
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، با پیدایش و انبساط انقلاب تکنولوژی در دهه 1980، جهان به عصر نوینی گام نهاد، که در آن رسانهها، ضمن حرکت در مسیر تکامل و تنوع، به یکی از مؤلفههای اصلی جوامع بشری تبدیل شدند. برای آن که مخاطبان در برابر رسانههای متعدد، بتوانند علاوه بر بهرهبرداری آگاهانه، خود را در برابر چالشها و پیامدهای مخرب آنها حفظ کنند، باید سواد جدیدی را بیاموزند.
در عصر ارتباطات، با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یک نقطه به نقطه دیگر روبرو هستیم. رسانه یعنی رادیو، تلویزیون و مطبوعات یکی از ابزار جنگ نرم به شمار میآید. با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار گوناگونی استفاده میشود، به همان نسبت گروههای مختلفی از جمله جوانان، سیاستمداران، نخبگان، احزاب و قشرهای مردم را هدف قرار میدهد. افزون بر این، در جنگ نرم از ابزارهای رسانهای، فرهنگی و علمی بهره برده میشود و پوشش آن برای طبقات مختلف، بیشتر و متفاوتتر است.
جنگ رسانهای میتواند بر تودههای مردم اثر گذارد و به همین شکل در جنگ علمی نخبگان را هدف قرار دهد. جنگ نرم و عملیات روانی، گستره مفهومی وسیعی را شامل میشود که طی آن، ابزارهای ارتباطی گوناگون در خدمت تامین مقاصد اعتقادی، سیاسی و اجتماعی، فرهنگی ، اقتصادی و نظایر آن قرار میگیرد. برای مقابله با این جنگ نرم در خاکریزهای رسانه به سلاحی به نام سواد رسانه مجهز شد.
باید این سواد تعریف گستردهتری را در برداشته باشد و فضای مفهومی آن را به وسعت رسانهها امتداد یابد؛ فضایی که تنها به خواندن و نوشتن محدود نشود. «مارشال مکلوهان» نخستینبار در کتاب خود تحت عنوان «درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی انسان»، از واژه سواد رسانهای استفاده کرد و نوشت: «زمانی که دهکده جهانی تحقیق یابد، لازم است انسانها به سواد جدیدی به نام سواد رسانهای دست یابند».
بنابراین تاریخچه پیدایش سواد رسانهای، به سال 1965 باز میگردد؛ اساسا توانایی و قدرت دسترسی، تحلیل، ارزیابی و انتقال اطلاعات و پیامهای رسانهای را سواد رسانهای میگویند. این پیامها میتواند قالبهای مختلف چاپی و غیر چاپی داشته باشند.
تواناییهای مرتبط با سواد رسانهای
تواناییهایی مختلفی را میتوان در سایه سواد رسانهای کسب کرد؛ توانایی استفاده از تکنولوژی روز از جمله کامپیوتر برای پردازش و تولید اطلاعات، توانایی نتیجهگیری در مورد روابط علّی و معلولی میان گزارشهای رسانهها و واکنش عمومی، توانایی تشخیص تأثیر تحریف، کلیشهسازی، تبلیغات و خشنونت در رسانههای دیداری و توانایی تشخیص تفسیر و به وجود آوردن تصویرهای بصری از جمله این تواناییهاست.
همچنین توانایی مصرف انتقادی و نه منفعلانه از رسانهها و توانایی اتخاذ رژیم مصرف رسانهای از دیگر قابلیتهایی است که با سواد رسانهای کسب میشود. به عنوان مثال کسی که از سواد رسانهای برخوردار است میتواند بهدرستی تصمیم بگیرد که چه مقدار و چگونه از غذاهای رسانهای استفاده کند و در معرض چه بخشهایی از رسانه قرار بگیرد. در کنار آن توانایی تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانهها نیز از نکات ارزشمندی است که در پرتو سواد رسانهای حاصل میآید.
غفلت از اهمیت سواد رسانهای در ایران
بهاره نصیری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و پژوهشگر عرصه ارتباطات است که در یک بررسی تطبیقی، آموزش سواد رسانهای بین کشورهای ژاپن و کانادا را جهت ارائه مدل مطلوب در ایران مطالعه کرده است. وی در گفتوگو با کانون نبأ در مورد رویکردهای اخیر ایران در زمینه آموزش سواد رسانهای اظهار کرد: با توجه به اهمیت بحث سواد رسانهای در دنیا، متاسفانه این مقوله در کشور ما مغفول واقع شده است. مهمترین علت آن این است که هنوز متولی مشخصی برای این حوزه نداریم.
وی افزود: در حالی که تجربه کشورهای پیشرو در این زمینه حاکی از آن است که قطعا باید نهاد یا ارگانی متولی امر پژوهش، آموزش و توسعه در زمینه آموزش سواد رسانهای وجود داشته باشد. در یک دهه اخیر تلاشهایی در جهت تولید ادبیات موضوع از سوی علاقهمندان این حوزه صورت گرفته است؛ از جمله تالیف و ترجمه کتاب، انتشار مقاله، ارائه طرحهای پژوهشی و تعداد بسیار زیادی پایاننامه در مقاطع ارشد و دکتری. اما به نظر میرسد هنوز راه بسیار طولانی برای رسیدن به رشد و توسعه سواد رسانهای در کشورمان پیش رو داریم.
وضعیت زیرساختهای آموزشی سواد رسانهای
نصیری همچنین در زمینه وضعیت زیرساختهای آموزشی، مهارتها و امکانات ایجاد سواد رسانهای اظهار کرد: شاید بهتر است گفته شود که به هیچ وجه امر آموزش سواد رسانهای در ایران با کشورهای توسعه یافته قابل مقایسه نیست. به دلیل آن که هنوز مدیران و مسئولان ما در پذیرش یا عدم پذیرش آموزش سواد رسانهای در مدارس به اجماع نظر نرسیدهاند، چه برسد به آن که بخواهند آن را از نظر عملیاتی در سطح کشوری اجرایی سازند و برای زیرساختها و امکانات آن برنامهریزی کنند.
وی بیان کرد: در برخی مدارس که اغلب غیرانتفاعی هستند، به بحث آموزش تفکر انتقادی که یکی از مهمترین مولفههای آموزش سواد رسانهای است به صورت کلاس فوقالعاده پرداخته میشود. اما هیچ واحد درسی تحت عنوان سواد رسانهای در آموزش و پرورش کشور به تصویب نرسیده است. تنها در آموزش عالی در برخی از رشتههای علوم اجتماعی دانشکدههای علمی و کاربردی، واحد درسی تحت این عنوان تدریس میشود که قابل توجه است؛ اما بزرگترین نقطه ضعف آن؛ عدم وجود مدرسانی است که نسبت به این حوزه اشراف داشته باشند، بنابراین هر مدرسی به صورت سلیقهای به تدریس آن میپردازد.
تعیین متولی آموزش سواد رسانهای
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با تأکید بر اولویت تعیین متولی آموزش سواد رسانهای در کشور تصریح کرد: به تبع تعیین متولی، بودجه و برنامهریزی لازم جهت پیادهسازی آن فراهم خواهد شد. همچنین آگاهسازی مدیران و مسئولان جامعه از اهمیت و ضرورت آموزش سواد رسانهای است که به عنوان یکی از مهمترین سوادها در قرن بیست و یکم محسوب میشود. فراهم کردن بانک اطلاعاتی از فعالان، پژوهشگران و علاقهمندان در این حوزه از سراسر کشور از اقدامات مهم بعدی است؛ زیرا ضرورت متمرکز کردن فعالیتها و پیشگیری از موازیکاری و عملکرد جزیرهای در حوزه پژوهش و آموزش سواد رسانهای بهشدت در جامعه ما احساس میشود.
بومیسازی تجربیات سواد رسانهای
وی با بیان اینکه حمایتهای مادی و معنوی از پژوهشگران و محققان در زمینه سواد رسانهای ضرورت دارد، گفت: در این راستا مطالعه، بررسی، رایزنی و ارتباط با کشورهایی که در این زمینه موفق بودهاند نیز بسیار کارگشاست؛ زیرا میتوان از تجربیات و آموزههای آنان در جهت رشد و توسعه امر آموزش سواد رسانهای بهرهمند شد. البته میبایست با رویکردی بومی این تجربیات را به جامعه ایرانی انتقال داد. برگزاری کارگاههای آموزش سواد رسانهای توسط متخصصان این حوزه، جهت ارتقای سطح سواد رسانهای آموزگاران و مدرسان نیز تأثیرات فراوانی دارد.
تعیین روزی به عنوان سواد رسانهای در ایران
این پژوهشگر ارتباطات تصریح کرد: باید در این زمینه فرهنگسازی کنیم و افکارعمومی را نسبت به ضرورت آموزش سواد رسانهای در تمام مقاطع سنی آگاه سازیم؛ به عنوان مثال باید روز یا هفتهای را در سال تحت عنوان روز سواد رسانهای در ایران مشخص کنیم. همان طور که در کشور کانادا هفتم تا نهم نوامبر هر سال تحت عنوان سواد رسانهای مطرح است و با برگزاری جلسات هماندیشی و کنفرانسها و نشستها، فعالان این حوزه گردهم میآیند و تازهترین دستاوردها و تجربیات خود را به اشتراک میگذارند.
وی در پایان اظهار کرد: متاسفانه زیرساختهای لازم برای آموزش سواد رسانهای در ایران در مقایسه با سایر کشورهای توسعهیافته در سطح پائینی قرار دارد؛ بنابرین علاوه بر الگوگیری از سایر کشورهای پیشرو در این زمینه، باید آن را منطبق با جامعه ایرانی بازسازی کرد و به عبارت دیگر بومیسازی کرد. این امر مستلزم سیاستگذاریها و برنامهریزیهای جدی در سطح کلان است.
*گزارش از شکوفه کریمی