
علی بخشیزاده، معاون صدای جمهوری اسلامی ایران در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه امام علی (ع) صرفاً یک شخصیت تاریخی یا قدسی نیست، بلکه الگویی زنده برای زیست انسانی، اجتماعی و مدیریتی به شمار میآید، بیان کرد: هنر و رسانه اگر بتوانند زیست علوی را با زبان امروز، روایت خلاقانه و پرهیز از کلیشه بازنمایی کنند، این ظرفیت را خواهند داشت که پیوندی عمیق، ماندگار و اثرگذار میان نسل جدید و معارف علوی برقرار سازند.
وی با تأکید بر اینکه زیست علوی یک منظومه کامل از زندگی انسانی است، اظهار کرد: در این منظومه، عدالت، شجاعت، عبادت، عقلانیت، دانش، مهرورزی و مسئولیت اجتماعی نه بهصورت مفاهیمی انتزاعی، بلکه در متن عمل، انتخاب و تصمیمگیری جاری است. همین ویژگی، نقطه ورود هنر به سیره علوی محسوب میشود، چراکه هنر زبان موقعیت، انتخاب، تعارض و کنش است. زمانی که امیرالمؤمنین (ع) در جایگاه قاضی، حاکم، پدر، همسر یا شهروند با مسائل واقعی زندگی مواجه میشود، این سیره بهراحتی قابلیت تبدیل شدن به روایت هنری را پیدا میکند. رسانه باید این زیست را هم بهعنوان یک فضیلتنامه اخلاقی و هم بهمثابه تجربهای انسانی، ملموس و قابل درک برای مخاطب به تصویر بکشد.
بخشیزاده با اشاره به نسبت میان هنر و تبلیغ یا تربیت دینی تصریح کرد: هنر دینی زمانی دچار آفت میشود که مأموریت تبلیغیِ غیرواقعی و تحمیلی بر آن بار شود. تفاوت اساسی میان تبلیغ دینی و هنر الهامبخش دینی دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد. هنر علاوه بر آنکه میتواند نقش موعظهگرانه داشته باشد، باید فضا بسازد، تجربه خلق کند و مخاطب را به تفکر و درونیسازی معنا برساند. تربیت دینی در رسانه زمانی محقق میشود که مخاطب خود به کشف معنا دست یابد. هرجا پیام بهصورت مستقیم، از پیشساخته و بدون ظرافت هنری عرضه شود، اثر هنری به کالایی مصرفی تبدیل خواهد شد. از اینرو، سیاستگذاری فرهنگی باید مبتنی بر اعتماد به فرآیند هنری و خلاقیت باشد.
وی با بیان اینکه، حفظ همزمان قداست و جنبه انسانی امام علی (ع) در تولیدات جز الزامات است، بیان کرد: قداست امیرالمؤمنین(ع) در فاصلهگذاری اغراقآمیز و غیرقابل دسترس نشان دادن ایشان نیست، بلکه در صداقت، عمق و عظمت شخصیت ایشان جلوه دارد. هرچه امام علی (ع) انسانیتر روایت شود، الگو بودن ایشان برای مخاطب امروز پررنگتر خواهد شد. هنر باید نشان دهد که امام، در عین جایگاه قدسی، در دل زندگی جاری بوده، درد میکشیده، تصمیمهای سخت میگرفته و با مسائل واقعی جامعه مواجه بوده است. این نگاه نهتنها قداست را مخدوش نمیکند، بلکه آن را عمیقتر، باورپذیرتر و ماندگارتر میسازد.
هنر دینی زمانی دچار آفت میشود که مأموریت تبلیغیِ غیرواقعی و تحمیلی بر آن بار شود
معاون صدای جمهوری اسلامی ایران افزود: نسل امروز با استانداردهای بالا و پیچیده، روایتهای خاص و تجربههای چندرسانهای زیست میکند. این مخاطب بهراحتی جذب نمیشود، اما اگر جذب شود، همراهی عمیق و جدی خواهد داشت. مخاطب امروز صداقت، کیفیت و احترام به شعور خود را مطالبه میکند. تلفیق زیباییشناسی هنری با عمق محتوایی یک ضرورت است، نه یک انتخاب. نمیتوان محتوای عمیق را در قالبهای ضعیف ارائه کرد و انتظار اثرگذاری داشت. فرم و محتوا باید همافزا باشند و رسانهای که بتواند این تعادل را برقرار کند، به موفقیت خواهد رسید.
بخشیزاده با انتقاد از نگاههای تکراری به سیره علوی گفت: بخش عمدهای از کلیشهها محصول نگاه محدود و تکرارشونده به زندگی امیرالمؤمنین(ع) است. این زندگی سرشار از موقعیتهای کمتر روایتشده است؛ از رابطه ایشان با کودکان و خانواده گرفته تا نگاهشان به طبیعت، کار، اقتصاد، مدیریت شهری و حتی شوخطبعیهای حکیمانه. این زوایا ظرفیتهای دراماتیک و انسانی بالایی دارند و خلاقیت هنری دقیقاً در کشف همین لایههای کمتر دیدهشده معنا پیدا میکند، نه در بازگویی مفاهیم آشنا با زبانی تکراری.
وی درباره نقش نهادهای متولی فرهنگ دینی نیز تصریح کرد: این نهادها باید نقش تسهیلگر، حمایتکننده و اعتمادساز داشته باشند. هنرمند برای خلق اثر ماندگار به امنیت فکری، حمایت پژوهشی و آزادی خلاقانه در چارچوب ارزشها نیاز دارد. سیاستهای حمایتی زمانی اثربخش خواهند بود که به کیفیت، تحقیق و نوآوری بها بدهند، نه صرفاً تولید کمّی آثار. هرجا نگاه سلیقهای و محافظهکارانه غلبه کند، خلاقیت قربانی میشود و خروجیها به سمت تکرار حرکت میکند.
معاون صدا با اشاره به ظرفیتهای کمتر مورد توجه قرار گرفته در قالبهای نمایشی اظهار کرد: قالبهایی مانند نمایشهای رادیویی، پادکستهای داستانمحور و مستند ـ نمایشیِ روایی هنوز آنگونه که باید مورد استفاده قرار نگرفتهاند. این قالبها امکان روایت غیرمستقیم، عمیق و نزدیک به ذهن مخاطب امروز را فراهم میکنند. بهویژه رادیو، به دلیل قدرت بالای تخیلسازی، میتواند زیست علوی را به شکلی هنرمندانه و درونی برای مخاطب بازآفرینی کند.
وی با تأکید بر بازنمایی درست مفهوم سادهزیستی امام علی(ع) تصریح کرد: سادهزیستی امیرالمؤمنین(ع) بههیچوجه به معنای کنارهگیری از جامعه یا انفعال نبود، بلکه جلوهای از مسئولیتپذیری آگاهانه و فعال در متن جامعه و در اوج قدرت سیاسی و اجتماعی محسوب میشد. هنر باید این حقیقت را برجسته کند که امام در عین سادهزیستی، حضوری فعال در جامعه داشت، تصمیم میگرفت، عدالت اجرا میکرد و بار سنگین مسئولیت را بر دوش میکشید؛ تصویری که میتواند برای مخاطب امروز الهامبخش، امیدآفرین و کاملاً امروزی باشد.
بخشیزاده ادامه داد: آنچه امروز از «زهد» در سینما و تلویزیون نمایش داده میشود، بیش از آنکه ریشه در سیره علوی داشته باشد، حاصل سادهسازیهای نادرست در روایت هنری است. زهد امیرالمؤمنین علیهالسلام نه به معنای کنارهگیری از زندگی و نه نشانه انفعال بود، بلکه نوعی سادهزیستیِ آگاهانه، فعال و مسئولانه در متن جامعه و در اوج قدرت به شمار میرفت. هنر نمایش برای انتقال این حقیقت باید ابتدا این سوءبرداشت تاریخی و رسانهای را اصلاح کند. نکته کلیدی آن است که امام علی (ع) در عین زهد، کنشگر بود؛ مدیری قاطع، قاضی دقیق، فرماندهای شجاع و در عین حال انسانی سرشار از عاطفه، شوخطبعی حکیمانه و ارتباط زنده با مردم. تمرکز بر موقعیتهای واقعی زندگی ایشان، از سرکشی شبانه به محرومان و حضور در بازار گرفته تا گفتوگو با کارگران، شنیدن شکایت یک شهروند عادی و چشمپوشی از امتیاز شخصی در اوج قدرت، میتواند زهد را از یک مفهوم ذهنی به رفتاری الهامبخش تبدیل کند.
هنرمند برای خلق اثر ماندگار به امنیت فکری، حمایت پژوهشی و آزادی خلاقانه در چارچوب ارزشها نیاز دارد
معاون صدای جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد: از منظر رسانهای، بازتعریف زیباییشناسی زهد یک ضرورت جدی است. زهد علوی، زیباییِ حرکت، حضور و مسئولیت است، نه زیباییِ سکون و انزوا. اگر هنر نمایش بتواند نشان دهد که سادهزیستی امیرالمؤمنین علیهالسلام نه از سر ناتوانی، بلکه از موضع انتخابی آگاهانه و اخلاقی بوده است، مخاطب امروز، بهویژه نسل جوان، میتواند با این الگو ارتباطی عمیق برقرار کند. جوان امروز به دنبال الگویی است که هم معنوی باشد و هم کارآمد، هم اخلاقی باشد و هم اجتماعی.
وی در پایان اظهار کرد: پرهیز از اغراق و تقدسسازیهای غیرقابل لمس در روایت زندگی امام علی(ع) ضرورتی انکارناپذیر است. امیرالمؤمنین علیهالسلام نیازی به اسطورهپردازی ندارد؛ عظمت ایشان در صداقت، عدالت و مسئولیتپذیری نهفته است. هنر نمایش اگر بتواند این عظمت را در قالب روایتهایی انسانی، زنده و پرتحرک به تصویر بکشد، نهتنها زهد علوی را از انزوا خارج میکند، بلکه آن را به الگویی عملی و الهامبخش برای زندگی امروز تبدیل خواهد کرد؛ نقطهای که در آن هنر، رسانه و معارف دینی به شکلی اصیل و اثرگذار به هم میرسند.
انتهای پیام