اکبر کریمی، مدرس ارتباطات و رسانه در گفتوگو با ایکنا با اشاره به اینکه پیش از آنکه جنگی آغاز شود، جامعه آن را زندگی میکند؛ در تیترها، در هشدارها، در رصد بیوقفه اخبار و در اضطرابی که بهتدریج به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود، گفت: در فضایی که هنوز هیچ موشکی شلیک نشده، ذهن جمعی در وضعیت آمادهباش دائمی قرار گرفته است.
کریمی با اشاره به تغییر بنیادین ماهیت خبر در فضای معاصر، گفت: ما وارد دورهای از تعلیق خبری مزمن شدهایم؛ وضعیتی که در آن، جریان مداوم سناریوها، پیشبینیها و هشدارها جایگزین روایت رویدادهای تحققیافته میشود. تعلیق خبری مزمن وضعیتی است که در آن افکار عمومی، در غیاب رویداد واقعی، پیامدهای روانی آن را از پیش تجربه میکند. در چنین شرایطی «پیشخبر» نهتنها مهمتر از خبر میشود، بلکه به عنصر مسلط زیست رسانهای بدل میگردد.
این مدرس ارتباطات و رسانه در تحلیل رفتار مخاطبان تأکید کرد: چککردن وسواسگونه اخبار را نباید به کنجکاوی سطحی یا هیجانزدگی فروکاست. این رفتار واکنشی طبیعی به نااطمینانی ساختاری است. انسان در شرایط مبهم، بهطور غریزی به دنبال نشانههای هشدار میگردد و رسانههای دیجیتال دقیقاً همین نیاز را تغذیه میکنند. کاربری که نیمهشب تلفن همراهش را برمیدارد، اغلب نه برای دانستن یک خبر تازه، بلکه برای اطمینان از اینکه «چیزی شروع نشده»، در حال تجربه جنگی است که هنوز آغاز نشده است.
وی تأکید کرد: جنگ رسانهای امروز الزاماً با دروغپراکنی مستقیم یا روایتهای جعلی شناخته نمیشود. شکل معاصر این جنگ، بیش از هر چیز مبتنی بر انباشت فرساینده اطلاعات است؛ وضعیتی که در آن حجم بالای تحلیلها، شایعات و روایتهای متناقض، توان تشخیص و داوری مخاطب را بهتدریج تحلیل میبرد. ترس و خشم نه از یک پیام مشخص، بلکه از تداوم این فشار شناختی و زیستن طولانیمدت در وضعیت هشدار زاده میشوند.
این مولف حوزه رسانه نقش شبکههای اجتماعی را با نگاهی غیرسیاسی تحلیل و عنوان کرد: مسئله اصلی، بیش از آنکه به جهتگیریها مربوط باشد، به منطق پلتفرمها بازمیگردد. الگوریتمها به محتوایی پاداش میدهند که واکنش فوری ایجاد کند و همین امر باعث میشود روایتهای هشداردهنده، هیجانی و نگرانکننده، حتی اگر ناقص یا مبهم باشند، بیشتر دیده شوند. در مقابل، تحلیلهای آرام، تدریجی و تأملبرانگیز به حاشیه رانده میشوند؛ نه به دلیل کماهمیت بودن، بلکه به دلیل ناسازگاری با منطق اقتصاد توجه.
وی درباره دیدگاههایی که این فضا را حاصل یک مهندسی آگاهانه و هدفمند افکار عمومی میدانند، گفت: آنچه امروز مشاهده میکنیم، بیشتر نتیجه همافزایی ناخواسته چند عامل است: رقابت رسانهها برای دیدهشدن، منطق الگوریتمها و نیاز روانی مخاطب به قطعیت و فضای مبهم سیاست بینالملل. تقلیل این پدیده پیچیده به یک اراده واحد، بیش از آنکه روشنگر باشد، تحلیل علمی را مخدوش میکند.
کریمی هشدار داد: خطر اصلی این وضعیت، عادیسازی اضطراب است. وقتی جامعه برای مدت طولانی در وضعیت هشدار باقی میماند، اضطراب از یک واکنش موقت به یک وضعیت پایدار تبدیل میشود. در چنین شرایطی، عقلانیت جمعی تضعیف میشود و حتی خبرهای واقعی نیز یا با بیحسی یا با بدبینی افراطی مواجه میشوند؛ این وضعیت نه به نفع حاکمیت است و نه به نفع منتقدان؛ بلکه مستقیماً کیفیت زیست اجتماعی را هدف قرار میدهد.
این مدرس ارتباطات و رسانه بر بازتعریف رابطه مخاطب با خبر تأکید کرد و گفت: البته مسئولیت مدیریت این وضعیت صرفاً بر عهده مخاطب نیست. ساختارهای رسانهای، پلتفرمها و تولیدکنندگان محتوا نیز در قبال سلامت روان جامعه مسئولاند. با این حال، یکی از نشانههای سواد رسانهای پیشرفته، توانایی تفکیک خبر از سناریو و پذیرش ندانستن موقت است؛ اینکه مخاطب بداند آگاه بودن الزاماً به معنای در معرض بودن دائمی نیست.
کریمی ادامه داد: گاهی کمتر دیدن، به فهم دقیقتر منجر میشود. در جهانی که خبر بهطور بیوقفه تولید میشود، فاصلهگرفتن آگاهانه از جریان هشدار، نه بیمسئولیتی، بلکه شکلی از مراقبت شناختی است؛ مراقبتی که امکان تحلیل، داوری و تصمیمگیری عقلانی را حفظ میکند.
وی در پایان گفت: ما در دورهای زندگی میکنیم که جنگها ممکن است هرگز آغاز نشوند، اما اضطرابشان زودتر از هر سلاحی به ذهن و زندگی مردم نفوذ میکند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی نه این است که چه کسی خبر را تولید میکند، بلکه این است که جامعه چگونه با خبر زندگی میکند؛ تمایزی که تعیین میکند رسانه ابزار آگاهی باشد یا حامل فرسودگی روانی.
انتهای پیام