میلاد حضرت علی(ع) فرصتی مغتنمی است تا کلمات نورانی ایشان، بهویژه در نهجالبلاغه، که مجموعهای از اندیشههای اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و دینی است را بازخوانی کنیم و از آن پندهای اخلاقی برای ساخت زندگی بهتر بسازیم. به همین مناسبت، خبرگزاری ایکنا سلسله درسگفتارهایی با محوریت آموزههای اخلاقی و انسانی حضرت علی(ع) را با بیان سیدمحمدمهدی جعفری، نهجالبلاغهپژوه و استاد دانشگاه تهیه کرده است. استاد جعفری در این مجال به تبیین نکات عمیق و راهگشای نهجالبلاغه درباره زهد نابجا، لزوم سادهزیستی و زهد مسئولان و برابری آنان با فقرای جامعه و ... پرداخته است. در ادامه بخش دهم این درسگفتار را میخوانیم و میبینیم:
امیرالمؤمنین(ع) بعد از جنگ جمل شنید یکی از یارانش به نام علاء بن زیاد حارثی دارای چشم درد است؛ ظاهرا ترکشی به چشم او اصابت کرد و بیمار شده بود؛ حضرت به عیادت ایشان رفت و دید خانه بسیار بزرگی با حیاط و اتاقهای متعدد دارد؛ حضرت بعد از احوالپرسی فرمود با فراخی این خانه در این جهان چه میکنی؛ در آخرت به یک خانه گشاده و بزرگ بیشتر نیاز داری؛ اگر میخواهی با همین خانه بزرگ، در آخرت نیز پاداش دریافت کنی، باید از مهمان و نیازمندان پذیرایی کنی و به قوم و خویشان خودت برسی و صله رحم کنی و حقوقی را که واقعا بر گردن توست نسبت به افراد و اجتماع انجام دهی و در این هنگام است که با وجود داشتن خانه بزرگ، در آخرت نیز به خانه بزرگی میرسی.
علاء عرض کرد یا امیرمؤمنان(ع)، این که فرمودید درست، اما برادرم را دریاب، زیرا به گوشهای رفته و پشمینه پوشیده است و میگوید من میخواهم خدا را عبادت کنم و هیچ مسئولیت اجتماعی بر گردن نمیگیرد؛ حضرت فرمودند او را بیاورید، وقتی آوردند و حضرت(ع) دیدند که او پشمینه بر تن کرده است خطاب به او فرمودند: ای دشمن جان خویش، آیا تو نسبت به خودت هم دشمنی میکنی و کار بسیار حقیری انجام میدهی؟ آن شیطان ناپاک تو را سرگردان و فریفته کرده است؛ در گوشهای نشستن و عبادت کردن و به اهل و عیال جامعه نرسیدن؛ به خانواده و فرزندانت رحم نمیکنی؟
آیا خدا را چنین دیدهای که بهرهبردن از روزیهای پاک را برای تو روا شمرده است و خوش ندارد که تو از آنها بهره بگیری؟ تو از آن پستتری در پیشگاه خدا که او با تو چنین رفتار کند؛ یعنی در گوشهای نشستن و عبادت خدا کردن کار درستی نیست و تو در مقابل خانواده، اجتماع و فرزندانت وظیفهای داری که باید انجام دهی.
آن شخص هم خطاب به حضرت امیر(ع) عرض کرد، شما که در خوراک و پوشاک وضعیت بدتری نسبت به من داری، چرا به من میگویی انجام ندهم؛ حضرت فرمودند: «ویهک ان الله سبحانه فرض علی ائمه الحق ان یقدروا» وای بر تو، من چون تو نیستم؛ بیگمان خدای پاک از هر کاستی واجب کرده است که ائمه حق خود را با پایینترین مردم هماندازه کنند تا ناداری مستمند او را نیانگیزد و به جوش نیاورد.
او خطاب به حضرت فرمود تو از من وضعیت بدتری داری و حضرت فرمودند: ویهک؛ ویهک غیر از ویلک است؛ ویلک به کسی گویند که کار از کارش گذشته است و دیگر قابل اصلاح نیست اما ویهک برای کسی است که کار خود را اصلاح میکند.
حضرت فرمود من مانند تو نیستم و من مسئولیت اجتماعی و سرپرستی عموم مردم را دارم؛ خدای سبحان بر پیشوایان حق و عدل اینطور واجب کرده است که خود را با پایینترین مردم هماندازه بگیرند. امام(ع) در نامهای(نامه 45) به عثمان بن حنیف نوشتند من شب سیر نمیخوابم تا مبادا کسی از مردم بدون شام سر بر رختخواب گذاشته باشد و من این مسئولیت را دارم؛ تا آن فقر و ناداری فقیر را به جوش نیاورد که برخیزد و انقلاب کند که حافظ گفته است:
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا، غیرت نیاورد که جهان پربلا کند؛ یعنی رهبران و مسئولان نباید خودشان از همه نعمات موجود در جامعه برخوردار باشند و کاری به کار دیگران نداشته باشند؛ ببینند ضعیفترین مردم چگونه زندگی میکنند، برای این که بتوانند فقر و نابرابری را از بین ببرند همه امکانات در اختیار همه شهروندان باشد.
انتهای پیام