویی سازنده و عمیق شود. برای آنکه انتظار به زبان مشترک گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌ها تبدیل شود، باید آن را به زبانی انسانی، عقلانی و اخلاقی ترجمه و تجربه کرد. به این معنا که عدالت به عنوان آرمانی فراتر از مرزهای جغرافیایی و منافع قدرت‌ها مطرح شود. صلح نه صرفا به معنای نبود جنگ، بلکه به عنوان حاصل رفع ساختاری ظلم و تبعیض دانسته شده و امید نه یک احساس انفعالی و تسکین‌دهنده، بلکه به عنوان نیرویی پویا برای کنش جمعی و اصلاح تدریجی جهان معرفی شود.  

انتظار از یک آموزه صرفا درون‌دینی فراتر رفته و به زبانی جهانی برای امید، عدالت و صلح پایدار تبدیل می‌شود؛ زبانی که هر سنت فکری و هر مکتبی می‌تواند از درون جهان‌بینی و نظام ارزشی خود با آن وارد تعامل و گفت‌وگوی سازنده شود

در این چارچوب آموزه انتظار می‌تواند بدیلی انتقادی و کارآمد در برابر دو رویکرد مسلط و آسیب‌زای جهانی ارائه دهد. از یک سو در برابر نیهیلیسم و یأسی که آینده را تهی و بی‌معنا می‌بیند و از سوی دیگر در مقابل پیشرفت‌باوری بی‌اخلاقی که هر نوع توسعه و تحولی را حتی اگر همراه با ظلم و ستم باشد موجه می‌شمارد. انتظار اعلام می‌دارد که آینده باید بهتر باشد، اما بهتر بودن آن تنها با معیار عدالت و کرامت انسانی سنجیده می‌شود و اعتبار پیدا می‌کند.  

در نهایت انتظار نه به عنوان یک شعار هویتی انحصاری، بلکه به مثابه دعوتی فراگیر به مسئولیتی مشترک برای ساختن آینده‌ای عادلانه‌تر مطرح می‌شود.  آنچه عرض شد، می‌تواند زمینه‌ساز گفت‌وگویی عادلانه، صادقانه و عمیق میان ادیان، مذاهب و فرهنگ‌های گوناگون باشد. در این صورت انتظار از یک آموزه صرفا درون‌دینی فراتر رفته و به زبانی جهانی برای امید، عدالت و صلح پایدار تبدیل می‌شود؛ زبانی که هر سنت فکری و هر مکتبی می‌تواند از درون جهان‌بینی و نظام ارزشی خود با آن وارد تعامل و گفت‌وگوی سازنده شود.

ایکنا ـ به نظر شما اگر جوامع جهانی برداشت فعال و مسئولانه‌ای از انتظار داشته باشند، چه تغییری در رویکرد آن‌ها نسبت به بحران‌های انسانی و اجتماعی امروز ایجاد خواهد شد؟

اگر جوامع جهانی به برداشتی فعال، مسئولانه و اخلاق‌محور از انتظار دست یابند، رویکرد آن‌ها نسبت به بحران‌های انسانی و اجتماعی امروز دچار تحولی عمیق و ساختاری خواهد شد؛ تحولی که از سطح واکنش‌های مقطعی فراتر رفته و به بازتعریف معنای کنش، امید و مسئولیت در مقیاس جهانی می‌انجامد. نخستین تغییر در نگاه به آینده رخ می‌دهد. بسیاری از بحران‌های امروز از جنگ‌های فرسایشی و فقر ساختاری گرفته تا فروپاشی اخلاقی و بحران محیط‌زیست ریشه در نوعی یأس پنهان یا احساس بی‌افقی دارند. برداشت فعال از انتظار آینده را نه امری مبهم یا تصادفی بلکه افقی معنادار و قابل تحقق می‌بیند؛ افقی که هرچند عدالت کامل را به آینده نهایی واگذار می‌کند، اما تحقق آن را مشروط به کنش آگاهانه انسان‌ها می‌داند. در چنین نگاهی، تسلیم‌شدن در برابر عادی‌شدن ظلم مشروعیت خود را از دست می‌دهد. 

انتظار صرفا یک مفهوم دینی خاص نخواهد بود، بلکه چارچوبی انسانی برای معنا دادن به رنج، جهت‌دهی به کنش و حفظ امید به آینده‌ای عادلانه‌تر خواهد شد؛ آینده‌ای که ساخته می‌شود، نه صرفا انتظار کشیده می‌شود

دومین تغییر در سطح مسئولیت‌پذیری جمعی پدید می‌آید. انتظار مسئولانه انسان و جامعه را از موضع تماشاگر خارج می‌کند و آن‌ها را به شریک در ساختن آینده بدل می‌سازد. در این چارچوب، بی‌تفاوتی نسبت به رنج دیگران نه یک انتخاب خنثی، بلکه نوعی شکست اخلاقی تلقی می‌شود. این نگاه می‌تواند سیاست‌گذاری‌ها، کنش‌های مدنی و حتی روابط بین‌الملل را از منطق صرفِ منافع کوتاه‌مدت به سوی مسئولیت تاریخی و انسانی سوق دهد. 

سومین پیامد، تنظیم اخلاق کنش در دل بحران‌هاست. انتظار فعال، همزمان با نفی انفعال با افراط‌گرایی و خشونت کور نیز مرزبندی می‌کند. چون هدف نهایی عدالت است، وسیله نیز باید عادلانه باشد. این منطق می‌تواند به کاهش رادیکالیسم، مشروعیت‌بخشی به مقاومت اخلاقی و تقویت راه‌حل‌های پایدار برای منازعات اجتماعی و سیاسی بینجامد.  در نهایت، چنین برداشتی از انتظار می‌تواند به زبان مشترک امید در جهان بحران‌زده امروز تبدیل شود؛ زبانی که نه بر انکار واقعیت‌های تلخ، بلکه بر ایستادگی مسئولانه در برابر آن‌ها بنا شده است. در این صورت، انتظار دیگر صرفا یک مفهوم دینی خاص نخواهد بود، بلکه چارچوبی انسانی برای معنا دادن به رنج، جهت‌دهی به کنش و حفظ امید به آینده‌ای عادلانه‌تر خواهد شد؛ آینده‌ای که ساخته می‌شود، نه صرفا انتظار کشیده می‌شود.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
captcha