همزمان با فرارسیدن میلاد حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) که به نام روز پدر نیز نامگذاری شده است، فرصتی است تا نه تنها از زحمات و نقش بیبدیل پدران و مردان در ساختار خانواده و جامعه قدردانی کنیم، بلکه بهانهای باشد برای پرداختن به موضوعی که اغلب در سایه میماند؛ «سلامت روان مردان».
در فرهنگی که گاه مردان را به سکوت و تحمل در برابر فشارهای روانی تشویق میکند، بسیاری از آنها بار سنگین انتظارات اجتماعی، شغلی و خانوادگی را به تنهایی به دوش میکشند، بدون آنکه فضای امنی برای بیان دغدغهها و دریافت حمایت لازم داشته باشند. این سکوت میتواند به بهای گران فرسودگی، افسردگی پنهان و کاهش کیفیت زندگی تمام شود.
خبرگزاری ایکنا در گفتوگو با زهیر احمدی، روانشناس و درمانگر به واکاوی چالشهای سلامت روان مردان و راهکارهای عملی برای تقویت تابآوری و تعادل روانی در زندگی فردی و اجتماعی پرداخته است. هدف ما نه تنها افزایش آگاهی، که گامی به سوی تغییر نگرش و ایجاد گفتوگویی صمیمانه حول این موضوع مهم است.
ایکنا ـ در جامعه امروز ایران، مردان با چه کلیشهها و انتظارات سنتی روانی-اجتماعی مانند «مرد قوی»، «نانآور اصلی»، «ابراز احساسات نکردن» مواجهند و این فشارها چگونه بر سلامت روان آنها تأثیر میگذارد؟
در آستانه سالروز میلاد با سعادت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و روز پدر، این مناسبتهای فرخنده را به تمامی مردان و پدران دلسوز و فداکار این سرزمین تبریک عرض میکنم. امید است در سایه الطاف بیکران آن امام همام، همواره موفق و پایدار باشید.
در مورد پرسش مطرح شده، باید گفت که در جامعه سنتی و حتی بخشهایی از جامعه مدرن ایران، هویت مردان و پدران با کلیشههایی همچون «مردان گریه نمیکنند»، «مرد باید مانند کوه استوار باشد» و «مرد شکستناپذیر است» گره خورده است. این انگارهها میتواند مردان را به سمت سرکوب هیجانات سوق دهد و سلامت روان آنها را به مخاطره اندازد. در واقع، این واژگان و کلیشهها، مردان را از کارکرد طبیعی و سالم عاطفی دور کرده و باعث درونریزی هیجانات مثبت و منفی میشود که نتیجه آن، حرکت به سمت فرسودگی روانی به جای سلامت روان است.
از منظر روانشناسی، وقتی که یک مرد اجازه ابراز ضعف، ترس، غم، ناراحتی و حتی گریه را از خود میگیرد، این فرسودگی روانی تشدید میشود. این فشارها میتواند خطر بروز اختلالات اضطرابی، بیماریهای جسمی یا روانتنی را در مردان افزایش دهد. شاید یکی از دلایل شیوع بیشتر سکتههای قلبی در مردان نسبت به زنان نیز همین امر باشد؛ چرا که زنان معمولاً راحتتر هیجانات خود را بروز میدهند، گریه میکنند و صحبت میکنند، اما تسلط این کلیشهها سبب شده است که مردان کمتر به سمت ابراز هیجانات خود رفته و با پیامدهای ناشی از آن مواجه شوند.
در حالی که با الگوی بیبدیل و تکرارنشدنی مانند حضرت علی(ع) روبهرو هستیم، جای بسی تأمل است که چنین کلیشههایی در فرهنگ ما نفوذ کرده باشد. مردی که در اوج اقتدار، شجاعت و قدرت، در سوگ حضرت فاطمه زهرا(س) اشک میریخت و هیجانات خود را آشکارا نشان میداد، یا در تاریخ میخوانیم که آن حضرت با چاه درد و دل میکردند. این برونریزی هیجانات، نه تنها از سلامت روانی او محافظت میکرد، بلکه مسیر را برای مدیریت صحیح احساسات هموار میکرد. بنابراین، کلیشههای رایج امروزی با تعریف واقعی مردانگی در سیره اهل بیت(ع) و امیرالمؤمنین(ع) فاصله بسیاری دارد و این فاصله، آرامش، شادکامی و حال خوب را از خانوادههای ما دور ساخته است.
ایکنا ـ چگونه خانواده میتواند در برابر تأثیرات منفی این کلیشهها نقش حمایتی ایفا کند؟
باید تأکید کنم که خانواده باید «منطقه امن» زندگی یک مرد باشد. به عبارت دیگر، خانواده باید فضایی باشد که مرد در آن نیازی به نقاب ابرقهرمانی نداشته باشد و بتواند خود واقعیاش را بدون هراس نشان دهد؛ جایی که امکان بیان و بروز احساسات، هیجانات و نیازهایش فراهم باشد.
بنابراین، لازم است به خانوادهها، همسر و فرزندان یادآوری کنیم که باید به مرد خانه، چه در جایگاه پدر و چه در جایگاه همسر این اطمینان را بدهند که ارزش و احترام او نه براساس موجودی حساب بانکی یا موفقیتهای شغلیاش، بلکه فراتر از این عوامل مادی است و باید حس ارزشمندی را به او منتقل کنند.
در چنین فضایی، اگر مردی احساس خستگی کرد یا از نگرانیهایش سخن گفت، نباید مورد سرزنش یا مقایسه قرار گیرد و احساسات منفی به او انتقال یابد؛ بلکه باید شنیده شود، نیازهایش درک شود و آرامش به او برگردانده شود.
از منظر علمی نیز، حمایت عاطفی خانواده، همسر و فرزندان، سطح هورمون کورتیزول، که هورمون استرس است را در مردان کاهش میدهد. به عبارت دیگر، هنگامی که خانواده از پدر و همسر خود حمایت عاطفی میکند، هورمون استرس کاهش یافته و تابآوری و صبر مرد در برابر مشکلات افزایش مییابد.
هدف ازدواج نیز در همین راستا قرار دارد؛ همانگونه که خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا؛ از نشانههای او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید.» زن و مرد باید در کنار یکدیگر به آرامش و حال خوب دست یابند. این حال خوب، با نگاههای کلیشهای و انتظارات قالبی از مردان فاصله دارد و تحت چنین شرایطی محقق نمیشود.
ایکنا ـ یک پدر چگونه میتواند همزمان نقش مرجعیت و صمیمیت را در خانواده ایفا کند؟
این سبک تربیتی در روانشناسی، «سبک مقتدرانه» نامیده میشود. در این سبک، پدر یا مادر در خانواده هم به عنوان مرجع قانونگذار عمل میکنند و هم در چارچوب صمیمیت، گرم و پاسخگو هستند.
بنابراین، مفهوم «مقتدر بودن» پدر با پرخاشگری، خشونت یا سکوت متفاوت است. منظور از اقتدار پدری این است که او هم ثابتقدم بوده و بر حرف و اصول خود پایدار بماند و هم عادل باشد. قوانینی که وضع میکند باید برای تمام اعضای خانواده بهطور یکسان یا متناسب با شرایط هر فرد اجرا شود. به عنوان مثال، عدالت در برخورد با پسر ۱۰ ساله و پسر ۲۰ ساله به معنای حقوق یکسان نیست، بلکه به معنای برخورداری هر یک به اندازه ظرفیت و شرایط خود است.
مرجعیت به این معناست که پدر به وعدههای خود عمل کند؛ اگر قولی میدهد، اگر قرار است محرومیتی اعمال شود، اگر قانونی وضع میکند، اگر جریمه یا تشویقی در نظر گرفته است، باید به سخن خود پایبند باشد تا کلامش در خانواده نافذ و مؤثر باقی بماند.
از سوی دیگر، وجود صمیمیت نیز ضروری است. در نامه ۳۱ نهجالبلاغه، که خطاب امام علی(ع) به امام حسن مجتبی(ع) است، عباراتی مانند «پسرم» و «پسرکم» به کار رفته است. همچنین در حدیث شریف کساء، حضرت زهرا(س) فرزندان خود را با تعابیری همچون «یا قرة عینی»(ای نور چشمانم) و «یا ثمرة فوادی»(ای میوه دلم) خطاب میکنند. این نمونهها بیانگر عمق صمیمیت و مهرورزی است.
حال، پدر باید بتواند در عین حفظ احترام، رعایت قانون و استواری، فرزندان خود را از محبت سیراب کند، با آنها صمیمی باشد و هیجانات مثبت خود را بروز دهد. بنابراین، پدر میتواند همزمان هم مرجعی مقتدر باشد و هم محبت و عشق را به شکلی صمیمانه به فرزندان خود منتقل کند.
ایکنا ـ مانع اصلی مردان برای مراجعه به روانشناس یا روانپزشک چیست؟ چگونه میتوان فرهنگ «طلب کمک» را در میان مردان تقویت کرد؟
به نظر میرسد بزرگترین مانع، انگ «ضعف» است. در واقع، آن اقتدار یا غرورِ مرتبط با مردانگی، اجازه نمیدهد مرد به مشاور مراجعه کند؛ چرا که این کار را نشانه ضعف میپندارد. برچسبهایی مانند «تو ضعیفی»، «نتوانستی مشکلات زندگیات را حل کنی» یا «باید دیگری به تو کمک کند»، از جمله افکار غیرمنطقی و نادرستی هستند که مانع از مراجعه مردان به مشاور میشوند. هنگامی که به مردی گفته میشود باید به مشاور مراجعه کند، او احساس ناتوانی کرده و نتیجه میگیرد که «پس من نمیتوانم» و در نتیجه از مشاوره رویگردان میشود.
در عمل نیز مشاهده میشود که بسیاری از مراجعان به مراکز مشاوره را بانوان تشکیل میدهند؛ البته این نگرش نسبت به گذشته بهبود یافته و تا حدی تغییر کرده است. درواقع برای دگرگونی این فرهنگ، باید نگاه به روانشناسی را از تصویر «مکانی برای دیوانگان یا ناآگاهان» تغییر داد و به این مفهوم رسید که «مشورت، بهرهمندی و هوشمندی است». به عبارت دیگر، کسی که مشورت میگیرد، انسانی خردمند است و این اقدام نشانه قدرت اوست، نه ناتوانیاش.
در جایجای تاریخ شاهدیم که حضرت علی(ع) و پیامبر اکرم(ص) مشورت میکرد. بزرگان دین نیز روایات فراوانی در این زمینه دارند؛ از جمله روایتی که میفرماید: «هر کس مشورت کند، در عقلِ افراد دیگر شریک شده است»؛ یعنی از تجربه و تفکر او بهره میبرد. در روایات دیگری نیز آمده است که «کسی که مشورت نکند، به هلاکت میرسد». این موارد نشان میدهد که مشورتکردن نشانه خردورزی است، نه ناتوانی.
اما راهکار عملی چیست؟ ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه میتوان این فرهنگ را نهادینه کرد. به نظر میرسد در گام اول، رسانهها اعم از خبرگزاریها، پایگاههای اینترتی، فضای مجازی و تلویزیون، باید الگوی موفق مشورتپذیری را نشان دهند و تبلیغ کنند که مراجعه به متخصص، نشانه عقل و هوشمندی فرد است. همانطور که اگر بیمار شوم و دچار درد دل، سردرد یا مشکل قلبی گردم، با مراجعه به پزشک، کسی به من نمیگوید «تو ناتوانی» یا «کار اشتباهی کردهای»؛ چرا که این حوزه، تخصص من نیست. یا اگر به مکانیک مراجعه کنم، کسی به من خرده نمیگیرد؛ زیرا از فنون تعمیر خودرو آگاه نیستم. این نگرش باید در جامعه نهادینه شود که همانگونه که برای تعمیر خودرو یا سلامت جسم به پزشک و مکانیک مراجعه میکنیم، بدون آن که آن را اظهار ناتوانی بدانیم، در امور زندگی و مشکلات فردی نیز ممکن است با مسائلی روبهرو شویم که نیاز به مشورت و راهنمایی تخصصی داشته باشد و مشاوره، راهحل درمان و بهبود آن است.
ایکنا ـ توصیههای عملی شما به عنوان روانشناس برای خانوادههایی که میخواهند سلامت روان مردان را حفظ کنند چیست؟
به نظر میرسد توجه و رعایت چند نکته، بسیار مهم و ضروری است؛
نکته اول: قدردانی کلامی
توصیه میکنم خانوادهها از قدردانی کلامی بهره ببرند. حس حمایتکنندگی، اهمیت و ارزش مرد خانواده را ببینید، دربارهاش صحبت کنید و به زبان بیاورید. تشکر بابت خرید نان، قدردانی از زحماتی که میکشد، توجه و تشکر بابت میوهای که میخرد، خانهای که خریده، ماشینی که تهیه کرده و تمام تلاشهایی که انجام میدهد، به او این حس را منتقل میکند که «اگر تو نبودی، من تکیهگاهی نداشتم» و «اگر تو نبودی، زندگی بر من سخت میگذشت». این حس قدرت، حال مرد را خوب میکند و به او احساس مفید بودن میبخشد. به ویژه در شرایط کنونی جامعه که نوسانات قیمتها بسیار شدید است، بسیاری از مردان احساس خجالت، ناتوانی یا شرم میکنند از اینکه نمیتوانند برخی خواستههای خانواده خود را برآورده کنند. بنابراین، این قدردانی کلامی، حسی مثبت و قدرتمند به آنها منتقل میکند.
نکته دوم: تعدیل در خواستهها
اگر خواستههای خود از مرد را افزایش دهیم، طبیعتاً او نیز مجبور است فعالیتش را بیشتر کند تا بتواند آنها را تأمین کند. با توجه به شرایط اقتصادی فعلی که حال بسیاری از مردان ما مناسب نیست، افزایش خواستهها او را ناچار میکند کار بیشتری انجام دهد، در حالی که از یک سو حال خوبی ندارد و از سوی دیگر احساس خستگی، ناتوانی و نارضایتی او بیشتر میشود.
نکته سوم: تشویق به خودمراقبتی
مردان عمدتاً خود را فدای رفاه خانواده میکنند. اگر مردی با خانواده، همسر یا فرزندانش برای خرید به فروشگاه برود، معمولاً برای دیگران بیشتر از خودش خرید میکند. فرزندانش را به کلاس یا باشگاه میفرستد، همسرش را در دورههای مهارتی ثبتنام میکند، اما برای خودش زمانی اختصاص نمیدهد، سرگرمی نمیخواهد و تمام تلاشش بر این است که حال خانواده، همسر و فرزندانش خوب باشد. در اینجا مناسب است که خانواده، مرد را تشویق کند که کمی به فکر خود باشد، ورزش کند، سرگرمی داشته باشد، چکاپ پزشکی انجام دهد و این موارد برای مردان مفید و لازم است.
نکته چهارم: شنیدن فعال
بسیار خوب است که خانوادهها گاهی اوقات، مثلاً هفتهای یک بار یا دو هفته یک بار، زمانی را اختصاص دهند و صدای یکدیگر را بشنوند. این نیاز هم در زن وجود دارد و هم در مرد. اما با توجه به تمرکز بحث حاضر بر مردان، تأکید میکنیم که باید به مردان اجازه داده شود در خانه صحبت کنند، حرفشان را بزنند، از دغدغهها و ناراحتیهایشان بگویند، بدون اینکه قضاوت شوند.
نکته پنجم: تعدیل کار و زندگی
باید به مرد کمک شود تا تعادلی بین محیط کار و محیط خانه ایجاد کند. مرد باید این حس را داشته باشد که در خانه، فقط «پدر» است یا فقط «همسر»؛ نه یک کارمند یا مدیرعامل. در خانه باید به نقش پدری و همسری خود توجه کند، نه اینکه بیشتر بر کار و دغدغههای مالی متمرکز شود.
اگر این اقدامات محقق شود، مردان آن حس آرامش و سلامت روان را تقویت کرده و احساس رضایتمندی بیشتری خواهند داشت.
ایکنا ـ سخن پایانی شما برای خانوادهها، سیاستگذاران و نظام آموزشی برای توجه بیشتر به این موضوع چیست؟ چه تغییراتی در سطح کلان میتواند مفید باشد؟
با توجه به اهمیت موضوع سلامت روان مردان و تأثیر آن بر نهاد خانواده و پیشرفت جامعه، لازم است موارد زیر مورد توجه قرار گیرد؛
سلامت روان مردان نقشی اساسی در ثبات خانواده و سعادت جامعه ایفا میکند. هنگامی که مرد از آرامش روانی برخوردار باشد، میتواند چرخ زندگی خانوادگی را بهشکلی مؤثرتر به حرکت درآورد. در فضایی که آرامش و تعادل روانی حاکم باشد، همسر و فرزندان نیز از تعاملات سازندهتر و فعالیتهای بهرهمندتری برخوردار خواهند شد و در نهایت، جامعه به سمت تعالی و پیشرفت گام برخواهد داشت.
در این راستا، لازم است سیاستگذاران و مسئولان نسبت به ایجاد امنیت شغلی و اقتصادی اهتمام ویژه داشته باشند؛ چرا که این عوامل ارتباط مستقیمی با سلامت روان مردان دارند. مردی که از امنیت مالی برخوردار باشد، میتواند نیازهای خانواده خود را بهخوبی تأمین کند و با دغدغههای کمتری مواجه شود. در غیر این صورت، نگرانیهای معیشتی میتواند موجب اختلال در ایفای نقش پدری و همسری شود.
نکته دیگر مربوط به نظام آموزشی است. آموزش و پرورش و مراکز آموزشی میتوانند با گنجاندن مفاهیمی، چون سواد عاطفی و هوش هیجانی در کتب درسی، به تربیت نسل آینده کمک شایانی کنند. مردان جامعه ما باید بیاموزند که علاوه بر مسئولیتپذیری و قدرت، محبت، عاطفه و مهربانی نیز از ویژگیهای ضروری یک مرد کامل است. مردی میتواند در عین قدرتمندی، مظهر محبت و عطوفت باشد. نمونه متعالی این تعادل را میتوان در شخصیت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) مشاهده کرد که هم در میدان نبرد شجاعتی بینظیر داشت و هم در حریم خانواده، مهربانی و صمیمیت را به اوج میرساند.
در پایان، به مناسبت روز پدر، شایسته است خانوادهها و جامعه به جایگاه واقعی مردان توجه کنند و به جای نگاه ابزاری، به دنیای درونی و عواطف آنها نیز اهمیت دهند. بسیاری از مردان ممکن است از درون حال خوبی نداشته باشند و این نیازمند توجه و حمایت جمعی است. بهرهگیری از الگوهای بزرگی مانند حضرت علی(ع) که سرمشقی جهانی برای تمام آزادمردان است، میتواند مسیر دستیابی به تعالی مادی و معنوی را هموارتر کند.
انتهای پیام