
سیدعلی السید قاسم، رئیس مرکز گفتوگوی ادیان لبنان در گفتوگو با ایکنا به مناسبت نیمه شعبان، سالروز ولادت حضرت ولیعصر(عج) تأکید میکند که امام مهدی(ارواحنافداه) در پی ترمیم جامعه معیوب نیست، بلکه به بازسازی روابط اجتماعی بر اساس عدالت و مسئولیت جمعی میپردازد و مستضعفان را از حاشیه به محور تاریخ بازمیگرداند. از این منظر، مهدویت معیار نقد جهان معاصر است؛ معیاری برای سنجش میزان عدالت و انسانیت نظامهای اجتماعی امروز.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
ایکنا ـ چه رابطه اجتماعی عمیقی میان سالروز ولادت امام مهدی(عج) و یاری مظلومان وجود دارد؟
نیمه ماه شعبان صرفاً یادآور یک ولادت مبارک نیست؛ بلکه زمانی برای بیداری اجتماعی در مسیر تاریخ بشریت به شمار میرود. قرآن کریم هنگامی که از مستضعفان سخن میگوید، آنان را یک گروه حاشیهای معرفی نمیکند، بلکه ایشان را محور اصلی درگیریهای اجتماعی در طول تاریخ قرار میدهد: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ». بر اساس تبیین شهید آیتالله محمدباقر صدر، «استضعاف» نه یک حالت روحی است و نه یک ضعف فردی؛ بلکه محصول ساختارهای اجتماعیِ ظالمانهای است که بهگونهای طراحی شدهاند تا فقر، وابستگی، حاشیهنشینی و محرومیت از ابزارهای کارآمد و تأثیرگذار را بازتولید کنند.
از همینرو، نامگذاری نیمه شعبان به عنوان «روز جهانی مستضعفین» به این معناست که ولادت
امام زمان(عج)، ولادت یک پروژه اجتماعی جایگزین است؛ پروژهای که هدفش دگرگونسازی این ساختارها است نه سازگاری با آنها.
پیوند امام مهدی(عج) و نصرت مظلومان
رابطه امام مهدی(عج) با مظلومان، رابطهای صرفاً عاطفی یا اخلاقی نیست؛ بلکه رابطهای مبتنی بر فروپاشی و بازسازی است. او نمیآید تا جامعهای معیوب را ترمیم کند، بلکه میآید تا روابط اجتماعی را بر پایه این اصول بازسازی کند:
• عدالت، بهجای امتیازطلبی
• کرامت انسانی، بهجای سلسلهمراتب تحمیلی
• مسئولیت جمعی، بهجای فردگرایی افسارگسیخته
در این چارچوب، مستضعفان دیگر صرفاً قربانی نیستند، بلکه نیرویی تاریخی و بازیابیشدهاند که دوباره به متن تصمیمگیری و مسیر تمدن بازمیگردند.
از منظر اجتماعی، ولادت امام مهدی(عج) اعلام پایان این الگوی سیستم جهانی و آغاز مدلی تازه است که در آن اخلاق دوباره به ساختار اجتماعی بازمیگردد و جامعه نه بر پایه سلطه، بلکه بر مبنای عدالت ساخته میشود
جهانی بودن نیمه شعبان از آنروست که «استضعاف» امروز دیگر فقط به فقر مادی محدود نیست، بلکه اشکال پیچیدهتری یافته است، از جمله:
• استضعاف فرهنگی از طریق تحریف آگاهی
• استضعاف رسانهای از راه پذیرش ظلم
• استضعاف اقتصادی با نظامهایی که ثروت را انباشته و ناامنی را عمومیت میدهند
از منظر اجتماعی، ولادت امام مهدی(عج) اعلام پایان این الگوی سیستم جهانی و آغاز مدلی تازه است که در آن اخلاق دوباره به ساختار اجتماعی بازمیگردد و جامعه نه بر پایه سلطه، بلکه بر مبنای عدالت ساخته میشود.
به همین دلیل، بزرگداشت ولادت آن حضرت، یک آیین صرفاً احساسی نیست، بلکه موضعی آگاهانه و اجتماعی و یادآور آن است که رهایی بشر نه با قدرت و فناوری، بلکه با بازگرداندن اعتبار انسان ـ بهویژه انسان مستضعف ـ به کانون عدالت الهی تحقق مییابد.
بحران مشروعیت اخلاقی جهان معاصر
از منظر اجتماعی عمیقتر، اندیشه مهدویت پاسخی است به آنچه میتوان «بحران مشروعیت اخلاقی نظام جهانی» نامید. جهان امروز با کمبود نهادها مواجه نیست، بلکه با فقدان معنا روبهروست.
در اینجاست که پیوند امام مهدی(عج) با مستضعفان معنا مییابد؛ نه فقط بهعنوان یک طبقه اجتماعی، بلکه به عنوان آینهای از اختلال تمدنی. مستضعف، کسی است که با وجودش، دروغ بودن این ادعا را برملا میکند که جهان بهطور خودکار بهسوی عدالت حرکت میکند.
مهدویت، این منطق را از ریشه تغییر میدهد و مفاهیمی چون موفقیت، قدرت و برتری را نه بر اساس تملک، بلکه بر اساس کارکرد اخلاقی انسان در جامعه بازتعریف میکند.
از منظر اجتماعی، نیمه شعبان روز اعلام پایان بیطرفی اخلاقی تاریخ است. در نگاه مهدوی، تاریخ مسیر کور منافع نیست، بلکه مسیری قانونمند و معنادار است که در آن، جانبداری از مستضعفان یک انتخاب الهیِ آگاهانه است، نه یک احساس یا تصادف.
از همین رو، بزرگداشت میلاد امام مهدی(عج) پرسشی جدی پیش روی جامعه میگذارد:
ما در معادله استضعاف، کجا ایستادهایم؟
ایجادکننده مجدد آن هستیم یا در مسیر فروپاشیاش گام برمیداریم؟
این پرسش، تنها با برگزاری آیینها پاسخ داده نمیشود، بلکه نیازمند تحول در آگاهی اجتماعی است؛ بازنگری در الگوهای مصرف، اشکال پنهان قدرت و روابطی که به نام عرف، بازار یا عادت، انسان را به حاشیه میرانند.
در این چارچوب، مهدویت فقط وعدهای برای آینده نیست، بلکه معیاری زنده برای نقد امروز است؛ معیاری که با آن میتوان میزان انسانیبودن نظامهای اجتماعی را سنجید.
لذا بعد اجتماعی نیمه شعبان، این است که ولادت امام مهدی(عج)، تولد یک سؤال دائمی در درون جامعه است: «آیا این جامعه ظرفیت عدالت را دارد، یا با ظلم همدست شده است؟»
و همین پرسش، خود آغاز آمادگی واقعی و زمینهسازی برای ظهور است.
ایکنا ـ چگونه جوانان امروز میتوانند در تقویت ارزشهای مهدوی و زمینهسازی برای ظهور نقش داشته باشند؟
در اندیشه امامیه، و آنگونه که امام خمینی(ره) تبیین میکند، «زمینهسازی» نه انتظار منفعلانه است و نه یک انفجار انقلابیِ موقت؛ بلکه فرآیندی تمدنی و بلندمدت است.
منتظرِ حقیقی کسی است که خود را بازسازی میکند تا قابلیت پذیرش عدالت را داشته باشد.
جوانان امروز در کانون نبرد آگاهی قرار دارند؛ نبردی که دیگر صرفاً بر سر زمین نیست، بلکه بر سر آگاهی، ارزشها و معنای انسان است.
نقش مهدویِ جوانان، پیش از هر چیز، در این عرصهها معنا پیدا میکند: رهایی ذهن از تحریف رسانهای، مقاومت در برابر بیگانگی فرهنگی و تبدیل ارزشهای مهدوی به رفتار روزمره مانند عدالت، صداقت، مسئولیتپذیری
نقش مهدویِ جوانان، پیش از هر چیز، در این عرصهها معنا پیدا میکند: رهایی ذهن از تحریف رسانهای، مقاومت در برابر بیگانگی فرهنگی و تبدیل ارزشهای مهدوی به رفتار روزمره مانند عدالت، صداقت، مسئولیتپذیری.
دولت عدل الهی بر انسانهای صرفاً احساساتی و هیجانی بنا نمیشود، بلکه نیازمند انسانی آگاه، نقاد، اخلاقی و مسئول است؛ انسانی که «
انتظار» را یک موضع عملی میداند، نه صرفاً یک شعار عاطفی.
در نگاه اصیل مهدوی، آنگونه که امام خمینی(ره) مطرح کرده و شهید محمدباقر صدر بر آن تأکید میکند، زمینه سازی نه یک انتظار ثابت و نه یک اقدام احساسی زودگذر است؛ بلکه فرآیندی اجتماعی–تمدنی است که همزمان با ساختن انسان، جامعه را نیز بازسازی میکند.
منتظر واقعی کسی است که شرایط عدالت را در وجود خود و در محیط پیرامونش فراهم میسازد، نه کسی که صرفاً چشمبهراه لحظه ظهور بماند.
زمینهسازی ظهور در سطح اجتماعی
در سطح اجتماعی، زمینهسازی ظهور بهمعنای: شکستن فرهنگ بیتفاوتی نسبت به ظلم، امتناع از مسئول دانستن قربانی در قبال استضعاف او و بازگرداندن ارزش عدالت و همبستگی به روابط روزمره است؛ همان نکتهای که شهید صدر بر آن تأکید داشت، آنجا که عدالت را نه یک شعار، بلکه عنصری در ساختار روابط اجتماعی میدانست.
لذا بزرگترین خطر پیشِروی مهدویت در روزگار ما، خالی کردن آن از بُعد انتقادی و تبدیلش به گفتمانی احساسی و بیاثر است.
در حالیکه زمینه سازی واقعی، از جوانان میخواهد که در عرصه عمومی کارآمد باشند، نسبت به گفتمانهای سلطه گرانه نگاه انتقادی داشته باشند و توانایی بهچالشکشیدن ساختارهایی را داشته باشند که ایجاد کننده فقر و نابرابری هستند.
زمینه سازی اجتماعی همچنین به معنای: ایجاد شبکههای واقعی و پایدار همبستگی، نه واکنشهای مقطعی و تبدیل ارزشهای مهدوی از شعار به الگوهای رفتاری است.
به طور خلاصه، نقش جوانان در زمینهسازی ظهور، در «انتظار تغییر» خلاصه نمیشود؛ بلکه در این است که خود، هسته اولیه تغییر باشند. در این صورت، جوانان همان بستر اجتماعیِ عدالتپذیر هستند؛ و این بستر، شرط اساسی تحقق مهدویت در تاریخ است.
ایکنا ـ چگونه میتوان ارتباط قلبی و معنوی با امام عصر(عج) را در زندگی پرمشغله امروز، حفظ و تقویت کرد؟
در نگرش فلسفی ـ عرفانی ملاصدرا که اندیشه اهلبیت(ع) نیز برآن تأکید دارد، رابطه با امام عصر(عج) احساسی گذرا یا صرفاً عاطفی نیست؛ بلکه رابطهای وجودی و جهتبخش است.
امام، «حجتِ حاضر» است؛ یعنی معیار زندهای که انتخابها و مسیر زندگی با آن سنجیده میشود، نه صرفاً نمادی غیبی که تنها در لحظات دعا به یاد آورده شود.
حفظ این رابطه، تنها با افزایش مناسک عبادی محقق نمیشود. بلکه از طریق تبدیل حضور امام به یک قطبنمای درونی که تصمیمهای اخلاقی روزمره را سامان میدهد، حفظ میشود.
رابطه قلبی با امام، اگر صادقانه باشد، در درون انسان محبوس نمیماند، بلکه در قالب رفتار اجتماعیِ عادلانه جاری میشود.
امام، نماد قداستی گوشهگیرانه نیست؛ بلکه پروژهای برای زندگی است که ناگزیر در شیوه تعامل ما با دیگران بازتاب پیدا میکند.
از منظر اجتماعی، تحکیم رابطه با امام زمان یعنی:
• تبدیل اخلاق از یک انتخاب فردی به تعهد اجتماعی
• نپذیرفتن ظلم، حتی زمانی که سودآور یا از نظر عرفی پذیرفتهشده باشد
• سنجش موفقیت اجتماعی نه با میزان کسب و کار مادی، بلکه با میزان حفظ کرامت انسانی.
رابطه قلبی با امام عصر(عج) پناهگاهی برای گریز از واقعیت نیست بلکه نیرویی اخلاقی برای ساماندادن به واقعیت است؛ رابطهای که ایمان را از تجربهای فردی و خاموش، به حضوری اجتماعی و اثرگذار تبدیل میکند
رابطه حقیقی با امام عصر(عج)، حساسیتی عمیق نسبت به استضعاف ایجاد و آگاهی اجتماعی را بهگونهای بازسازی میکند که فقر و حاشیهنشینی دیگر وضعیتهای طبیعی تلقی نشوند، بلکه انحراف از روح ولایت به شمار آیند.
امام عصر(عج)؛ عامل وحدت در زندگی امروز
در این زندگی معاصرِ شتابزده، که ارزشها متلاشی شده و روح از اجتماع جدا میشود، رابطه با امام عصر(عج) نقشی وحدتبخش ایفا میکند؛ هم برای فرد و هم برای جامعه.
این رابطه، انسان را از دوگانگی دینداری در عبادت و سهلانگاری در رفتار اجتماعی رها میسازد. رابطه با امام، ایمان را از حاشیه به متن زندگی میآورد.
به این معنا، رابطه قلبی با امام عصر(عج) پناهگاهی برای گریز از واقعیت نیست بلکه نیرویی اخلاقی برای ساماندادن به واقعیت است؛ رابطهای که ایمان را از تجربهای فردی و خاموش، به حضوری اجتماعی و اثرگذار تبدیل میکند و عدالت را از شعاری مربوط به زمان ظهور، به ارزشی زنده بدل میسازد.
ایکنا ـ چگونه میتوان مفهوم مهدویت را در عصر جهانی شدن ارتباطات، بهعنوان پاسخی جهانی به نیازهای اخلاقی و اجتماعی بشر معاصر ارائه کرد؟
اصل قرآنی و عقلانی مهدویت، اندیشهای غیبی و منفک از اجتماع بشری نیست؛ بلکه نظریهای برای نجات انسان با افقی جهانی است.
بر این اساس، مهدویت نباید به جهان بهعنوان یک عقیده مذهبی خاص عرضه شود، بلکه باید بهمثابه پاسخی به یک بحران اخلاقی–اجتماعی جهانی معرفی شود.
بحران اخلاقی جهان معاصر
جهان امروز، با وجود پیشرفتهای فناورانه، با یک خلأ عمیق ارزشی و اخلاقی شامل جداسازی روابط اجتماعی، کالاییشدن انسان، مشروعیتبخشی به ظلم به نام قانون و تبدیل قدرت به معیار حق روبهروست. این بحران، محدود به یک دین یا فرهنگ نیست؛ بلکه مسألهای جهانی است که وجدان بشری را درگیر کرده است.
در عصر جهانیشدن، که افکار بهسرعت از مرزها عبور میکنند، میتوان امام مهدی(عج) را نه بهعنوان شخصیتی دینی محدود به یک فرهنگ خاص، بلکه بهمثابه نماد تحقق عدالتِ آینده تاریخ بشر معرفی کرد.
در اندیشه معاصر، قدرت مهدویت در بُعد انتقادی آن نهفته است. مهدویت صرفاً وعده نجات نمیدهد، بلکه افشاگر این ادعا است که پیشرفت مادی، بهتنهایی قادر به ایجاد عدالت است و بهروشنی اعلام میکند که نه عدالت بدون اخلاق متعالی ممکن است و نه صلح، بدون کرامت انسانیِ فراگیر.
امام مهدی(عج) نه منجیِ یک گروه خاص، بلکه افق اخلاقیِ مشترکِ وجدانهای بیدار است. و هنگامی که مهدویت با این عمق ارائه شود، از یک عقیده خاص فراتر میرود و به امیدی انسانی و جهانی تبدیل میشود.
ایکنا ـ ظهور امام مهدی(عج) چه راهحل نهایی و جامعی برای بحرانهای ساختاری عدالت در جهان مدرن ارائه میدهد؟
بحران عدالت در جهان امروز، صرفاً ناشی از نقص قوانین یا ضعف نهادها نیست؛ بلکه ریشه در اختلالی ساختاری و عمیق در نظامهای حاکم دارد.
شهید آیتالله محمدباقر صدر تأکید میکند که عدالت حقیقی تنها زمانی محقق میشود که هم انسان دگرگون شود و هم نظام. از این رو، ظهور امام مهدی(عج) صرفاً بهمعنای اصلاح سیاستها نیست، بلکه بازسازی منطق قدرت است.
به گونهای که قدرت، امانتی در خدمت مردم باشد، نه ابزاری برای سلطه؛ و ثروت، وسیله تحقق خیر عمومی باشد، و روابط اجتماعی، بر پایه برابری و کرامت انسانی شکل گیرد، نه تبعیض و امتیاز.
شهید آیتالله محمدباقر صدر تأکید میکند که عدالت حقیقی تنها زمانی محقق میشود که هم انسان دگرگون شود و هم نظام. از این رو، ظهور امام مهدی(عج) صرفاً بهمعنای اصلاح سیاستها نیست، بلکه بازسازی منطق قدرت است
بدینسان، مهدویت به پروژهای تمدنی و جامع بدل میشود که اخلاق، سیاست و اقتصاد را به یکدیگر پیوند میزند و انسان را بهعنوان فاعل توانمند به مشارکت و خلاقیت در چارچوب عدالت، در مرکز اجتماع قرار میدهد.
مهدویت؛ فراتر از انتظار
۱. مهدویت به عنوان یک نظریه اجتماعی
ظهور امام مهدی(عج) الگویی برای سازماندهی مجدد جوامع بر پایه عدالت ارائه میدهد؛ الگویی که در آن اخلاق، معیار اصلی سیاست، اقتصاد و روابط بینالملل است، نه یک امر صوری. از این منظر، مهدویت ابزاری نقادانه است در برابر هر فرهنگ یا دینی که قدرت و سلطه را هدف نهایی بداند.
۲. مهدویت به عنوان راهحلی جهانی برای بحرانهای ساختاری
جهانیشدن و ارتباطات آنی، بحرانهای مشترکی چون فقر، فساد، تبعیض، استثمار و عدم اعتماد به نظامها را آشکار کردهاند. مهدویت، طرحی جامع برای اصلاح این ساختارها ارائه میدهد؛ از طریق: پیوند قدرت با مسئولیت، پیوند ثروت با خدمت عمومی و پیوند عدالت با کرامت انسانی. به همین دلیل، این گفتمان قابل گفتوگو و اقتباس در بسترهای فرهنگی متنوع است.
۳. مهدویت به عنوان چارچوبی زنده برای آگاهی اجتماعی
تفاوت اصلی مهدویت با اندیشههای اصلاحی متعارف، در محوریت انسانِ اخلاقمدار است؛ انسانی که صرفاً مجری قانون نیست.
از این دید، جوانان و جوامع به شرکای پروژه عدالت تبدیل میشوند؛ و این، زمینهساز حرکتی اجتماعی با افق جهانی میگردد.
۴. مهدویت به عنوان زبان مشترک میان فرهنگها
در ادیان و فرهنگهای دیگر، میتوان مهدویت را بهعنوان نمونهای عینی از عدالت، کرامت و انصاف ارائه کرد؛ به دور از وابستگیهای فرقهای و به عنوان ابزاری فکری برای گفتوگوی جهانی.
ایکنا ـ چگونه میتوان عدالت واقعی را در جهان معاصر محقق کرد و نقش ظهور امام مهدی(عج) در این تحول چیست؟
عدالت حقیقی تنها زمانی تحقق مییابد که انسان و نظام اجتماعی بهصورت همزمان مجدداً طراحی شوند. ظهور امام مهدی(عج) انقلابی بنیادین در منطق حکمرانی و مدیریت است. در این منطق، قدرت، امانتی در خدمت انسان است، نه ابزار سلطه؛ ثروت، وسیلهای برای تحقق خیر عمومی است و روابط اجتماعی، بر پایه برابری و کرامت انسانی شکل میگیرد، نه نفوذ یا قدرت.
مهدویت رؤیایی دوردست نیست، بلکه افقی عملی و ریشهدار در ارزشهای جاودانه انسانی است؛ افقی که ظهور امام مهدی(عج) را به لحظهای دائمی از رهایی عقل، جامعه و وجدان جمعی بشر تبدیل میکند
در سطح اجتماعی، راهحل مهدوی تنها به اصلاح قوانین محدود نمیشود، بلکه تحولی در ساختار انسانی جامعه ایجاد میکند. این تحول شامل: بازسازی ارزشهای مشترک، توانمندسازی مستضعفان و حاشیهنشینان، تحریک مشارکت اخلاقی جوانان و جامعه در همه عرصهها و ایجاد آگاهی جمعی هماهنگ با اصول انسانی بنیادین در سیاست، اقتصاد و آموزش است.
بدینسان، ظهور امام مهدی(عج) به پروژهای تمدنی و جامع تبدیل میشود نه صرفاً رخدادی دینی، بلکه نقشه راهی برای مهندسی دوباره جهان اجتماعی است که در آن انسان، محور است نه ابزار، و عدالت، معیار است نه شعار.
در پایان میتوان گفت: ظهور امام مهدی(عج) نه یک اصلاحات جزئی است و نه راهحلی موقت؛ بلکه ایجاد افقی نو برای عدالت انسانی است و ظلم، در هر شکلی، به گزینهای مردود در وجدان فردی و جمعی تبدیل میشود.
آنچه مهدویت و امام مهدی(عج) ارائه میکنند، صرفاً وعدهای غیبی یا حادثهای در آینده نیست؛ بلکه نقشه راهی برای عدالت و بیداری انسانی است که شامل: بازسازی روابط اجتماعی بر پایه اخلاق، بازنگری در قدرت و ثروت به عنوان امانت و مسئولیت و بازتعریف مفهوم موفقیت و پیشرفت، بهگونهای که در خدمت انسان و جامعه باشد، میشود. مهدویت رؤیایی دوردست نیست، بلکه افقی عملی و ریشهدار در ارزشهای جاودانه انسانی است؛ افقی که ظهور امام مهدی(عج) را به لحظهای دائمی از رهایی عقل، جامعه و وجدان جمعی بشر تبدیل میکند.
انتهای پیام