داستان عشقورزی ما ایرانیها به ائمه (ع) هزار ساله است؛ نه امروز و دیروز که از هزار سال قبل ما با عشق به سوی حرمهای مطهر ائمه(ع) به زلالی آب، روان بودیم و به پاسداشت نورانیترین انسانهای هستی، شکوهی از هنر و خلاقیت را ترکیب کرده و برایشان گنبد و حرم میساختیم. در هر برهه تاریخی هم که موانعی برای رسیدن ما به بارگاههای مطهر ائمه(ع) وجود داشت، انتظار و صبر را پیش میگرفتیم و بالاخره راهی برای رفتن پیدا میکردیم.
سالهای حکومت صدام نیز یکی از این برهههای تاریخی سخت، پرانتظار و پر از داغ دوری بود. داغی که موجب شده بود بسته بودن راه حرمهای مطهر ائمه(ع) در عتبات عراق یکی از بخشهای پر سوز و گداز نوحههای ایرانی باشد.
دوران صدام که تمام شد و پای ما ایرانیها با هزاران سال هنر، تمدن، معماری، ذوق، عشق و ارادت به حرمهای مطهر رسید، غم و غصه قلبهایمان را فشرد.
آنهایی که در اولین سالهای پس از سقوط صدام به عتبات مشرّف شده بودند میدانند هر کسی وقتی وارد حرم امام علی(ع) میشد از دیدن کوچکی حرم و صدماتی که طی سالیان طولانی به این حرم مطهر وارد شده، مبهوت، اندوهگین و شگفتزده میماند؛ چگونه ممکن است حرم اولین امام شیعیان حتی از آستانهای برخی از امامزادگان در ایران هم کوچکتر و با امکانات کمتری باشد؟
و این همان اندوهی بود که شهید سردار قاسم سلیمانی پس از سقوط صدام طی سفری به عتبات عالیات با تمام وجودش درک و در بازگشت به ایران ستاد بازسازی عتبات عالیات را با هدف گرد هم جمع کردن ارادتمان آل علی(ع) برای توسعه و بازسازی اعتاب مقدسه عراق راهاندازی کرد و احسند به مردم عاشق ایران که چه همدلانه پای کار آمدند و چه باشکوه و بر پایه مهر و محبت و عشق و صداقت دست به خلق شاهکارهای معماری، مهندسی، هنر و ... در حرم حضرت پدر زدند.

میگویند «بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد»؛ آنهایی که پس از سال 95 به نجف اشرف مشرّف شدهاند به خوبی شاهکار «عشق» را در ساختن بیستون(شما بخوانید صحن حضرت زهرا(س))، در جوار حرم مطهر علوی دیدهاند. این بنای رفیع افزون بر فضایی روح بخش برای راز و نیاز با پروردگار و سخن دل گفتن با علی اعلا، نگارستانی است باشکوه از هنرهای هنرمندان، معماران و مهندسان تمدن دیرپای ایران زمین؛ گنجینهای از هنرهای آیینهکاری، مقرنسکاری، آجرکاری، طلاکاری، گچبری، کاشی کاری، حجاری و خلاصه هنری در معماری و ساخت بنا نیست که ایرانیان آن را در این صحن زیبا به کار نبرده باشند. زیر پایتان را هم که نگاه کنید فرشهای اصیل ایرانی است که به دست فرشبافان هنرمند کشورمان گره به گره با محبت درآمیخته و بافته شدهاند.
حضرت مرتضی علی امیرالمؤمنين عليه آلاف التحیة والثناء در نوزدهم رمضان سال چهل هجری قمری در مسجد کوفه ضربت خورد و ندای جان بخش او که فرمود: «فزتُ وربّ الكعبة» در تاریخ پیچید. دو روز بعد آن حضرت به شهادت رسید و پیکر مطهرش در جوار آرامگاه حضرت آدم صفی الله و حضرت نوح نبی الله بر بلندای تپهای به خاک سپرده شد که نام نجف از همان بلندا برخاسته است.
تا میانهٔ دوران امامت امام جعفر صادق(ع) مزار آن بزرگوار پنهان ماند و امامان معصوم از دور به ایشان سلام میدادند. با آشکار شدن قبر مطهر حضرت علی(ع)، نجف اشرف به قبله گاه شیعیان بدل شد و در چهارده قرن اخیر ارادتمندان به ویژه ایرانیان، در تکریم و عمران آن کوشیدهاند. از کهنترین یادمانهای حرم مطهر کتیبهای است مؤرخ ۷۷۶ هجری در ورودی شمالی حرم عتیق و بر سردر مسجد عمران بن شاهين یادگار عهد شاه صفی صفوی که با همت وزیر خود چند بنای پراکنده پیرامون مزار را تجمیع کرد.

پیش از این، در غرب مزار حضرت علی(ع) مسجدی از عصر ایلخانان قرار داشت که فقط از محراب زرین فام آن اندکی برجا مانده است و در دوره کوتاه افشار، نادرشاه گنبد بازمانده از گذشته و ایوان افسانهای نجف اشرف را با طلا زینت کرد. در دوره قاجار نیز مرمت و عمران حرم حضرت متوقف نشد و انبوهی از نشانههای قاجاری را میتوان در کاشی کاریهای صحن تماشا کرد.
با روی کار آمدن حزب بعث به ویژه آخرین دیکتاتور این حزب، تلاشها برای تضعیف شیعیان با بیتوجهی به حرمهای مطهر و تخریب آنها همراه بود تا جایی که در نجف اشرف تاج خورشید زرین گنبد را از جا کندند، گنبد و گریو آن را آسیب زدند و چنان کردند که گرد غربت بر سرتاسر صحن و سرای ائمه هدى مخصوصاً حرم اميرالمؤمنين(ع) بنشیند.
پس از سقوط صدام باز هم ایرانیها دست به کار شدند و از مرمت گنبد و گریو و ایوان طلا گرفته تا اجرای سنگ کاری و احداث مضیف و سایبانهای اطراف حرم هر آنچه از دستشان بر میآمد برای آبادی خانه پدریشان انجام دادند.

اما در این میان صحن حضرت زهرا(س)، صحنی که در تابلوی افتتاح و تحویل کامل آن به آستان علوی نوشته شده است: «هدیه ملت شریف ایران به آستان مقدس امیرالمومنین(ع)»، شکوهی وصف ناشدنی دارد. صحنی که باید در آن با ارادت قدم زد و با لذت گوشه گوشه آن را تماشا کرد. هنر به معنای اعلای آن در این صحن متجلی است. هر آیهای که خوشنویسی شده با دقت انتخاب شده است، چهار حدیث که در آنها هم نام حضرت علی(ع) و هم نام حضرت فاطمه(س) آمده است زینب بخش این صحن است. اشعاری ناشی از اوج ارادت، بخشی از وصیت نامه حضرت علی(ع)، آیات و احادیث متعدد و هر آنچه که زیباست در اینجا به زیبایی نقش بسته است.
نقش و نگار کاشیهای فیروزهای این صحن دیدنی هست اما، داستان پشت هر کاشی شنیدی است. از قدیم رسم بوده نام واقف را پشت کاشیها مینوشتند و چه خوشبختند ایرانیهایی که نامشان پشت این کاشیها نوشته شده است.
رنگهای کاشیها اصیلند، به اصالت عشق ما؛ ستونها بلند هستند البته نه به بلندای ارادت ما به آستان علی(ع)، جوهره هزاران سال تمدن در پیچ و تاب خوشنویسیها نهفته است؛ آیینهکاریها جلوهای از ما را شکسته در اندوه ظلمی که به آل الله روا داشته شده نشان میدهند و مقرنسهای بلند، بیاختیار چشمها را رو به آسمان میبرند و نگه میدارند تا تماشاگران این صحن فاخر، ببینند اوج محبیتی را که ملت ایران برای پدر امتشان قائلند.
انتهای پیام