کد خبر: 4302140
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۳
حجت‌الاسلام اصغر آیتی تبیین کرد

معجزه مدیریت نبوی؛ سه اصل تبدیل اختلاف به اتحاد

مدیر بنیاد رسول رحمت(ص) گفت: پیامبر(ص) با ترکیب سه عنصر اساسی شامل احکام الهی، پیمان برادری و اخلاق ناب توانستند از یک جامعه قبیله‌ای متشتت و خشونت‌گرا امت واحدی بسازند که در مسیر عدالت و همزیستی اجتماعی حرکت کند.

حجت الاسلام اصغر آیتیسیره پیامبر اکرم‌(ص) از مهمترین منابع شناخت تاریخ اسلام و درک تحول عظیمی است که در شبه‌جزیره عربستان به وقوع پیوست. پیش از بعثت، جامعه عرب در فضایی از تفرقه‌های عمیق قبیله‌ای، جنگ‌های خونین و طولانی‌مدت، تعصبات بی‌پایه و فقدان نظم سیاسی مشترک به‌سر می‌برد. هر قبیله خود را محور هویت می‌دانست و پیوندهای اجتماعی فقط براساس خون و نسب تعریف می‌شد. در چنین شرایطی، اندیشه امت واحده و همبستگی فراتر از قبیله نه تنها ناشناخته، بلکه حتی غیرقابل تصور بود. 

در این بستر اجتماعی، پیامبر اسلام‌(ص) با رسالت الهی خویش ظهور کرد و توانست بنیان‌های تازه‌ای برای زندگی جمعی انسان‌ها بنا نهد. ایشان با تکیه بر اصل توحید، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، ارزش‌های قبیله‌ای را به ارزش‌های ایمانی بدل کرد و معیار برتری را از خون و نژاد به تقوا و فضیلت تغییر داد. دعوت پیامبر(ص) نه تنها مردم را به پرستش خدای یگانه فرا می‌خواند، بلکه آنان را به برادری، مساوات و همکاری در راه حق دعوت می‌کرد. از این رو، اسلام توانست قبایل متخاصم را در ذیل هویت جدیدی به نام امت گرد آورد؛ امتی که بر پایه ایمان، اخلاق و مسئولیت مشترک در برابر خداوند شکل گرفته بود. 

تاریخ گواهی می‌دهد که این دگرگونی، صرفاً یک حرکت اعتقادی نبود، بلکه تحولی اجتماعی و تمدنی به شمار می‌رفت. پیمان اخوت در مدینه، قراردادهای اجتماعی مانند صحیفه مدینه و نیز رفتار پیامبر(ص) در ایجاد وحدت میان مهاجران و انصار، نمونه‌های آشکار از تدبیر و مدیریت ایشان در بنیان‌گذاری جامعه‌ای واحد است. پیامبر(ص) توانست با ترکیب هدایت الهی، اخلاق نیکو و تدبیر سیاسی جامعه‌ای بسازد که از دل پراکندگی و نزاع به سوی همگرایی و همکاری حرکت کرد و این تجربه سرآغاز تمدن درخشانی شد که قرن‌ها الهام‌بخش مسلمانان و دیگر ملل بود.  از این منظر، مطالعه سیره پیامبر(ص) نه تنها شناخت زندگی و رفتار آن حضرت است، بلکه فرصتی است برای درک چگونگی پیدایش هویت امت اسلامی و فهم سازوکارهایی که توانست یک جامعه متفرق و قبیله‌گرا را به امتی واحد و مقتدر تبدیل کند.

ایکنا در رابطه با بررسی سیره رسول اکرم(ص) و نیز تأثیرات تحولات سیاسی، اجتماعی دوران زندگی و ایام پس از رحلت ایشان به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام اصغر آیتی، نویسنده، مدیر بنیاد رسول رحمت(ص) و مسئل ستاد مردمی بزرگداشت هزار و پانصدمین سالروز میلاد پیامبر(ص) پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم. 

ایکنا ـ  پیامبر(ص) چگونه با گروه‌های مختلف و حتی غیر مسلمانان رفتار می‌کردند و چه پیامی برای همزیستی اجتماعی در این رفتار نهفته است؟ 

خداوند متعال در قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ؛ بگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم». با توجه به این آیه شریفه، پیامبر(ص) در همان وهله نخست این‌گونه فرمودند که بیایید مشترکات را محور قرار دهیم و براساس آن پیش برویم، نه اینکه بخواهند با برخورد و خشونت و امثال اینها با دیگران تعامل داشته باشند. این نگاه در حقیقت بنیان یک تمدن مشترک انسانی را شکل می‌دهد، زیرا هر جامعه‌ای بر پایه‌ مشترکات می‌تواند مسیر همزیستی را ادامه دهد. پیامبر اسلام(ص) در همین راستا به جای تأکید بر اختلافات، اصل را بر مشترکات نهادند، همان اصولی که عقل و فطرت سالم انسان‌ها نیز بر آن تأکید دارد. علاوه بر این آیه قرآن کریم، وقتی پیامبر(ص) وارد مدینه شدند، پیمان‌نامه‌ای عمومی نوشتند و در آن پیمان‌نامه همه گروه‌ها را در نظر گرفتند. یکی از نکات مهم این پیمان‌نامه، احترام به تمام قبایل و افکار بود؛ نه اینکه چون جامعه اسلامی شد و حکومت، حکومت اسلامی شد، همه افکار تعطیل شود یا با کسانی که قبول ندارند، برخورد خشن صورت گیرد. 

این پیمان‌نامه که در تاریخ اسلام به «صحیفه مدینه» یا «میثاق مدینه» مشهور است، نخستین سند مکتوبی است که مبانی همزیستی مسالمت‌آمیز را در جامعه‌ای چنددینی و چندقومیتی تدوین کرد. در این پیمان، مسلمانان، یهودیان و دیگر قبایل مدینه همگی به عنوان یک «امت» تعریف شدند که در برابر دشمنان خارجی متحد هستند و در داخل نیز با رعایت اصول عدالت و احترام متقابل زندگی می‌کنند.  برای نمونه، پیامبر(ص) با یهودیان چند پیمان‌نامه داشتند و تنها در مواردی که طرف مقابل تخلف می‌کرد، پیامبر(ص) با آنان برخورد می‌کرد. ایشان هیچ‌گاه عهد خود با دیگران را زیر پا نگذاشتند. صلح حدیبیه نیز نمونه‌ای روشن است که در آن مشرکان عهد را شکستند. این همان نگاه زیست اجتماعی است که وجود مبارک پیامبر(ص) داشتند. وفای به عهد و پایبندی به پیمان، یکی از مهمترین ویژگی‌های سیره نبوی بود تا آنجا که حتی مخالفان سرسخت نیز به امانت‌داری و صداقت ایشان اذعان داشتند. 

از این منظر، یکی از اصول اساسی در رفتار پیامبر(ص) احترام متقابل به افکار گوناگون بود تا جایی که آسیبی به جامعه نزند. این اصل بعدها نیز در سیره اهل‌ بیت(ع) ادامه یافت؛ چنان‌که امام علی(ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر، فرماندار مصر، تأکید می‌کنند که مردم یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش با تو برابرند. برای نمونه در فتح مکه، در حالی‌که سال‌ها اذیت‌ها و آزارهای فراوانی از سوی مشرکان دیده شده بود، از جمله ۱۳ سال انواع آزارها، محاصره شدید اقتصادی در شعب ابی‌طالب و مصادره خانه و کاشانه مسلمانان پس از هجرت، وقتی مکه فتح شد، مشرکان منتظر بودند ببینند پیامبر(ص) چه واکنشی نشان می‌دهند، حتی پرچمدار فتح مکه فریاد زد که امروز، روز انتقام است، اما پیامبر(ص) بلافاصله فرمودند یکی از یاران پرچم را بازپس گیرد و اعلام کند که امروز، روز مرحمت و روز لطف و مهربانی است. ایشان سپس، همه را آزاد کردند. 

این رفتار پیامبر(ص) در واقع الگویی جاودان برای رهبران و حاکمان است که نشان می‌دهد در اوج قدرت نیز می‌توان عفو و رحمت را جایگزین خشونت و انتقام کرد.  با این حال حدود 10 نفر استثنا شدند؛ کسانی که آسیب‌های روانی و اجتماعی سنگینی به مسلمانان وارد کرده بودند، نه صرفاً آسیب جسمی، بلکه تمسخرها و زخم‌های روحی و روانی که به بنیان جامعه ضربه می‌زد. پیامبر(ص) فرمودند که این افراد هرجا دیده شدند، حتی اگر به پرده‌های کعبه پناه بردند، باید مجازات شوند. بدین معنا که ایشان در امور شخصی همه را بخشیدند، اما وقتی مسئله به اصل اسلام و بنیان جامعه مربوط می‌شد، برخورد قاطع داشتند. این نکته نشان می‌دهد که رحمت و مدارا به معنای تساهل بی‌قید و شرط نیست، بلکه در جایی که امنیت و ثبات جامعه اسلامی در خطر باشد، پیامبر(ص) سخت‌گیری لازم را اعمال می‌کردند.  قرآن کریم نیز تصریح دارد باید با کسانی که در جامعه شایعه‌پراکنی کرده و آرامش عمومی را مختل می‌کنند، برخورد اساسی شود.

صحیفه مدینه یا میثاق مدینه نخستین سند مکتوبی است که مبانی همزیستی مسالمت‌آمیز را در جامعه‌ای چنددینی و چندقومیتی تدوین کرد. در این پیمان، مسلمانان، یهودیان و دیگر قبایل مدینه همگی به عنوان یک «امت» تعریف شدند که در برابر دشمنان خارجی متحد هستند و در داخل نیز با رعایت اصول عدالت و احترام متقابل زندگی می‌کنند

این موضوع همان نکته‌ای است که قرآن کریم درباره آن می‌فرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فیها إِلاَّ قَلیلا؛ اگر منافقان و كسانى كه در دل‌هايشان مرضى است و شايعه‏‌افكنان در مدينه از كارشان باز نايستند، تو را سخت بر آنان مسلط مى‌‏كنيم تا جز مدتى اندك در همسايگى تو نپايند». این آیه نشان می‌دهد که شایعه‌سازی و تضعیف روحیه مردم جرمی ساده نیست، بلکه تهدیدی مستقیم علیه موجودیت جامعه اسلامی به شمار می‌آید. رهبر انقلاب اسلامی نیز سال گذشته به این نکته اشاره کردند که باید برای کسانی که در دل مردم اضطراب ایجاد می‌کنند و جامعه را دچار زلزله فکری و روانی می‌کنند، فکری متناسب و حکمی مناسب اندیشیده شود. این توصیه دقیقاً امتداد همان آموزه‌ای است که پیامبر(ص) در مدیریت جامعه اسلامی به کار بستند و معنای آن نیز همان ترکیب رحمت و عطوفت در کنار قاطعیت و صلابت در برابر تهدیدکنندگان بنیان اجتماعی است.

ایکنا ـ‌ پیامبر اسلام(ص) چگونه توانستند از دل یک جامعه قبیله‌ای که در شبه‌جزیره عربستان وجود داشت، یک امت واحد بسازند؟ 

برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید به ویژگی‌های جامعه جاهلی در صدر اسلام توجه کرد تا بتوان درک کرد پیامبر(ص) چگونه تحولی عظیم ایجاد کردند. جامعه‌ای که پیامبر(ص) در آن ظهور کردند، دارای شاخصه‌های متعددی بود که با تمدن و ساختار اجتماعی منسجم فاصله فراوان داشت. آن‌ها خانه و کاشانه مشخصی نداشتند و مانند آنچه امیرالمؤمنین(ع) بیان می‌فرمایند، در شرایطی سخت و ناپایدار بین مارهای سمی زندگی می‌کردند. آب مصرفی آن‌ها کثیف بود و خوراکشان عمدتاً از جنگ و غارت بود. در چنین جامعه‌ای، قتل و نزاع جزئی از زندگی روزمره محسوب می‌شد و حتی برخی سنت‌های غیر انسانی مانند دخترکشی رواج داشت. کوچکترین بی‌احترامی یا بی‌مهری نیز می‌توانست درگیری‌های طولانی ایجاد کند. جنگ‌ها ممکن بود از چند ساعت تا یک سال و نیم به طول بینجامد و مردم از اینکه نسلشان منقرض شود، بیم داشتند. این جامعه تحت تسلط هیچ حکومتی نبود، زیرا روحیه خشونت، تکبر و قبیله‌گرایی مانع شکل‌گیری هر نوع حکومت منسجم می‌شد. 

اطراف شبه‌جزیره عربستان امپراتوری‌های قدرتمندی مانند روم و ایران شکل گرفته بودند، اما در این منطقه هیچ حکومت پایداری برپا نشده بود. قبیله‌ها فقط به خود و منافع خود توجه می‌کردند و هیچ تابعی برای حاکمیت فراگیر وجود نداشت.  پیامبر(ص) با ورود خود و اعلام احکام عالیه اسلام، وجدان انسان‌ها را بیدار و مسیر همزیستی و وحدت را هموار کردند. نمونه‌ای از این تحول، زمانی است که چند نفر از مدینه به مکه آمدند تا از اهل مکه کمک بگیرند و مشکل خود را حل کنند. ابوسفیان و ابوجهل ابتدا توصیه کردند که حرف‌های این جوان را نشنوند و حتی پنبه‌ای در گوش خود گذاشتند. اما پس از اینکه آیات قرآن و احکام ناب اسلام را شنیدند، به تدریج گرایش پیدا کردند و دریافتند که این احکام منبعی الهی و معقول برای اصلاح جامعه است. پیامبر(ص) با احکام متعالی اسلام دل‌ها را جذب کردند و به تدریج روح قبیله‌گرایی کمرنگ شد. 

یکی دیگر از اقدامات پیامبر(ص)، برقراری پیمان برادری و اخوت میان مهاجران و انصار بود که در سال‌های نخست هجرت انجام شد. در جامعه جاهلی، رئیس قبیله نفوذ و اقتدار مطلق داشت و دیگران موظف به اطاعت از او بودند. پیامبر(ص) با اجرای اصل برابری، توهم تفاخر و سلسله‌مراتب ناعادلانه را از میان برداشت و پیمان برادری بست، حتی یک برده می‌توانست با یک آزاد برادر شود. این اقدام موجب کاهش شدید روحیه قبیله‌گرایی، تکبر و خشونت شد.  

سومین عامل، اخلاق نیکوی پیامبر(ص) بود که قرآن کریم آن را با عبارت «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» توصیف می‌کند. حضرت با رفتار خود دل‌ها را تسخیر کردند و مردم به وضوح دیدند رئیس و حاکم جامعه اسلامی نه تنها تفاخر ندارد، بلکه بر زمین می‌نشیند، با بردگان نشست و برخاست می‌کند و امور شخصی خود را شخصا انجام می‌دهد. این منش و رفتار الگویی عملی از عدالت، فروتنی و رحمت بود که حتی سران قبایل و مردم عادی را مجذوب خود کرد. این اقدامات موجب شد که به تدریج روحیه قبیله‌گرایی، تعصب، خشونت و تکبر در دل‌ها ذوب شده و جای خود را به احساس همدلی، برادری و وحدت در جامعه اسلامی دهد. پیامبر(ص) با ترکیب سه عنصر اساسی شامل احکام الهی، پیمان برادری و اخلاق ناب توانستند از یک جامعه قبیله‌ای متشتت و خشونت‌گرا امت واحدی بسازند که در مسیر عدالت و همزیستی اجتماعی حرکت کند.

ایکنا ـ رحلت پیامبر(ص) چه تأثیری بر انسجام جامعه نوپای مسلمانان داشت؟ 

کاری که پیامبر(ص) انجام دادند، یک اقدام عظیم و ریشه‌ای بود؛ به‌گونه‌ای که رحلت ایشان موجب فروپاشی جامعه نوپای اسلامی نشد. زیرا حضرت پیش از بعثت، چهل سال در میان مردم به امانت‌داری، اخلاق نیکو و صداقت مشهور بودند و پس از بعثت نیز ۲۳ سال تلاش کردند و زحمت کشیدند، ۱۳ سال در مکه و ۱۰ سال در مدینه. حکومتی که پیامبر(ص) به پا کردند، به مرور اطراف شبه‌جزیره عربستان را دربرگرفت. ایشان با نامه‌نگاری به امپراتوری‌ها و دعوت آنان به اسلام و نشر آوازه احکام ناب اسلامی، زمینه را برای گسترش آموزه‌های انسانی و دینی فراهم کردند. این اقدامات مبتنی بر صلح، دعوت، اخلاق و عدالت بود و نه بر لشکرکشی و تسلط نظامی، زیرا هدف پیامبر(ص) از گسترش اسلام، نه قدرت‌طلبی، بلکه انتقال آموزه‌های ناب و انسانی اسلام به سایر جوامع بود. 

پیامبر(ص) با این برنامه‌ریزی و اقدامات، زمینه‌ای فراهم کردند که حتی پس از رحلتشان نیز جامعه نوپا از هم نپاشد. ایشان با چینش هوشمندانه نظام اجتماعی، آموزش احکام و رفتارهای نیکوی شخصی و نگارش نامه‌ها و پیوند با دیگر جوامع، انسجام و ثبات جامعه اسلامی را تضمین کردند. برخورد ایشان با اهل جامعه حتی غیر مسلمانان به‌گونه‌ای بود که پایه‌های اجتماعی و انسانی جامعه را استوار کرد و موجب شد که رحلت پیامبر(ص) خللی جدی در انسجام جامعه ایجاد نکند.  البته پیامبر(ص) در طول زندگی خود وصی و جانشین برای رهبری جامعه معرفی کردند، اما حتی پس از رحلت ایشان و هنگامی که برخی انحرافات و اختلاف‌ها در جامعه رخ داد، جامعه اسلامی به نقطه آغازین جاهلی بازنگشت؛ زیرا تحول عظیمی که پیامبر(ص) در دل‌ها و جامعه ایجاد کرده بود، به اندازه‌ای پایدار بود که اثر آن سال‌ها و قرن‌ها ادامه یافت. 

حکومتی که پیامبر(ص) به پا کردند، به مرور اطراف شبه‌جزیره عربستان را در بر گرفت. ایشان با نامه‌نگاری به امپراتوری‌ها و دعوت آنان به اسلام و نشر آوازه احکام ناب اسلامی، زمینه را برای گسترش آموزه‌های انسانی و دینی فراهم کردند

به همین دلیل، پس از رحلت پیامبر(ص) جامعه اسلامی توانست به رشد و توسعه خود ادامه دهد و بعدها تبدیل به یک تمدن عظیم چندصد ساله شود، بدون آنکه دوباره به جاهلیت اولیه بازگردد.  این نمونه‌ای از تأثیر عمیق و پایدار پیامبر(ص) بر انسجام اجتماعی و بنیان‌های فرهنگی، اخلاقی و سیاسی جامعه اسلامی است، زیرا ایشان با ترکیب اخلاق، حکمرانی، آموزش و تعامل اجتماعی، پایه‌های یک جامعه پایدار، همبسته و پیشرو را بنا نهادند.

ایکنا ـ  به نظر شما چرا این همبستگی امت پس از رحلت پیامبر(ص) دچار تزلزل شد؟ 

یکی از خطوط فکری که همواره از سوی قرآن کریم دنبال شده، جریان نفاق است. یعنی حتی یک سوره از قرآن کریم نیز درباره منفاقان بوده و نام این سوره نیز منافقان است. سوره احزاب نیز درباره منافقین است و در کلام پیامبر(ص) نیز به منافقین اشاره شده است. در جریان حجةالوداع که پیامبر(ص) چند بار در موضوع معرفی وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع)به عنوان جانشین، وصی و امام بعد از خود تأخیر انداختند، علت این تأخیر بیان شد. علت این بود که منافقان در میان مسلمانان زیاد بودند.  منافقان مترصد چه بودند؟ آن‌ها به دنبال فرصتی بودند تا زخم خود را به پیکره جامعه وارد کنند. این نیست که فجایع یکباره اتفاق افتاده باشد؛ خیر! بلکه نقشه‌ها از پیش کشیده شده بود. حتی برای قتل پیامبر(ص) نیز نقشه‌ای طراحی کرده بودند که خداوند متعال به وسیله جبرئیل به ایشان اطلاع داد. منافقان منتظر فرصتی بودند تا ضربه بزنند و کل اسلام را نابود کنند، اما چون آن زمینه‌سازی پیامبر(ص) انجام شده بود و مردم با احکام اسلام و اخلاق پیامبر(ص) عجین شده بودند، نتوانستند اسلام را نابود کنند. البته ضربه‌ای که در کنار زدن امیرالمؤمنین(ع) رخ داد، انحرافی اساسی در دین ایجاد کرد، اما نتوانست جامعه اسلامی را کاملاً نابود و یا منحرف کند. 

نکته مهم دیگر این است که درباره کنار زدن امیرالمؤمنین(ع) برخی از منافقانی که اطرافیان پیامبر(ص) حضور داشتند، به سفارش اهل کتاب بود که همواره در اطراف پیامبر(ص) جمع می‌شدند، زیرا به توصیه اهل کتاب، دین این پیامبر جهانی می‌شد و آن‌ها نیز می‌خواستند سهمی در این فراگیری داشته باشند. بنابراین، جریان منافقین و اطرافیان مترصد ضربه زدن بودند، اما بنیان جامعه اسلامی به دلیل اقدامات پیامبر(ص) و زمینه‌سازی ایشان پابرجا ماند و نتوانستند ضربه‌ای تعیین‌کننده بر جامعه وارد کنند.

ایکنا ـ چگونه می‌توانیم سنت و سیره پیامبر(ص) را برای زندگی امروز بازخوانی و عملیاتی کنیم؟ 

قرآن کریم می‌فرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ قطعا براى شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقى نيكوست». قرآن پیامبر(ص) را الگوی کامل و مطلق معرفی می‌کند و هیچ قیدی برای زمان، مکان یا موضوع مشخص برای ایشان تعیین نمی‌کند. قرآن کریم تأکید می‌کند که پیامبر(ص) برای همگان اسوه و الگو است؛ الگوی راهبر در همه زمان‌ها، در همه موضوعات و در همه مکان‌ها.  اگر دنبال سیره تربیتی هستید، می‌توان به رفتار پیامبر(ص) در تربیت فرزندانی مانند حسنین(ع) و حضرت صدیقه طاهره(س) نگاه کرد. اگر دنبال سیره مدیریتی هستید، پیامبر(ص) درخشان‌ترین حکومت را در طول تاریخ به تعبیر مقام معظم رهبری داشته‌اند؛ درخشان‌ترین حکومت در طول تاریخ، حکومت پیامبر(ص) است.  اگر دنبال سیره اخلاقی هستید، می‌توانید به رفتار پیامبر(ص) در تعاملات روزمره و روابط انسانی نگاه کنید. اگر دنبال سیره معاشرتی هستید، کافی است به رفتار پیامبر(ص) با مردم و جامعه توجه کنید. 

این موارد همگی بدان معناست که وجود و شخصیت پیامبر(ص) الگویی است که هر موضوعی انسان بخواهد بررسی کند، می‌تواند از آن درس بگیرد و آن را در زندگی خود عملی کند.  پیامبر(ص) تک‌بعدی نیست و از هر زاویه‌ای که نگاه کنیم، چه سیره خانوادگی، چه سیره تبلیغی، چه سیره مدیریتی یا سیره قضائی پیامبر(ص) می‌تواند الگو باشد و انسان می‌تواند آن را در زندگی روزمره خود به کار گیرد.

ایکنا ـ‌ به نظر شما چه پیامی از پیامبر(ص) برای جهان معاصری که گرفتار بحران‌های اخلاقی و اجتماعی است، می‌توانیم دریافت کنیم؟

امسال هزار و پانصد و صدمین سال تولد پیامبر(ص) است. باید به عنوان جامعه شیعی یک حرکت و جهش جدی در معرفی صحیح شخصیت و سیره پیامبر(ص) داشته باشیم، آن هم با تکیه بر قرآن و کلام اهل بیت(ع). اگر به قرآن مراجعه کنیم، مشاهده می‌کنیم که قرآن کریم نسخه شفابخش همه دوران‌هاست و برای زمان خاصی محدود نیست؛ درست همانطور که شخص پیامبر(ص) برای زمان خاصی محدود نیست. قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) مانند خورشید هستند و در همه زمان‌ها نورافشانی دارند. 

پیامبر(ص) آمده است تا خرافات، آداب نادرست و رفتارهای زشت و محدودکننده‌ای که در زندگی انسان‌ها وجود دارد، از دست و پای آن‌ها باز کند و کنار بگذارد. پیامبر(ص) آمده تا به انسان بگوید که تو شرافت داری و نباید زیر بار حرف زور بروی

پیام پیامبر(ص) بر محور انسانیت است. پیامبر(ص) آمدند تا انسان‌ها را زنده کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛ چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‌‏بخشد، آنان را اجابت كنيد». این زنده کردن به معنای زندگی فیزیکی نیست، زیرا مردم قبل از پیامبر(ص) هم می‌خوردند، می‌نوشیدند و بچه‌دار می‌شدند. لذا این یک حیات دیگر است؛ یک حیات انسانی و ایمانی. در آیه‌ای دیگر آمده است: « وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ؛ و از دوش آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى دارد». پیامبر(ص) آمده است تا خرافات، آداب نادرست و رفتارهای زشت و محدودکننده‌ای که در زندگی انسان‌ها وجود دارد، از دست و پای آن‌ها باز کند و کنار بگذارد. پیامبر(ص) آمده تا به انسان بگوید که تو شرافت داری و نباید زیر بار حرف زور بروی؛ تو انسانی و حق داری آزاد و مستقل باشی و نباید برده دیگران باشی.  این پیام، پیام جهانی است. اگر همه انسان‌ها وجدان خود را به آن بازگردانند، متوجه می‌شوند که این حرف درست است و با عمل به آن انسانیت خود را باز می‌یابند. در غیر این صورت، مجبورند برده دیگران باشند، چه افراد باشد و چه حکومت‌ها.

گفت‌وگو از مجتبی افشار

انتهای پیام
captcha