
آغاز رسمی مرحله دوم طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه، با محوریت تشکیل «شورای صلح» با پذیرش قريب ۲۰ کشور، امضای منشور آن و انتصاب یک کمیته تکنوکرات برای اداره موقت این منطقه، تحولات جدیدی را در معادلات آتشبس رقم زده است. در حالی که خبرها از توافق بر سر اسامی اعضای کمیته اداره غزه حکایت دارد، ترامپ با شعار «صلح از طریق قدرت» و تأکید بر خلع سلاح کامل حماس، تلاش دارد نقش خود را به عنوان رئیس این شورا برای نظارت بر بازسازی و تأمین امنیت این منطقه تثبیت کند.
با این وجود، اجرای طرح ۲۰ مادهای ترامپ که منجر به آتشبس در ۱۰ اکتبر شد با موانع و واکنشهای متنوعی روبروست؛ از تدوین منشور نهایی شورا و تردید کشورها در اعزام نیروهای تثبیتکننده گرفته تا مخالفت حماس با پیشنهاد شورای صلح که آن را بازگشت به دوران قیمومیت و استعمار توصیف میکند. اکنون در سایه این تنشها و ابهامات، این سوال اساسی مطرح است که آیا این ابتکار عمل میتواند با حمایت بازیگران منطقهای و بینالمللی، راهکاری برای پایان دادن به رنج مردم غزه و آینده سیاسی این منطقه باشد یا خیر؟
بیشتر بخوانید:
در این راستا ایکنا با محمدپارسا نجفی، کارشناس مسائل منطقه به گفتوگو درباره ابعاد اجرایی تشکیل شورای صلح در غزه، اهداف ترامپ از دور زدن سازمان ملل با تشکیل این شورا، اهداف اعضای حاضر در این شورا و امکان تحقق خلع سلاح حماس به عنوان مهمترین بخش طرح ترامپ پرداخته که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ ترامپ بار دیگر با راهاندازی شورایی با عنوان «شورای صلح» در غزه تلاش کرده صلح را از مسیر قدرت تحمیل کند. ماهیت این شورا چیست و این ابتکار میتواند راهکار واقعی برای نجات مردم غزه باشد؟
آنچه امروز با عنوان «شورای صلح ترامپ» مطرح میشود، پدیدهای عجیب و بیسابقه هم نیست. در گذشته نیز عناوینی مانند «کمیته فلسطین» یا «کمیته صلح» را مطرح شده بود. تفاوت امروز در این است که ترامپ بهعنوان شخصیتی شومن، رسانهای و تا حدی هنرپیشهمآب، تلاش میکند نام خودش را در همه ابتکارات برجسته کند.
ایکنا ـ این ابتکار را در مقایسه با تلاشهای پیشین آمریکا برای فلسطین، چگونه ارزیابی میکنید؟
در گذشته نیز نمونههای مشابهی وجود داشته است؛ از روند صلح اسلو گرفته تا اجلاس مادرید که حدود 30 سال پیش برگزار شد اما سؤال اصلی این است که چرا آمریکا بار دیگر به سراغ چنین ابتکاراتی رفته است؟ پاسخ روشن است؛ هیئت حاکمه آمریکا امروز بهطور جدی در باتلاق غزه گرفتار شده است.
آمریکا از یکسو بهصورت کامل از رژیم صهیونیستی حمایت کرده؛ از ارسال سلاح و پول گرفته تا ارائه اطلاعات و همکاریهای امنیتی. نتیجه این حمایتها، قتلعام مردم غزه بوده است؛ صدها هزار شهید و مجروح، آوارگی حدود دو میلیون نفر و ویرانی گسترده شهرهای نوار غزه. این واقعیتها را امروز همه جهان به چشم خود دیدهاند.
در چنین شرایطی، هیئت حاکمه آمریکا ناچار است حرکتی انجام دهد تا دستکم وجهه بینالمللی خود را ترمیم یا بازیابی کند؛ نه اینکه واقعاً قصد کمک به مردم فلسطین را داشته باشد.
ایکنا ـ نقش رژیم صهیونیستی در این روند را چگونه میبینید؟
هدف اصلی رژیم صهیونیستی نابودی کامل نیروهای مقاومت بود اما به این هدف نرسید. به همین دلیل، هم رژیم صهیونیستی و هم ایالات متحده امروز از منظر بینالمللی در یک مخمصه جدی پیرامون مسئله غزه، گرفتار شدهاند و مسئله غزه برای آنها به یک بحران حیثیتی تبدیل شده است.
ایکنا ـ چرا آمریکا تلاش میکند کشورهای دیگر را وارد این شورا کند؟
هدف آمریکا این است که نام کشورهای دیگر نیز در کنار نام خودش قرار بگیرد تا آنها هم درگیر این پرونده شوند و فشار افکار عمومی تنها متوجه واشنگتن نباشد. دقیقاً به همین دلیل بود که دیدیم برخی کشورها مانند فرانسه و نروژ، با وجود آنکه متحد آمریکا محسوب میشوند، عضویت در چنین شورایی را نپذیرفتند.
ایکنا ـ یکی از نقدهایی که به این شورا وارد میشود، تقابل این شورا در آینده با سازمان ملل است. این موضوع را چگونه تحلیل میکنید؟
مسئلهای که تا حدی جنبه طنزآمیز پیدا میکند این است که ایالات متحده خود به ناکارآمدی و بیاعتباری سازمان ملل اذعان میکند. معمولاً چنین نشستهایی درباره غزه ذیل سازمان ملل یا با عنوان آن برگزار میشد، اما امروز آمریکا همان سازمانی را که بهظاهر یک نهاد بینالمللی است، بیاعتبار معرفی میکند.
این در حالی است که سازمان ملل در واقع یک سازمان آمریکایی با عنوان بینالمللی است؛ مقر آن در آمریکا قرار دارد، بخش عمده بودجهاش را آمریکا تأمین میکند و ایالات متحده عضو دائم شورای امنیت آن است. با این حال، آمریکا اکنون همان سازمان را ناکارآمد و فاقد اعتبار میداند.
ایکنا ـ یعنی خود آمریکا عامل تضعیف سازمان ملل بوده است؟
دقیقاً همینطور است. بخش مهمی از بیاعتبار شدن سازمان ملل در ماجرای غزه، نتیجه اقدامات مستقیم آمریکاست. تمام فعالیتهایی که نهادهایی مانند آنروا و کمیساریای وابسته به سازمان ملل انجام میدادند، با فشار آمریکا یا ممنوع اعلام شد یا با برچسب «حمایت از تروریسم» مواجه شد.
به بیان دیگر، این آمریکاییها بودند که سازمان ملل را در پرونده غزه عملاً از کار انداختند و حالا همانها به بیاعتباری آن اذعان میکنند. البته منکر این نیستم که سازمان ملل اساساً هم ماهیتی بیاعتبار و فاقد استقلال واقعی دارد.
ایکنا ـ یکی دیگر از انتقادات مطرحشده، بحث دریافت منابع مالی از اعضای این شورا است. این موضوع را چگونه میبینید؟
نکته طنزآمیز دوم این است که آمریکا در قالب این طرح حدود 20 مادهای، تلاش کرده از کشورهای عضو شورا پول دریافت کند. حتی مطرح شده که هر کشور باید حداقل یک میلیارد دلار پرداخت کند تا صرف بازسازی غزه شود.
در حالی که در گذشته هم غزه بازسازی میشد، بدون اینکه چنین شورایی وجود داشته باشد یا آمریکا دخالت مستقیمی در آن داشته باشد. بسیاری از کشورهای مسلمان و حتی غیرمسلمان، در طول دهههای گذشته برای غزه هزینه کردهاند.
ایکنا ـ به چه نمونههایی از این کمکها میتوان اشاره کرد؟
در 30 سال گذشته، هر کشوری در حد توان خود یک بیمارستان یا نهاد عامالمنفعه در نوار غزه ایجاد کرده بود؛ اندونزی، پاکستان و تونس بیمارستان ساخته بود و کشورهای دیگر نیز همینطور؛ بنابراین نیازی به دستور آمریکا نیست که کشورهای دیگر برای کمک به یک منطقه تحت ستم و بحرانزده وارد عمل شوند. آمریکا در واقع تلاش میکند اقدامات خیرخواهانه دیگر کشورها را به نام خودش ثبت کند.
ایکنا ـ از تناقضهای موجود در ترکیب این شورا هم انتقاد شده است. ارزیابی شما چیست؟
یکی از تناقضهای آشکار این شورا، دعوت از روسیه و بلاروس است. آمریکا طی چهار یا پنج سال گذشته، روسیه را بهعنوان یک کشور مهاجم معرفی کرده و تحریمهای گستردهای علیه آن اعمال کرده است اما حالا همان روسیه و متحدش بلاروس را به این شورا دعوت میکند. این تناقضها و جنبههای مضحکهآمیز، همگی نشاندهنده گرفتار بودن ایالات متحده در باتلاق غزه است.
نکته بسیار مهم این است که اصولاً تأسیس رژیم صهیونیستی برای قتلعام فلسطینیها نبوده است. اگر چنین هدفی وجود داشت، میتوانستند همان سال ۱۹۴۷ همه فلسطینیها را قتلعام یا بهطور کامل از سرزمینشان اخراج کنند؛ همان کاری که استعمارگران در آمریکای شمالی یا استرالیا انجام دادند. هدف چیز دیگری بود، نه آنچه امروز بهصورت عریان در غزه شاهد آن هستیم.
ایکنا ـ شما معتقدید هدف از تأسیس رژیم صهیونیستی اساساً قتلعام فلسطینیها نبوده است. این هدف چه بوده و چرا چنین رژیمی در منطقهای فاقد منابعی مانند نفت و گاز شکل گرفت؟
هدف از تأسیس رژیم صهیونیستی در منطقهای که نه ذخایر قابلتوجه نفت و گاز دارد و نه حتی از نظر منابع آبی در وضعیت مطلوبی است، ایجاد یک «آزمایشگاه» یا «ویترین» برای جهان اسلام بود. استعمارگران میخواستند نمونهای بسازند تا به جهان نشان دهند مسلمانان تحت فشار یک رژیم استعماری، سر خم میکنند و تسلیم میشوند.
به بیان دیگر، قرار بود شکست و تسلیم مردم فلسطین بهعنوان سرانجام محتوم جهان اسلام معرفی شود و این الگو به همه کشورهای اسلامی تعمیم داده شود تا زمینه سلطه کامل بر جهان اسلام فراهم شود.
ایکنا ـ این نگاه را در بستر تاریخی استعمار چگونه تحلیل میکنید؟
در 500سالی که استعمار وجود داشته، اروپاییها تقریباً بر همه جهان غیر از جهان اسلام مسلط شدند. در آمریکای شمالی، استرالیا و نیوزیلند دست به قتلعام زدند؛ در آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب آسیا مردم را به بردگی کشاندند.
انگلیسیها مردم هند را به بردگی گرفتند، فرانسویها در آفریقا همین مسیر را رفتند، هلندیها در جنوب شرق آسیا همین سیاست را اجرا کردند اما در منطقهای که بعدها «خاورمیانه» نام گرفت، یعنی غرب آسیا، نتوانستند سلطه کامل پیدا کنند؛ چون مردم این منطقه مسلمان بودند و در برابر استعمار، جهاد و شهادت را انتخاب کردند و حاضر نشدند تن به ذلت بدهند.
ایکنا ـ پس نقش رژیم صهیونیستی در این پروژه چه بود؟
هدف از تأسیس اسرائیل این بود که بتوانند ذلیل شدن یک ملت مسلمان را بهصورت عینی نشان دهند و آن را به کل جهان اسلام تعمیم دهند. اما این پروژه شکست خورد.
مقاومت نزدیک به هشتاد ساله مردم فلسطین باعث شد هدف اصلی از تأسیس رژیم صهیونیستی محقق نشود. اگر امروز در جریان جنگ غزه شاهد قتلعام دهها هزار فلسطینی و ویرانی شهرها هستیم، این نشانه قدرت رژیم صهیونیستی نیست؛ بلکه نشانه ناتوانی آن است. هدف این بود که مردم فلسطین را به زانو درآورند و تسلیم کنند، نه اینکه چنین حجم عریانی از جنایت را در برابر چشم جهانیان مرتکب شوند.
ایکنا ـ این ناتوانی چه پیامدی برای آمریکا و متحدانش داشته است؟
قرار بود تسلیم مردم فلسطین بهعنوان یک باور به همه مسلمانان تحمیل شود اما این اتفاق نیفتاد. حالا که این پروژه شکست خورده، رژیم صهیونیستی و حامیانش در باتلاق گرفتار شدهاند.
به همین دلیل تلاش میکنند کشورهای دیگر، چه متحد آمریکا و چه کشورهای بهظاهر بیطرف، را وارد این پرونده کنند تا شاید با تعمیم بحران، راهی برای نجات رژیم صهیونیستی از این باتلاق پیدا کنند.
ایکنا ـ با توجه به اینکه هیچ نمایندهای از فلسطینیها در هیئت اجرایی موسوم به شورای صلح غزه حضور ندارد، این امر چه میزان نشانه بازگشت به سرمایهداری استعماری و نظام قیمومیت از یکسو و وادار کردن فلسطینیها به کوچ اجباری از سوی دیگر است؟
اصولاً تأسیس رژیم صهیونیستی یک حرکت کاملاً استعماری بود. رژیم موسوم به اسرائیل یک کلونی استعماری است که با مشارکت کشورهای استعمارگر غربی و همچنین استعمارگر جدید، یعنی ایالات متحده، شکل گرفته است.
این رژیم ماهیتی استعماری و نژادپرستانه دارد؛ دقیقاً مشابه رژیم سفیدپوست آفریقای جنوبی یا دولتهایی که اروپاییها در مستعمرات خود ایجاد میکردند. این مسئله کاملاً روشن و اثباتشده است و دیگر نیازی به استدلال تازه ندارد.
اما اینکه هیچ نمایندهای از فلسطینیها در این شورا حضور ندارد، دلیلش کاملاً روشن است؛ چون اساساً قرار نیست این شورا کاری برای مردم فلسطین انجام دهد. از همه مهمتر، آمریکا امروز هیچ فرد یا جریان معتبری در داخل جامعه فلسطین ندارد که بتواند او را بهعنوان نماینده فلسطینیها وارد این شورا کند.
در گذشته، تشکیلات ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) به رهبری یاسر عرفات را آمریکاییها وارد روند سازش کردند؛ از اجلاس مادرید و اسلو گرفته تا وایریور، مریلند و کمپدیوید دوم. قرار بود غزه و اریحا به یک حکومت مستقل تبدیل شود اما در نهایت آن وعدهها به یک محدوده بسیار کوچک و بیاختیار تقلیل یافت و مسئله استقلال فلسطین و پایتختی قدس و سایر موارد در حد تبلیغات در ماجرای روند سازش، باقی ماند.
ایکنا ـ وضعیت تشکیلات خودگردان فلسطین را در این میان چگونه ارزیابی میکنید؟
امروز تشکیلات خودگردان به رهبری محمود عباس عملاً به یک «پلیس درجه دو» برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده و هیچ وجهه و اعتباری در میان فلسطینیها ندارد.
در مقابل، حماس و جریان مقاومت پس از پیروزی در انتخابات مجلس فلسطین در سال 2004، از سوی آمریکا تروریستی اعلام شدند و رژیم صهیونیستی هم تلاش کرد آنها را سرکوب کند. در نتیجه، هیچ جریان یا تشکیلاتی در فلسطین باقی نمانده که آمریکا به آن حمله نکرده یا اعتبارش را تخریب نکرده باشد و حالا بتواند آن را بهعنوان نماینده فلسطین به این شورا دعوت کند.
ایکنا ـ چرا آمریکا حتی یکی از این جریانها را هم دعوت نکرد؟
اگر گروههای مقاومت را دعوت میکردند، عملاً به پیروزی فلسطینیها در جنگ غزه اعتراف کرده بودند. اگر تشکیلات خودگردان را مطرح میکردند، کسی در جامعه فلسطین آن را بهعنوان نماینده واقعی قبول ندارد.
به همین دلیل ترجیح دادند هیچ نمایندهای از فلسطین دعوت نکنند و همین مسئله بهروشنی نشان میدهد که این شورا قرار نیست دردی از مردم فلسطین دوا کند.
ایکنا ـ با توجه به عنوان «شورای صلح» و همزمانی آن با مرحله دوم آتشبس غزه، چشمانداز این شورا برای حل مسئله غزه را چگونه میبینید؟ آیا حماس به معنای واقعی خلع سلاح خود را میپذیرد؟
خلع سلاح حماس یا گروههای مقاومت اساساً از نظر مفهوم، بیمعناست. مگر سلاح خاصی نزد گروههای مقاومت است؟! گروههای مقاومت سلاح سنگین، تانک، نیروی هوایی، دریایی یا زرهی نداشتند که بخواهند خلع سلاح شوند. آنچه در اختیار داشتند، سلاحهای انفرادی ساده و دستساز بوده که در همه جای دنیا وجود دارد و اساساً تهدید راهبردی برای اسرائیل محسوب نمیشود. سلاحی از خارج از غزه در اختیار حماس یا گروههایی چون جهاد قرار نمی گرفته است.
ایکنا ـ اما اسرائیل همواره بر مسئله تسلیحات مقاومت تأکید دارد. این موضوع را چگونه باید دید؟
آنچه برای رژیم صهیونیستی واقعاً وحشتآور بود، راکتهایی بود که حماس و جهاد اسلامی از غزه به سمت شهرکهای اطراف و حتی گاهی تلآویو شلیک میکردند. جلوگیری از پرتاب این راکتها یکی از اهداف اصلی حمله به غزه بود. حتی راکتهای ضدتانک مانند «یاسین ۱۰۵» هم محصول توان داخلی فلسطینیها در کارگاههای زیرزمینی بود و باز هم میتواند تولید شود.
این سلاحها نه وارداتی بود و نه وابسته به شرکتهای بزرگ اسلحهسازی که آمریکا یا اسرائیل بتوانند جلوی آن را بگیرند. این راکتها توسط خود فلسطینیها و بهصورت بومی ساخته شدهاند و چیزی نیست که نتوان دوباره آن را تولید کرد. بنابراین خلع سلاح حماس بیشتر جنبه تبلیغاتی و نمایشی دارد تا بتوانند اینطور القا کنند که اسرائیل پیروز شده است.
ایکنا ـ با توجه به محاصره طولانی غزه، آیا چنین طرحهایی قابلیت اجرا دارند؟
باریکه غزه طی ۲۵ سال گذشته همواره تحت محاصره بوده است؛ از زمانی که رژیم صهیونیستی در دوران آریل شارون شهرکهای خود را تخلیه کرد و از غزه خارج شد. در تمام این مدت، غزه در شدیدترین محاصره زمینی، دریایی و هوایی قرار داشته است.
در چنین شرایطی، تصور اینکه با ایجاد شوراهای نمایشی یا فشارهای سیاسی بتوان مسئله غزه را حل کرد، کاملاً غیرواقعبینانه است.
ایکنا ـ با توجه به محاصره کامل غزه، ادعای خلع سلاح حماس تا چه حد واقعبینانه است؟
باریکه غزه از نظر هوایی و دریایی در محاصره کامل بوده و هست. از نظر زمینی نیز از 11 گذرگاهی که به فلسطین اشغالی منتهی میشد، اغلب توسط رژیم صهیونیستی بسته بوده و گذرگاه رفح در مرز مصر هم در بسیاری از مواقع از سوی دولت مصر مسدود شده است. بنابراین باریکه غزه عملاً در یک محاصره همهجانبه قرار داشته است.
در چنین شرایطی، اساساً مفهوم «خلع سلاح حماس» قابل فهم نیست. اگر منظور چند قبضه سلاح انفرادی مانند کلاشینکف یا M16 باشد، اینها هیچ تأثیر راهبردی بر امنیت رژیم صهیونیستی ندارد.
ایکنا ـ آیا با حذف حماس، مقاومت فلسطین پایان مییابد؟
اصلاً مسئله این نیست. حماس 50 یا 80 سال پیش وجود نداشت. گروههای مختلفی با گرایشهای فکری متفاوت ـ از ناسیونالیست و مارکسیست گرفته تا اسلامی ـ در طول دههها با رژیم صهیونیستی جنگیدهاند.
مسئله اصلی، خیزش مردم فلسطین و روحیه مقاومت در درون جامعه فلسطینی است. مردم فلسطین خواهان مبارزه با اشغالگر هستند، حاضر نیستند تسلیم شوند و تلاش میکنند سرزمین خود را بازپس بگیرند. مهم نیست پرچم این مبارزه دست چه گروهی باشد؛ مردم از آن حمایت میکنند.
ایکنا ـ این مقاومت چه پیامی برای غرب و استعمارگران دارد؟
این مقاومت نشاندهنده شکست غرب و استعمارگران در هدف اصلیشان از تأسیس رژیم صهیونیستی است. آنها نتوانستند مردم فلسطین را تسلیم کنند و این مسئلهای است که همچنان برایشان حلنشده باقی مانده است.
ایکنا ـ کشورهای اسلامی مانند عربستان، امارات، قطر و مصر که عضو شورای صلح غزه شده اند قرار است چه نقشی در این شورا ایفا کنند؟
آمریکا تلاش میکند خواستههای خودش را بهعنوان خواسته کشورهای عربی و اسلامی معرفی کند. واقعیت این است که کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات، اسلامی به معنای واقعی کلمه نیستند؛ آنها متحدان آمریکا هستند و در موارد متعدد به منافع جهان اسلام خیانت کردهاند.
نقش این کشورها در جنگ یمن، بحران سوریه، تجزیه لیبی و سودان کاملاً روشن است. این دولتها نماینده جهان عرب یا جهان اسلام نیستند؛ بلکه دولتهایی هستند که توسط استعمارگران شکل گرفتهاند و در امتداد سیاستهای غرب حرکت میکنند.
به عنوان مثال آلسعود در عربستان و آلنهیان در امارات باعث تجزیه لیبی، سودان و جنگ داخلی در آن شدند، همین امارات، قطر، بحرین و کویت و عربستان به یمن حمله کردند و یمن را بین خود تقسیم کردند، به گونهای که هفت سال صنعا را زیر شدیدترین بمبارانها قرار دادند. همینها باعث جنگ داخلی در سوریه شدند. اینها کشورهایی نیستند که نماینده جهان عرب یا کشورهای اسلامی باشند.
ایکنا ـ نقش مصر را در جنگ غزه چگونه ارزیابی میکنید؟
حکومت مصر به رهبری عبدالفتاح السیسی با کودتا و زور اسلحه به قدرت رسیده و برآمده از اراده مردم نیست. حتی اقلیتهای مسیحی نیز حکومت سیسی را قبول ندارند و بلافاصله مورد حمایت غربیها واقع شد. بنابراین برآمده از نظرات ملت مصر نیست و هرچه انجام داده در جهت خدمت به منافع رژیم صهیونیستی بوده است. در جریان جنگ غزه، دولت مصر گذرگاه رفح را مسدود کرد و اجازه نداد آب، غذا و تجهیزات به مردم فلسطین برسد؛ اقدامی که کاملاً در حمایت از منافع رژیم صهیونیستی بود. اگر مصر یک کشور اسلامی واقعی بود، اولین اقدامش بازگشایی گذرگاه رفح و کمکرسانی به مردم غزه میبود.
ایکنا ـ بحث کوچ دادن مردم غزه تا چه حد واقعی است؟
اگر قرار بود مردم غزه کوچ کنند، زیر بمبارانهای دو سال گذشته این اتفاق میافتاد. امروز که آتشبس برقرار شده و صحبت درمورد کوچ دادن مردمی که دو سال جنگیدند و دو هزار نفر تلفات دادند و 200 هزار نفر معلول و مجروح شدند، مطرح نیست؛ این موضوع بیشتر یک عملیات روانی و تبلیغاتی رسانههای غربی است که در امتداد خواست هیئت حاکمه آمریکا و رژیم صهیونیستی بازتولید میشود.
رژیم صهیونیستی در باریکه غزه شکست خورده و به اهدافش نرسیده است؛ هدف آنها جلوگیری از عملیات ضدصهیونیستی، پرتاب راکتها به اراضی اشغالی، نابودی گروههای مقاومت بهویژه حماس و آزادسازی اسرای صهیونیست با زور اسلحه بود نه مذاکره اما هیچکدام محقق نشد.
در نهایت، صهیونیستها مجبور شدند از طریق مذاکره و با آزادسازی اسرای فلسطینی، اسرای خود را آزاد کنند؛ دقیقاً همان چیزی که مقاومت از روز اول مطرح کرده بود.
اگر حماس واقعاً نابود شده بود، اساساً امروز کسی درباره «خلع سلاح حماس» صحبت نمیکرد. نفسِ طرح این موضوع، اعتراف ضمنی به این است که حماس و جریان مقاومت همچنان وجود دارند.
از سوی دیگر، امنیت شهرکهای رژیم صهیونیستی هم تأمین نشد؛ چراکه تا آخرین روز پیش از آتشبس، فلسطینیها همچنان توانایی پرتاب راکت داشتند و در آینده هم این توان را خواهند داشت.
ایکنا ـ در نهایت، جنگی که از سال ۲۰۲۳ آغاز شد، به چه سرانجامی رسید؟
جنگ غزه که رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۳ آغاز کرد، با شکست اهداف اصلی آن همراه شد. نه مقاومت نابود شد، نه امنیت شهرکها تضمین شد و نه اراده مردم فلسطین شکسته شد.
امروز رژیم صهیونیستی و حامیانش در باتلاقی گرفتار شدهاند که خودشان آن را ایجاد کردند و تمام شوراها و طرحهای نمایشی، تلاشی برای خروج آبرومندانه از این شکست است.
انتهای پیام