کد خبر: 4060651
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۰:۴۳
سیدمجتبی حسینی:

ممکن است ما هم مصداق «الذین کفروا» باشیم

سیدمجتبی حسینی ضمن تفسیر آیه 43 سوره رعد بیان کرد: ممکن است ما هم مصداق «الذین کفروا» باشیم، یعنی به یک چیزی کفر بورزیم یا یک نعمتی را بپوشانیم و کفر نعمت کنیم.

به گزارش ایکنا، جلسه تفسیر قرآن سیدمجتبی حسینی، پژوهشگر و مفسر قرآن، شب گذشته هشتم خردادماه با محوریت سوره رعد برگزار شد.

وی در این جلسه به تفسیر آیه 43 سوره رعد پرداخت. خداوند در این آیه می‌فرماید: «وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ؛ و كسانى كه كافر شدند مى‏‌گويند تو فرستاده نيستى بگو كافى است‏ خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است ميان من و شما گواه باشد».

گزیده متن جلسه را در ادامه می‌خوانید؛

آیه می‌فرماید پیامبر(ص) می‌گوید که او رسول خداست ولی کفار می‌گویند تو از طرف خدا نیامده‌ای. اگر کافر هستند یعنی خدا را قبول ندارند معنا ندارد که بگویند تو از طرف خدا نیامده‌ای. شاید بگوییم معنای حرفشان این است؛ خدایی وجود ندارد که تو رسولش باشی. معنای دیگر این است که می‌گویند تو رسول خدا نیستی. نکته اینجاست که خدا به این افرادی که رسالت پیامبر(ص) را نفی می‌کنند «الذین کفروا» اطلاق می‌کند. میان «کافر» و «الذین کفروا» تفاوت وجود دارد. «الذین کفروا» یعنی کسانی که ممکن است خدا را قبول داشته باشند ولی چیزی را پنهان کرده‌اند. ممکن است ما هم مصداق «الذین کفروا» باشیم، یعنی به یک چیزی کفر بورزیم یا یک نعمتی را بپوشانیم و کفر نعمت کنیم. ممکن است یک نفر اسمش جزء کفار نباشد ولی مصداق «الذین کفروا» باشد. با این تعریف از کفر، مشکل اول حل می‌شود یعنی کسانی که رسالت را نفی می‌کردند خدا را قبول داشتند.

عبارت بعدی آیه می‌فرماید: «قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ». پیامبر(ص) فرموده من از طرف خدا آمدم، کفار می‌گویند تو از طرف خدا نیامدی، بعد پیامبر(ص) می‌فرماید خود خدا شاهد است و دلیل دیگری لازم نیست. از اینجا معلوم می‌شود مشکل سر خود خدا نیست بلکه مشکل سر رسالت است. در قضیه صلح حدیبیه هم نامه را با نام خدا آغاز کردند و با خود خدا مشکلی نداشتند و با رسالت مشکل داشتند.

«شهیدا» یعنی چه؟ ما ایرانی‌ها وقتی کسی در راه خدا کشته می‌شود شهید می‌نامیم، در حالی که در زبان عربی به چنین افرادی مستشهد می‌گویند. شهید عنوانی است که ممکن است برخی مستشهدین یا برخی غیر مستشهدین به دست بیاورند چنانکه در برخی روایات آمده است: «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً».

شهادت در دو مقام است، یک مقام تلقی و یک مقام ارائه. مقام تلقی یعنی من جایی بودم، در حضورم یک عملی انجام شده است و من شاهد آن عمل بودم، این شهادت در مقام تلقی است. شهادت در مقام ارائه یعنی من به دادگاه بروم و شهادت بدهم که یک عملی را مشاهده کردم. اگر بگوییم خدا در این آیه در مقام تلقی است یعنی دیدم تو رسول هستی، اگر بگوییم در مقام ارائه است یعنی من گواهی می‌دهم در مقام رسالت هستی. شاید برایمان سخت باشد بگوییم در مقام تلقی است لذا از آن می‌گذریم و می‌گوییم شهادت در مقام ارائه است. چه کسی شهید است؟ خدا. کجا می‌خواهد ارائه کند؟ «بینکم»، اما خدا چگونه می‌خواهد شهادت بدهد؟

یک رابطه عمیقی بین آدم‌ها با خدا وجود دارد. بحث حجت در روز قیامت از اینجا شروع می‌شود. با درجه‌بندی‌های ما سخت است بفهمیم خدا چگونه شهادت می‌دهد ولی روز قیامت این حقیقت را به ما نشان می‌دهند. واقعیت این است که در زندگی زنگارهایی روی فطرت می‌نشیند ولی با بروز برخی مشکلات در زندگی این زنگارها کنار می‌رود و می‌فهمیم خدایی است که ما را رها نکرده است.

علم الکتاب؛ علم یا قدرت؟

عبارت بعدی آیه می‌گوید: «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ». در تفاسیر شیعی آمده است که مقصود از این فرد، امیرالمومنین(ع) است. با این توصیف معنای آیه این است که شهید میان توی پیامبر(ص) و مردم، علی(ع) است. اگر آیه می‌گفت علی(ع) شاهد است، یک مشکل به‌وجود می‌آمد و آن اینکه زمانی که پیامبر(ص) به رسالت رسید علی(ع) کجا بود ولی تعبیر «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» این مشکل را برطرف می‌کند، یعنی علی(ع) این اطلاعات را از علم الکتاب گرفته است. به عبارت دیگر، کسی که علم الکتاب داشته باشد می‌تواند نسبت به این مسئله آگاهی داشته باشد؛ چنانکه آیه ششم سوره سبا می‌فرماید: «وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ و كسانى كه از دانش بهره يافته‏‌اند مى‏‌دانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است و به راه آن عزيز ستوده [صفات] راهبرى مى‌‏كند».

پس ویژگی که می‌تواند موجب شهادت بر رسالت پیامبر(ص) باشد اوتوا العلم بودن است، آن هم علم الکتاب. علم الکتاب همانی است که در آیه دیگری می‌خوانیم: «قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ». این علم است یا قدرت است؟ سوال این بود که علی(ع) چگونه می‌خواهد شهادت دهد؟ پاسخ این است هرچه باشد سخت‌ترین از آوردن تخت بلقیس نیست. داشتن این علم به تو توانایی می‌دهد منتهی هر کس دنبال یک نوع توانایی است. یک نفر می‌خواهد ساختمانی را جابجا کند، یک نفر می‌خواهد در دل تو نفوذ کند. هنر علی(ع) در خیبر کندن نیست، هنر ایشان باز کردن در دل‌های ماست. بنابراین کسی که علم الکتاب دارد می‌تواند شهادت بدهد این پیامبر(ص) فرستاده‌ای از طرف خداوند است.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :